انتخاب بین احمق بودن و بی‌شرف بودن

چند بار و چند جا نوشتم و گفتم که «جز جنایتکاران و شرکا و اعوان و انصارشان فقط دو دسته در انتخابات نمایشی و غیر دموکراتیک حکومت شرکت می‌کنند: بی‌شرف‌ها و احمق‌ها»، چندنفر از دوستان و خویش و قوم ما [که در اصل نه دوست ما هستند و نه خون و خلق و خوی مشترک داریم] می‌گویند که: «ما می‌دانیم چه رژیم گندی داریم، اما مجبوریم برای از دست ندادن موقعیت تحصیلی و مادی و مالی مهر آغا بخورد بر شناسنامه ما ، و یک دسته چهارم هم اضافه کن به دسته‌بندی شرکت کنندگان در نمایش مشروعیت بخش نظام: دسته مجبوری‌ها، و یا حتی اگر می‌خواهی دسته ترسوها»!

نه عزیزان دل مادر، بهانه‌‌تان هرچه باشد، با یک نگاه عمیق به درونتان درخواهید یافت، که در یکی از دو دسته بی‌شرف‌ها و احمق‌ها جای می‌گیرید، و سعی کنید که نه خودتان را گول بزنید، و نه آن چیزی جلوه کنید که نیستید!

لازم به تاکید است که دسته‌بندی جانی‌ها و بی‌شرف‌ها و احمق‌ها بسیار لغزنده است و طیف، و قرار گرفتن در یکی می‌تواند به آسانی شما را به آن‌سو و این‌سوی آن نیز بکشاند!

باز کنید شامپاین برای بچه‌های بی‌بی‌سی و...

در این دو سه هفته، کارکنان بخش فارسی بی‌بی‌سی و صدای آمریکا و رادیو فردا همت عالی کردند برای داغ کردن تنور انتخابات نمایشی مقام معظم و خوش خدمتی به نفع اصلاح‌طلبان.

عشق‌ این جماعت به این نظام و کشور ایران، عشق دوری و دوستی است، و کلاه و کلاه گیس‌شان را باد هم بیاورد اینجا، محال است که بیایند دنبالش، از بس که می‌دانند به سهم خودشان چه گندی زده‌اند به ایران، و چه خدمتی‌کرده‌اند در جهت استمرار عمر نظام جنایتکار و مستبد مذهبی آن.

حالا همه‌شان منتظرند که ببینند نتیجه کارشان چه می‌شود و لیست انگلیسی‌ها می‌رود مجلس یا لیست روسی‌ها و چینی‌ها، یا تلفیقی دوستانه از هر دو، و این زمان، یعنی همین لحظات بلاتکلیفی، زمان مناسب باز کردن شامپاین است، که بعد سرشان خیلی شلوغ خواهد شد.

دیروز به ویژه، و نیز دو سه روز پیش‌تر از آن، مشکل اساسی داشتیم با استفاده از اینترنت زغالی ایران و گرنه زودتر سفارش می‌دادم که برای این جماعت شامپاین باز کنند! 

روز پس از انتخابات نمایشی: افزایش نرخ کرایه تاکسی، اتوبوس و مترو در تهران

دولت بنفش تصمیم گرفت که نرخ کرایه تاکسی ۱۵ درصد افزایش یابد و نرخ کرایه مترو و اتوبوس متوسط ۱۲ درصد افزایش یابد.

مثال
فرض کنید کرایه تاکسی در مسیری کوتاه هزار تومان است، با ۱۵ درصد اضافه می‌شود هزار و صد و پنجاه، پس از چند روز درگیری بین رانندگان و مسافران برای نداشتن پول خرد، کرایه این مسیر رسما می‌شود هزار و پانصد تومان، یعنی ۵۰ درصد گرانی!

مثال دوم
فرض کنید کرایه تاکسی در مسیری کوتاه پانصد تومان است، با ۱۵ درصد اضافه می‌شود ۵۷۵ تومان، پس از چند روز درگیری بین رانندگان و مسافران برای نداشتن پول خرد، کرایه این مسیر رسما می‌شود هزار تومان، یعنی ۱۰۰ درصد گرانی!

ظاهرا مشکل گران شدن این چنینی خارج از دسترس دولت بنفش است، اما اینطور نیست، این دولت نیز تا توانسته پول بدون پشتوانه چاپ کرده و می‌کند که به معنای بی‌ارزش شدن بیشتر پول رایج است و وقتی پول چنان بی‌ارزش می‌شود که مبالغ کمتر از هزار تومان، فقط بار سنگین کردن جیب و کیف است، این‌گونه اضافه نرخ‌ها تعارف اصفهانی است!

و 
یادمان باشد که افزایش نرخ بنزین و کرایه همیشه برابر است با افزایش بهای تمامی کالاها و خدمات!

از جمله رای دهندگان به انتخابات نمایشی

برای ثبت در تاریخچه این وبلاگ
ظاهرا جناب میرحسین موسوی و مهدی کروبی به اتفاق خانم بچه‌ها در انتخابات سال ۹۴ شرکت کردند و رای دادند، چرا؟ حتما به این علت نبوده که مغز خر خوردند یا برای رای دادن تحت فشار حکومتی بودند یا آلزایمر گرفتند نسبت به تقلب و مهندسی در انتخابات ۸۸ و حصر!

هنرمندان حکومتی زیر نیز در این انتخابات پشت به منافع ملی و ملت کردند:
«احمد مسجد جامعی، محمد بهشتی، سید محمود دعایی، خشایار دیهمی، افشین علا، سهیل محمودی، ساعد باقری، احمد پورنجاتی، عبدالجبار کاکایی، محمدعلی نجفی، حسین پاکدل، عبدالحسین مختاباد، رضا کیانیان، پرویز پرستویی، داریوش کاردان، همایون اسعدیان، حسام الدین سراج، کیومرث پور احمد، ضیاء الدین دری، پیمان معادی، شهاب حسینی، حمید فرخ نژاد، حبیب رضایی، مازیار میری، سجاد افشاریان، افشین هاشمی، حسن معجونی، فرهاد اصلانی، مجید مظفری، محسن امیریوسفی، فرزاد موتمن، حسین دهباشی، بزرگمهر حسین پور، امیرجعفری، نوید محمدزاده، رضا داودنژاد، بهرام رادان، صابر ابر، مهدی پاکدل، بهتاش صناعی‌ها، مصطفی کیایی، محسن کیایی، پوریا عالمی، تورج اصلانی، ابراهیم نبوی، پرویز جاهد، پیمان قاسم‌خانی، مهراب قاسم‌خانی، محسن تنابنده، امیرمهدی ژوله، علی وفایی، علی قربان‌زاده، امیرحسین رستمی، حسین زمان، بیژن بنفشه خواه، مهرداد صدیقیان، سام نوری، ساعد سهیلی، برزو ارجمند، حمید کاویانی، مهرداد فرید، محمود فرجامی، کوروش نریمانی، محمد نادری، رضامولایی، حامد داراب، مسعود مرعشی، آیدین سیارسریع ، احسان گنجی، سید علی صالحی، پیروز ارجمند، ایرج تقی پور، هادی رحمتی، رضا مولایی، احمدرضا کاظمی، علی شادمان، محمود رحمانی، علی آهنگر، علی لهراسبی، مازیار فلاحی

خانم ها:
فاطمه معتمدآریا، مرضیه برومند، رخشان بنی اعتماد، نیکی کریمی، فرشته طائرپور، منیژه حکمت، پریوش نظریه، ترانه علیدوستی، باران کوثری، پانته آ پناهی‌ها، مهناز افشار ، فاطمه راکعی، هنگامه قاضیانی، هیلا صدیقی، سیده نرگس موسوی خامنه، بهاره رهنما، ستاره اسکندری، الهام کردا، پرستو گلستانی، لیلی رشدی، الهام پاوه نژاد، مینا ساداتی، آزاده صمدی، عاطفه رضوی، ریما رامین فر، مهتاب کرامتی، باران جعفری، روشنک عجیمیان، نیلوفر لاری پور، غزل شاکری، پریناز ایزدبار، بهنوش بختیاری، تهمینه میلانی»

آیا رای این جماعت و همه کسانی‌که که در انتخابات شرکت کردند باعث تغییری در ساختار کشور و حتی بقول خودشان یه خیلی خیلی کم بهبود می‌شود و حکومت از دست خامنه‌ای و امثال جنتی و مصباح و یزدی خارج می‌شود؟ لازم نیست صبر کنیم تا پاسخ را بیابیم، نگاهی به گذشته و تجربه‌های تلخ گذشته و ساختارهای موجود کافی است.

باری! جز جنایتکاران و شرکا و اعوان و انصارشان فقط دو دسته در انتخابات نمایشی و غیر دموکراتیک حکومت شرکت کردند: بی‌شرف‌ها و احمق‌ها؛ بنظر شما جماعت فوق به کدام یک از این سه دسته تعلق دارند؟

مزه
با ذکر این نکته که جماعت فوق به لیست اصلاح‌طلبان و روحانی و رفسنجانی و جنایتکاران درون آن و با آگاهی نسبت به شرایط حاکم بر مجلس حکومتی و شیوه و راه و رسم حکومت رای دادند، دو سه نظر بامزه ختم کلام است:

رخشان بنی‌اعتماد‌‌: «ما رای می‌د‌‌هیم چون هستیم، با شرکت د‌‌ر انتخابات مانع می‌شویم نمایند‌‌گان غیرواقعی به مجلس شورای اسلامی راه پید‌‌ا کنند‌‌ رای د‌‌اد‌‌ن ما نه گفتن به انحصارطلبی است و از نمایند‌‌گان واقعی زنان حمایت می‌کنیم»!

