هواپیماهای اونا یا هواپیماهای اینا

مهدی کوچک‌زاده، نماینده اصولگرای طرفدار احمدی‌نژاد در مجلس رژیم نسبت به خرید صد فروند هواپیما توسط روحانی اخطار داد.

کوچک‌زاده خطاب به دولت روحانی پرسید: « آیا اولویت اول مردم خرید صد فروند هواپیماست؟ ما با وجود این‌همه مشکلات مردم باید چند میلیارد دلار بابت این خرید پول بدهیم. ‌آن هم هواپیماهای بیزینس و فرست کلاس؟»

وی افزود: «چه زمانی مجلس باید وارد این قضایا شود؟ نکند در برجام بند مخفی وجود داشته که هر چه پول ما از هر کشوری آزاد می‌شود باید آن کشور به ما بگوید چه چیزی بخریم؟»

کوچک‌زاده یادآور شد: «کسانی که فریادشان برای رد صلاحیت هم‌حزبی‌هایشان گوش فلک را کر کرده نمی‌بینند که دولت دارد دموکراسی را دفن می‌کند؟»

***

اگر کوچک‌زاده و روحانی و باندهایشان را نشناسید حتما فکر می‌کنید این کوچولو طرفدار مردم بدبخت و حقوق‌شان و دموکراسی است، اما واقعیت جنگ قدرت و رقابت در چپاول است و آنچه برای هیچ‌کدام از شاخه‌های نظام اهمیت ندارد حقوق مردم است و دموکراسی.

درست است که در وضعیت فعلی و بحران‌های فزاینده تو در تو آنچه که اولویت ندارد خرید هواپیما نست، اما نگرانی این کوچولو خرید هواپیماهای لوکسی نیست که بی‌شک خودش و زن و بچه و خویشان دور و نزدیکش اولین و مسافران همیشگی رایگان آن‌ها خواهند بود، دعوا سر این است که آمریکا و متحدان غربی‌اش حامی این دولت و اصلاح‌طلبان هستند در کنار حذف کوچک‌زاده‌ها و اصولگرایان و سپاه، و هر گونه معامله با آن‌ شاخه نظام برابر است با یک تیر به این شاخه نظام!

در کنار جنگ قدرت در داخل، آمریکا و فرانسه و ایتالیا و آلمان و روسیه و چین، با توجه به ضعف نظام و درگیری بین شاخه‌ها آن، در رقابت تنگاتنگ برای چپاول و غارت کشور ایران هستند.

طبعا اگر دولتی مردمی بر سر کار بود قراردادهایش را با رعایت منافع ملی، و نه جناحی، منعقد می‌کرد، اما در حال حاضر تمامی شاخه‌های نظام متحد‌العقیده هستند که برای نجات خودشان چوب حراج را بر سر ایران بزنند و هر چه می‌توانند به یا مفت بفروشند تا چند روزی بیشتر دوام آورند!

محمدرضا عارف و انتخابات فرمایشی نظامش

محمدرضا عارف، رئیس شورای سیاست‌گذاری انتخاباتی اصلاح‌طلبان، در سخنان خود در کنگره حزب مردمسالاری از همه نامزدها، حتی ردصلاحیت شده‌ها خواست تا به صحنه بیایند.

او با تاکید بر این نکته که باید همه حضور حداکثری داشته باشیم، اعلام کرد: «هیچ بهانه‌ای از هیچ کسی برای نداشتن حضورحداکثری پذیرفته نیست.»

عارف، در پاسخ به این سوال که اگر کاندیداهای اصلاح‌طلب تایید صلاحیت نشوند، شما انصراف می‌دهید، گفت: «ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم.»

پرسش و پاسخ خیالی:

ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم

پرسش: اگر همه اصلاح‌طلبان رد صلاحیت شوند؟
عارف: «ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم.»

پرسش: اگر میانه‌روها و اصولگرایان معتدل رد صلاحیت شوند، چطور؟
عارف:  «ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم»!

پرسش: اگر تمامی اصولگرایان و تندروها هم رد صلاحیت شوند...؟
عارف: «ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم»!

پرسش: یعنی حتی اگر صلاحیت هیچکس تایید نشود شما شرکت می‌کنید؟
عارف: «ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم»!

پرسش: اگر شماها را جمع کنند ببرند نوک کوه دماوند جطور؟
عارف: «ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم»!

پرسش: اگر دست و پایتان را ببندند، چطور؟ باز هم در انتخابات شرکت می‌کنید؟
عارف: «ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم»!

پرسش: اگر دست و پایتان را ببندند و کونتان هم بگذارند، باز شرکت می‌کنید؟
عارف: «ما تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنیم»!

اندر حکایت سفر شیخ اعتدال به دیار فرنگ

با توجه به شرایط و زمان حاضر، سفر حسن روحانی به ایتالیا و فرانسه، که البته تدارک و هزینه سفر ایشان و صد و خورده‌ای همراهش از جیب ما مردم ایران تامین شد، هیچ آبی برای ایشان و ایتالیا و فرانسه گرم نمی‌شود!

اما آنچه براستی مهم‌تر از این سفر بود حاشیه‌های آن است:

یک: مشاهده حرص و طمع و بی‌شرفی‌ زعمای قوم ایتالیا و فرانسه در همکاری با رژیم جنایتکار شیعه برای چپاول و غارت ایران!

دو: پوشاندن و در حجاب کردن بخشی از فرهنگ ایتالیا برای خوشایند رژیم ملایان، که با موجی از خشم و در کنار آن شوخی و دست انداختن مقامات حریص ایتالیا همراه شد، و رسوا شدن روحانی و برملا شدن دروغش که این حجاب به درخواست و سفارش این جماعت انجام شده بود.

سه: نمایش نمادین اعدام توسط بانوی فمن و جبار خواندن روحانی، که بازتاب گسترده‌ای داشت!
اعدام در ملا عام در مرکز پاریس توسط فمن برای خوشایند روحانی جبار. اینک او می‌تواند حس کند که در خانه خودش است

چهار: تظاهرات ضد روحانی در کشورهای مختلف، که اوج آن را مجاهدین خلق در پاریس سازماندهی کرده بود؛ و درود بر هر کسی که سنگی بر علیه این نظام بردارد!

پنج: نکته آخر اینکه بر خلاف ایتالیا، فرانسویان حاضر نشدند شامشان را برای خوشایند روحانی و نظام ولایت فقیه بدون شراب بخورند!

وقتی باربی می‌خواهد مثل بقیه خانم‌ها شود

وقتی اسم باربی را می‌شنوید عروسکی موطلایی، لاغر، قد بلند، زیبا و شیک‌پوش در نظر می‌آید، و تلاش خانم‌های سراسر جهان برای اینکه تا حد ممکن شبیه باربی شوند.

حالا تلاش تولیدکنندگانش این است که باربی شبیه خانم‌های سراسر جهان شود، کمی کوتاه‌تر، کمی چاق، کمی سیاه و زرد و قهوه‌ای، با تغییر در اندازه و پوست و چشم و مو!
باربی

گفته شده که در سال جدید ۳۳ عروسک جدید در چهار نوع مختلف و در انواع رنگ‌ پوست و مو و چشم به بازار عرضه می‌شوند.

سرهنگ یا حقوق‌دان در پاریس

حسن روحانی
ملاحظه دو دیدگاه فرانسوی (!) در مورد روحانی در آستانه سفرش به فرانسه جالب است:

اولی می‌گوید: «همکاران او [یعنی همکاران روحانی] افراد اقتصاددان و بازرگانان هستند و نه پاسداران»!

دومی می‌گوید: «سربازان الله در تهران بازرگان شده‌اند»!

گوینده اولی احمد سلامتیان شیعه پاریس نشین است که بخشی از هزینه زندگی‌اش را از طریق حمایت از اصلاح‌طلبان و نظامشان تامین می‌کند و به احتمال آرزویش این است که روزی رئیس جمهور ایران شود یا به مقام ولایت برسد، با این شرط که فرانسه را ترک نکند!

گوینده دوم خانم مهناز شیرعلی است که در نوشته‌ای در لوموند «با اشاره به تغییرات در اولویت‌های جمهوری اسلامی از ابتدا تاکنون می‌نویسد: (اگر برای خمینی اسلام در خطر بود، اکنون برای حسن روحانی این اقتصاد است که وضعیت آن مخاطره‌آمیز به نظر می‌رسد و باید آن را نجات داد)».

یکی فریبکارانه می‌کوشد همکاران روحانی را اقتصاددان و بازرگان جا بیندازد و دیگری دست کمی از اولی ندارد.

برای احمدآقا «سرهنگ روحانی»، با آن‌همه سابقه کثیف امنیتی‌اش و خانه‌زادی‌اش نزد جنایتکار و دزد و تروریست اعظم جناب رفسنجانی و رهبر معظم‌ بزرگ جنایتکارشان، حتما «حقوق‌دان» هم هست، و مهناز خانم تلاش خود را دارد در فریبکاری و جااندازی جنایتکاران!

باری، حقیقت این است که تا این لحظه، دولت روحانی رکورد دار اعدام در جهان است و در زمینه اقتصادی ورشکسته و حاصل دولتش گره کور رکود تورمی است و وعده و فریب.

واقعیت، استحاله این جماعت نیست، واقعیت، ناگریزی و ناگزیری این جماعت است که برای حفظ نظام که به معنای حفظ خودشان است باید به هر قیمتی بکوشند که از انزوای سیاسی و اقتصادی بدر آیند، و با ظاهر بازرگان و اقتصاددادن و لبخند جنده‌وار نفت بیشتری بفروشند و اعتبار و وامی کسب کنند برای تزریق به قلب بیمار و فرسوده نظام مذهبی، و ادامه غارت و فساد و سرکوب و...!

در بین خودشان، با حفظ بقای نظام، ادامه جنگ قدرت و تلاش برای داشتن جایگاهی مناسب‌تر بر سفره غارت بیت‌المال در جریان است!

خودسانسوری ایتالیا برای خوشایند اصلاح‌طلبان

در اقدامی شگفت‌زده، دولت ایتالیا برای هواداری از باند حسن روحانی، حجاب مقوایی بر تن تندیس‌های موزه‌ای نمود.

هر وقت در ایران قدرت دست اصلاح‌طلبان و نزدیکانشان باشد، غرب نه فقط با نظام استبدادی و ضد بشری و تروریست پرور ایران همکاری می‌کند، حتی حاضر است که دست به سانسور خودش بزند!

بیاد بیاوریم برخورد دوستانه و همکاری دولت‌های غربی در  قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران در زمان دولت اصلاحات!

بیاد بیاوریم در لیست ترویستی قراردادن سازمان مجاهدین در همین زمان و برای خوشامد اصلاح‌طلبان حافظ نظام استبدادی و نظام‌شان!

بیاد بیاوریم رابطه گل و بلبلی غرب با ایران و داد و ستد و بخور و بچاپ در آن زمان و تقویت نظام استبدادی ایران از هر لحاظ!

و
بیاد بیاوریم در لیست تروریستی قرار گرفتن سپاه و خارج شدن سازمان مجاهدین از همان لیست، در زمان دولت اصولگرایان و افزایش تحریم‌ها و فشار و منزوی کردن نظام اسلامی حاکم!

نتیجه‌گیری هم با خودتان!

دلواپسی صادق زیباکلام برای انتخابات

صادق زیباکلام
جناب زیباکلام معتقد است که به سه دلیل باید با تمام وجود در انتخابات نظام شرکت کرد:

دلیل اول: «یک تعدادی نامزدهای معتدل وجود دارند که این‌ها در رقابت با اصولگرایان تندرو و دلواپسان هستند و ما باید از اصولگرایان معتدل در تمام حوزه‌ها حمایت کنیم»!

دلیل دوم: «تجربه نشان داده ما نمی‌توانیم ایده آلیست و آرمانگرا باشیم. ما اصلاح طلبان هر وقت در انتخابات شرکت نکردیم، سود و منفعتش به جیب اصولگراهای تندرو رفته»!

دلیل سوم: «ما حدود چهار هزار نفر اسامی ثبت نام شده دیگر داریم. شورای هماهنگی اصلاح طلبان باید این چهار هزار نفر را بررسی کند چون من معتقدم در بین این تعداد، خانم‌ها و آقایانی هستند که از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند»!

از سوی دیگر، این جناب دلواپس نظام معتقد است که: «اصلاح طلبان مجلس فقط نام شان اصلاح طلب است. در چهار سالی که گذشت ما هیچ عمل اصلاح طلبانه ای از اینها ندیدیم»، خب برادر، وقتی اصلاح‌طلبان شما هیچ خاصیتی ندارند، وقتی که اکثریت مجلس در اختیار رقیبان شما قرار دارد، وقتی که دایره خودی‌ها تنگ‌تر می‌شود، وقتی شرایط بگونه‌ایست که کسی از همفکران شما جرات انجام هیچ حرکت موثری را ندارد و هر سخن و اشاره‌ای می‌تواند به حذف و مجازاتش ختم شود، وقتی اعتماد به کسانی که بدلیل تایید صلاحیت‌شان به رقبای شما نزدیک‌ترند و حتما برای ماندن در مجلس و بهره بودن از رانت‌های موجود به شما نزدیک نمی‌شوند عاقلانه نمی‌باشد، وقتی تجربه سال ۸۸ را داریم که اگر  نظام مصلحت بداند رای رای‌دهندگان تغییری را بوجود نمی‌آورد، این سه برهان شما مفت نمی‌ارزد!

بیاید یکبار هم که شده صادق باشید و حقیقت را بیان کنید و بگویید حتی اگر همه مجلس نیز دست سپاه باشد، باید برای مشروعیت دادن به نظام در انتخابات شرکت کرد، چرا که شرکت نکردن اکثریت مردم در انتخابات می‌تواند ضربه‌ای اساسی به پایه‌های نظام بزند، و در آن صورت شما و دوستان و همفکران‌تان، همراه آغایتان و رقبایتان باید دربدر دنبال یافتن سوراخ موش باشید!

چرا هواداران اصلاح‌طلبان انتخابات را باید تحریم کنند؟

بارها از سوی جماعت اصلاح‌طلب شنیده‌ام که با رای دادن به کاندیدهای اصلاح‌طلبان، لااقل، وضعیت را از آنچه که هست بدتر نکنیم، در حال حاضر هیچ امیدی و برهانی وجود ندارد که وجود اندک اصلاح‌طلبان در مجلس آینده فایده‌ای داشته باشد و سبب تغییری گردد، هر چند که بزعم ما هیچوقت فایده‌ای به نفع مردم و آزادیخواهی و دموکراسی و قانون‌مداری و انسان‌مداری و بهتر شدن شرایط همگانی نداشته‌اند.

نگذاریم فراموشمان کنند که حتی با در دست داشتن دولت و اکثریت مجلس، احمدی‌نژاد از دلشان بیرون آمد و رشد و قدرت گرفتن سپاه پاسداران و استمرار دیکتاتوری ولایت فقیه و رشد فساد و بی‌قانونی و...!

بهتر است همانگونه که این دلواپس نظام می‌گوید «ایده آلیست و آرمانگرا» نباشید، و واقعیت دست بالای سپاه از یکسو، و بی‌عرضگی و بی‌عملی و ناتوانی اصلاح‌طلبان و ارادت ویژه‌شان را به نظام مستبد و جنایتکار و قوانین ارتجاعی آن و مذهب شیعه را بپذیرید، و در انتخابات نمایشی و مهندسی شده شرکت نکنید!

نامه مصطفی تاج‌زاده به رهبرش

به گزارش رادیو فردا و به نقل از سایت کلمه، مصطفی تاج‌زاده، در نامه‌ای که از بند انفرادی زندان اوین برای «مقام محترم رهبری»‌اش نوشته، از رهبر حکومت اسلامی ایران خواسته با تجدید نظر در رد صلاحیت ۶۰ درصد کاندیداها، مسیر را برای رقابت سالم در انتخابات مجلس هموار کند.
مصطفی تاج‌زاده

نتیجه گیری:
پرسش آیا هر کسی می‌تواند حتی از بند انفرادی اوین، بصورت سریالی و بدون هیچ واکنشی از سوی زندانبانان، نامه بنویسد و خامنه‌ای را سرزنش و نصیحت کند؟ یا  برخی، بدلیل همکار بودن در حماقت‌ها و جنایت‌ها و سرکوب‌ها، در بخش ویژه پنج ستاره هتل اوین مجهز به ماهواره و اینترنت و فکس و تلفن میهمان هستند؟

آیا نگارش چنین نامه‌هایی از زندان اوین و انتشار آن در رادیو فردا به این منظور نیست که وانمود کنند کشور آزاد و گل و بلبلی داریم و حتی یک زندانی سیاسی می‌تواند برای رهبرش خط و نشان بکشد؟

آیا تایید صلاحیت اصلاح‌طلبان به معنای رقابت سالم در انتخابات است؟

آیا رهبر حکومت اسلامی پندپذیر است و با نصیحت و اندرز می‌توان حکومت استبدادی را تغییر داد؟

در حاشیه:
مصطفی خان نامه به رهبرش را اینگونه آغاز کرده:
«مستحضرید که خبر بهت آور ردصلاحیت ۶۰ درصد داوطلبان انتخابات مجلس کام مردم را تلخ کرد، به حیثیت و اعتبار جمهوری اسلامی ایران لطمه زد و ایرانیان را در برابر آزادیخواهان جهان سرافکنده نمود»

 و اینگونه نامه‌اش را به رهبرش خاتمه می‌دهد:
«... چه زیباست که رهبری خود مسیر را برای رقابت سالم هموار سازد تا شور و نشاط به میهن بازگردد و با شکوه ترین انتخابات در کشورمان شکل گیرد و این گونه جلوی یأس و ناامیدی ملت ایران را بگیرد.»