کیومرث‌ پوراحمد‌‌: «برای اینکه روز و روزگار بهتری د‌‌اشته باشیم، یک بار راه خشونت را رفتیم، به ترکستان بود‌‌، الان هم که سوریه و لیبی و… پیش چشمان‌مان است به گمانم فقط یک راه می‌ماند‌‌ همین، صند‌‌وق رای»!

آزاده صمدی: «من با اعتماد رای می دهم»!

فاسد کردن اخلاق توسط اصلاح‌طلبان

زیر یک لینک فیسبوکی که مربوط می‌شد به رای دادن به ری‌شهری جنایتکار، چند تن از فارسی‌زبان آگاه[!] چنین ابراز عقیدت فرمودند:

امید معمار: «مردم [جنایات ری شهری را] فراموش نكردن، ولى ما براى گذار به دموكراسى بايد اين مسير رو طى كرد» [هشتگ دموکراسی با طعم جنایت و جرم]

فیروزه گلسرخی: «احساس نكبت باري دارم ولي براي هر گونه پيشرفت ولو جزيي راهي جز اين نميبينم كه با چشم بسته و با دستكش و اكراه راي بدهم» [هشتگ همکاری با جنایتکاران با طعم عذاب وجدان]

حسین محسن زاده: «بعضي وقت ها آدم مجبور ميشه براي دفع شر بزرگتر به شر كوچكتري پناه ببره» [هشتگ توجیه و مغلطه و انحطاط]

فرزین پاک نیا: «کارمان به جایی رسیده است که برای اینکه آقای جنتی و ... رای نیاورند باید به ری‌شهری و درّی نجف‌آبادی جنایتکار و ... رای بدهیم» [#انحطاط]

امیر ایمان پرست: «در اینجا ما به ری شهری رای نمیدیم بلکه به جنتی نه میگوییم تا بدین وسیله مخالفت خودمان را با نظارت استصوابی نشان دهیم» [هشتگ توجیه و مغلطه و انحطاط]

مجتبی داودی: «نباید مبنای ما عملکرد [یعنی جنایت و رفتار ضد بشری] سی سال قبل آنها باشد» [هشتگ توجیه و مغلطه و انحطاط]

جلال سجادی: «واقعیت اینه که در حال حاضر، وضعیت امروز ما بیشتر از اینکه متاثر از اعمال ری شهری باشه متاثر از اعمال جنتی هست» [#آلزایمر]

محمد نصیری: «رای دادن به ریشهری تایید ایشون نیست و نه گفتن به جنتیه» [هشتگ توجیه و مغلطه و انحطاط]

فرهاد کیان: [با رای دادن به ری‌شهری جنایتکار] «قدمی حتی کوچک جهت بهبود آینده این کشور و جوانان برداریم» [هشتگ بهبودی وطن با طعم جنایت]

بهرام مستوفی: «ری شهری از کثیف ترین چهره های نظامه از لحاظ اخلاقی، ولی میتونه الان برای ما مفید باشه» [هشتگ از فواید جنایتکاران]


[نوشته‌های درون [] جهت توضیح واضحات اضافه شده است]


سخن حکیمانه:
انتخابات نمایشی نظام چند روز دیگر تمام می‌شود، اما این رسوایی و روسیاهی اصلاح‌طلبان برای همیشه باقی می‌ماند!

هشتگ‌های مرتبط:
#ماله‌کشی #ماست‌مالی #فساد #سقوط #بی‌اخلاقی #انتخابات #انتصابات #اصلاح‌طلبان #اصلاح‌_طلبان‌ #ایران #خودفروشی #فاحشه‌گری #لاپوشانی #رسوایی #فاحشه_سیاسی #انحطاط #ری‌شهری


«مثلث جیم»، و «جنتی بهتر است یا ری‌شهری»!

جنتی بهتر است یا ری‌شهری

همگان دانند که جنایات محمد محمدی ری‌شهری بیشتر از احمد جنتی است و کارهای ضد فرهنگی جنتی بیشتر از ری‌شهری، از این دو مقوله که بگذریم، به استناد تمامی فعالیت‌های این دو در این ۳۷ سال و حتی به استناد قوانین و شرایط نمایندگی هر دو التزام عملی به خامنه‌ای دارند و هیچ سند و مدرکی وجود ندارد که یکی از این دو فعالیتی به نفع زنان یا دموکراسی یا آزادی‌خواهی یا مبارزه با فساد و جنایت برداشته باشد، اما...

اما رد صلاحیت بسیاری از اصلاح‌طلبان و حسن خمینی به پای احمد جنتی گذاشته شده، و این به اعتقاد اصلاح‌طلبان و مزدوران خارج‌نشینشان یعنی که ری‌شهری بهتر از جنتی است!

ملاک وضعیت فعلی
اصلاح‌طلبان و همفکرانشان در مورد جنایتکاران نظام معتقدند که ملاک وضعیت فعلی آن‌هاست و جنایت‌ها و ندانم‌کاری‌های پرهزینه گذشته را باید فراموش کرد.

محمد محمدی ری‌شهری٬ وزير پيشين اطلاعات، همین ۲۶ خرداد فرموده‌اند:
«وظيفه روحانيت حفظ «خط رهبر» است و روحانيت بايد فراتر از جريان‌های سياسی حرکت کند، جريان‌های سياسی نيز وظيفه دارند از «خط رهبر» حمايت کنند و در اين ميان روحانيت بايد تلاش کند تا در اين خط «تحريفی» صورت نگيرد»
به علاوه عاقلانه نیست وقتی کسی در قدرت نیست یا در حال حاضر امکان کشتن و شکنجه افراد را ندارد، ملاک آدم بودنش به حساب آید!

مثلث جیم

معادل کم و بیش یکسان محمد یزدی و محمد‌تقی‌ مصباح یزدی،  اکبر هاشمی رفسنجانی و قربانعلی دری نجف‌آبادی هستند. در جنایت و حماقت و فساد و دزدی، همه‌شان مجرم و همکار، و همه نوکران و یاوران نظام فاسد جنایتکار مذهبی هستند!

به علاوه مگر آلزایمر می‌گذارد بیاد آوریم که همین رفسنجانی تروریست و دزد و فاسد و جنایتکار، در مدتی که در ریاست مجلس خبرگان جیب خود و همپالکی‌هایش را پر می‌کرد، بقدر کافی التزام عملی خود را نسبت به آغایش نشان داد، و آلزایمر چه بد دردی است!

فرق مثلث جیم [جنتی و یزدی و مصباح] و مثلث ماق [محمد و اکبر و قربانعلی] چپاول بیشتر توسط این شاخه نظام و آن شاخه نظام است و این وسط چیزی نصیب مردم نمی‌‌شود، مگر بی‌شرفی و حماقت رای به بزرگ جنایتکاران!

مشق شب
بروید تحقیق کنید که «مجمع تشخیص مصلحت نظام» چیست و کارش چیست و اعضایش را چه کسی انتخاب می‌کند و فعالیت مفید اکبر هاشمی رفسنجانی که همیشه ریاست این مجمع را بر عهده داشته چه بوده یا نبوده [منظور مفید به حال مردم و مملکت و بهبود امور این دو است، نه وضعیت مالی خودش و شرکایش]!

وقاحت از نوع اصلاح‌طلبان

یک عده می‌گند: «رای ندادن شما چه تاثیری در سرنوشت ما در این ۳۷ ساله داشته است؟»

این مغلطه است، در این ۳۷ سال اکثریت با تحریمی‌ها نبوده و هر آنچه که بر سر همه رفته ناشی از رای دادن‌های اکثریت است، که نخستینش همان رفرندام کذایی جمهوری اسلامی است!

حتی قرار نیست با تحریم اکثریت مردم، همه چیز اصلاح شود، تحریم فقط یک گام است در مبارزه با انتخابات دروغین و نبود آزادی انتخابات و تلاش برای حق انتخابات!

باز هم وقاحت اصلاح‌طلبان
یک عده می‌گند: «شرکت در انتخابات، جنبش سبز را بوجود آورد و رعشه به اندام این حکومت انداخت»!

بروید مطالعه کنید، کار اصلاح‌طلبان اعتراض‌های خیابانی و سنگر بستن و جنگ و شورش و جنبش راه انداختن نیست، اما به یقین کارشان سرکوب و خواباندن جنبش سبز بود!

آن‌هایی که رعشه بر اندام حکومت و به تبع آن بر اندام اصلاح‌طلبان که بخشی از حکومت‌اند انداختند، مردم ناراضی بودند، چه کسانی که رای ندادند، و چه کسانی که فهمیدند رای‌دادنشان در این نظام و انتخابات نمایشی آن، وقتی به مصلحت نظام نیست، شمرده نمی‌شود.

بر عکس فریبکاری مغلطه گران، انتخابات نمایشی سال ۸۸ نشان داد که رای دادن و شرکت در نمایش انتخاباتی رژیم کار عاقلانه‌ و انسانی نیست!

رفراندم از نوع اصلاحات

یک عده می‌گند: «با شرکت در انتخابات و رای ندادن به نمایندگان خامنه‌ای در حقیقت خود خامنه‌ای را رد صلاحیت کنیم و یک نه بزرگ و ملی به خامنه‌ای بگوییم و این انتخابات را به یک رفراندوم تبدیل کنیم»!

در انتخاباتی که خامنه‌ای برایشان چیده، با داوطلبانی که همه‌شان نماینده خامنه‌ای هستند و مطیع و منقاد نظام جنایتکار مذهبی، و فرقشان، فرق جیب‌شان است، و شرکت در انتخابات نمایشی رژیم به معنای حمایت از خامنه‌ای و نظام جنایتکار ایران و مشروعیت بخشیدن به آن است، شرکت در این نمایش هر چه باشد «نه به خامنه‌ای» نمی‌تواند باشد.

اگر منظور از رفرندام این است که مثلا بین جیب رفسنجانی‌چی‌ها و جیب یزدی یکی را انتخاب کنیم، بله می‌شود گفت این رفرندام پر کردن جیب‌هاست، اما اگر منظور نه گفتن به خامنه‌ای است، فقط تحریم گسترده انتخابات به معنای نه به خامنه‌ای و تمامی جنایتکاران دزد و فاسد همکارش می‌باشد!

رای سلبی و رای اعتراضی

بازی انتخاباتی اصلاح‌طلبان

یک عده می‌گند: «ما کور و کر و خر نیستیم، می‌دونیم این‌ها همه‌شون دزد و بی کفایت و جنایتکارند، اما ما رای سلبی می‌دیم تا «اونا» انتخاب نشن، و «اینا» انتخاب بشن تا وضعیت مملکت یه خورده بهتر بشه»!

«اونا» کیستند؟ 
«اونا» همکار و رقبای «اینا» هستند، و «اینا» به همان اندازه «اونا» در ویرانی ایران و فساد و جنایت‌ها و حماقت‌ها و تندروی‌ها و استبداد شریک‌ جرمند، دعوایشان هم سر صندلی مجلس است که برای خودشان و فرزندان و شرکایشان نان و آب دارد؛ اما اگر بتوانند کاری بکنند، وضعیت جیب خودشان را یک خورده‌ای بهترتر می‌کنند!

و
اما آن‌هایی که فریب بازی «اینا» را خوردند، حتما کور و کر و خر هستند!

نجاست اصلاح‌طلبان و باقی قضایا

اصلاح‌طلبان برای نشستن سر سفره غنی چ‍‍پاول و جنایت نظام جنایتکار مذهبی ایران در انتخابات پیش روی مجلس خبرگان تعدادی از نماینده‌های علی خامنه‌ای را مورد حمایت خود قرار داده‌اند، از جمله :
  • یوسف طباطبایی‌نژاد٬ نماینده علی خامنه‌ای در اصفهان  
  • مرتضی مقتدایی٬ قاضی دادگاه‌های انقلاب 
  • هاشم حسینی بوشهری٬ مجری سیاست‌های علی خامنه‌ای در حوزه‌های علمیه
  • محمدعلی موسوی جزایری٬ نماینده علی خامنه‌ای در استان خوزستان
  • غلامعلی نعیم‌آبادی٬ نماینده علی خامنه‌ای در استان هرمزگان
  • علی رازینی٬ رئیس سابق دادگاه ویژه روحانیت
  • غیاث‌الدین طه‌محمدی٬ نماینده علی خامنه‌ای در همدان ...


آیت‌الله بی‌بی‌سی
بی‌بی‌سی فارسی چنان آشش را شور کرده که صدای اصولگرایان را در آورده و صبحت از لیست بی‌بی‌سی و لیست انگلیسی و برائت از آن می‌شود، موضوعی که به یقین به آسانی از کنار آن نمی‌گذرند، و باید منتظر عواقب آن برای جماعتی شد که مورد حمایت آشکار بی‌بی‌سی در جهت طرد همکاران سابقشان قرار گرفته‌اند.

تا کنون تنی چند از داوطلبان از بودن در لیست اصلاح‌طلبان برائت جسته‌اند:

محمد بهرامی خوشکار و امان‌الله علیمرادی بردسیری دو نامزد مجلس خبرگان رهبری از حوزه انتخابیه کرمان هستند که با انتشار اطلاعیه‌ای از اصلاح‌طبان اعلام برائت کرده‌اند.

محمدعلی موحدی کرمانی یکی دیگر از نامزد‌های محافظه‌کاران هم اعلام کرده که «یاران اعتدال بی‌اجازه نام من» را در فهرست انتخاباتی خود گنجانده‌اند.

سید هاشم حسینی بوشهری٬ هم گفته «بزرگواران و آقایان حاضر در لیستی که انگلیسی‌ها از آن حمایت می‌کنند، نباید سکوت کنند.»

محمدعلی تسخیری و هاشم بطحایی نیز از فهرست هاشمی رفسنجانی اعلام برائت کردند.

سرلشکر سیدحسن آقایی فیروزآبادی نیز گفته کسانی که آمریکا و انگلیس از آنها حمایت کردند، اگر اعلام برائت نکنند، مجرم بوده و در این توهین شریکند.

آخوند روحانی
این وسط، حسن روحانی، با حساب اینکه اکثر ایرانیان از حکومت ناراضی‌اند و اکثریت کسانی که رای‌می‌دهند نیز از جمله ناراضیان هستند، و کسب رای اینان نان و آبی برای خودش و دیگر یاران و خویشان دزد و جنایتکارش می‌شود، بیشتر با اصلاح‌طلبان و رفسنجانی‌چی‌ها لاس می‌زند و می‌پرد، بدون آن‌که بداند این لاس زدن‌ها می‌تواند به بهای جان و جیبش تمام شود!

انتخاباتی متفاوت
فراموش نکنید همانطور که با رد صلاحیت‌های گسترده اصلاح‌طلبان شروع کردند، مانند دوره‌های قبل برنامه گسترده نیز دارند برای مهندسی انتخابات پس از رای دادن‌ها.
این انتخابات، اگر مانعی سر راهشان قرار نگیرد، برنامه مهندسی حذف اصلاح‌طلبان و رفسنجانی‌چی‌هاست، اگر اجازه دهند کسی از این دو باند به دو مجلس برود مطمئن باشید از پیش اخته‌اش کردند!

سخن حکیمانه
عاقل باشید و فریب بازی‌های شاخه‌های نظام و بی‌بی‌سی فارسی را نخورید. این نظام جهنمی پوسیده است و زمان آن فرارسیده که با پس گردنی آن را روانه زبانه دادن تاریخ کنیم، و عاقلان دانند راست و دروغ ماجرا را!

تحریم انتخابات حکومت و توییت‌های من

در انتخابات نمایشی ِ مشروعیت بخش رژیم ایران، به جز جنایتکاران حاکم و همکاران و نوکرانشان، فقط دو دسته شرکت می‌کنند: بی‌شرف‌ها و احمق‌ها!


آن‌هایی که با #حصر و #یادآر و جلوگیری از حضور تندرو ها، نمایش انتخابات را داغ می‌کنند، بخوبی می‌دانند در ایران آلزایمر رواج عام دارد!


کارشان به اینجا رسیده که می‌گند: «به داعشی بی‌ریش رای بدهید تا داعشی ریشو انتخاب نشود»! (هشتگ اصلاح‌طلبی داعشی و ریش و پشم انتخابات)


اصلاح‌طلب: «من به جنایتکاران هم‌خطم رای می‌دهم تا جنایتکاران رقیب‌مان انتخاب نشوند»!


علیرضا رضائی: «خوبی لیست‌های انتخاباتی اصلاح‌طلب‌ها اینه که غیر از اصلاح طلبا، اینترپل هم دنبال خیلیاشون می‌گرده.»!


قبلا در انتخابات جمهوری اسلامی، انتخاب بین بد و بدتر بود، امسال انتخاب بین بدتر و بدتر است و دفعه بد مردم فقط می‌توانند به بدتر رای بدهند!


کار اصلاحات در ایران به آنجا رسیده که با اینترپل لیست مشترک و مشابه می‌دهند!


اصلاح‌طلب: «جنایتکار ما حالا بچه خوبی شده، گذشته‌اش را فراموش کنین و بهش رای بدین»!


هشت سالی که دولت و مجلس دست ‫‏اصلاح‌طلبان‬ بود و اکثریت مردم پشتشان، زمان حذف تندروها در ساختار رژیم و پایه‌گذاری و استحکام قانون‌مندی و ‫‏دموکراسی‬ بود، در شرایط فعلی امکان ‫‏اصلاحات‬ وجود ندارد و اینک زمان ‫‏سرنگونی‬ حکومت فساد و دزدی و حماقت و جنایت است! (هشتگ اصلاحات دروغین و اصلاح‌طلبان فریبکار)


اگر ‫‏اصلاح‌طلبان‬ نتوانستند یا نخواستند نظام فاسد حاکم را اصلاح کنند، همراهی با جنایتکارانی چون ‫‏رفسنجانی‬ و ‫‏ری‌شهری‬ و دری نجف‌آبادی در ‫‏انتخابات‬ نمایشی رژیم نشان می‌دهد که نظام این‌ها را خوب اصلاح کرده است! (هشتگ بی‌شرمی و حیا سیری چند؟)


آن‌هایی که به بهانه عدم حضور ‫‏تندرو‬ ها مردم را به شرکت در ‫‏انتخابات‬ نمایشی حکومت اسلامی ‫‏ایران‬ دعوت می‌کنند بخوبی می‌دانند که اولین تندروهای این رژیم خودشان بودند، و دولت‌های خودشان در به قدرت رساندن تندروها همراه و همکار و همفکر بودند! (هشتگ آلزایمر امت همیشه در صحنه) (هشتگ خمینی، بزرگ تندرو و بزرگ اقتدارگرا و امام همیشگی اصلاح‌طلبان)

آینده ایران از چشم دکتر رنانی: شورش پابرهنگان

جناب محسن رنـانی اقتصاددان و استاد دانشگاه اصفهان در روز ۱۲ بهمن ماه ۱۳۹۴ نامه‌ای به شورای نگهبان نوشت و برای نجات نظام مورد علاقه‌اش آنان را نصیحت نمود به حذف نکردن اصلاح‌طبان و آشتی ملی با آنان!