برای اصلاح‌طلبان، مانند دیگر شاخه‌های نظام، «مردم» یعنی خودشان، و «ایرانیان» یعنی خودشان، حتی اگر خودشان چند نفری بیش نباشند، بهت‌زدگی این جماعت نشان بی‌حواسی‌ و پرت‌ بودنشان از اوضاع است، اما شگفتا از «حیثیت و اعتبار جمهوری اسلامی ایران» و شگفتا از رهبری که «رقابت سالم» انتخاباتی فراهم می‌کند و شگفتا از کسانی که چشم امید به این رهبری و انتخابات فرمایشی آن دارند!

ربات‌های فکرخوان می‌آیند!

به گزارش صدای آمریکا:
«کار‌شناسان ادعا مى‌کنند ربات‌ها بزودى قادر خواهند بود فکر ما انسان‌ها را بخوانند و ما قادر نخواهبم بود آن‌ها را متوقف کنیم، زیرا قانونى وجود ندارد.
به گزارش سایت اینترنتی میرور، اگر این پیش بینى به واقعیت بپیوندد، تلفن‌هاى هوشمند، تبلت‌ها و کامپیوتر‌ها تا سال ٢٠٣٠ قادر خواهند بود فعالیت مغز را بررسى کنند تا ببینند شخص به چه فکر مى‌کند.»
ربات فکرخوان

از زاویه کنترل شدن، ربات‌ها و تلفن‌های هوشمند، آینده را برای بشر غیرقابل تحمل خواهند کرد، حتی هم‌اکنون نیز حریم خصوصی وجود ندارد و دولت‌ها براحتی می‌توانند از طریق چشم‌های ماهواره‌ای و تلفن‌های هوشمند و کارت‌های سراسری شما را زیر نظر بگیرند و بدانند چه می‌گویید، چه می‌کنید، چه می‌پوشید، چه می‌خرید، کجا می‌روید،... وای به اینکه فکرخوانی هم بکنند، یعنی تنها جایی که ملک شخصی شماست و حتی نزدیک‌ترین فرد به شما اجازه ورود و واکاوی آن را ندارد، بیفتد دوست دولت‌ها و هکرها!

نیمه پر
به یقین دانستن اینکه مردم چه فکر می‌کنند، کمک بزرگی به برنامه‌ریزی‌ها و شناخت ضعف‌ها و توانایی‌ها می‌کند!

پیش‌بینی
به نظر من، انسان‌های هوشمند آینده، یا بخشی از آنان، ترجیح خواهند داد از فناوری‌های روز فاصله بگیرند و سادگی و بازگشت به طبیعت را برگزینند!

روحانی سال ۹۶ کجا خواهد بود

به گزارش روزنامه آرمان «عارف به حسن روحانی هشدار داده که اگر اصلاح‌طلبان موفق نشوند در انتخابات مجلس دهم پیروز شوند ایشان در سال۹۶ در پاستور نخواهد بود».

آینده را در ایران نمی‌شود بطور دقیق و صد در صد پیش‌بینی کرد، اما آنچه می‌توان به قاطعیت گفت این است که دولت روحانی دولت ناتوان و ورشکسنه و بی‌عرضه‌ای است که بجای عمل روضه‌خوانی می‌کند و دروغ می‌گوید و وعده می‌دهد، و به نسبت کارنامه‌اش هیچ شانسی برای دور دوم ریاست ندارد.

اگر سپاه اینگونه که پیش‌می‌رود، اصلاح‌طلبان را اخته کند، به احتمال زیاد، حتی اگر روحانی با باند رفسنجانی و اصلاح‌طلبان فاصله بگیرد، او رئیس جمهور بعدی‌شان نخواهد بود و سپاه فرد مناسب‌تر و نزدیکتری به خودشان را به جای او بر کرسی ریاست دولت خواهد نشاند.

حسن روحانی مردک رذل و جنایتکار و بی‌شرف امنیتی و زبان‌بازی است که اگر خوب بازی کند و دم بجنباند، شاید اخته نشود و سر از سطل زباله سپاه درنیاورد، و یک لقمه نان حرامی بیندازند جلویش!

اما، فقط نقشه‌های سپاه نیست که در آینده ایران می‌تواند موثر باشند، بحران‌های عمیقی که ناشی از سی و چند سال حکومت احمقمانه جنایتکاران فاسد مذهبی است فورانی از شورش‌های مردمی را به بار خواهد نشاند که تمامی بازی‌ها را می‌تواند برهم زند!

امتیازات جرم سیاسی

بالاخره جزییات طرح شش ماده‌ای جرم سیاسی  معلوم شد و به تصویب نمایندگان مجلس آغا رسید.

ماده یک:  «هر یک از جرائم مصرح در ماده دو این قانون چنانچه با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد بدون آنکه مرتکب قصد ضربه زدن به اصل نظام را داشته باشد، جرم سیاسی محسوب می شود.»

ماده دو: «جرائم زیر در صورت انطباق با شرایط مقرر در ماده یک این قانون جرم سیاسی محسوب می شود:
الف- توهین یا افترا به روسای سه قوه، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاونان رییس جمهور، وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، نمایندگان مجلس خبرگان و اعضا شورای نگهبان به واسطه مسئولیت آنان به توهین به رییس یا نماینده سیاسی کشور خارجی که در قلمرو ایران وارده شده است به رعایت مفاد ماده ۵۱۷ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات.
پ- جرائم مندرج در بندهای «د» و «هـ» ماده 16 قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت های دینی.
ت- جرائم مقرر در قوانین انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا به استثنای مجریان و ناظران انتخابات.
ث- نشر اکاذیب»

ماده سه: «مباشرت، مشارکت، معاونت و شروع به جرایم زیر جرم سیاسی محسوب نمی‌شود:
الف- جرایم مستوجب حدود، قصاص و دیات
ب- سوء قصد به مقامات داخلی و خارجی
پ- آدم ربایی، گروگان گیری و سلب غیرقانونی آزادی افراد
ت- بمب گذاری و تهدید به آن، هواپیماربایی و راهزنی دریایی
ث- سرقت و غارت اموال، ایجاد حریق و تخریب عمدی
ج- حمل و نقل غیرقانونی، قاچاق و خرید و فروش سلاح، مواد مخدر و روانگردان
چ- رشا و ارتشاء ، اختلاس، تصرف غیرقانونی در وجوه دولتی، پولشویی، اختفای اموال ناشی از جرم مزبور
ح- جاسوسی و افشای اسرار
خ- تحریک مردم به تجزیه طلبی، جنگ و کشتار و درگیری
د- اختلال در داده‌ها یا سامانه‌های رایانه‌ای و مخابراتی به کار گرفته شده برای ارائه خدمات ضروری عمومی یا حاکمیتی
ذ- کلیه جرایم علیه عفت و اخلاقی عمومی اعم از جرایم ارتکابی به وسیله سامانه های رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده یا غیر آن.»

ماده چهار: «نحوه رسیدگی به جرایم سیاسی و مقررات مربوط به هیات منصفه مطابق آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری است.»

ماده پنج: «تشخیص سیاسی بودن اتهام با دادسرا یا دادگاهی است که پرونده در آن مطرح است»

ماده شش: «امتیازاتی که مجرمان سیاسی می‌توانند از آن بهره‌مند شوند، بر این اساس، موارد زیر نسبت به متهمان و محکومان جرایم سیاسی اعمال می‌شود:
الف- مجزا بودن محل نگهداری در مدت بازداشت و حبس از مجرمان عادی
ب- ممنوعیت از پوشاندن لباس زندان در طول دوران بازداشت و حبس
پ- ممنوعیت اجرای مقررات ناظر به تکرار جرم
ت- غیر قابل استرداد بودن مجرمان سیاسی
ث- ممنوعیت بازداشت و حبس به صورت انفرادی به جز در مواردی که مقام قضایی بیم تبانی بدهد یا آن را برای تکمیل تحقیقات ضروری بداند، لکن در هر حال مدت آن نباید بیش از ۱۵ روز باشد.
ج- حق ملاقات و مکاتبه با بستگان طبقه اول در طول مدت حبس
چ- حق دسترسی به کتب، نشریات، رادیو و تلویزیون در طول مدت حبس.»

توهین می‌کنم!

هر چند من آخرش نفهمیدم فرق توهین و دشنام و نقد و انتقاد چیست، اما از آنجا که امتیازات جرم سیاسی «چیز»های خوبی هستند، سعی می‌کنم یک فقره توهین بکنم تا اگر دستگیر شدم به عنوان مجرم سیاسی دستگیر شوم:
ریدم توی دهن روسای دزد و جنایتکار و فاسد سه قوه و رییس بی‌ناموس مجمع تشخیص مصلحت نظام، و معاونان احمق رییس جمهور، و وزرای نادانش، و نمایندگان گوسفند صفت مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و اعضای پفیوز شورای نگهبان!

کافی‌است یا باز هم بگویم؟

انتخابات و عاشورای اصلاح‌طلبان

روزنامه جمهوری اسلامی از ساماندهی سه هزار مداح ویژه انتخابات در تهران خبر داده است برای جبران «تلخکامی برجام»!

جنگ و شاخ و شانه کشیدن شاخه‌های نظام روز به روز اوج بیشتری می‌گیرد، و آنطور که قابل پیش‌بینی بود فرجامش داغ‌کردن اصلاح‌طلبان بی‌آبرو و زین کردنشان است توسط سپاه.*

* سخن حکیمانه نخست: 
در جنگ بین گرگ‌های نظام، آنکه توان مالی و نظامی بالاتری را دارد، پیروز است!
بند دوم: ... پیروز است، چون وقتی همت عالی هواداران اصلاح‌طلبان در حد شرکت در انتخابات نمایشی رژیم است و خوردن مهر در شناسنامه‌شان، «ایران قیامت نمی‌شه»!
بند اول: یادمان باشد که سپاه را باند رفسنجانی و اصلاح‌طلبان به اینجا رساندند و خودکرده را هیچ تدبیر نیست!

سخن حکمیانه دوم: 
کتک خور اصلاح‌طلبان دوبار ملس است، یکبار در این زمان و از سوی رقبایشان، و بار دیگر و بدلیل «وفاداری‌شان به قانون اساسی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه» از سوی آزادیخواهان در فردای آزادی!

روضه انتخاباتی احمد سلامتیان

معمولا تلویزیون مهوع بی‌بی‌سی فارسی معروف به آیت‌الله بی‌بی‌سی را نگاه نمی‌کنم، اما دیشب جایی مهمون بودم و  نیم‌ساعتی مجبور شدم این کانال را تحمل کنم.

تلاش بی‌بی‌سی فارسی، مثل همیشه، تشویق مردم به شرکت در انتخابات نمایشی رژیم بود در جهت حفظ آن.

آقای احمد سلامتیان که در خارج زندگی می‌کنند اما دل و دینش با ولایت و استمرار جمهوری اسلامی است، در یکی از برنامه‌های بی‌بی‌سی تبلیغ شرکت در نمایش انتخاباتی نظام مذهبی ایران را می‌کرد و در شرایطی که صلاحیت اصلاح‌طلبان بصورت گسترده رد شده‌اند و «بدها» در مقابل «بدها» بدلیل کمیت‌شان نیز کمترین تاثیر را در مجلس فرمایشی رژیم خواهند داشت، می‌گفت: «حتی یک‌نفر، مثلا مثل مدرس یا مصدق، می‌تواند در مجلس آینده نظام تاثیر گذار باشد»، مانده‌ام میزان وقاحت آقا را!

می‌دانید چرا امثال این جانور، چهار نعل هوادار شرکت مردم در انتصابات رژیم جهل و جور و جنایت اسلامی هستند که از آن جز مشروعیت و دوامش چیزی بیرون نمی‌آید؟

می‌دانید چرا این جانوران مردم را از مبارزه با رژیم فاسد جنایتکار و سرنگونی آن می‌هراسانند؟

پاسخ یک لقمه نان کثیفی است که می‌اندازند جلویشان، و عفونت مذهب شیعه که مغزشان را گند زده است!

***

و چنین گفت ملای پاریسی: انتخابات خوب، فقط انتخاباتی است که بشود میان بد و بدتر یکی را انتخاب کرد!

هاشمی زنده باد!

یادآوری
در سال ۹۲ هاشمی رفسنجانی با آن‌همه سابقه جنایت و سرکوب و ترور و دزدی و فساد و حماقت، کاندیدای محبوب اصلاح‌‌طلبان داخلی بود و کاندید بد اصلاح‌طلبان خارج‌نشین، اما نظام برای مهندسی انتخابات و بیرون کشاندن حسن روحانی از صندوق‌ها، صلاحیت هاشمی را تایید نکرد!

فلسفه
در وب‌گردی دو نوشته کوتاه فلسفی در همین ارتباط یافتم:

انتخاب بین بد و بدتر

از ورتیگونه:
«یکی می‌گفت، انتخاب بین و بد و بدتر همواره اوضاع رو بدتر خواهد کرد. گفتم مشکل این انتخابه نیست بلکه اونجاست که اونی که به جای بد معرفی‌ش می‌کنن، در حقیقت بدتره هستش.»

چند شعار پیشنهادی برای حمایت از نامزدی آیت الله هاشمی رفسنجانی 

از سپهر:
«بسیجی واقعی، فلاحیان، خلخالی
هاشمی زنده باد، (سعید) امامی پاینده باد
زندانی سیاسی، اعدام باید گردد
هاشمی هاشمی، میکنوسو پس بگیر
برادر شهیدم، رو خون تو میرینم
نه غزه، نه لبنان، باغ پسته رفسنجان
مرگ بر اصل  حقوق بشر»

حشمت‌الله طبرزدی از رذالت تا دلقکی نظام

خیارشور نظام اسلامی
حشمت‌خان پس از کلی سبک و سنگین کردن اوضاع به این نتیجه می‌رسد که یک جورایی در نمایش انتخابات رژیم شرکت کند، ایشان در مورد خودش و خودشان می‌گوید:
«این حرکت [یعنی ثبت نام برای نمایندگی مجلس نظام] توسط پنج تن از صدیق‌ترین فعالین سیاسی ایرانمان از جمله آقایان حشمت طبرزدی، هرمیداس باوند، کورش زعیم و … امضا و شروع گردید.»
 این حرکت‌شان با استقبال اصلاح‌طلبان و شاخه‌های دیگر نظام همراه می‌شود، ایشان می‌فرمایند:
«وقتی خود مسئولان عالی رتبه حکومتی از جمله رهبر جمهوری اسلامی ایران به درستی بیان می‌کنند که باید حتی مخالفین نیز در انتخابات شرکت کنند، پس اگر افرادی در داخل نظام، ما را منتقد و مخالف برخی سیاست‌ها می‌دانند بدیهی است که ۵ نفر عضو جبهه همبستگی و حقوق بشر ایران نیز باید برای انتخابات مجلس آینده کاندیدا شوند و در رقابت‌های انتخاباتی مجلس آینده شرکت کنند.»، البته یا حشمت خان خنگ و خرفت است و معنی حرف آغایش را در نمی‌یابد یا وظیفه دارد با فریبکاری آغایش را بچه مثبت نشان دهند.*
در مورد مجلس مورد نظرش می‌فرمایند:
«مجلس آینده باید مدافع قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باشد»؛
 این فرد به قول خودش سکولار دموکراسی خواه ادامه می‌دهد:
«نفع مردم و آینده کشور و استقلال سیاسی ایران، اجرای دقیق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است»!
پس از ثبت‌نام برای نمایندگی مجلس ، از آنجا این ۵ نفر چندان از حقوق و قوانین نظامشان اطلاعی ندارند یا وانمود به نادانی می‌کنند،  در پرکردن فرم‌های ثبت‌نام و ارائه مستندات لازم کوتاهی و بچه‌بازی می‌کنند، و از این جهت، رژیم آن‌ها را به بازی نمی‌گیرد.

ایشان در مورد اینکه اگر صلاحیت اینان احراز نشود، در انتخابات آتی چه رفتاری خواهید داشت، می‌فرماید:
«در هر صورت آنچه برای من اهمیت دارد، اجرای کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر است»!
کمی بعد، این «صدیق‌ترین فعال سیاسی» بصورت خودسر اعلام کرد که «کاندیداهای همبستگی، تایید صلاحیت شدند!»، البته توسط تنی چند از دوستان و همفکرانشان!

حشمت خان در ادامه بازی‌اش می‌گوید:
«مردم بايد از شركت در انتخابات غير دموكراتيك رژيم پرهيز كرده و بجاى آن در انتخابات دموكراتيك و أزادى كه مقدمات آن توسط آزاديخواهان ايران‌ [یعنی خودش] فراهم شده است، شركت كنند.»
حشمت خان لابد می‌خواهد در گام‌های بعدی‌‌اش محلی اجاره کند و بر سر درش بنویسد مجلس حشمتی‌ها، و بعد برای خودش و عمه و خاله‌‌اش قانون‌گذاری کند!

این جماعت مشکوک که سابقه کثیف همکاری و همراهی با این نظام جنایتکار را دارند، وظیفه دارند تا با لودگی و دلقک منشی و تمسخر خودشان ، مخالفان و منتقدان رژیم و دموکراسی خواهان سکولار را نیز مسخره و کم ارزش بنمایند!

قانون اساسی نظام
بد نیست به سه اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اشاره شود تا با فریبکاری و تزویر و دروغ‌پردازی جماعتی که خود را سکولار دموکراسی خواه می‌خوانند و خواهان اجرای دقیق قانون اساسی نظام هستند بیشتر آشنا شویم:

«اصل چهارم: کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد.»

«اصل نود و نهم: شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه ‏پرسی را بر عهده دارد.»
  رأی تفسیری شورای نگهبان: «نظارت‌ مذكور در اصل‌ ۹۹ قانون‌ اساسی استصوابی است‌ و شامل‌ تمام‌ مراحل‌ اجرایی انتخابات‌ از جمله‌ تأیید و ردّ صلاحیت‌ كاندیداها می‌شود.»

«اصل هفتاد و دوم: مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد.»

متن کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را در اینجا بخوانید!

مطلب مرتبط: طبرزدی: چالش یا هماغوشی با نظام

پس نوشت:
خوب شد آغا در تکمیل سخنان نابشان افزود که منظورش این است که مخالفان نظام بروند رای بدهند، نه اینکه کاندید شوند! 

واکنش اصلاح‌طلبان به رد صلاحیت‌های گسترده

امید و آرامش، رونق اقتصادی
در خبرها آمده که حدود ۹۹ درصد کاندیدهای اصلاح‌طلب رد صلاحیت شده‌اند، پرسش این است که آن‌ها چه واکنشی نسبت به کم شدن سهمشان از قدرت نشان خواهند داد؟

حوادث سال ۸۸ نشان داد که اعتراضات خیابانی، با وجود خیل عظیم ناراضیان نظام، بسیار خطرناک است و می‌تواند بسرعت رایکال شود و شعار «رای من کجاست» به «مرگ بر دیکتاتوری» تغییر کند و کار به آنجا برسد که نه این شاخه نظام بماند و نه آن شاخه نظام، بیجا هم نبود که میر حسین موسوی و محمد خاتمی گوشه نشینی و سرد شدن اعتراض‌ها و هرگونه ذلت و خواری را ترجیح دادند به تلاش در بزیر افکندن متقلبان و گرفتن حق خودشان.

این درس سبب می‌شود تا اصلاح‌طلبان در این زمان نیز تلاشی در اردوکشی خیابانی و گسترش اعتراضات نشان ندهند، نق و نوقی کنند، و در نهایت به همان ۱ درصدی که جلویشان انداخته‌اند قناعت کنند، و هم‌چنان بکوشند تا تنور انتخابات نمایشی نظامشان گرم شود و از گرمای آن مشروعیت آن در داخل و خارج حفظ شود تا نظام بماند و آن‌ها نیز بمانند و روزی‌شان را کسب کنند ولو این‌بار این روزی به کاسه گدایی شبیه باشد، همراه پس گردنی!



مطلب مرتبط: اسم شب: نفوذ


هشتگ:
#انتخابات
#رد_صلاحیت
#اصلاح_طلبان
#امید_آرامش_رونق_اقتصادی

در پساتحریم نیز خبری نخواهد بود

به نوشته خبرگزاری وابسته به س‍پاه سه دستاورد اساسی برای برجام عبارتند از:
«۱- آزادسازی حدود ۳۰ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران
۲-کاهش ۱۰ درصدی هزینه واردات و صادرات
۳- رفع محدودیت از صادرات نفت ایران»
این خبرگزاری می‌افزاید:
«آنچه دولت آمریکا انجام داده، «تعلیق» تحریم هاست نه برچیدن و لغو تحریم ها. قوانین تحریم، به رئیس جمهور آمریکا این اختیار را می‌دهند که جزء یا کل مفاد آنها را حداکثر برای ۱۸۰ روز با قابلیت تمدید به حالت تعلیق در آورد و امروز این اتفاق افتاده است؛ اما خود قوانین لغو نشده اند و پابرجا مانده اند.
۱۰ ماه بیشتر تا پایان عمر دولت آقای اوباما باقی نیست و اگر ۱۲ ماه بعد در چنین روزی -که مهلت دو دوره تعلیق (۳۶۰ روز) توسط اوباما به پایان می رسد و خود او نیز کاخ سفید را ترک کرده است- رئیس جمهور بعدی آمریکا از صدور فرمان تعلیق خودداری کند، تحریم ها به صورت اتوماتیک باز خواهد گشت.
طرفه اینکه قریب به اتفاق کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا، به ویژه جمهوریخواهان که نوامبر ۲۰۱۴ کنگره را فتح کردند، وعده توقف انجام تعهدات آمریکا را داده‌اند.»

اصلاح‌طلبان داخلی و خارجی و حامیان و مزدورانشان و فریب‌خوردگان‌شان مدام تبلیغ کرده‌اند که پس از اجرای برجام و برداشتن تحریم‌ها، در سایه باز شدن درها و داد و ستد با کشورهای دیگر، بهبود شرایط معیشتی در ایران را خواهیم داشت و در روند آن دموکراسی و بهبود شرایط اجتماعی و سیاسی و غیره.

فرض کنیم، یک فرض محال، که اصلا امکان برگشت تحریم‌ها وجود نداشته باشد، و فرض کنیم که جمهوری‌خواهان آمریکایی آب شوند بروند داخل زمین، و فرض کنیم که سرمایه‌گذاران غربی با جیب پر و لب خندان سرازیر شوند بسوی ایران، پرسش این است آیا نظام ایران تغییر کرده است؟ آیا آزادی رقابت اقتصادی وضع شده است؟ آیا امنیت مالی و حتی جانی سرمایه گذاران و خارجی‌ها تعهد و تامین شده است؟ آیا دیگر به سفارتی حمله نخواهد شد؟ آیا دیگر تروریستی صادر نخواهد شد؟ آیا دخالت‌ها در کشورهای همسایگان و کمک‌های تروریستی و جنگ‌طلبانه قطع خواهد شد؟ آیا از این پس کشور بدست شایستگان اداره خواهد شد و شایسته سالاری حکم  خواهد راند؟ آیا از این پس قانون‌مندی و قانون‌مداری و احترام به قوانین حکم خواهند راند؟ آیا منافع ملی و مردم و کشور ایران مهم خواهند بود؟ آیا سیاست‌های ایدئولوژیک نظام تغییر کرده است؟ آیا جاه‌طلبی اتمی رژیم پایان یافته است؟...

پاسخ همه این پرسش‌ها منفی است، حتی در بهترین شرایط فرضی وقتی مدیریتی یکپارچه و کاردان و شایسته و قادر و توانا و شفاف و مستقل و قانون‌مند و پاسخ‌گو با هدف بهبود شرایط و نه جیب‌شان وجود نداشته باشد، وضعیت موجود نمی‌تواند تغییر اساسی کند.

شاید کمی آب و جارو کنند، اما همچنان شاهد فساد و دزدی و حیف و میل و بی‌تدبیری و تعرض و بگیر و ببند و باندبازی و رانت‌خوری، و صد البته جنگ‌افروزی و سایه جنگ خواهیم بود.

آنچه به نفع ایران و مردم ایران خواهد بود، رفع تحریم‌ها و ریختن دلار و یورو در ایران نیست، تنها و یگانه راه سودمندی که به نفع ایران و منطقه باشد تغییر ساختاری نظام موجود و برقراری مدیریت انسان مدار و مردم سالار و شایسته سالار است و بس!

تجربه بیش از هجده سال اصلاح‌طلبان، حتی وقتی در اوج قدرت بودند، نشان می‌دهد که نه عرضه این کار را دارند و نه خواهان چنین چیزی هستند.

در شرایطی که حکومت مذهبی ایران در ضعیف‌ترین وضعیت خود بسر می‌برد و آتش فشانی از شورش‌های اقتصادی و اجتماعی در حال رشد و فوران است، درگیر جنگ قدرت بین شاخه‌های نظام نشویم و بکوشیم که این درخت فاسد را از ریشه قطع کنیم!

ناراضیانی که دیگر نمی‌خواهند در چنین شرایطی زندگی کنند، باید دست بکار شوند، خود را سازماندهی کنند و آگاهی لازم را برای مبارزه و سرنگونی کسب کنند و شیشه عمر این رژیم جنایتکار و شاخه‌های رنگارنگ آن را بشکنند!

سقوط رژیم حتمی و نزدیک است، کار ما باید این باشد که در فردای رهایی مدیریت کشور را به واکسن «ضد قدرت» و «ضد قدرت مطلق» مجهز کنیم!

نام عربی و ازدواج فامیلی در تاجیکستان ممنوع!

ازدواج در تاجیکستان

عقد دختر عمو و پسر عمو ممنوع

قانونگذاران در تاجیکستان ازدواج بین خویشان نزدیک [عمو زاده‌ها و عمه زاده‌ها و دائی زاده‌ها و خاله زاده‌ها] را در این کشور ممنوع کردند.

علت این تصمیم، جلوگیری از معلولیت و بیماری‌های ژنتیکی ناشی از این نوع ازدواج‌ است.

وزارت بهداشت‌شان اعلام کرده است که ۳۰ الی ۳۵ درصد والدین بیش از ۲۵ هزار کودک علیل بصورت فامیلی ازدواج کرده‌اند.

ازدواج خویشاوندی بدلیل خطراتی که دارد باید در ایران نیز ممنوع شود و به رفتار جنایت آمیز معلول‌سازی خاتمه داد، اگر چه تا ملاها و اسلام و قوانین ارتجاعی‌ آن ریشه دارند، این نوع جنایت و حماقت ادامه خواهد داشت!

نام عربی ممنوع

این روزها نام‌هایی چون سمیه و عایشه و آسیه و محمد و یوسف و ابوبکر در تاجیکستان نام‌هایی محبوب محسوب می‌شوند و قرار شده که علاوه بر نام‌های عربی، استفاده از پیشوند و پسوندهایی چون ملا و خلیفه و شیخ و امیر و صوفی نیز در این کشور ممنوع شود!

در این زمینه، فهرستی چهار هزار نفره از نام‌های خالص و اصیل پارسی و تاجیکی تهیه و توزیع شده است و در دفاتر ثبت ولادت در دسترس پدر و مادران گذاشته شده تا از بین آنان برای نوزادانشان نام انتخاب کنند.

تمامیت‌خواهی

یکی از تلخ‌ترین چیزها در زندگی ما، همان زندگی زیر نظر حکومت تمامیت‌خواه است.

بر اساس این تجربه تلخ، هر چقدر هم که استفاده از نام‌های وطنی و پرهیز از کلمات بیگانه مفید باشد، اجبار و فشار از بالا برای من خوشایند نیست.

بنظر من، راه درست، تبلیغ و تشویق و آگاهی است، اگر چه کار کمی به درازا بکشد، اما...

اما وقتی پای اسلام در میان است، شاید -تکرار می‌کنم شاید ـ  باید میانبر بزنیم، تا نظر شما چه باشد!

در هر صورت اسلام باید از قوانین کشور و آموزش و پرورش دور نگهداشته شود و مانع از رشد و خشونت و قوانین ارتجاعی و ضد بشری و خرافات آن شد!

جن هم زیر عبای ملاست!

منبع: Radio Free Europe/Radio Liberty

پیاده رو آرزوست مرا و هوای پاک

خانم كاترینم معتقد است: « آلودگی صوتی دشمن شماره یک توسعه پیاده روی در تهران است».

نظرات و پیشنهادات ایشان را در مورد پیاده روها در اینجا بخوانید!

اما بعد
چیزی که در حال حاضر مهم‌تر از آلودگی صوتی است، آلودگی هواست که بنظر نمی‌رسد که بتوانند برای این مشکل به این زودی‌ها چاره‌ای بیندیشند.

اما به جز آلودگی صوتی و آلودگی هوا، آنچه ضروری است و ناشی از بی‌تدبیری شهرداری‌ها، این است که پیاده‌روها را باید شهرداری‌ها بسازند یا ساماندهی کنند، و با آخرین استانداردهای جهانی!

وقتی چاقی بیماری قرن است، و پیاده روی بهترین و ارزان‌ترین راه مقابله با این بیماری است، متاسفانه آنچه در نقشه شهر‌های ما اهمیت ندارد پیاده‌روها هستند.

در حال حاضر، ساخت پیاده روها بر عهده خانه‌ها و صاحبان املاک است و اینگونه است که پیاده روها با پستی و بلندی‌های متفاوت و با مواد گاه نامناسب و لغزنده و ناهمگون ساخته می‌شوند.

به علاوه در بسیاری از مسیرها پیاده روها یا بسیار باریکند یا اصلا وجود ندارند، و اضافه کنید پارک ماشین‌ها را در پیاده رو و حرکت موتورسیکلت‌ها در محدوده فقیر پیاده‌روها!

در ایران آزاد و آباد، باید اهمیت ویژه‌، و بیش از خیابان‌ها و بزرگراه‌ها، به ساخت و تکمیل و استاندارد سازی پیاده رو داد و در کنار آن احداث مسیرهای ویژه و سراسری برای دوچرخه‌سواری و دیگر وسایل بدون موتور!

بالا بردن جریمه‌های رانندگی

دولت ورشکسته روحانی افزایش جریمه‌های رانندگی را تصویب و ابلاغ کرده است. پرسش اینجاست آیا جریمه‌های رانندگی در ایران تاثیر موثری در جلوگیری از تخلف داشته‌اند؟ پاسخ منفی است، یک نگاه به دور و بر نشان می‌دهد که آنها که هیچگاه تخلف نمی‌کنند و  قوانین راهنمایی و رانندگی را با دقت و وسواس رعایت می‌کنند در اقلیت هستند!

آنچه که می‌تواند در جلوگیری از تخلفات موثر باشد، قانون‌مندی دولت‌مردان و حاکمیت و برو بچ‌‌شان و وابستگانشان است، بطور مثال وقتی پلیس راهنمایی و پلیس انتظامی روزانه و بطور مکرر از چراغ قرمز و مسیر عبور ممنوع می‌گذرند و عناد دارند که زیر تابلوی مطلقا ممنوع پارک کنند، توقع ما از همشهریان چیست؟

به علاوه سال‌هاست که رسم شده وابستگان و همراهان رژیم فراقانون باشند و مبرا از جریمه و سرزنش و پرسش و چون و چرا، که این بی‌قانونی‌ها تاثیر منفی بر کل جامعه دارد!

علاوه بر مردان قانون که برای قانون پشیزی ارزش قائل نیستند، برای بسیاری از خودرو داران جریمه شدن بازدارنده نیست، فقط خشمشان را زیاد می‌کند که چرا من، وقتی یک عالمه آدم خلاف می‌کنند!

در حاشیه
از سوی دیگر و در همین شرایط حاکم، نیروی پلیس برای جریمه کردن متخلفان کافی نیست و لازم است که به تعداد سه برابر خودرو داران و خودروسواران پلیس راهنمایی داشته باشیم تا در ۲۴ ساعته مراقب شهروندان متخلف و جریمه کردنشان باشند، به احتمال حتی این تعداد پلیس کافی نیست و باید به نسبت مساحت خیابان‌ها و کوچه‌ها و بزرگراه‌ها پلیس استخدام کرد، یعنی در هر ده یا بیست متر یکی!

دور تسلسل
جریمه‌ها اگر کم باشند، تاثیرشان در حد کاغذ توالت خواهد بود، اگر به اندازه باشند، مثلا ده میلیون تومان برای عبور از چراغ قرمز، آنوقت رشوه دهی و رشوه گیری رشد می‌کند،  و مصائب دیگر!