البته، ایشان اولین کسی نیست که فکر می‌کند با نامه نوشتن و پند و اندرز دادن می‌تواند در استبداد حاکم موثر شود، و عاقلان دانند که آنچه که در دیکتاتور و دیکتاتوری موثر است پس گردنی است، نه نصیحت!

طبعا شورای نگهبان به سخنان این دلسوز نظام جمهوری اسلامی گوش نداد و مطیع فرمان‌هایی شد که به آنان رسیده بود.

اصلاح‌طلبان نا محترم هم بی‌تفاوت نسبت به آنچه پیش‌بینی جناب اقتصاد دان است، ترجیح‌ دادند نمایش انتخاباتی رهبر معظم‌شان را داغ کنند تا ببیند که بعد چه بلایی بر سرشان خواهد آمد.

پیش بینی جناب دکتر:
«با تداوم رکود ما شاهد امواج ورشکستگی و تعطیلی بنگاههایی خواهیم بود که چند سال است به امید گشایشی در اقتصاد ایران، و علی‌رغم زیان ده بودن، خود را سرپا نگه‌داشته اند... نظام بیمه و تامین اجتماعی ما که هم اکنون با کسری گسترده منابع رو به روست... وارد مرحله بحران خواهد شد چرا که نه تنها نمی‌تواند از بیکاران جدید حمایت کند بلکه در تامین حقوق چندین میلیون بازنشسته کنونی نیز به بن بست بر می‌خورد.  
این را بیفزایم که تشدید فشاری که بواسطه بر خانواده ها خواهد رفت و آنان را از تامین نیاز هشت تا ده میلیون بیکاری که سربار زندگی آنها هستند عاجز خواهد کرد، در کنار یازده میلیون‌ حاشیه نشینی که سهم‌شان از این کشور جز فقر و بیکاری و آوارگی نبوده است، شرایطی را به‌وجود خواهد آورد که یک جرقه، یک حادثه، یک مرگ ناگهانی، یک اعتراض پیش‌بینی نشده، یک انفجار، یک اعتراض، یک تحصن، یک سخن نابه‌جا و یک حرکت نامعقول می‌تواند امواجی از بحران اجتماعی نظیر اعتراضات فقرا و حاشیه‌نشینان و پابرهنگان را برانگیزاند. 
اگر ما با شورش پابرهنگان روبه رو شویم دو راه داریم. یا سکوت کنیم و شاهد درهم ریزی باشیم یا دست به سرکوب خشونت‌بار بزنیم... 
وقتی فقرا و حاشیه نشینان و پابرهنگان که وضعیتشان محصول ناکارایی مدیریتی ما در چهار دهه گذشته است اعتراض و شورش می‌کنند، رهبری پذیر و مدیریت‌بردار نیستند. آنان وقتی شورش خود را آغاز کردند یا تا دستیابی به نتیجه ادامه می‌دهند یا وارد فرایندی خسارت بار می‌شوند. یعنی فرایند گفت‌و‌گویی شکل نمی‌گیرد.
اگر پلیس آنان را بزند آنان نیز سنگ و چوب برمی‌دارند و اگر به آنان شلیک شود آنان نیز سلاح های سرد و گرم بیرون می‌آورند... خسارتهای فیزیکی و اقتصادی هر یک از این شورش های محدود (نظیر شکستن و آتش زدن اماکن دولتی و عمومی) بسیار فراتر از خسارتهای کل اعتراضات مدنی سال ۸۸ بود... 
اگر میلیون ها بیکار، حاشیه نشین و فقیر دست به اعتراض بزنند و شورش پابرهنگان شکل بگیرد... آنان فقط وضع موجود را نمی‌خواهند و تا در‌هم ریزی وضع موجود به شورش خویش ادامه می‌دهند... 
اکنون اگر با تعمیق بحران اقتصادی در تمام مناطق کشور با شورش پابرهنگان روبه‌رو شویم نظام چه خواهد کرد؟ اگر عقب نشینی کند انتظام ملی فرو می‌ریزد و حتی می‌تواند به فروپاشی ملی بینجامد. و اگر سرکوب کند بی گمان به خشونتی خونبار و گسترده گرفتار خواهد شد که حتی اگر موفق شود، برای دو دهه کشور را وارد فاز امنیتی و نظامی‌گری خواهد کرد و می‌دانیم که در قرن بیست و یکم کشوری که در مدیریت داخلی اش به نظامی گری روی بیاورد کشور ورشکسته‌ای تلقی می شود و از طرف دنیا نیز با فشارهای عظیم روبه‌رو خواهد شد که می‌تواند به شکست و فروپاشی جمهوری اسلامی بیانجامد. »

در حاشیه خنگی اقتصاددان قصه ما
استاد علاوه بر اعتقاد به دموکراتیک بودن حکومت اسلامی ایران، و اعتقاد به موثر بود مجلسش با وجود عدم تغییر در ساختار نظام، و اعتقاد به اعتدال، تدبیر و امید دولت حسن روحانی، باور دارد [یا داشت؟] که:
«وقتی مقام معظم رهبری از همه ملت حتی کسانی که نظام را قبول ندارند برای حفظ کشور دعوت به مشارکت درانتخابات می‌کنند به منزله این است که این عزیز به دشواری شرایط در پیش روی کشور آگاه است»! 
می‌دانیم که مقام معظم، این عزیز دل استاد، چندان آگاه نیست و اندکی بعد سخنش را تکمیل کرد که منظورش از مشارکت همگی، رای دادن بوده و نه کاندید شدن!

باری، یکی از مشکلات ما ایرانیان این است که بسیاری از باسوادان رده بالای ما، خیلی جاها، بی‌سواد هستند و خنگ، و این می‌تواند ناشی از سیستم آموزشی ما باشد!

فقط باید شکر گزار باشیم که این استاد می‌تواند بحران‌های فزاینده‌ای ناشی از عملکرد رژیم را ببیند و آینده سیاه نظامش را پیش‌بینی کند!

کاش استاد روزی به این آگاهی برسد که اصلاح‌طلبان به همان اندازه رقبایشان در پیدایش و رشد بحران‌ها و تباهی ایران مقصرند و چاره کار تداوم همکاری و تحمل شاخه‌های مختلف نظام نیست!

سخن آخر استاد
«اما سخن آخرم با مردم خوب کشورم: هموطنان عزیز، دستان لرزان پیران و بزرگان شورای نگهبان دیگر به خوبی کار نمی‌دهد. ما خود باید مراقب آینده این کشور که در دستان این بزرگان است باشیم و نگذاریم نقش بر زمین شود. پس ما نه در مقابل، بلکه باید درکنار شورای نگهبان بایستیم و هر کجا احساس کردیم آن بزرگان به علت کهولت سن در حفاظت از منافع ملی ما ناتوانند ما پا پیش نهیم و نگذاریم منافع ملی ما و آینده فرزندان‌مان بر زمین بی‌ثباتی و ناامیدی و سرخوردگی فروافتد.» 
و
«صمیمانه و ملتمسانه عرض می‌کنم مبادا رد صلاحیت گسترده باعث شود شما با انتخابات قهر کنید. هیچ دموکراسی کامل و مطلوبی وجود ندارد، همه دموکراسی ها در حال تکامل هستند. آمریکا پس از ۲۴۰ سال تمرین دموکراسی تازه اولین رئیس جمهور رنگین پوست را پذیرفته است.»

سخن آخر و پیام استاد برای مردم ۲۴۰ سال دیگر تحمل و همراهی با این جنایتکاران فاسد و دزد و نادان است، بدبختی اینجاست که اینطور که پیش می‌رویم آن موقع نه ایرانی وجود خواهد داشت نه ایرانی ساکن ایران!

گوسفندان در راه‍‍پیمایی حکومتی ۲۲ بهمن

هر چه فکر می‌کنم شرکت ده‌ها هزار نفر [کودکان را استثنا ‌کنیم] در کارناوال حکومت جنایتکار برای سالگرد تباهی‌ها، جنگ، پس‌رفت، ووو را چگونه تعریف کنم، چیزی جز تشبیه این جماعت به گوسفندان به ذهنم نمی‌رسد!

فرقی نمی‌کند که چه توجیه و دلیل و بهانه‌ای برای شرکت‌شان در راهپیمایی رژیم دارند، با میل و رغبت آمده‌اند یا با زور و تهدید و تطمیع، حوصله‌شان سر رفته، یا رفتند برای دختربازی یا پسربازی، یا تماس از نوع نزدیک در ازدحام، یا به هر دلیل کوفت و زهرمار دیگر، بهانه هر چه باشد، حضورشان در این سیرک، گوسفند صفتی است.

برای گوسفند خواندنشان، توضیح بیشتری لازم نیست وقتی سی و چند سال دلیل و برهان را نمی‌بینند یا نمی‌فهمند!

بع بع بع...

***

یکی از وظایف اساسی ما، پس از سرنگون کردن این رژیم، آگاه کردن و آگاهی دادن به این گوسفندان است و این مشکل‌ترین کار آن دوران است، خدا به ما صبر دهد!

وزیر و دانشگاه فیلترباف و ماتحت دنیای مجازی

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفته: «۱۱ دانشگاه در زمینه فیلترینگ هوشمند شبکه‌های اجتماعی در حال فعالیت هستند و به نتایج مطلوبی نیز دست یافته‌اند تا بتوان این طرح را به خوبی اجرا کرد»!

مردم دنیا، وزیر ارتباطات و فناوری دارند، ما هم وزیر ارتباطات و فناوری داریم، دانشگاه اون‌ها دنبال علم و دانش و پیشرفت است، دانشگاه ما دنبال فیلترینگ است!

فیلترینگ هوشمند یعنی چه؟

فیلترینگ هوشمند به زبان آدم یعنی دسترسی به سایت‌ها یا بخش‌هایی از سایت‌های خودی‌ها، همراه‌ها، همفکرها، خودسانسورها، بی‌آزارها، بی‌صداها، زبون‌بسته‌ها، کس‌خل‌ها، گوسفندصفت‌ها آزاد باشد، بقیه‌اش بطور خودکار فیلتر شود!

تا این لحظه، چند صد میلیارد تومان حیف و میل کردند و هنوز معلوم نیست سرانجام کارشان چه خواهد شد.

فیلترینگ هوشمند خوشایند اصلاح‌طلب‌های نظام است تا بتوانند در جهان آزاد تبلیغ کنند که در ایران فیبسوک و توییتر و تلگرام و یوتیوب و غیره آزاد و باز است، و فقط برخی صفحات غیر اخلاقی مسدود می‌شود [این «فقط برخی...» را اگر لازم شد، یواشکی، و با لبخند ظریفانه و با فونت ریز می‌گویند].

اصولگراها در این امور رو راست و صادق و حسینی هستند، اهل دلقک‌بازی‌ از نوع فیلترینگ مودبانه و دموکراتیک نیستند و رک و راست، و خشک و خشن، شمشیر دو لبه و زنگ زده حضرت علی را فرو می‌کنند تو ماتحت دنیای مجازی!

بازی گرشاد

گرشاد
آنگونه که در سایت گِرشاد آمده «اپلیکیشن اندروید گرشاد راه حلی است برای شهروندان ایران تا بدون روبرو شدن با گشت ارشاد در شهر تردد کنند.»

سایت گِرشاد توضیح می‌دهد:
«گرشاد یک نقشه از شهرهای مختلف ایران است‌، به همراه اطلاعات به‌روز از آخرین نقاطی که گشت ارشاد در آنجا حضور دارد. شما با نگاه کردن به نقشه شهری که در آن زندگی می‌کنید می‌توانید مسیر‌هایی را انتحاب کنید که احتمال برخورد با گشت در آن‌ها کمتر باشد. همزمان وقتی به یک گشت ارشاد در نقطه‌ای از شهر برمی‌خورید، می‌توانید با صرفاً چند ثانیه و به راحتی، مکان آن را در گرشاد نشانه‌گذاری کنید و دیگر شهروندان را از گرفتار شدن در دام نجات دهید.»
من بر اساس تجربه به چیزی که سایت کلمه و بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا مبلّغ آن باشند اعتماد ندارم، به علاوه معلوم نیست چه کسی [یا کسانی] این اپلیکیشن را ساخته‌اند و امنیت کاربرانش را چه کسی تامین می‌کند.

گرشاد بیشتر شبیه یک بازی اجتماعی است، همانطور که مردمی که از گشت ارشاد گریزانند می‌تواند با آن بازی کنند و گزارش دهند، گشت ارشاد و سربازان امام زمان هم می‌توانند مکان‌های انحرافی گزارش کنند، و چه بسا گشت ارشاد با گرشاد ارشاد[!] کند!

امنیت
می‌دانیم که می‌توانند مکان دارندگان موبایل را مشخص کنند، به گفتگوها گوش دهند و پرونده‌ای از مسیرها و رفت و آمدها و تماس‌های هر فرد بایگانی کنند، اما پرسش این است که اپلیکیشن‌های اجتماعی چقدر امن است و امنیتی‌ها تا چه حد می‌توانند در این زمینه کنجاوی خود را ارضا کنند!

گرشاد و گشت یواشکی
اصلاح‌طلبان دوست ندارند چیزی را اصلاح‌کنند، اما دوست دارند همه چیز یواشکی و بدون آزردن نظام انجام شود، مردم آزادی یواشکی داشته باشند، یواشکی بی‌حجاب شوند، یواشکی گشت ارشاد را دور زنند، یواشکی ساز بزنند و یواشکی آواز بخوانند، و در پایان روز هر دو سوی مردم و حکومت، خوش و خندان بروند خانه‌شان، خواب خوش ببینند و باور کنند که چقدر همه چیز آرومه و چقدر خوشبختند.

سخن حکیمانه: 
دلخوشی‌های کودکانه‌ای چون گرشاد مفت چنگ خودشان!

آزادی و حقوق شهروندی را فقط می‌توان با پس‌گردنی و زور پس گرفت، و حفظ کرد!

نگذاریم بجای مبارزه برای رسیدن به مطالبات بر حق‌مان، با بازی‌ و دودوزه‌بازی سرگرممان کنند!

اکبر گنجی و تبلیغ شرکت در انتخابات مهندسی شده

اکبر پونز مهره امنیتی نظام جنایتکار ایران مردم را به شرکت در انتخابات فرمایشی نمایشی و مهندسی شده خبرگان تشویق می‌کند.

مخلص کلامش این است که وقتی یک نظام سیاسی «دموکراتیک نباشد» و «حقوق بشر را رعایت نکند» مشروعیت نخواهد داشت، پس معنی ندارد انتخاباتش را تحریم کرد، چون وقتی نظامی مشروعیت ندارد، شرکت گسترده مردم در انتخابات به این نظام مشروعیت نمی‌دهد، پس باید در انتخابات شرکت کرد!

ظاهرا ایشان منظور مخالفان جمهوری اسلامی را از واژه «مشروعیت» درنیافته‌اند یا عوامفریبی می‌کنند.

مشروعیت‌ [Legitimacy] از دیدگاه ما رابطه مستقیمی با حقوق بشر و دموکراسی [و یا شرع اسلام] ندارد، «مشروعیت» به معنای باور کردن عمومی و قبول داشتن یک نظام است، یعنی این نظام از دید عامه مردم یا اکثریتشان قانونی پنداشته شود، هر چند نظامی مستبد و جنایتکار چون عربستان باشد. بحث سر قدرت است و توانایی در قدرت ماندن، و باور به این توانایی یعنی مشروعیت!

شرکت اکثریت مردم در انتخابات از دید غربی‌ها‌ [و برای بسیاری در داخل] به این معناست که فعلا رژیم ماندنی است و بر امور تسلط دارد و اکثریت ایرانیان هنوز خواهان این نظام هستند، این موضوع به ویژه پس از اعتراضات مردمی سال ۸۸ که تا نزدیکی سقوط نظام پیش رفت حائز اهمیت است.

موضوع فقط آبرو و حقوق بشر نیست، بحث بر سر یک مشت دلار است، دنیا مایل نیست در کشوری سرمایه‌گذاری کند که پایه‌هایش سست باشد و با حکومتی داد و ستد کند که هر آن ممکن است کله پا شود.

دشمنی و رقابت با خامنه‌ای
مشکل آقای اکبر گنجی و رفسنجانی و اصلاح‌طلبان دموکراسی و حقوق بشر نیست، مشکل این‌ جماعت باند خامنه‌ای است و سپاه و اعوان و انصارشان، برای همین اکبر پونز در مورد شرکت در انتخابات می‌گوید:
«محل نزاع، مشروعیت بخشی به جمهوری اسلامی نیست، محل نزاع حذف نمادهای اصلی خامنه‌ای و بنیادگرایی دینی از طریق انتخابات است.»
ایشان از مردم می‌خواهد به امثال رفسنجانی جنایتکار و تروریست و دزد و دیگر امنیتی‌های هم‌شاخه‌شان رای دهند تا بر شاخه رقیب فائق شوند [تا این وسط لقمه چرب‌تری هم بیندازند جلوی اکبر گنجی].

اکبر یادش نباشد ما یادمان هست که همین اکبر هاشمی رفسنجانی سال‌ها رئیس همین مجلس خبرگان رهبری بوده و نگاه چپ هم به رهبر نینداخت، اصلا خودش رهبر را رهبر کرد، اما اکبر پونز این چیزها را بیاد ندارد، و حتما یادش هم نیست چرا به او می‌گویند اکبر پونز!

اکبر پونز می‌گوید:
«در فرایندهای گذار از دیکتاتوری به دموکراسی، همیشه دموکراسی خواهان از شکاف‌های درون رژیم استفاده کرده و از بخش میانه رو/اصلاح طلب رژیم علیه بخش افراطی آن برای گذار استفاده کرده‌اند.»
این جانوران قبلا برای رسیدن به دموکراسی خیالی‌شان فقط روی شاخه اصلاح‌طلب نظام شرط‌بندی می‌کردند، حالا بیچاره‌ها باید پای مهره‌های امنیتی و جنایتکاری چون حسن روحانی و دار و دسته‌اش و جنایتکار دزد و بی‌آبرو و دیکتاتور صفتی چون رفسنجانی را به میان بکشند، احتمالا کمی بعد و با به چنگ آوردن کل قدرت توسط سپاه، اکبر گنجی برای انتخابات بعدی تبلیغ خواهد کرد که باید با همخوابگی با «آیت الله جنتی، آیت الله محمد یزدی و آیت الله مصباح یزدی» به دموکراسی رسید!