نوشتم «به اندازه»، چون هدف از اخذ جریمه، علاوه بر نظم و ترتیب و رعایت حقوق، جلوگیری از تصادف و معلول و مصدوم شدن و از دست دادن جان انسان‌هاست؛ و جان انسان‌ها چقدر ارزش دارد؟

آمار فزاینده مرگ و میر در اثر تصادفات در ایران نشان می‌دهد که جان انسان‌ها نزد حاکمان  ارزش چندانی ندارد، افزایش جریمه‌ها را هم بگذارید به حساب بی‌پولی دولت!

نگاهی به چند تلویزیون‌ ماهواره‌‌ای سیاسی

تلویزیون‌های برانداز

تلویزیون دیدگاه

این تلویزیون آموزش‌های لازم را در جهت براندازی‌ ِ ممکن و شدنی رژیم استبدادی مذهبی ایران در اختیار ناراضیانی که بدنبال تغییر واقعی و آزادی و دموکراسی هستند قرار می‌دهد، همراه تحلیل و تفسیر خبرها و غیره.


تلویزیون سیمای آزادی

این تلویزیون در چهارچوب نگاه مجاهدین خلق مدیریت و اجرا می‌شود.


تلویزیون‌های سیاسی

تلویزیون ایران فردا

ایران فردا کاری از آقای علیرضا نوری‌زاده و همفکرانش است، نوری‌زاده همیشه لاف زیاد می‌زند و چاخان می‌کند و تخصص ویژه دارد در افسانه سرایی و آسمان ریسمان، اما این‌ها نکات منفی این شخصیت اتو کشیده و جذاب و مسلط به زبان انگلیسی و عربی نیست، ایشان گاه و بی‌گاه کاسه لیس و کون لیس اصلاح‌طلبان و نظام جهنمی‌شان است، و عموما سخنانش را بر اساس اینکه باد کدام طرفی می‌وزد تنظیم می‌کند.

این تلویزیون سیر نزولی دارد، از جهت برنامه‌هایش و مجریانش!


تلویزیون اندیشه

آیا تلویزیونی که آگهی تجاری دارد و ساعات خود را به هر کسی، سیاسی و مذهبی، می‌فروشد یا اجاره می‌دهد می‌تواند مستقل باشد یا حرف خودش را بزند و جا بیندازد؟

تلویزیون اندیشه علاوه بر برنامه‌های دیگرش و ساعات اجاره‌ای‌اش، برنامه افق را هم دارد که به شاهزاده و دوستانش تعلق دارد.

در کل اندیشه تلویزیونی است که گاه و بی‌گاه و میان خطوط و ساعات اجاره‌ای با اصلاح‌طلبان حکومتی و نظام جهنمی ایران خوش و بش می‌کند، شاهزاده هم بهتر است کمی جدی‌تر باشد!

تلویزیون من و تو

«من و تو»  یک تلویزیون حرفه‌ای است، در اصل تنها تلویزیون حرفه‌ای فارسی زبان است، با برنامه‌های دیدنی و آموزنده و سرگرم‌کننده‌ و مجریان زیبا و جوان و جذاب و مسلط و دوست داشتنی.

«من و تو» بدلیل هزینه‌های بسیاری که می‌کند و درآمدی که ندارد و این پرسش که پس هزینه‌هایش از کجا تامین می‌شود، تلویزیون مشکوکی است، سر و سری هم با رفسنجانی و اصلاح‌طلبان حافظ نظام و خود نظام دارد!

تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی

بی‌بی‌سی هم امکانات بسیار دارد و هم توان مالی و تجربه لازم برای برنامه‌سازی خبری و غیره.

تلویزیون دولتی بی‌بی‌سی فارسی بر خلاف رادیوی قدیمی‌اش که ظاهری مستقل و ایرانی و ایرانی پسند و آزادیخواه داشت، حتی حفظ ظاهر را نمی‌کند، یعنی کاش در خدمت بریتانیا و ملکه و سیاست‌هایشان بود، این رسانه با جدیت و چهار نعل در خدمت نظام اسلامی ایران، اسلام و بویژه اصلاح‌طلبان حکومتی است، هر چند برنامه‌های متنوع و گاه جذاب دیگری نیز دارد که عموما آلوده این نگاه برنامه‌سازان این رسانه هستند.

این رسانه در سال‌های اخیر به آیت‌الله بی‌بی‌سی مشهور شده است.

تلویزیون صدای آمریکا

صدای آمریکا هیچوقت مهارت و توانایی و قدرت بی‌بی‌سی در برنامه‌سازی را نیافت، در سیاست‌هایش همان اشتباهات اوباما را تکرار می‌کند و عموما دلبسته و در خط نظام اسلامی و جنایتکار اسلامی است و البته اصلاح‌طلبان حافظ آن!

تلویزیون رادیو فردا

رادیو فردا که بیشتر رادیوست و پخش موزیک و آگاه‌رسانی‌های مفید، و در کنار آن‌ها خبر و یکی دو برنامه دیگر، دچار سیاست‌های اوباما و ویروس اصلاح‌طلبان و حمایت از نظام جنایتکار اسلامی با تغییرات آبکی است.

توانا

بدنیست که همین‌جا به برنامه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی «توانا» اشاره کنم که توسط اصلاح‌طلبان تحصیل‌کرده و مزدورانشان و مزدبگیرانشان تهیه و اجرا می‌شود، با زرنگی تلاش می‌کنند که چهره‌ای متفاوت از خود نشان دهند و هزینه این برنامه را از حیب غربی‌ها تامین کنند.

اگر چه ژست روشنفکری، آزادی‌خواهی و دموکراسی می‌گیرند، کراوات می‌زنند و حجاب نمی‌زنند، اما به خطوط و میان خطوط‌شان دقت کنید، همان گند و گه نظام استبدادی ایران و مذهب شیعه هستند و حفظ و نجات این دو!


تلویزیون‌های مذهبی

کلمه و وصال حق

این دو تلویزیون‌ مخالف سیاست‌های سنی ستیز رژیم شیعه و دخالت‌های آن در زندگی مردم و منطقه و همسایگانش هستند، مذهب شیعه را انحراف از اسلام می‌دانند.

علاوه بر تعالیم مذهبی و پرسش و پاسخ‌های دینی به رویداد های مرتبط نیز می‌پردازند.

----------------

ریش تراش سفارت عربستان

بدون هماهنگی قرار گذشتند برای خواباندن و ماستمالی ماجرای گند زدنشان به سفارت عربستان، گناه را بیندازند به گردن صفر علی براتلو معاون امنیتی استانداری تهران، و او راکه از ماه‌ها پیش قرار بوده برکنار شود، برکنار کنند.

وزارت کشور به دلیل «قصور در بروز حادثه تعرض به سفارت عربستان» و «دلایل دیگر» صفرعلی را برکنار می‌کند.

اما به گزارش خبرگزاری مهر: استاندار تهران « با تقدیر از زحمات صفرعلی براتلو تاکید کرد:‌ تغییرات انجام شده در معاونت امنیتی و انتظامی استانداری تهران هیچ ارتباطی به موضوع سفارت عربستان ندارد و پیش از این مطرح بوده است.»!



کلمه کلیدی:  ریش تراش خاتمی!

پشکل و پهن انتخابات

اصلاح طلبان

شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی به زبان ساده

برخی تا به زبان ساده و عوامانه و عامیانه برایشان نگویی انتخابات رژیم یعنی چه، شرکت در آن را ثواب و صواب می‌دانند.

برای این دوستان عرض شود که شرکت در انتخابات نمایشی رژیم که با احتمال مهندسی شدن و تغییر آرا و تقلب همراه است و کاندیدهای سفارشی و تایید شده و در خط نظام، یعنی اینکه جنابعالی آزادی تا فقط بین گِه سگ، و پشکل بز، و پهن گاو یکی را انتخاب کنی!

مردم باهوش که می‌دانند سگ نجس است و زندگی با پشکل و پهن بهتر از زندگی با گُه سگ است، سرشان را می‌اندازند زیر، و می‌روند یا به پشکل رای می‌دهند یا به پهن، معمولا هم یا پشکل به نفع پهن می‌رود کنار، یا پهن به نفع پشکل می‌کشد کنار!

تحریم انتخابات 

شرکت نکردن در انتخابات و تحریم انتخابات رسیدن به این آگاهی است که با گُه نمی‌شود به آزادی و دموکراسی و قانون‌مندی و بهبود شرایط رسید!

تحریم انتخابات فرمایشی رژیم یعنی احترام به خود و شعور خود!

گُه خشک و گُه تر

نوشته زیر را «Nabi Akram» در بخش نظرات فیسبوک یکی از میمون‌های اصلاح‌طلب خارج نشین ارسال کرده بود:
«ما بین گه و گه تر، به گه رای می‌دهیم! درست مثل آقای روحانی که گه بود و جلیلی گه تر!
ما به آقای روحانی رای دادیم که پراید ۷ میلیونی را ۴۰ میلیون در کونمان کند!
بنزین، نان، لبنیات و سایر مایحتاج زندگی را گران کند و حقوقمان را کاهش دهد!
یارانه مان را حذف کند!
مسکن مهری که پولش را داده ایم به ما تحویل ندهد و معلق کند!
اعدامها افزایش یابد!
علاوه بر سیاسیون شاعران هم زندانی شوند!
زنان که می‌توانستند به استادیوم والیبال بروند نتوانند!
موسوی و کروبی بلاتکلیف باقی بمانند!
مطالبات سال ۸۸ تبدیل به کشک شود!
به جای بقایی، پسر آقای مهاجرانی اختلاس کند، و به جای بابک زنجانی، آقای شریعتمداری!
کلا هیچ گهی نخورد و همه چیز را گردن تحریم و مجلس بیاندازد و ثابت کند رئیس جمهور یعنی گوز!
نتیجه اخلاقی: ما سال ۹۲ به یک گوز رای دادیم»!

تجاوز به شعور و غیره

یکی دیگر، همانجا نوشته بود:
«فرق احمدی نژاد و خاتمی، فرقِ بین بطری نوشابه «با وازلین» و «بی وازلین» است.»

یورونیوز فارسی زاهد و عابد و مسلمانا

پس از اعدام [غیر انسانی] آخوند شیعه نمر، یورو نیوز دو خبر مشابه در دوم و سوم ژانویه گزارش کرد:
  • «اعدام شیخ نمر توسط عربستان خشم شیعیان منطقه را برانگیخت»
  • «خشم شیعیان از اعدام شیخ نمر و حمله به سفارت عربستان در تهران»
می‌توانید متن کامل هر دو خبر را در ادامه بخوانید. بی‌شک نه شیعیان، و نه شیعیان منطقه خشمگین شدند، شاید بشود قبول کرد که ده‌ها تن که به ظاهر شیعه بودند در منطقه عصبی شدند، و داد و بیداد راه انداختند.
بسیجی دله دزد

اما در مورد کسانی که سفارت عربستان را آتش زدند و غارت کردند، هیچ سندی وجود ندارد که ثابت کند این‌ها شیعه بودند یا حتی خشمگین بودند!
جنده های ارزشی

دلیل اینکه نویسنده خبر، به فریبکاری، بزرگنمایی کرده و چند نفر را کل شیعیان خوانده‌است، نشان از شیعه بودن خودش دارد و مزدور رژیم بودنش، بعلاوه نادان بودنش و حماقتش، چون هر کسی که اندکی عقل داشته باشد می‌داند که این عمل غیرقانونی و غیر اخلاقی وحوشی که به سفارت عربستان در تهران حمله کردند به یقین می‌تواند به ضرر رژیم تمام شود.

از اینکه بگذریم، متن خبرها را که بخوانید، استقلالی در آن نمی‌یابید، فقط خبری است کاملا در سمت و سوی رژیم استبدادی ایران!

خبرساز نمی‌گوید چرا این آخوند اعدام شده و جرمش چیست، و عمامه و عبا پوشیدنش چه ارزشی برای اروپا و ما دارد، اما می‌گوید که «مقام های سیاسی و مذهبی ایران»، «مقام های عراقی٬ حوثی های یمن و حزب الله لبنان» این عمل را محکوم کرده‌اند، «رهبری ایران» او را شهید خوانده‌‌ [چند بار هم تکرار می‌کند] و «ایران» عربستان را به خاطر اعدام و سرکوب منتقدان داخلی نکوهش کرده!

جمعی جنایتکار و تروریست و تروریست پرور، آدم خوبه خبرساز یورونیوز فارسی است، نمی‌دانم این یارو خبرها را نمی‌خواند که همین دولت روحانی رکورد زده در اعدام، زیر نظر همان رهبری و مقام‌های سیاسی و مذهبی؟

ضمنا خامنه‌ای رهبر ایران و ایرانی نیست، شاید رهبر خبرنگار یورو نیوز باشد!

اما در مورد توئیتر خامنه‌ای، تا آنجا که من می‌دانم، توئیتر در ایران فیلتر است و استفاده از فیلتر شکن جرم است، حتما عضویت در سایت مجرمانه‌ای که فیلتر شده نباید در شان رهبری خبرنگار یورونیوز باشد!

- - -
به نقل از یورونیوز فارسی
اعدام شیخ نمر توسط عربستان خشم شیعیان منطقه را برانگیخت

نمر باقر النمر، روحانی شیعه مخالف حکومت عربستان سعودی اعدام شد
عربستان روحانی شیعه و منتقد حکومت را به همراه ده ها عضو القاعده اعدام کرد
خشم شیعیان از اعدام شیخ نمر و حمله به سفارت عربستان در تهران

تظاهران شیعیان در بحرین در اعتراض به اقدام عربستان به درگیری با پلیس این کشور انجامید. پلیس بحرین به روی تظاهرکنندگان گاز اشک آور پرتاب کرد.

مقام های سیاسی و مذهبی ایران این اقدام عربستان سعودی را به شدت محکوم کرده اند. ایران با انتقاد از عربستان به خاطر اعدام و سرکوب منتقدان داخلی اعدام شیخ نمر را غیرمسئولانه خوانده و گفته که این اقدام «برای خانواده سلطنتی این کشور تاوان سختی» به همراه خواهد داشت.

در حساب کاربری توییتر رهبری ایران، نیز ضمن «شهید» خواندن شیخ نمر آمده است: «بیداری سرکوب شدنی نیست.»

مقام های عراقی٬ حوثی های یمن و حزب الله لبنان نیز این اقدام حکومت عربستان را محکوم کرده اند. شورای شیعیان لبنان اعدام شیخ نمر را اشتباهی بزرگ خوانده است.

سخنگوی بسیج مردمی عراق (که در پاسخ به فتوای مراجع عراق بویژه آیت الله سیستانی تشکیل شد و در کنار ارتش این کشور به مبارزه علیه داعش می پردازد) می گوید: «این اتفاق در زمان حساسی رخ داده است. ما امیدوار بودیم که تنش های قومی و سیاست های دوقطبی را از منطقه دور کنیم. اما خون شهید نمر حامل پیامی است به ایران و شیعیان عربستان و بحرین و کل منطقه.»

در هند و پاکستان نیز صدها تن از مسلمانان شیعه با حضور در خیابان ها و حمل تصاویر شیخ نمر، شعارهایی علیه عربستان سعودی٬ آمریکا٬ اسرائیل و گروه خلافت اسلامی سردادند.


- - -
خشم شیعیان از اعدام شیخ نمر و حمله به سفارت عربستان در تهران

عربستان روحانی شیعه و منتقد حکومت را به همراه ده ها عضو القاعده اعدام کرد
اعدام شیخ نمر توسط عربستان خشم شیعیان منطقه را برانگیخت
آیت الله خامنه ای: خون شیخ نمر به ناحق ریخته شد
دولت و قوه قضاییه ایران حمله به سفارتخانه عربستان را محکوم کردند

"حساب توئیتر علی خامنه ای رهبر ایران با انتشار عکس شیخ نمر با «شهید» خطاب کردن او نوشته است: «بیداری سرکوب شدنی نیست.»"

اعدام شیخ نمر باقر النمر روحانی شیعه مخالف حکومت عربستان سعودی خشم شیعیان را در کشورهای مختلف برانگیخت.

در شهر شیعه نشین قطیف عربستان سعودی، زادگاه شیخ نمر، جمعی از مردم در اعتراض به اعدام این روحانی شیعه تظاهرات کردند و شعار «مرگ بر ال سعود» سر دادند.

در بحرین تظاهرات شیعیان در اعتراض به اقدام عربستان به درگیری با پلیس منجر شد.

معترضان شیعه هندی نیز در منطقه کشیمر با محکوم کردن اعدام شیخ نمر دست به تظاهرات زدند.

معترضان در لندن نیز روز شنبه در بیرون از سفارت عربستان سعودی در اعتراض به اعدام شیخ نمر تجمع کردند.