اکبر ادامه می‌دهد:‌
«این رویکرد حاصل تجربه‌های موفق گذار به دموکراسی است، نه تجربه‌های سرنگونی ای که نظام دیکتاتوری جدیدی را جایگزین دیکتاتوری سابق می‌سازد، یا کشور را به مرداب جنگ داخلی سوق می‌دهد».
نظام دیکتاتوری تمامیت خواهی چون نظام جنایتکار مذهبی ایران را فقط با زور و پس گردنی می‌توان پایین کشید، اگر هر تلاش آزادیخواه و دموکراسی‌طلبی به دیکتاتوری ختم شده، دلایل خاص خود را دارد و از جمله یک دلیلش می‌تواند وجود امثال اکبر گنجی و یاران واپسگرای حزب‌اللهی خط امامی‌ فعلا اصلاح‌طلبش باشد!

مطلب مرتبط:
مهندسی مجلس خبرگان

یاران نظام در غربت خوش آب و هوا؟

پرسش: چرا حامیان جمهوری اسلامی به ایران باز نمی‌گردند؟

پاسخ: آن‌ها به این دلیل بر نمی‌گردند که از هر جهت خارج بهتر از ایران  ِ جمهوری اسلامی است، آن‌ها به این دلیل بر نمی‌گردند که فرستاده شدند تا ماموریت‌شان را انجام دهند!

انتخاب بد و بدتر اصلاح‌طلبان

پرسش: چرا اصلاح‌طلبان بعد از کلاهی که در انتخابات مهندسی شده سال ۸۸ بر سرشان گذاشته شد و بلاهایی که همان‌موقع بر سرشان آوردند، همچنان دنبال شرکت در انتخابات فرمایشی و نمایشی نظام هستند، حتی اگر هیچ‌کدام از کاندیدهایشان به مجلس راه نیابد؟

پاسخ: چون شرکت گسترده مردم در انتخابات، برای نظام، در داخل و خارج، مشروعیت می‌آورد، و به دوام و بقای آن کمک می‌کند؛ تحریم گسترده انتخابات مساوی است با ضربه به ستون نظام و آغازی برای پایان نظام که مساوی است با دستگیری و محاکمه و مجازات واقعی همه کسانی که همکار و همراه نظام بودند و این چیزی است که اصلاح‌طلبان نمی‌خواهند و از آن در هراسند!

مهندسی مجلس خبرگان

سایت انقلاب اسلامی پس از توضیحاتی در مورد مهندسی حساب شده ردصلاحیت‌ها، افشا می‌کند:
«در حوزه‌های زیر تنها یک نامزد تأیید صلاحیت شده‌است:
۱- حوزه انتخابیه آذربایجان غربی: هر سه کاندیدای مورد تایید این استان، اگر خودشان بخود رأی بدهند، نماینده مجلس خبرگان می‌شوند!...»
سایت انقلاب اسلامی توضیحات مبسوط در مورد حوزه‌ها و کاندیدها را ادامه می‌دهد تا می‌رسد به تهران:
«حوزه انتخابیه تهران یکی از حوزه های بسیار مهم در این دوره از انتخابات است. در این حوزه هم مهندسی چنان انجام گرفته‌است که اکثریت از دسته خامنه‌ای – اگر نه نزدیک به تمام – از صندوقها بیرون خواهند آمد... 
جز هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی،  حتی اگر تنها ۹ تن از «خودی‌های» خامنه‌ای «انتخاب» شوند، حد اقل، ۹۰ «نماینده» مجلس خبرگان، از دسته خامنه‌ای خواهند شد. دقیق بخواهیم، هرگاه بگذارند اسامی روحانی و هاشمی رفسنجانی از صندوق بیرون آید، مجلس خبرگان، نزدیک به صد در صدی از آن خامنه‌ای است. مهندسی او خالی از نقص است. 
تنها عاملی که مهندسی خامنه‌ای صد درصد نقص می‌کند، تحریم هرچه گسترده‌تر انتخاباتی چنین رسوا است
حالا یک عده مزدور و یک عده احمق شعار دهند که باید در انتخابات نمایشی فرمایشی نظام شرکت کرد تا تندروها وارد مجلس نشوند.

ماندگاری در دنیای مجازی

یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌های کشف شده، سنی درحدود دو هزار و پانصد سال دارد، بنظر شما نوشته‌های منتشر شده در دنیای مجازی چقدر عمر خواهند کرد؟

ابتدا کمی در مورد سازوکارهای انتشار و حفظ منتشر شده‌ها در دنیای مجازی بگوییم.

دنیای مجازی حرفه‌ای
برای داشتن یک وبسایت حرفه‌ای به سه چیز نیاز است، دامنه، فضای مجازی و برنامه‌ای برای مدیریت مطالب. ارزان‌ترین دامنه را در ایران می‌توان برای مدت یکسال به کمتر از ۵ هزار تومان اجاره کرد، کمترین هزینه برای داشتن فضای مجازی ۲۹ هزار تومان در سال است و برای مدیریت مطالب‌ هم می‌توان از سیستم‌های رایگان استفاده کرد، اگر چه با افزایش مطالب و افزایش بازدید باید بیشتر پرداخت،  اما اگر کسی نتوانست همین هزینه اندک را بپردازد، یا امکان پرداخت را نداشت، بطور مثال بیمار شد، به زندان افتاد، یا مرد، چه بر سر مطالب و سایتش خواهد آمد؟

همانطور که اجاره‌نشین‌ها را، وقتی بدحسابی کنند، می‌اندازند توی خیابان، و برای صاحب‌خانه‌ها مهم نیست مستاجرشان نویسنده یا عکاس یا شاعر خوبی باشد، در دنیای مجازی نیز وقتی زمان قرارداد به پایان رسید و به هر علتی کسی نتوانست آن را تمدید کنید، تمامی مطالبش دود می‌شود می‌رود هوا.

علاوه بر این ممکن است بدلایل فنی از سوی میزبان سایت یا حتی مستاجرش همه چیز به فنا رود.

دنیای مجازی رایگان
دنیای مجازی امکانات بسیاری را بطور رایگان در اختیار کاربران قرار می‌دهد و هزینه‌های این کار را از انتشار آگهی و غیره تامین می‌کنند. سرویس‌های وبلاگ نویسی مثل بلاگر و وردپرس و شبکه‌های اجتماعی چون فیسبوک و تویتر و فرندفید از این دستند یا بودند!

عشق آسان نمود اول
مشکل سایت‌های رایگان این است که پول و سود و زیان حرف اول را می‌زند و حرف آخر را، که البته کاملا منطقی است، از این رو دلخوش نباید بود که نوشته یا عکسی تا ابد در آنجا پاسداری شود.

چندی پیش سرویس ایرانی خدمات وبلاگ‌دهی بلاگفا و برای بار چندم، دچار مشکل فنی شد و این مشکل باعث از بین رفتن بسیاری از مطالب منتشر شده در وبلاگ‌های ناس شد،  اما فقط سایت‌های خدمات دهی رایگان ایرانی نیستند که نمی‌شود بطور دائم به خدمات آن‌ها اعتماد کرد، فرندفید نیز با کاهش کاربرانش در خود را بست و نوشته‌های کاربران که از برخی جهات ارزش تاریخی داشتند از دسترس خارج شدند.

گوگل نیز بسیاری از خدمات رایگان خود را بدلایل گوناگون از دور خارج کرد بی‌آنکه اهمیتی برای نوشته‌ها و مطالب به اشتراک گذاشته کاربرانش قائل شود.

مشکل‌ها
فراتر از مشکلات فنی و تامین هزینه‌ها، و سودآوری و زیان‌دهی، فیلترینگ نیز همیشه بالای سر کاربران می‌چرخد، اما مشکل مهم‌تر از فیلترشدن، حذف مطالب است به دستور یا سفارش بالایی‌ها!

شاید عجیب باشد که با این همه امکانات مدرن، هیچ تضمینی وجود ندارد که نوشته‌ای در دنیای مجازی عمری چند صد ساله یابد، چه برسد به دو هزار و پانصد سال!



باز انتشار دیجیتالی نشریات قدیمی توسط دانشگاه منچستر

کتابخانه دانشگاه منچستر انگلستان برخی از نشریات قدیمی ایرانی را اسکن و به صورت رایگان و در قالب پی‌دی‌اف در اختیار مراجعه کنندگان سایتش قرار داده است.
روزنامه رستاخیز
«آنچه که در این مجموعه گنجانده شده است؟
در حال حاضر گلچینی دیجیتالی از ۲۳ روزنامه و مجله (بیش از ۱۲ هزار صفحه) اخبار مستند رویدادهای واقعی در مورد کودتای سال ۱۹۵۳ علیه محمد مصدق نخست وزیر، انقلاب سال ۱۹۷۹ و اواخر دهه ۱۹۹۰ الی اوائل دهه ۲۰۰۰ عصر اصلاحات رئیس جمهور محمد خاتمى وجود دارد.»
روزنامه کیهان: ۲۴ آبان ۱۳۵۸: نرخ دلار
این آرشیو در حال حاضر شامل نشریات زیر است:
۱۶ شماره آهنگر،
۶ شماره اندیشه‌های رستاخیز،
۱۶۰ شماره آیندگان،
۳۰ شماره فردوسی،
۹ شماره علم و زندگی،
۱۰۱ شماره ایران باستان،
۱۱۷ شماره اتحاد مردم،
۸۳ شماره جنبش،
۷۲۲ شماره کیهان،
۱۳۹ شماره خاک و خون،
۵۰ شماره مردم ایران،
۱۹۵ شماره مجاهد،
 ۱۵ شماره نبرد زندگی،
۹۱ شماره پیغام امروز،
۲۳ شماره راه ارانی،
۸۲ شماره راه آزادی،
۵ شماره راه کارگر،
۶۹ شماره راه مجاهد،
۲۳۶ شماره رستاخیز،
۲۵ شماره رستاخیز کارگران،
۲۲ شماره سوگند،
۳۰ شماره تهران مصور
۹۰ شماره امت
 و
تعدادی نشریات به دیگر زبان‌ها.