شیخ نمر باقر النمر منتقد صریح خانواده آل سعود در عربستان بحساب می آمد با این حال دولت عربستان او را به اتهام تیراندازی و قتل چند پلیس به اعدام محکوم کرده بود. گروههای حقوق بشری بطور مستمر روند قضایی در عربستان را ناعادلانه ارزیابی کرده اند.

از سوی دیگر مقامات ایران نیز نسبت به اعدام این روحانی شیعه واکنش نشان دادند. حساب توئیتر علی خامنه ای رهبر ایران با انتشار عکس شیخ نمر با «شهید» خطاب کردن او نوشته است: «بیداری سرکوب شدنی نیست.»

در تحولی دیگر شنبه شب معترضان به اعدام شیخ نمر به سفارت عربستان سعودی در تهران حمله کردند و با آتش زدن بخش هایی از ساختمان سفارت به برخی دفاتر آن آسیب وارد کردند. در مشهد نیز معترضان به کنسولگری عربستان حمله کردند. با این حال حسین جابر انصاری سخنگوی وزارت خارجه ایران ضمن محکوم کردن اعدام شیخ نمر «بر ضرورت امنیت اماکن دیپلماتیک عربستان سعودی در تهران و مشهد مقدس» تاکیده کرده است.

وزارت خارجه ایران همچنین گفته است اعدام این روحانی شیعه «برای خانواده سلطنتی این کشور تاوان سختی» بهمراه خواهد داشت.

جنگ افروزی رژیم شیعه ایران

چندی‌ است که با وخامت اوضاع اقتصادی، حکومت ایران، یا بخش‌هایی از آن، بر طبل جنگ با عربستان، به مثابه راهی برای نجات‌شان، می‌کوبند، آنگونه که از امامشان، خمینی ملعون آموخته‌اند.

در چنین جنگی، می‌شود به دلیل شرایط جنگی، حکومت نظامی پنهان اعلام کرد و سر مخالفان و منتقدان و رقبا را به سنگ کوبید و ساکت نمود، و بحران‌های فزاینده که ناشی از ندانم‌کاری و بی‌تدبیری همه جناح‌های نظام و ساختار آن است، به شرایط جنگ پیوند داد، و کوشید تا از جنگ نعمتی ساخت برای دوامشان، و پوشش ورشکستگی واحدهای تولیدی، و عدم پرداخت حقوق‌ها و معضل بیکاری و تورم لجام گسیخته و غیره و غیره، و تلاش برای مانع شدن از شورش‌هایی که بزودی سراسر ایران را فرا خواهد گرفت.

بر طبل جنگ با عربستان

داستان با خبر دروغین تجاوز به دو نوجوان در عربستان شروع شد و تشجیع ملی‌گرایی و عرب ستیزی، پس از آن جمع بزرگی از پاسداران و امنیتی‌ها در عملیاتی بزرگ کوشیدند تا موسم حج امسال را بر هم زنند که با هوشیاری عربستان و بدشانسی اینان شکست حورد و به مرگ خونبار خودشان تبدیل شد. بعد حمله مزدوران و پاسداران رژیم را داریم در حمله و غارت سفارت عربستان و کنسولگری‌اش در ایران و اینک خبر جعلی حمله موشکی هواپیماهای عربستان به سفارت  ایران در صنعا!

و...
اگر چه جنگ و دخالت در یمن و کمک به تروریست‌های حوثی نسبتا جدید است، اما سنی ستیزی و صدور تروریست و آموزش و پرورش تروریسم و پذیرایی از دشمنان عربستان و یاری رساندن مالی و مادی به آن‌ها داستان همیشگی این رژیم منحوس است.

جنگ نافرجام
اگر چه خمینی توانست بسیاری را بفریبد و دو کشور با بیشترین تعداد شیعه را به جنگ هم بیفکند با شعار فریبنده جنگ با اسرائیل و راه قدس و شهادت و بهشت، اما امروز شرایط بسیار تغییر یافته و به سختی می‌توانند خر برای آتش جنگشان جمع کنند، موضوعی که باعث می‌شود بخش‌هایی از نظام، مخالف سرسخت این برنامه خانمان‌سوز باشند و دلشان را خوش کنند که در اثر برجام گشایشی شاید حاصل شود!

فرجام فاجعه جنگ
چیزی که قطعی خواهد بود تجزیه ایران است، علاوه بر مرگ‌های بسیار و علیل شدن بسیاری بیشتر، و تخریب شهرها، در نهایت مگر ماموریت این نظام همین نیست: نابودی ایران؟

سنایا ایرانی، هنرمندی از پارسیان هند

پس از حمله مسلمانان به ایران و اشغال این سرزمین، گروهی از زرتشتیان، کوچ به هندوستان را به ماندن در سرزمین مادری و فرمان‌برداری از مسلمانان ترجیح دادند.

سنایا ایرانی از تبار این مهاجران است. او متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۳ شهر بمبئی «مومبای» کشور هند است.

سنایا مدل و رقاص و بازیگر سینما و تلویزیون هند است.

بیشتر:
IMDb
WikipediA

تحریم انتخابات چه فایده‌ای دارد/ ۲

پیش گفتار
منظور از انتخابات در این سری نوشتار، انتخابات نمایشی و غیر آزاد و دموکراتیک نظام است، نمایشی که فقط صلاحیت دایره محدود خودی‌های شاخه‌های محتلف نظام تایید می‌شود، بعلاوه حتی اگر مانند سال ۸۸ نتیجه آرا را تغییر ندهند، نمایندگان انتخاب و تایید شده فقط می‌توانند در چهارچوب نظام و برنامه آن فعالیت کنند و پیروز شدن در انتخابات به معنای ماندن تا دور بعدی نیست و علاوه بر کارشکنی‌ها همیشه امکان اخراج و ترور کسی که بخواهد پایش را اندکی از خطوط قرمز نظام رد کند وجود دارد.

بخش دوم

امتیازگیری
با تحریم انتخابات نمایشی رژیم، مردم ناراضی می‌آموزند که می‌شود به بجای انتخاب بین بد و بدتر از میان شاخه‌های نظام، بین منافع حکومت و منافع خودشان یکی را انتخابات کنند.

از سوی دیگر وقتی اکثریت مردم انتخابات را تحریم کنند، رژیم، در هراس و وحشت از سرنگونی و نداشتن مشروعیت در داخل و خارج، مجبور خواهد شد به مردم امتیاز دهد و دادن هر امتیاز، رژیم را به امتیاز دادن‌های بیشتر وا می‌دارد!

اگر هدف از شرکت در انتخابات، خواست‌های کوچکی چون قانون‌مندی، رقابت آزاد، آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، بهبود اقتصاد، بهبود شرایط، منع صدور تروریست، منع تباه کردن بیت‌المال در خارج از کشور، منع جنگ‌طلبی باشد، فقط با سنگینی و فشار تحریم انتخابات است که می‌توان به این خواست‌ها رسید.

کافی‌است که مردم نشان دهند که مصصم هستند برای گرفتن خواسته‌هایشان، و محترم بودن، و رودست نخوردن!

با تحریم انتخابات فقط شاخه تندروهای نظام نیست که عقب نشینی می‌کند، با تحریم انتخابات، اصلاح‌طلبان نیز رادیکال‌تر می‌شوند و می‌کوشند که از مردم عقب نمانند و برای اولین بار در جهت اصلاح واقعی نظام کوشش کنند!

تحریم فعال
آن‌ها که می‌خواهند بساط این رژیم فاسد جنایتکار برچیده شود، همراه با تحریم انتخابات، در زمینه شعار نویسی بر علیه نظام و بازی‌هایش فعال خواهند بود!


مطلب مرتبط:
تحریم انتخابات چه فایده‌ای دارد/ بیگانگان

بخوانید:
کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!

دانشنامه ویکی‌پدیا...

ویکی‌پدیا چیست

ویکی‌پدیا دانشنامه [یا دایره‌المعارف یا یک مجموعه اطلاعات عمومی] اینترنتی چند زبانه است که تمامی مطالب آن توسط هر کسی که به اینترنت دسترسی داشته باشد و داوطلب این کار باشد، و بر اساس یکسری قوانین داخلی، و نوشته‌های پیش‌تر منتشر شده، جمع‌آوری و تدوین و ویرایش و منتشر می‌شود.

با این حساب هر مطلب انتشار یافته در ویکی‌پدیا می‌تواند در هر لحظه تغییر کند، کم و زیاد شود و یا حتی حذف گردد!

زمان تاسیس ویکی‌پدیا

ویکی‌پدیای انگلیسی در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۰۱ (۲۶ دی ۱۳۷۹) و زبان فارسی این دانشنامه در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۸۲ (۱۹ دسامبر ۲۰۰۳) فعالیت خود را آغاز کرد.

نام ویکی‌پدیا 

نام ویکی‌پدیا (Wikipedia) واژه‌ای ترکیبی است که از واژه‌های ویکی (وب‌گاه مشارکتی) و انسیکلوپدیا (دانشنامه یا دائرةالمعارف) گرفته شده است.

روش کار ویکی‌پدیا

هر کسی، بدون نیاز به تخصص و سواد ویژه می‌تواند نوشته‌ای را به دانشنامه ویکی‌پدیا بیفزاید یا ویرایش کند. شرط مهم این است که آن نوشته قبلا در سایت یا روزنامه و کتاب و رسانه‌ای منتشر شده باشد!

ویکی‌پدیا در این زمینه دارای صفحات راهنمای کار، و قواعد تدوین شده، و مدیران ناظر بر مراحل کار است.

اعتبار ویکی‌پدیا

مقالات موجود در ویکی‌پدیا به استناد اینکه در آنجا منتشر شده‌اند اعتباری ندارند. نوشته‌های موجود در آنجا بخودی خود هیچ‌ ارزشی ندارند و هیچ خبر و نوشته‌ای، صرفا به این دلیل که در ویکی‌پدیا منتشر شده، درست یا تایید شده نمی‌باشد!

اشکالات در اعتبار مقاله‌های ویکی:

اعتبار مدیریت ویکی‌پدیا
اعتبار هر دانشنامه‌‌ای به اعتبار و صلاحیت و دانش و تجربه مولفین دانشنامه و شناخت و اعتماد کارشناسان فن و دانشگاهیان به آن‌ها بستگی دارد؛ اعتبار ویکی‌پدیا از این لحاظ بدلیل ناشناس بودن کاربران و مدیران ناظرش و دانش و سواد و اعتبار علمی‌شان صفر است.

جمع‌آوری و تدوین و ویرایش مطالب در ویکی‌پدیا توسط کسانی انجام می‌شود که عموما ناشناس هستند و نیازی به دانش دانشگاهی و تایید صلاحیت علمی ندارند و همیشه می‌توانند متاثر از زمان و مکان و احساسات و منافع خود باشند، چه کاربر ویکی‌پدیا باشند چه مدیر.

به علاوه در تدوین و ویرایش مطالب، یک شخص کم‌سواد برابر است با یک استاد دانشگاه، و چون کم‌سوادان بیشترند تا استادان، کم‌سوادان بر استادان و کارشان در این دانشنامه مسلط خواهند بود!

سندیت ویکی‌پدیا
مطالب منتشر شده در ویکی‌پدیا، گردآوری شده از سایت‌ها و کتاب و روزنامه‌ها و غیره است که همه این منابع می‌توانند دارای غلط یا عوام‌فریبی و دروغ‌پردازی و جهت‌گیری باشند!

زمان و ثبات مقالات در ویکی‌پدیا
عموم نوشته‌های منتشر شده در ویکی‌پدیا بطور دایم در حال تغییر و ویرایش هستند، لذا وقتی کسی مطلبی علمی و صادق را در ویکی‌پدیا ببیند، و به آن ارجاع دهد، نمی‌تواند مطمئن باشد که دیگران دقیقا همان مطلب را مشاهده خواهند کرد.

ویکی‌پدیا و نظام اسلامی ایران
در اصل قرار بوده که ویکی‌پدیا توسط افراد مشتاق و علاقه‌مند نوشته و ویرایش شوند، اما بدلیل زحمات علاقمندان در سال‌های ابتدایی و از آنجا که بدلیل فراوانی نوشته‌ها، عموم نوشته‌های منتشر شده در سایت ویکی‌پدیا در صفحه اول سایت‌های جستجو و حتی در بالای صفحه نتیجه جستجو ظاهر می‌شوند و این دانشنامه آنلاین وزن و اعتباری خاصی پیدا کرده است، اصولگرایان و اصلاح‌طلبان و دیگر باندهای جنایتکار و فاسد رژیم که به اندازه کافی پول و امکانات دارند، افرادی را بطور سازماندهی شده استخدام می‌کنند تا هم به مدیریت و دسترسی‌های لازم برای رای دهی و امتیاز دهی و حذف و ویرایش و عدم ویرایش برسند و هم مطالب مورد نظر خود را بوجود آورند و ویرایش نمایند و حذف کنند!

اینگونه‌است که اگر به تاریخچه برخی مقالات مربوط به شخصیت‌های رژیم مراجعه کنید، خواهید دید که بطور مثال در گذشته آن اشخاص جنایتکار و دزد و تروریست معرفی شده بودند ولی در حال حاضر همان مقاله‌ها تبدیل شده به رزومه شخصی و صفحات تبلیغی برای آنان!

ویکی‌پدیا و بیماران
علاوه بر مزدوران، بیماران روانی نیز گاه و بیگاه در مطالب منتشر شده خرابکاری می‌کنند، و گاه اتفاق می‌افتد که بدلیل کم‌سوادی یا بی‌دقتی مدیران، یا کمبود وقت‌شان این خرابکاری‌ها تا مدت‌ها دست‌نخورده باقی می‌مانند!

ارجاع به ویکی‌پدیا

به دلیل آنچه در اینجا گفته شده، ارجاع دادن به ویکی‌پدیا اعتبار و ارزشی بر درستی یا نادرستی چیزی کسب نمی‌کند، و نادرست است که چون چیزی در ویکی منتشر شود پنداشته شود که آن مطلب درست و تایید شده است.

روش صحیح برای ارجاع به ویکی‌پدیا
اگر می‌خواهید بدرستی به ویکی‌پدیا ارجاع دهید، راه درست همان‌است که دانشجویان پایان‌نامه دزد و کپی‌کار می‌کنند، به این معنی مطلب مورد نظر خود را به منابع بکار رفته در ویکی‌پدیا، در پایین صفحه مقاله مربوطه، ارجاع دهید!

منابع ویکی‌پدیا

همیشه برای دانستن اینکه مطلبی که در ویکی پدیا می‌خوانید چقدر اعتبار دارد و درست است به منابعی که برای نگارشش استفاده شده نظری بیندازید.

اینکه چه شخصی آن مطلب را گفته، آیا مطلب بدرستی منتقل شده، یا فقط بریده‌های دستچین شده‌ای است که گاه متضاد با اندیشه نویسنده اصلی نوشته شده. منابع خبری از چه سایتی نقل شده، و منابع اصلی این سایت‌ها چه کسانی بوده‌اند، بطور مثال بی‌بی‌سی فارسی و دیگر سایت‌های فارسی‌زبان بیگانه، بسیاری از خبرهایشان را به نقل از سایت‌ها و خبرگزاری‌های امنیتی رژیم بازنشر می‌کنند، که می‌تواند نادرست یا کمتر درست و عکس واقعیت باشند.

بعلاوه هر خبری ممکن است بعدا تکذیب شود یا تغییر یابد بدون آنکه این تغییرات در ویکی‌پدیا انعکاس یابند.

اگر منبع یک نوشته برگردان مطلبی از کتاب و سایتی به زبان دیگری است درستی و نادرستی ترجمه و مهارت و سواد مترجم مهم است.

اگر نوشته‌ای برگردان از مطلبی است که از سایت ویکی‌پدیا به زبان‌های دیگر گرفته شده باید دید که منابع مقاله اصلی چیستند و چقدر اعتبار و اصالت دارند و آیا ویرایشگر یا ویرایشگران بدرستی ترجمه و نقل کرده‌اند.

یکی دیگر از اشکالات ویکی‌پدیا این است که کاربری منبع نوشته‌ای را به کتابی استناد می‌دهد که یافتن آن کتاب دشوار است و نمی‌توان درستی یا نادرستی آن نوشته را تشخیص داد.

اشکال مهم ویکی‌پدیا

در ویکی‌پدیا مدیران می‌توانند مقالات را حذف کنند، مانع از ویرایش جدید شوند، ویرایش‌های جدید را حذف کنند و امر به قطع دسترسی کاربران دهند.

اگرچه وجود مدیران و توانایی‌هایشان الزامی‌است، اما علاوه بر مدیران مزدور، برخی از مدیران نیز هستند که بداخلاق، مستبد، کودن، افراطی، مغرور و عصبی هستند و سبب نارضایتی و فراری دادن کاربران علاقه‌مند می‌شوند!

اینگونه مدیران در زبانی چون فارسی بیشتر از زبان انگلیسی وجود دارند که ناشی از شرایط کشور ایران و عدم تنفس در هوای دموکراسی است.

تجربه من این است که در زبان انگلیسی مدیران خود را خدمت‌کار سایت و کاربران می‌دانند و با خوشدلی و خوشوقتی آماده راهنمایی و یاری کاربران جدید و جذب آنان به اینکار هستند!


پیشنهاد به ایرانیان

ویرایش ویکی‌پدیا همانند ویرایش مترجم گوگل باید در مدارس و دانشگاه‌ها جزیی همیشگی و روزانه از تکالیف دانش‌آموزان و دانشجویان گردد!

پیشنهاد به مدیران رده بالا

اگر بشود ترتیبی دهند که ویرایشگران ویکی‌پدیا از جهت دانش و سواد و مهارت‌ و استقلال‌شان، و نه ساعت کاری و تعداد مطالب‌شان، توسط کارشناسان شناخته‌شده و خبره و مستقل دانشگاهی، دسته بندی شوند و اعتبار ویژه در حد عدم ویرایش مقاله‌شان، مگر با شرایط ویژه، کسب کنند و درصورت امکان دستمزد دریافت کنند، می‌توان اعتباری ویژه به این دانشنامه‌ داد!


منبع: 
ویکی‌پدیا!

علاقه‌مندان بخوانند:
ویکی‌پدیا
ویکی‌پدیا:آشنایی با دانشنامه
نقد ویکی‌پدیا




کلمات کلیدی:
ویکی‌پدیا,ویکیپدیا,ویکی پدیا,ويکي‌پديا,دانشنامه,دایرة‌المعارف

سنگ رکود تورمی بر گردن رژیم

روز دوشنبه دکتر بیژن افتخاری در بخشی از برنامه ماهواره‌ای کاوه آهنگر به رکود تورمی، ویروس خطرناک و مرگباری که نظام استبدادی اسلامی را بیمار کرده، اشاره کرد.

رکود تورمی چون موریانه‌ای است که آهسته و پنهان حرکت می‌کند اما خیلی زود همه درخواهند یافت که بسیار دیر شده است.

رکود و تورم در کنار هم فاجعه‌ای را پدید می‌آورند؛ در نتیجه رکود تقاضای خرید کالاها کاهش می‌یابد و به ورشکستگی واحدهای تولید و فروشندگان می‌انجامد و نتیجه آن بیکاری است و در اثر تورم قیمت کالاها افزایش می‌یابد و از تقاضا کاسته شده بر رکود می‌افزاید.

در این شرایط، اقتصاد باید با این دو معضل هم‌زمان دست‌وپنجه نرم کند، که برآمدن هماهنگ از پس آن دو امری به شدت دشوار است، زیرا کاهش نقدیندگی، سلاحی که برای کاهش تورم به کار می‌رود، بر رکود دامن می‌زند، و شکست رکود نیز از طریق تزریق منابع مالی و نقدینگی به تورم می‌انجامد، و این چرخه، رکود تورمی را بزرگ و بزرگ‌تر می‌کند.

ادامه رکود تورمی سبب می‌شود تا اقتصاد به تدریج وارد رکودی عمیق شود که خروج از آن غیرممکن یا نیازمند طی شدن سال‌های بسیار و تلاش‌های همه جانبه برای اصلاح اقتصاد باشد، هر چند در جمهوری اسلامی بدلیل ساختاری نجات از رکود تورمی تقریبا غیرممکن است!

امروز اقتصاد رژیم به این بیماری خطرناک دچار شده و رو به موت است و دکترا و سواد علی طیب‌نیا و لبخندهای احمقانه‌اش و نسخه‌های مسخره‌اش و اصلاح‌طلبی‌اش دردی را دوا نخواهد کرد.

در تکمیل این فاجعه، چند روز پیش، قائم مقام وزیر کارشان از آمدن ده میلیون بیکاری که بزودی دربدر دنبال کار خواهند گشت سخن گفت!

در این زمان، هر کس که از وخامت اوضاع با خبر باشد، بجای همکاری و تلاش و از خودگذشتگی، تلاش می‌کند تا بیشتر بدزدد و به خارج انتقال دهد و زمینه را برای فرار خود و خانواده‌اش مهیا سازد، همانند سال ۸۸ که بسیاری سقوط سیاسی نظام را حس کردند؛ این بار داستان سقوط اقتصادی است، و شورش‌های بسیار خطرناک مردم گرسنه و بیکار و آسیب دیده ورشکسته!

مع‌الفاتحه!



منابع:
اقتصاد ایران آنلاین، تابناک، مهر


کلمات کلیدی:
دیدگاه,کاوه آهنگر,کاوه‌ ی آهنگر,رکود تورمی,علی طیب نیا,علی طیب‌نیا,وزیر رکود تورمی,علی طیب نیا وزیر رکود تورمی,وزیر تورم,وزیر رکود,وزیر اقتصاد,جمهوری اسلامی,اسلام,اقتصاد اسلامی,جنبش بیکاران,انقلاب بیکاران,قیام بیکاران,بیکاران

دولت بی‌بخار و برجام و سفارت سوخته عربستان

«دولت بنفش بی‌گناه است»

اصلاح‌طلبان و جیره‌خوارانشان در داخل و خارج می‌کوشند تا مسئولیت آنچه را که رخ داد به گردن سپاهیان و تندوروهای داخلی بیندازند و دولت را که مثلا قوه مجریه نام دارد، و نه برگ چغندر، مبرا کنند.

این سیاست کثیف و فریبکارانه همیشگی آن‌هاست، همین مزدوران، در زمان احمدی‌نژاد مسئولیت هر چیز منفی، ولو وجود سوسک در غذای خانمشان، را بر گردن دولت وقت می‌انداختند، اما نوبت خودشان که می‌رسد، همچنان مسئول گرانی و تورم و بیکاری و آلودگی و فساد و تمامی بی‌تدبیری و بی‌کفایتی بی‌عرضگی‌هایشان دولت قبلی است!

از آن طرف مسئول عدم تحرک و بی‌تفاوتی و سکوت و همراهی دولت بنفش در استمرار استبداد و اعدام و زندان و شکنجه و بی‌قانونی و فساد و هزاران کوفت دیگر پاسداران و شخص آقاست و دولت بنفش نه می‌تواند و نه قادر است و نه قرار است با این جماعت در بیفتد، جیک بزند می‌گذارندش کنار، اما بودنش خوب است، به آن‌‌ها رای دهید، در بودن این دولت، اگر هیچ کار مفیدی برای مردم نکند، فرصتی هست که  جیب خودی‌های معتدل و اصلاح‌طلب و رفسنجانی‌چی‌ها را پر کرد و نگذاشت که همه‌چیز را رقبایشان حیف و میل کنند!

ضمنا هر گونه انتقاد و اعتراضی نسبت به روحانی و اصلاح‌طلبان و رفسنجانی حرام است و مصداق جنگ‌طلبی و حمایت از تندروهای نظام محسوب می‌شود!

«عربستان مسئول حمله به سفارتش است»

اصلاح‌طلبان و جیره‌خوارانشان در داخل و خارج  می‌کوشند با عنوانی چون «استقبال عربستان از حمله به سفارت این کشور» تقصیر را گردن عربستان بیندازند و واکنش منطقی و قانونی و بر حق عربستان نسبت به آنچه نسبت به سفارت و کنسولگری‌اش شد را به نفع اربابانشان ماله‌کشی کنند و جنگ‌طلبانه نشان دهند.

حتی برخی از اصلاح‌طلبان و مزدورانشان تیلیغ کردند که حکومت عربستان به عمد دشمنانش و مزدوران ولایت را اعدام کرد تا ولایت فقیه و جماعت خُردسرش به سفارتشان حمله کند و بعد آن‌ها رژیم و دولت بنفش و نظام مقدس را بی‌آبرو کنند و وحشی بنامند و در نهایت برجام را برهم زند!؛ آدم حیران می‌ماند از  تبحر این جماعت اصلاح‌طلب در ماله کشی و ماستمالی!

«خردسران ناشناس نیستند»

می‌گوید دولت واکنش نشان داده و حمله را به سفارت محکوم کرده است، البته عاقلان دانند که واکنش دولت باید جلوگیری از حمله و تخریب و غارت سفارت می‌بود و دستگیر آمران و عواملشان، که مثل همیشه بی‌بخار و تماشاگر و «تدارکچی» بوده است!

اما اگر راست می‌گویند، هنوز دیر نشده است، اگر عصر ایران بشناسد، دولت روحانی نیز حتما می‌شناسدشان، برود بگیردشان!

سایت عصر ایران که نزدیکی تام با مثلث روحانی، رفسنجانی، اصلاح‌طلبان دارد دلخور از بی‌آبرویی جهانی دولت و نظام محبوبش نوشت:
«گزارش کرده اند که در اطراف محل، خودروهای شخصی متعددی با پلاک های قم و کرج را دیده اند که مهاجمان را به آنجا رسانده بودند.
شاید سرنخ خودروهای پلاک قم، به جریان های افراطی شناخته شده از یک سو و جریان شیعه انگلیسی که مدتی است توسط یکی از روحانیون تندرو در قم ترویج می شوند و حتی شبکه ماهواره ای نیز در اختیار دارد، برسد.
پلاک های کرج نیز شاید به جریان معروف به "خودسر(!)"ی برسد که در این شهر، تشکل بزرگی دارد و در بسیاری از اقدامات این چنینی، حضور داشته است.
البته نیازی به پلاک ها هم نیست. افراد حاضر در صحنه، به حدی خیال شان راحت بود که حتی صورت هایشان را نپوشانده بودند و در چند قدمی پلیس، در حال به آتش کشاندن سفارتخانه بودند! ضمن این که تعدادی از آنان نیز دستگیر شده اند و می توان به راحتی دریافت که آمران این حمله چه "جریان"ی بوده است؟»



مطلب مرتبط:
در محکومیت حمله به سفارت عربستان

آخوند مفت‌خور نمی‌خواهیم!

پس از آزادی ایران و سرنگونی رژیم، یکی از کارهای ضروری، حذف فیزیکی جانورانی به نام آخوند است.

منظور از حذف فیزیکی، اعدام و این حرف‌ها نیست، اصلا قرار نیست این جانوران به این سهولت راحت شوند.

منظور این است که لباس آخوندی‌شان را در بیاورند و بیل و داس و چکش و غیره دستشان بگیرند و کار کنند و بیش از این انگل نباشند!

مساجد شیعیان نیز بین سنی‌مذهب‌ها، بهاییان، زرتشتی‌ها و سایر ادیان و ناخداباورها و خداناباورها و دگراندیشان و همجنسگرایان تقسیم شود.

شعیان نیز آزاد خواهند بود پس از پرداخت مالیات سنگین و تعهد و تضمین‌های کافی، برای خودشان مسجد بسازند، و الله را پرستش کنند، اما بدون آخوند و آخوندبازی! همین یک‌بار تجربه برای هفت پشتمان کافی‌است!

در محکومیت حمله به سفارت عربستان

جمعی مزدور خُردسر رژیم جنایتکار ایران به سفارت و کنسولگری کشور عربستان حمله کردند، آتش زدند، غارت کردند و خساراتی وارد کردند، و در مقابل عربستان با آن‌ها قطع رابطه کرد.

رژیم ایران بخوبی می‌داند که این اعمال وحشیانه و غیر قانونی و غیر انسانی‌اش بدون هزینه نخواهد بود و همیشه علاوه بر بی‌آبرویی‌ بیشترش در جهان، با تحمل هزینه‌های بسیار، باید مبالغ بسیار بیشتر از خسارت‌های وارده پرداخت کند تا اوضاع برگردد به جای اول.

گروگان‌گیری سفارت آمریکا را بیاد آورید که هنوز هزینه‌های آن عمل وحشیانه را می‌پردازیم و قرار است بخشی از پول‌هایمان را نیز صدقه سری بدهند به گروگان‌ها!

در مورد اخیر نیز دیر یا زود چند فقره میمون خندانی چون ظریف را برای لیسیدن کون عرب‌ها و پرداخت خسارت روانه عربیستان خواهند کرد.

روش مناسب
من این آخوند معدوم شده را نمی‌شناسم، اما ویدئویی که از شیوه سخنرانی‌اش دیدم و جلز و ولزی که نظام اسلامی و نوکرانش در منطقه کردند، برایم کافی‌است که بدانم آدم چرندی بوده است، علاوه بر اینکه هیچ آخوندی آدم خوبی نیست، فقط بعضی‌ها مثل آخوند زندانی کاظمینی بروجردی کمتر بدتر هستند!

اعدام انسان‌ها محکوم و عملی غیر انسانی است، ولو هر جرم و گناهی داشته باشد.

اما بهترین و موثرترین کاری که رژیم و مزدورانش می‌توانستند در اعتراض به این اعدام‌ها نشان دهند و از آن بابت هزینه‌ای به خودشان و ملت ایران وارد نکنند، این بود که مثل آدم، در سکوت تام، با چند دسته گل و قیافه ماتم‌زده می‌رفتند نزدیک سفارت  عربستان و با رعایت نکات ایمنی و حفظ حریم عربستان چند شمع نیز روشن می‌کردند و تمام!

اما خوشبختانه دشمن ما نادان است و قرار است در جهل مرکب ابدالدهر بماند!

کشور اهواز؟!

سیاست‌های تجاوزگرانه و تروریستی جمهوری اسلامی کار را به آنجا رسانده که چند تن از مجلس نشینان بحرین پیشنهاد تاسیس و رسمیت دادن کشور الاحواز داده‌اند.

جبهه ملل برای حق تعین سرنوشت (ایران) اقدام اعضاي پارلمان بحرین در شناسائی الاحواز را حمایت کرده، و نوشته‌:
«در روزهای اخیرتعدادی از نمایندگان پارلمان بحرین با طرح لایحه‌ای به ریاست پارلمان پادشاهی بحرین خواستار شناسائی کشور الاحواز به عنوان یک کشور عربی تحت اشغال رژیم تروریست ایران شدند، اقدام شجاعانه و ملی اعضای پارلمان پادشاهی بحرین گام بسیار مهم و تاریخی در جهت پایان دادن به ده‌ها سال اشغالگری و تجاوز و نقض حقوق بشر توسط اشغالگران ایران نه تنها برای ملت عرب احواز بلکه برای دیگر کشورها و ملت‌های تحت اشغال ایران است و گامی بسیار مهم در جهت منع سیاست‌های ضد انسانی و توسعه طلبانه دولت اسغالگر ایران در دیگر کشورهای منطقه است.

امید می‌رود که این لایحه با تائید اکثریت پارلمان بحرین آغازی برای شناسائی تمامی کشورها مانند بلوچستان، ترکمنستان جنوبی، آزربایجان جنوبی، کردستان و دیگر سرزمین‌های ملل غیر فارس تحت اشغال ایران بوده باشد.»!

***

سخن حکیمانه:
نظام جهنمی ایران را سرنگون کنیم پیش از آنکه ایران ویران یا تکه تکه شود!




کلمات کلیدی:
الاحواز,احواز,اهواز,خوزستان,کشور عربی,حوزی‌ها,کشور خوزستان,FNFSD,تجزیه ایران,تحزیه طلبی,نقشه جدید خاورمیانه

در محکومیت مرگ سه دانش‌آموز بر اثر آلودگی هوا

خبر بسیار غم‌انگیز است: «سه دانش آموز معلول در تهران که طی چند هفته اخیر بر اثر آلودگی هوا دچار مشکلات تنفسی شده بودند درگذشتند.»

آلودگی هوای تهران و برخی شهرستان‌ها نتیجه بیش از سه دهه مدیریت نابخردانه جمهوری اسلامی است؛ تک‌تک کسانی که با جمهوری اسلامی همراه و همکار بودند و هستند و کسانی به ماندگاری‌شان کمک می‌کنند در مرگ این سه بی‌گناه و در ویرانی ایران و مصائب آن شریکند.

جوجه اصلاح‌طلبان را آخر پائیز بشمارید

سعید حجاریان جنایتکار امنیتی و مغز مشعشع اصلاح‌طلبان در مطلبی با عنوان «ضرورت مبارزه مصلحانه...» در مورد اصول اصلاح‌طلبی می‌نویسد:
«تحقق آرمان گاه ممکن است سال‏ها به درازا بکشد. ممکن است رسیدن به هدف غایی (آرمان) در زمان ما و نسل ما میسر نشود. حتی ممکن است یکی دو نسل بعد هم آن آرمان (دمکراسی) محقق نشود...»
نگاه کنید به بحران‌های فزاینده‌ای که نظام و کشور و مردم را فرا گرفته و تمامی شاخه‌های نظام و از جمله همین اصلاح‌طلبان در بوجود آمدن آن شریکند:
«رشد استبداد دینی، رشد اعدام‌ها، رشد زندانیان، سایه جنگ، بی‌عملگی در آمادگی برای زلزله در کمین پایتخت، صدور تروریسم و خسارات ناشی از آن، جاه‌طلبی اتمی و خسرات ناشی از آن، بی‌آبی و خشکسالی و کوچ احتمالی اکثریت ایرانیان، رشد دولت و بازده ناچیز کارکنان آن، آلودگی هوا، ترافیک سر در کم، بیکاری، گرانی، تورم، رکود، فساد مالی، فساد اخلاقی، عدم امنیت، بیماری‌های ناشی از عملکرد نظام مانند سرطان، طلاق، اعتیاد، خودفروشی، تن‌فروشی، مشکل مسکن، فقر، آموزش و فقر آموزش،...»