آرشیو اسناد اپوزیسیون
لازم به ذکر است که در سایت ایران آرشیو  نیز، با مدیریت جناب اژدر بهنام و همکاری علاقمندان، بسیاری از نشریات و اعلامیه‌ها و اسناد قدیمی احزاب و سازمان‌ها در دسترس عموم قرار داده شده است.
«در هشت سال گذشته حدود چهارصد هزار صفحه سند در سایت منتشر شده است که بیش از دویست و پنجاه هزار صفحه آن توسط خود من اسکن شده‌اند، باقی را از سایت‌های دیگر برداشته‌ام که در تمامی موارد، اگر آرم سایت بر آنها بوده، همچنان برجا گذاشته‌ام و اگر آرم نداشته‌اند، منبع را ذکر کرده‌ام.»
تصاویر زیر منبع واحدی دارند، اولی را از سایت ایران آرشیو گرفتم و دومی که همان اولی است با کمی رتوش و صافکاری از سایت کتابخانه دانشگاه منچستر.
هفته نامه آهنگر
هفته نامه آهنگر
در مورد قوانین کپی رایت در باز نشر آنلاین نشریات قدیمی اطلاعی ندارم، اما کپی کردن بدون نام بردن از منبع اصلی حتما غیر حرفه‌ای و غلط است.

در ضمن آوردن واژه «کودتا» و «اصلاحات» دروغین و اشاره به نام «خاتمی» آفتابه‌دار نظام جنایتکار مذهبی ایران از سوی دانشگاه منچستر در حالی که می‌شد به صدها نام و شخصیت و مناسبت تاریخی و علمی و فرهنگی و دانشگاهی اشاره کرد، شرم آور است!

مهاجرت امنیتی‌ها و فاحشه‌های نظام ولایت

خدا وکیلی وجود مکانی به نام «خارج» در کنار جمهوری اسلامی ایران چقدر ضروری و کاربردی بوده و است و خواهد بود، البته نمی‌دانم وجود این مکان بیشتر به نفع رژیم است یا به ضرر آن!

مهاجرت
در کشوری چون ایران، از قدیم و ندیم، همیشه افرادی بودند که برای تحصیل بالاتر و بدست آوردن فرصت‌های بهتر و زندگی مناسب‌تر و امکانات بیشتر و رشد و تعالی ایران را ترک می‌کردند، با آمدن خمینی بر شدت و حدت این افراد و این اشتیاق افزوده شد و تک و توک‌های اولیه به صدهاهزار و میلیون‌ها رسید و این جریان ادامه دارد.

مهاجران سیاسی: نسل اول و دوم و سوم و چهارم
وقتی قرار و مدار گذاشته شد که قدرت دست خمینی و همرانش بیفتد، زمانی بود که نسل اول سیاسی مجبور به ترک ایران شدند، کسانی که به دلیل همکاری با نظام شاهنشاهی جان و مالشان در خطر بود.
روزنامه آیندگان: ۱ اسفند ۱۳۵۷ : هجوم دانش‌آموزان ایرانی به مدارس آمریکا

اندکی نگذشت که نسل دوم، کمی آهسته‌تر و تدریجی مجبور به ترک وطن شدند، کسانی که نظام اسلامی آن‌ها را خطری برای خود حس می‌کرد، و بر عکس!

نسل سومی که ایران را ترک کردند یا می‌کنند، سه شاخه هستند، شاخه اول کسانی بودند و هستند که کم و بیش همراه یا در کنار نظام استبداد مذهبی بودند و در نتیجه تنگ‌تر شدن دایره خودی‌ها و بیشتر شدن خط قرمزها مجبور شدند از کشورشان بگریزند، شاخه دوم کسانی هستند که حوادث سال ۸۸ و حس و دریافت اینکه نظام در حال سقوط و فروپاشی است و تغییر رنگ شاید بتواند جان و مال را نجات دهد پناهندگی به کشوری دموکراتیک را گزیدند، شاخه سوم کسانی هستند که به ماموریت و در قالب «اپوزیسیون حافظ نظام» ارسال شدند، گاهی شناسایی این سه از هم کار آسانی نیست و نیاز دارد به دانستن تماس‌هایشان، تعداد سفرهایشان به ایران پس از مهاجرت، نوع و میزان درآمدهایشان و خیلی«چیز»های دیگر!

نسل چهارم خود نظام است، آمران و عاملان و همکاران رده بالای نظام، همراه شرکا و همکاران و خانواده‌هایشان، که خیلی زودتر از آنچه تصور شود فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد.

در حاشیه
شهرزاد میرقلی‌خان و شینا شیرانی دو فاحشه امنیتی را می‌گذارم در پرونده نسل چهارم!

پس از سرنگونی قهرآمیز نظام جنایتکار اسلامی و دستگیری و محاکمه جنایتکارانی که نتوانستند از ایران بگریزند، نوبت به رسیدگی به پرونده نسل سوم و چهارم خواهد رسید، مهم نیست بی‌حجاب شوید، ریش‌تان را دو تیغه کنید، عطر فرانسوی بزنید، به نظام دشنام دهید، برای بی‌بی‌سی و صدای آمریکا کار کنید، یا بکوشید خودتان را یک جایی گم و گور کنید، زمین خیلی کوچک‌ است در روزی که نظام اسلامی ایران نباشد!

وقتی فاحشه‌ها پناهنده می‌شوند

شینا شیرانی
با توجه به فایل صوتی منتشر شده‌ و ادعای آزار جنسی‌ شینا شیرانی توسط همکار و دوست فاسدش حمیدرضا عمادی و  دیدگاه‌ها و نظرات ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی  در حال نوشتن مطلبی هستم که اگر کامل شد و اطلاعات لازم بدست آمد، جایش همین جاست.


جنگ سوریه و حرم حضرت خامنه‌ای

علی خامنه‌ای
برخی از تحلیل‌گران همواره تاکید کرده‌اند که سقوط بشار اسد مقدمه‌ای خواهد بود برای سقوط جمهوری اسلامی ایران، حالا رهبر معظم نیز همعقیده این تحلیل‌گران شده‌اند و در مورد تلفات نظامیانش در سوریه می‌گوید:
«اینها رفتند با دشمنی مبارزه کردند که اگر اینها مبارزه نمی‌کردند این دشمن می‌آمد داخل کشور، اگر جلویش گرفته نمی‌شد ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و بقیه استان‌ها با این‌ها می‌جنگیدیم و جلوی این‌ها را می‌گرفتیم [گریه حضار]».
حماقت که انتها ندارد، اما امیدوارم با این اعتراف آغا دیگر کسی نرود جانشان را فدای بشار اسد کند تا نظام جنایتکار ایران دوام یابد!

مطلب مرتبط:
به اسم حرم زینب، به کام بشار اسد

جنگ گرگ‌ها: «هاشمی رفسنجانی: زنان بدحجاب دزد و ضد انقلاب هستند»

اکبر هاشمی رفسنجانی
اگر اصلاح‌طلبان رفتار گذشته خودشان و همکاران و مسئولین این نظام جهنمی یادشان رفته، ظاهرا سپاه و سایت‌های زنجیره‌ای وابسته‌اش یادشان هست که چه گهی بودند.

در جنگ میان گرگ‌ها، و کشمکش شاخه‌های مختلف نظام برای داشتن سهمیه‌ای چرب‌تر از سفره چپاول و غارت ایران، و حذف رقبایشان، سایت‌های برادران سپاه یادآوری می‌کنند که:
«هاشمی رفسنجانی: زنان بدحجاب دزد و ضد انقلاب هستند+صوت»

در متن خبر آمده که:
«آقای هاشمی روزگاری بدحجابان را تهدید به برخورد خیابانی و تبعید به اردوگاه‌های کار اجباری می‌کرد و در روزگار حال، وی مواضعی کاملاً متفاوت با گذشته می‌گیرد و اصلاً منکر آن می‌شود که بدحجابی مشکلی در ایران است».

نقل قول از هاشمی رفسنجانی:
«خانم‌هایی متأسفانه پس از هفت سال از انقلاب هنوز به این راضی‌اند که مقداری از مویشان بیرون باشد؛ تابه‌حال با این‌طور افراد خیلی با نصیحت و موعظه برخورد کرده‌ایم... مردم حزب‌الله چند بار طغیان و دیدید که در خیابان‌ها ریختند و از همین تریبون نماز جمعه، وزیر کشور و دیگران خواهش کردند و به آن‌ها وعده دادیم که این‌ها خودشان آدم می‌شوند و باز می‌بینیم که مثل‌اینکه این‌ها یک مقدار احتیاج به خشونت دارند»! 
«... فکر شده که در هر منطقه‌ای یک اردوگاه برای این‌ها درست کنند و در آن اردوگاه وسایل کار بگذارند، معلمین اخلاق نیز در آنجا بگذارند... خرجشان را هم باید خودشان در آنجا بدهند، چون این‌ها نوعاً از قشر مرفه هستند. یا آنجا کار بکنند و خرج خودشان را بدهند، یا اینکه در همان‌جا نخواستند کار بکنند – چون شورای نگهبان که اجباری نمی‌گوید این‌ها باید کار بکنند، آزادی است- بنابراین اساس آن‌ها بروند آنجا بنشینند و خرجشان را هم شوهرانشان باید بدهد»!