با این حساب، اگر رهبری را بدهیم به دست اصلاح‌طلبان که نرم نرمک و یواش یواش و لاک‌پشتی، و نسل‌ها پس از نسل، و قرن‌ها پس از قرن بخواهند که آرمانشان را عملی کنند، تا آن زمان نه ایران ماند و نه ایرانی!

درحاشیه
ضمنا آنکس که با اسرائیل و آمریکا بده و بستان و سازش داشته، حتی در زمان خمینی جنایتکار، و اصولا سیاست‌ جنگ‌افروزانه‌شان در منطقه، سیاست دلخواه اسرائیل است، همین نظام مورد علاقه این جنایتکار عقب‌مانده ذهنی و همکاران اصلاح‌طلبش است.

جبهه ملی و تحریم انتخابات

پس از آنکه تنی چند از فسیل‌های جبهه ملی برای نمایندگی مجلس ارتجای نظام ثبت‌نام و تبلیغ کردند، جبهه ملی نوشت:
«برای حضور در انتخابات باید حداقلی از شرایط لازم برای انجام انتخاباتی عادلانه و سالم مانند آزادی فعالیت احزاب، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات، آزادی کاندیدا شدن و آزادی بیان عقاید و برنامه‌ها برای کاندیداها وجود داشته باشد، در حالیکه در ایران امروز هیچیک از این شرایط محقق نیست...
براساس همین ملاحظات جبهه ملی ایران هیچگونه تصمیمی برای کاندیدا کردن اعضای خود اتخاذ نکرده است و اگر دو سه نفری چنین کاری را انجام داده باشند، حرکتی فردی و بدون کسب اجماع تشکیلاتی انجام داده اند که هیچ ربطی به جبهه ملی ندارد»!

فریبکاری مصطفی تاج‌زاده پیرامون انتخابات نمایشی رژیم

این عنصر ارتجاعی نظام در سایت کلمه می‌گوید: «اصلاح‌طلبان باید در انتخابات [نمایشی رژیم] با اصولگرایان معتدل متحد شوند و ائتلاف کنند، و ایرانیان نیز با حضور گسترده خود در انتخابات مانع پیروزی نامزدهای جنگ طلبی شوند که قصد دارند به محض به قدرت رسیدن برجام را لغو کنند و با استمرار و حتی شدت بخشیدن به فضای امنیتی، پلیسی به مصاف حقوق و آزادی های اساسی هم وطنان خود بروند.»

تجربه ایرانیان
اگر از سخنان این چند روزه  حسن روحانی در مدح آقا و حمایت از جنگ‌طلبی سپاه و تایید سرکوب آزادیخواهان و تغییر طلبان در سال ۸۸ بگذریم، هر کسی که اندکی عقل و شرف دارد می‌‌داند که دولت روحانی در همه زمینه‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ورشکسته و ارتجاعی است، رفسنجانی و باندش تروریست و دزد و جنایتکارند، و در ائتلاف با این شاخه‌های نظام کسی به حقوق و آزادی نمی‌رسد مگر خودشان!

اصلاح‌طلبان* در زمانی که هم دولت را داشتند و هم محلس و هم رای بالای مردم را، هیچ کار ریشه‌ای و اصولی در کاستن قدرت خامنه‌ای، فرستادن پاسدان به پادگان‌ها و رشد قانون‌مندی و استحکام آن انجام ندادند، تا احمدی‌نژاد با شعار مبارزه با فساد و آوردن عدالت این جماعت را کنار زد!

برجام
آقای تاج‌زاده فریبکاری می‌کند و بخوبی می‌داند که برجام را همان تندروها و در زمان احمدی‌نژاد کلید زدند و تمامی مراحل توافق با آمریکایی‌ها با دستور و هدایت مستقیم خامنه‌ای و سپاه انجام شد؛ آنچه که سپاه به محض رسیدن به قدرت برهم می‌زنند کاسه گدایی شما اصلاح‌طلبان است.

جنگ طلبی و بدبختی اتمی
آقای تاج‌زاده فریبکاری می‌کند و بخوبی می‌داند که در قدرت گرفتن سپاه و خامنه‌ای نقش اصلی را رفسنجانی‌ دارد و در حرکت بسوی ساخت اتمی در زمان همین اصلاحات انجام شد و لو رفت.

اصلاح‌طلبان در سیاست خارجی و صدور تروریست و شیعی‌گری و جنگ‌طلبی فرق چندانی با همکاران تندرویشان فرقی ندارند و رویایشان انقلاب مهدی و نهضت خمینی است!

اصلاح‌طلبان شاخه‌ای از این نظام هستند و چه قبل و چه بعد از آنکه به این نتیجه رسیدند که فقط با اندکی تغییر می‌توانند این نظام جهمنی را پاسداری کنند در همه جنایت‌ها و جنگ‌طلبی‌های آن شریک و همکار بوده و هستند.

سایه جنگ از سر ایران و منطقه فقط با سرنگون شدن جمهوری اسلامی می‌تواند برچیده شود، نه با شرکت در انتخابات نمایشی رژیم و مشروعیت دادن به آن!

ایرانیان فقط پس از سرنگونی رژیم و در صورتیکه خودشان بر قدرت نظارت کنند می‌توانند به آزادی و رفاه و دیگر خواسته‌هایشان برسند!


- - -

*  یادمان باشد همین سایت اصلاح‌طلبانی که در خارج تشریف دارند [سایت کلمه] و دست باز تری نسبت به داخلی‌هایشان داردند نتوانستند غم خود را از کشته شدن پاسدار جنایتکار حسین همدانی در سوریه پنهان کنند و او را شهید نامیدند!

سوراخ شدن جیب روزآنلاینی‌ها

نویسندگان و مدیران سایت اصلاح‌طلب روز آنلاین زانوی غم به بغل گرفته‌اند که پول‌هایی که از طریق کشور هلند و ساز و کارهای آنجا می‌گرفتند قطع شده است، و موس موس می‌کنند بلکه بتوانند از طرق دیگر همچنان به مفت‌خواری و حمایت از رژیم جهنمی اسلامی ایران ادامه دهند.

این اولین خبر خجسته در سال نوی میلادی بود، امیدوارم باقی رسانه‌ها و مزدوران رژیم بروند دنبال کسب یک لقمه نان حلال!

امام زمان شیعیان و بمب اتم

جناب مهدی طائب، رئیس قرارگاه عمار، می‌فرماید:
«چرخ‏‏‌های سانتریفیوژهای جمهوری اسلامی در واقع چرخ‎‎های قدرت گرفتن این حکومت الهی [حکومت اسلامی امام زمان] است و در این راه، مهم دستیابی ما به توان و دانش ساختن بمب اتم است، هر چند که این کار را حرام می‎‎دانیم، ولی داشتن علم آن را برای قدرت گرفتن نظام الزامی می‎‎دانیم تا بتوانیم امام زمان(عج) را یاری کنیم»!

ما همیشه فکر می‌کردیم کسی که چند صد سال عمر دارد و تقریبا همه عمرش را ته چاه با موش‌ها و کرم و سوسک و مورچه و موریانه محشور بوده، برای تشکیل حکومت بین‌المللی شیعیان نیازی به فناوری و تجهیزات دنیای خاکی ندارد!

فکر می‌کردیم یک [ی را با فتحه بخوانید] یا زهرا می‌گوید و بخودش فشار می‌آورد و یک [ی را با فتحه بخوانید] گوز در می‌کند که جمله سنی مذهب‌ها و کافران مسموم می‌شوند از نوع شیمیایی درجه یک!

اما از آنجایی که دانش فنی آخوند طائب در این امور و توانایی‌های امامشان بیشتر از ماست، اصلا و ابدا اینگونه نیست که ما فکر می‌کردیم.

با این حساب، و از آنجا که چرخ‏‏‌ سانتریفیوژهای جمهوری اسلامی و قطار اتمی احمدی‌نژاد از حرکت افتاده و پنچر شده‌ و حرام [!]، امام زمان را مجسم کنید که یک سیگار برگ کوبایی گوشه لبش است و چند تا از خواهران زینب با برگ موز بادش می‌زنند و یک نوجوان خوش چهره بسیجی کمر آقا را ماساژ می‌کند و آقا امام زمان با موبایل مبارکشان دارند سفارش خرید چند بمب اتم را از اسرائیل می‌دهند!

تحریم انتخابات چه فایده‌ای دارد

پیش گفتار
منظور از انتخابات در این سری نوشتار، انتخابات نمایشی و غیر آزاد و دموکراتیک نظام است، نمایشی که فقط صلاحیت دایره محدود خودی‌های شاخه‌های محتلف نظام تایید می‌شود، بعلاوه حتی اگر مانند سال ۸۸ نتیجه آرا را تغییر ندهند، نمایندگان انتخاب و تایید شده فقط می‌توانند در چهارچوب نظام و برنامه آن فعالیت کنند و پیروز شدن در انتخابات به معنای ماندن تا دور بعدی نیست و علاوه بر کارشکنی‌ها همیشه امکان اخراج و ترور کسی که بخواهد پایش را اندکی از خطوط قرمز نظام رد کند وجود دارد.

بخش اول

بیگانگان
اگر اکثریت مردم به آن آگاهی برسند که شرکت در انتخابات نمایشی و گزینه مضحک بد و بدتر را تحریم کنند، یکی از فواید مهم آن شکسته شدن مشروعیت نظام نزد دولت‌های خارجی است.

دکتر پرویز داورپناه می‌گوید: «شهروندان ایرانی می‌دانند که در خانه ماندن و رای ندادن، نه تنها این حکومت را در داخل و خارج بی‌اعتبار و بی‌پشتوانه می‌سازد، بلکه موجب فروپاشی نظام از درون می‌گردد.»

اصلاح‌طلبان زیرک که می‌دانند تعداد شرکت‌کنندگان نقش موثری در ماندگاری نظام [یعنی خودشان] دارد، نزدیک به دو دهه است که با ترفندهای فراوان و بازی با آرزوی اکثریت مردم یعنی «تغییر» کوشیده‌اند تا بازار انتخابات را داغ نگهدارند و نفوذی‌های خارج نشین آنان نیر همواره کوشیده‌اند که به بیگانگان نشان دهند هنوز تعداد قابل ملاحظه‌ای از مردم به این نظام ایمان دارند و با شرکت در انتخابات از آن حمایت می‌کنند.

تحریم فعال
آن‌ها که می‌خواهند بساط این رژیم فاسد جنایتکار برچیده شود، همراه با تحریم انتخابات، در زمینه شعار نویسی بر علیه نظام و بازی‌هایش فعال خواهند بود!

مطلب مرتبط:
تحریم انتخابات چه فایده‌ای دارد/ امتیازگیری

تحریم‌های پساتحریم و پسابرجام

قرار است تحریم‌های جدیدی در واکنش به رفتار جنگ‌طلبانه حکومت ایران اعمال شود.

نزدیک به دو دهه است که اصلاح‌طلبان و لشکریان مزدور آنان در خارج و فریب‌خوردگان آنان در داخل و خارج شیپور حمایت از اصلاح‌طلبان را در مقابل تندروهای نظام به صدا درآوردند.

اینان می‌گویند با قدرت‌گیری این شاخه نرم و لطیف و براق نظام، اندکی، تاکید می‌کنم اندکی، مانع از حضور یا کاستن حضور دیگر شاخه نظام، یعنی تندرو‌ها می‌شود، می‌گویند اندکی، تاکید می‌کنم اندکی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی بهتر می‌شود، که البته در زمان روباه بنفش کلیددار، و تا این لحظه، در تمامی جهات همه چیز بدتر شده است و شرمشان باد که چشمشان را بسته‌ و همچنان دروغ می‌پراکنند!

پرسش این است چرا باندهای اصلاح‌طلب و رفسنجانی و روحانی -که امید ایرانی و صلح و بهبود معرفی می‌شوند- وقتی در قدرت هستند هیچ کار ریشه‌ای در ارتباط با کاستن قدرت تندروها انجام نمی‌دهند و همیشه کج‌دار و مریز و لرزان و ترسان و دوستانه با آنان گام برمی‌دارند و گاهی هم، فقط برای خالی نبون عریضه، سخنی، آن‌هم فقط سخنی، دو پهلو می‌زنند!

چرا زمانی که مجلس و دولت و هواداری مردم مصمم را در دست داشتند، و چرا زمانی که رفسنجانی در راس مجلس خبرگان بود، در جهت کاستن قدرت خامنه‌ای و کنار زدن خامنه‌ای و شورایی کردن مقام ولایت و به حاشیه کشاندن سپاه پاسداران و محاکمه جنایتکاران و فاسدان اقدامی عملی نکردند، که حتما می‌شد همه این‌ها را در همان چهارچوب قانون موجود انجام داد؟

وقتی نمی‌شود، یا نمی‌توانند، یا نمی‌خواهند، تکرار چنین سخنانی فقط به استمرار رژیم فاسد و مستبد و جنایتکار ختم می‌شود؛ این یادتان باشد، تا روز دستگیری و محاکم این مزدوران خوش‌آب و رنگ در کنار اربابانشان!

کارکنان دولت: قاتق نان یا قاتل جان

طبق آماری که در مورد سال گذشته منتشر شد تعداد حقوق بگیران دولت حدود هشت و نیم میلیون نفر بود، فراموش نکنیم که علاوه بر اینکه آمارها در ایران به هیچ وجه دقیق نیستند، در بسیاری از موارد سیاسی و سفارشی هستند، اما فرض کنیم به واقع هشت و نیم میلیون نفر نانخور دولت هستند.

بازدهی کارکنان دولت
بر اساس گزارشی از مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در سال ۹۱ کار مفید کارمندان ایرانی (به خصوص در بخش دولتی) ۲۲ دقیقه در روز بوده است، اگر به واقع چنین باشد و نه بسیار کمتر، می‌شود نتیجه گرفت که بطور متوسط  و حدودا  کار این هشت و نیم میلیون نفر را ۳۹۰ هزار نفر انجام دهند، که اگر فناوری‌های روز را با مدیریت بهینه و کاردان به آن اضافه کنیم حتما دولت به تعداد بسیاری کمتری برای رتق و فتق امورش نیاز خواهد داشت!

این همه لشکر آمده
اگر بطور متوسط هر حقوق بگیر دولتی خانوده‌ای سه نفر داشته باشد، حدود بیست و پنج میلیون نفر وابسته به دولت هستند، تعداد به اندازه کافی برای اینکه در تظاهرات دولتی و نیمه دولتی و اسلامی و مهندسی شده به خیابان بیایند، و صندوق‌های رای و روزهای انتخاباتی و روز‌های ضروری دیگر را داغ کنند.

با وجود تمامی خساراتی که تعداد زیاد و کم فایده این کارکنان به دولت و حکومت تحمل می‌کند، اما حکومت برای پشتگرمی خودش، برای کسب اعتبار و آبرو نزد جهانیان، و برای ترساندن مخالفان و ناراضیان در داخل به آن‌ها نیاز دارد.

اما، و به ویژه امسال، کمبود بوجه کمرشان را شکسته، پرداخت حقوق‌ها با تاخیر انجام می‌شود، و می‌تواند یک روز برای بسیاری قطع شود.

کاری که حکومت و دولت‌هایش خوب بلندند این است که برای پرداخت‌ها اسکناس بدون پشتوانه چاپ کنند و این به معنای کم شدن ارزش پول و کم شدن واقعی حقوق‌هاست.

لشکر حسینی کارکنان دولت که در این چند دهه خواسته و ناخواسته حامی حکومت استبدادی و فاسد و جنایتکار ایران بوده، در صورت تاخیر بیشتر حقوق‌ها یا کاهش بیشتر قدرت خریدشان می‌توانند نیروی بالقوه‌‌ای شوند در جهت عکس آن چیزی که حکومت استخدامشان کرده و لی‌لی به لالای‌شان گذاشته: قاتلان جانش!

آینده
پس از سرنگونی رژیم، بسیاری از این لشکریان مفتخور اخراج خواهند شد و حقوق بسیاری از بازنشستگان دولتی کاهش خواهد یافت یا بکلی قطع خواهد شد.

این عالی‌جنابان در آن روز می‌توانند برای کسب یک لقمه نان حلال پتک بکوبند و در چرخش چرخ کشور و پیشرفت و آبادانی آن، برای اولین بار در عمرشان، مفید واقع شوند!