البته علی اکبر هاشمی رفسنجانی معروف به سردار چاپندگی و ترور و جنایت به اندازه کافی خاطره و اطلاعات از پرونده‌های سیاه همکاران سابقش دارد تا پس نیفتد، همه‌شان هم می‌دانند فقط تا مقداری سطحی می‌توانند به پروپای هم بپیچند و پته یکدیگر را روی آب بریزند!

لازم نیست که الفبای تبهکاری خدمت این جماعت یادآوری شود، به احتمال بچه‌های سپاه با همه کودنی‌شان بخوبی آموخته‌اند که در مصاف با کسی چون رفسنجانی بهترین کار همانی است که او برای رقبایش ترتیب می‌داده: تروری بی‌سروصدا چون یک سکته قلبی، و حتما در کنارش ترتیب یک مجلس ترحیم با شکوه از سوی سپاه!

فتوای حرام بودن شرکت در انتخابات فرمایشی و نمایشی رژیم

سید محمدحسین کاظمینی بروجردی
آخوند سیدحسین کاظمینی بروجردی از زندان اوین پیام داده و فتوای حرام بودن شرکت در انتخابات را صادر کردند.

متن فتوای ایشان به این شرح است:
«انالله و اناالیه راجعون
در مملکتی که صاحب برحقش امام زمان(ع) می‌باشد عده‌ای با نام دین محمد رسول الله (ص) ایمان مردم با خدا را بر باد می‌دهند. طبق آیات قرآن کریم باید فتوای جهاد بر کاسبان دین دهم ولی برای حفظ تمامیت ارضی ایران و جلوگیری از دماء مسلمین این مرز و بوم بر خلاف میل باطنی و برای سرافرازی دین مبین اسلام از این جهاد فی سبیل الله خوداری نموده و از تمام زنان و مردان مسلمان ایران می‌خواهم در امر حرام انتخابات گزینشی و نمایشی حکومت جعلی دینی شرکت ننمایند و دامن خود را از گناهان حاکمان پاک نمایند و با سرپیچی مسالمت آمیز از اوامر ملوکانه جاعلان دین به وظیفه شرعی و انسانی خود عمل نمایند و این را نیز بدانند که نباید با همکاری کردن با مظالم حاکمان جاعل خسرالدنیا و الاخره شوند.
باشد که حاکمان ناحق رستگار شوند.
ومن الله التوفیق
کاظمینی بروجردی
اوین» 

یک: هر چه گشتم این خبر را فقط در سایت مجاهدین خلق و همراهانشان دیدم، رادیو فردا و بی‌بی‌سی فارسی ترجیح‌شان انتشار و تبلیغ پیام مسخره مصطفی تاج‌زاده در داغ کردن تنور انتخابات فرمایشی و نمایشی رژیم است!

دو: خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی هستم و برقراری دادگاه‌های عادلانه و شفاف با رعایت تام قوانین جهانی حقوق بشری و حساب و کتاب!

سه: «حرام و حلال» دکان آخوندهاست، اما دم آقای کاظمینی بروجردی گرم که مخالف مشروعیت بخشیدن به نظام با شرکت در نمایش مسخره انتخابات فرمایشی‌اش است.

چهار: امام زمان موجودی خیالی و از جمله فریبکاری‌های مذهب شیعه و آخوندهای آن است، صاحب این مملکت هم تا اطلاع ثانوی ایرانیان هستند.

پنج: نفهمیدم چرا ایشان فکر می‌کنند که مبارزه با کاسبان دین به تجزیه ایران ختم می‌شود، در حالیکه استمرار این حکومت جنایتکار استبدادی به یقین با نابودی ایران و احتمال تجزیه آن همراه است!

شش: حاکمان ناحق با پند و اندرز رستگار نمی‌شوند، اما با زور و پس‌گردنی حتما رستگار می‌شوند!

تحریم انتخابات و وضعیت بد و بدتر

ابراهیم نبوی
جناب ابراهیم نبوی میمون اصلاح‌طلبی است که دل و دینش حفظ نظام شیعه استبدادی می‌باشد و موقع انتخابات نمایشی رژیم فشار زیادی به مغزش وارد می‌کند تا یک چیزی بنویسد که در داغ کردن تنور انتخابات، و کسب مشروعیت نظام و دوام عمرشان که البته دوام عمر خودش است و استمرار لقمه کثیفی که می‌اندازند جلویش، موثر باشد و خانه‌زاد بخوانندش.

این میمون ولایت در ۲۱ آذر سال ۸۶ زیرکانه چند پرسش مطرح کرد تا شاید تحریم کنندگان به تردید بیفتند، نگاهی بیندازیم به سه پرسش ظاهرا منطقی ایشان در آن زمان:
یک: «در صورتی که مطمئن باشیم در صورت عدم مشارکت در انتخابات، کسانی قدرت را در دست می گیرند که زندگی عمومی مردم شرایط بدتری پیدا می کند، در صورتی که با گزینش گروهی دیگر وضع بهتری حاکم می شود، آیا بهتر است در انتخابات شرکت کنیم یا از مشارکت خودداری کنیم؟» 
دو: «اگر امکان انتخابی مطلوب وجود نداشت، اما یکی از داوطلبان بهتر از داوطلب دیگر بود و عدم حضور ما در انتخابات باعث انتخاب نامزد بدتر می شد، باید از حضور در انتخابات خودداری کنیم، یا در انتخابات شرکت کنیم؟» 
سه: «هشت سال زندگی در دو دوره ریاست جمهوری یک رئیس جمهور بهتر، معادل یک پنجم عمر مفید یک انسان بالغ است، آیا می توان به انتظار تغییری که ممکن است تا بیست سال دیگر رخ ندهد، یک فرصت هشت ساله بهتر را از دست داد؟»

با نگاهی به گذشته
حالا، با دانستن رویدادهای گذشته و آگاهی از اینکه مقام معظم و پاسدارانش عزم جزم داشتند تا در هر صورت و با تقلب و رد صلاحیت و مهندسی کردن انتخابات احمدی‌نژاد رئیس جمهور سال ۸۴ و ۸۸ باشد و مجلسی مطیع اوامر شکل گیرد، سخنان نبوی کشک است و واقعیت این است و بوده که در نظام تمامیت‌خواه استبدادی و مذهبی فقط کسی کاندید می‌شود و در مقامش می‌ماند که از پیش تعیین شده باشد و نوکر و مطیع و دستبوس باشد؛ و وضعیت بهتر یا بدتر شدن هشت سال‌های زندگی ما تا وقتی که دست خودمان نباشد، شانسی است و ربطی به انتخاب یا گزینه‌های ما ندارد!

در شرایط فعلی
در حال حاضر، با این رد صلاحیت‌های گسترده، درصد اندکی کاندید مثلا بد وجود دارد و با فشارهای موجود این بدها اگر هم بخوانند هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند، اما فراخوان به شرکت در انتخابات از سوی اصلاح‌طلبان و مزدوران خارج نشین‌شان نشان از این واقعیت دارد که هدف این جماعت اصلا و ابدا جلوگیری از وضعیت بدتر نیست!

تحریم انتخابات 

مسئله ما در تحریم انتخابات، اول از همه، احترام به خودمان، احترام به انسانیت و احترام به حقوق انسان‌هاست، که شرکت در مضحکه فرمایشی رژیم با نبود آزادی و نبود شرایط مساوی برای همه از یکسو، و وجود قوانین ارتجاعی و ضد بشری رژیم، و کاندیدهای خودی مطیع و ملتزم به ولایت فقیه و قانون‌هایش از سوی دیگر مخل آن‌است.

علاوه بر این، نمی‌خواهیم با شرکت در این نمایش، برای رژیم جنایتکار مذهبی در داخل و خارج مشروعیت کسب کنیم و بنوعی همکار و یار و یاورش در جنایت‌ها و حماقت‌هایش باشیم.

عاقلانه نیست که بگوییم این سی و چند سال فرقی با هم نداشته، سال‌های زیادی بخور و ببر و بریز و بپاش رفسنجانی و باندهایش بوده، و سال‌های زیادی برای اصلاح‌طلبان و مزدبگیران و مزدورانشان آزادی و رفاه و بخور بخور بوده و هشت سال هم برایشان از آسمان نکبت باریده، برای ما هم همیشه استبداد و رانت‌خواری اعوان و انصار رژیم و اعدام و زندان و شکنجه و ترور و جنایت و سرکوب و فشار و حماقت و فساد و تورم و بیکاری و نکبت و کذا و کذا موجود بوده است، گاهی بیش و گاهی بیش‌تر!

در اصل، ما بدشانسی آورده‌ایم که بجای هلند یا سوئد یا دانمارک در ایران و در این زمان بدنیا آمده‌ایم!

در هر صورت، ما همراه و فریب‌خورده بازی‌های رژیم نمی‌شویم و در انتخابات نمایشی فرمایشی‌اش شرکت نمی‌کنیم، و مانند این ملیجک درباری دنبال لقمه حرام آغشته به خون نیستیم!