اکبر پونز و انتخابات رژیم

اکبر گنجی که دلداده نظام مقدس و اکبر رفسنجانی آن است می‌فرماید:
«مخالفان داخل کشور با توجه به وضعیت منطقه و تجربه فاجعه‌بار افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و یمن؛ نمی‌خواهند که ایران هم به همین وضعیت وحشتناک گرفتار آید»!
اکبر پونز بهتر از همه می‌داند که جمهوری اسلامی [تمامی شاخه‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا و معتدلش] عامل اصلی به آشوب کشاندن افغانستان و عراق و سوریه و یمن هستند و شرکت مردم در انتخابات به معنی ناآگاهی مردم شرکت کننده و ادامه حیات رژیم و استمرار جنگ و فاجعه در منطقه و ایران است.

اکبرگنجی فریب می‌دهد که:
«آنان [مخالفان داخل کشور] به این اجماع رسیده‌اند که در انتخابات شرکت کنند و راه تدریجی اصلاحات را برای گذار به دموکراسی دنبال کنند. آنان بر این گمانند که در انتخابات آینده یک گام کوچک دیگر به جلو بر خواهند داشت. یعنی اگر هم پیروز نشوند، حداقل شاید بتوانند نیروهای محافظه‌کار افراطی را از طریق انتخابات کنار بگذارند».
اکبر پونز بهتر از همه می‌داند که بیش از هجده سال است که اصلاح‌طلبان حکومتی همین چرندیات را تحویل می‌دهند، اینکه با شرکت در نمایش انتخاباتی رژیم به دستاوردهای کوچکی دست می‌یابند، و آلزایمر می‌گیرند فاجعه‌های بزرگی چون استبداد، فساد، تورم، گرانی، بیکاری، آلودگی خشکسالی... را در کنار آن دستاوردهای کوچکشان!

اکبر پونز بهتر از همه می‌داند که اصلاح‌طلبان در اوج قدرتشان با داشتن کرسی ریاست جمهوری و اکثریت مجلس و رای بیست میلیونی مردمی کار را به آنجا رساندند که احمدی‌نژاد با شعار عدالت و مبارزه با فساد زمین‌شان زد.

اکبر گنجی برای نظام مورد علاقه‌اش بازار گرمی می‌کند و می‌گوید:
«انتخاب حسن روحانی در سیاست خارجی دستاورد مهم توافق هسته‌ای را به دنبال آورد»!
 احتمالا هر کس نداند اکبر پونز می‌داند که حسن روحانی انتخاب نشد، مهندسی کردند تا با قبول تمامی شرایط غرب به توافقی برسند که چند زمانی سقوطشان را به تاخیر بیندازد و هنوز داستانش به پایان نرسیده و کسی دستاوردی ندیده است!

اکبر گنجی می‌گوید:
«قدرت مطلقه و نظارت‌ناپذیر آیت‌الله خامنه‌ای است. برخی چون اکبر هاشمی رفسنجانی قصد دارند تا از طریق تغییر ترکیب مجلس خبرگان و آوردن نیروهای جوان و متفاوت (به عنوان نمونه حسن خمینی نوه آیت‌الله خمینی)، به وسیله مجلس خبرگان آینده، آیت‌الله خامنه‌ای و نهادهای تحت امر وی را تحت نظارت قرار دهند».
اکبر پونز بهتر از هر کسی اکبر هاشمی رفسنجانی فاسد و جنایتکار و تروریست و دزد را می‌شناسد و می‌داند آشی که ایشان بپزند به نفع مردم نخواهد بود!

به علاوه چرا وقتیاکبر هاشمی رفسنجانی در راس مجلس خبرگان بود هیچ غلطی نکرد جز بهره‌مندی از رانت‌ها توسط خودش و بستگان و باندهایش؟

چرا اکبر پونز دلش لک می‌زند تا مردم بار دیگر فریب بخورند و در انتخابات نمایشی رژیم شرکت کنند؟

چرا اکبر پونز دلش لک می‌زند تا رژیم فاسد جنایتکاری که تاریخ مصرفش تمام شده با فریبکاری و تغییر چند مهره با مهره‌های مشابه چند صباحی بیشتر سرپا بماند؟

طبرزدی: چالش یا هماغوشی با نظام

بخش اول
جناب حشمت‌الله طبرزدی و جمعی از همکارانشان در «همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» برای نمایندگی دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرده‌اند تا از این طریق ما را به دموکراسی و حقوق بشر و سکولاریسم نزدیک فرمایند!

گذشته درخشان!
یادآوری شود که حشمت خان قصه ما در بهترین زمان فعالیت مغزی‌اش در دهه شصت عضو دفتر تحکیم وحدت و از موسسان «اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی»  بود، از این بیشتر، او هوادار جدی جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی بود و برای اولین بار از عنوان امام خامنه‌ای برای علی خامنه‌ای استفاده کرد، تا سال‌ها بعد که مانند برخی از همکاران و هم‌پیمانانش سنگ غیب به کله‌اش خورد و منتقد و دموکراسی‌خواه و سکولار شد و کراواتی!

شرط نمایندگی مجلس
در مورد نمایندگی مجلس و کاندید شدن به دو پیش شرط این امر توجه کنید:
  • «اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران»
  • «ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه»

توجیه
قبل از هر گونه ایراد و اعتراض ببینیم ایشان رفتار خود را چگونه توجیه می‌کنند:
«به دنبال اعلام این مسئله از سوی من که بنا دارم در انتخابات مجلس شورای ملی (و نه اسلامی که غیر قانونی است) شرکت کنم، گروهی از دوستان زبان به نقد و بلکه اعتراض گشودند و به من گوشزد کردند؛ چگونه قرار است یک دموکراسی خواه سکولار، در مجلس اسلامی یک حکومت سراسر پر از رانت خواری و فساد و جنایتکاری شرکت کند و به انتصابات انها مشروعیت بدهد!؛ البته اگر من چنین قصدی داشته باشم حتما اعتراص دوستان وارد است و من باید از بابت این تصمیم پوزش خواهی کنم.
اما با قاطعیت اعلام می کنم که چنین قصدی ندارم. حرف من این است که ما در ایران زندگی می کنیم و مبارزاتمان دموکراتیک و در یک بستر واقعی است. یعنی می بایست از فرصت های موجود استفاده کنیم تا کارزار مبارزاتی خود را عمق و توسعه بدهیم. از دیگر سو با مبارزات شفاف و مدنی به همگان و با صدای رساتر از گذشته نشان بدهیم که این رژیم، دروغگویی بیش نیست و جناح اعتدالی اش نیز همان جناح اقتدارگرا است.»
ایشان ادامه می‌دهند:
«نه قرار است رژیم من را تایید کند و نه من این رژیم و قوانین شرعی و ایدیلوژیک او را قبول دارم و نه حتا حاضرم به درون مجلس او که الوده به فساد و رانت خواری است وارد شوم و نه قرار است برای شرکت در انتخابات غیر دموکراتیک تبلیغ کرده و مردم را فریب بدهم. من فقط قرار است از این فرصت استفاده کنم و بیش از گذشته نشان بدهم در ایران انتخابات ازاد و دموکراتیک خالی از هر نوع مفهوم است. از فرصت تبلیغی اش استفاده کنم و با بخش های بیشتری از جامعه تماس بگیرم و به اندازه ی توان خود، مانع از عوامفریبی رژیم بشوم. پس این اعلام امادگی و راه اندازی کمپین مبارزاتی یک تاکتیک مبارزاتی نیز هست.»
آنچه که من از این سخنان فهمیدم این است که:
اولا این جماعت در انتخابات مجلس شورای ملی (!) شرکت می‌کنند و نه مجلس شورای اسلامی!!!

ثانیا شرکت در انتخابات رژیم و فراخوان و تبلیغ برای انتخابات نمایشی رژیم فرصتی است برای مبارزه با رژیم!!!

ثالثا اگر این جماعت تایید صلاحیت شدند، نشانه آن است که این رژیم دموکراتیک و راستگو است و جناح اعتدالی اش تومنی دوزار با جناح اقتدارگرا فرق دارد.

رابعا مردمی که این سال‌ها نفهمیدند با چه رژیمی سروکار دارند، با کاندید شدن این جماعت در جهت خدمت به اسلام و نظام مقدس و ولایت مترقی آن دوزاری‌شان می‌افتد!!!

خامسا مبارزه یعنی شرکت در انتخابات نمایشی فرمایشی مهندسی نظام!

چالش
ایشان در بیانه انتخاباتی خودشان «فراخوان انتخاباتی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» فرموده‌اند:
«باید هزینه ی برگزاری انتخابات غیر ازاد و غیر دموکراتیک از سوی رژیم، بالا برود و این امر در گرو حضور جدی همه ی گروههای ازادیخواه در میدان، از معرفی کاندیدا تا طرح شرایط انتخابات ازاد و اشنا کردن توده های مردم با قوانین داخلی و بین المللی در مورد حق شرکت در انتخابات ازاد و به چالش کشیدن انتخابات غیر دموکراتیک است. مسلم است که در انتخابات مهندسی شده و استصوابی شرکت نمی کنیم اما این امر به مفهوم خالی کردن میدان مبارزه ازادیخواهانه نیست.»
البته ایشان وقتی در انتخابات رژیم با پذیرفتن پیش شرط‌های ولایتمدار بالا گفته شرکت می‌کنند، شکر زیادی می‌خورند که می‌فرمایند «در انتخابات مهندسی شده و استصوابی شرکت نمی کنیم»؛ ایشان بخشی از این نظام جهنمی [آن بخش در آب نمک خوابیده برای روز مبادا] است و امروز وظیفه دارند برای حفظ آن هر غلطی بکنند.

اما برویم سراغ چالش، همانطور که پیش‌تر نوشتم سپاه قصد دارد در جهت اخته نشدن خودش، همراهان و همکاران سابقش یعنی مثلث باندهای رفسنجانی و روحانی و اصلاح‌طلبان را کنار بگذارد و فرمان قدرت را به تنهایی بدست گیرد، این جنگ قدرتی است که در ماجرای برجام بسیار حاد شده است.

کنار زده شدن از قدرت می‌تواند شرایطی مرگبار و روزگار تیره‌ای را برای این مثلث رقم زند. [و یادمان باشد این مشابه همان نقشه‌ای بود که این مثلث با کمک اوباما و متحدانش و حمایت مالی و رسانه‌ای آنان قصد داشته و دارند بر سر سپاهیان فاسد جنایتکار بر آورند]

پس به هم زدن نقشه سپاه یگانه راه نجات اوباشان این مثلث تازگی آمریکا دوست است و در این راستا این جماعت رویای بازسازی شورش ۸۸ را در سر دارند، چیزی که طبرزدی به آن چالش می‌گوید.

برای اینکار ابتدا باید بازار انتخابات نظام را داغ کنند و بخشی از مردم را با فریب در همراهی با خودشان به میدان کشند، اگر همه یا بخش اعظم کاندیدهایشان رد صلاحیت‌ شدند بکوشند پیش از انتخابات به خیابان بریزند، و اگر سپاه بازی را گذاشت برای مهندسی صندوق رای، پس از انتخابات به خیابان بیایند، اگر چه بدلیل تجربه تاریخی سال ۸۸ و رادیکال شدن اعتراضات، ترجیح اصلاح‌طلبان بر حفظ آرامش اوضاع است و به خیابان نکشاندن مردم، تا خدای نکرده کار به آنجا بکشد که نه نظام بماند نه خودشان!

جان مردم و عزت و احترام و حقوقشان برای هیچ شاخه نظام ارزشی ندارد و برای اینان نیز آنچه مهم است این است که اینان قدرت بیشتری کسب کنند، یا سهمی از آن نصیبشان شود، یا دست کم به بازنشستگی اجباری و احیانا حصر و زندان و مرگ و مصادره اموال دچار نشوند!

سپاه
سپاه که در انتخابات ۸۸ پدرشان را در آورد [کاری که اگر اصلاح‌طلبان اندکی صداقت و شرافت و زیرکی‌اش را داشتند در انتخابات ۸۴ یا پیش از آن بر سر سپاه می‌آوردند، یا دستکم  روانه پادگان‌ها می‌کردندشان] آیا این بار ساکت می‌نشیند تا این جماعت چالش بیافریند؟

در جنگ بین گرگ‌ها نفلگی از هر طرف به نفع ماست، و بعلاوه می‌تواند فرصت‌های مناسب را فراهم سازد تا یک‌درصدی‌های برانداز، این رژیم منحوس و جنایتکار را با تمامی جناح‌های جنایتکارش نابود سازد!


بخش دوم
پاکدستان
حشمت خان در گفتگویی جدید فرموده‌اند:
«مردم [یعنی خودش] متوجه شدند که انتخابات با وجود همه محدودیت ها و با توجه به اعمال نظارت استصوابی شورای نگهبان که قانونی بودن آن هم مورد مناقشه است، می تواند به عنوان یک فرصت، ظرفیت بسیار خوبی را برای طی کردن فرآیند دموکراسی خواهی و اصلاحات بدون خشونت ایجاد کند»!
ایشان می‌فرمایند:
«کاندیداهایی که برای حضور در رقابت های انتخاباتی، تأیید صلاحیت می شوند باید پاک دست باشند و به رانت خواری و به فساد، آلوده نباشند»!
پاک دست لابد مثل رفسنجانی و شرکایش، و البته چه کسی پاک‌تر از خود حشمت‌خان! احتمالا این جماعت از صابون لوکس بنفش استفاده می‌کنند برای پاک شدن دستشان!

ایشان همچنین تایید کرده‌اند که:
«آنچه برای من اهمیت دارد، اجرای کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر است»!
البته به تجربه دیدیم که این جماعت وقتی در قدرت باشند آنچه پشیزی برایشان ارزش ندارد حقوق بشر است و منظورشان از حقوق بشر حقوق خودشان است!

ایشان می‌فرمایند:
«وقتی افرادی مانند دکتر باوند، مهندس زعیم، عیسی خان حاتمی، آقای مفتی زاده و یا خود من از تهران و بسیاری افراد که اصلاً در انتخابات شرکت نمی کردند، در فرمانداری تهران حضور یافته و ثبت نام می کنند و یا وقتی زنان کشورمان خواهان نفی تبعیض در مجلس یا دستگاه های دیگر می شوند، همه اینها حاکی از مطالبات دموکراتیک ملت ایران بوده و شکل گیری این مطالبات، نشانگر آگاهی جامعه و نیز توجه شهروندان به حقوق اساسی خود می باشد.»
بله! مطالبات دموکراتیک یعنی حضور این جماعت در انتخابات نمایشی رژیم!

بخش سوم
در توجیه شرکت در انتخابات رژیم «جبهه دموكراتيك ايران برون مرز» متعلق به حشمت‌خان با تعریف از خودشان در کنار توهین و متلک به منتقدانشان «تاكتيك حضور در انتخابات جمهورى اسلامى» را اینگونه ماست‌مالی می‌کند:
«جامعه و مردم كشور هيچ اپوزيسيونى را نمى شناسند كه بخواهند به تحريم و يا عدم تحريم اعلام شده از سوى آن تمكين كنند. لذا هر گونه اعلام نظر از سوى اپوزيسيون عملا تا كنون غير كار آمد بوده است» لذا «جبهه دموكراتيك با هدفى مشخص تاكتيك ورود به صحنه انتخابات را كانال نفوذ اپوزيسيون به صحنه سياسى كشور ارزيابى كرده است»!!!
.
«بنا بر اين دليل حضور طبرزدى در انتخابات از نظر عملى با هدف نهايى ايجاد چالش سياسى براى حاكميت در كنار دو هدف ديگر يعنى آگاه سازى جامعه نسبت به حضور عملى مخالفان سياسى، نظير طبرزدى در كشور و جلب توجه جامعه جهانى بسوى اپوزيسيون و ايجاد زمينه براى همراهى و كنش هاى اجتماعى سياسى مردم در پيوند با جنبشهاى سياسى و مدنى كشور است كه شوربختانه هم اكنون در شرايط و حالت انفعال و انفصال از اپوزيسيون قرا دارند»
.
«و اما وحشت حكومت زمانى افزايش يافته است كه حضور اپوزيسيون نظير طبرزدى را در قلب پروژه توطئه هاى خود يعنى انتخابات احساس كرد. اين كنش سياسى و تاكتيك ورود به صحنه بازيهاى توطئگرانه حكومت و تسخير اين صحنه توسط اپوزيسيون از نظر سياسى، على رغم نگرانى هاى بخشهايى از مخالفان سياسى حكومت، اما آغازگاهى براى ورود به فاز اول مبارزات سياسى، مدنى بصورت كنش هاى اعتراضات سياسى و همراه نمودن تدريجى جامعه با پيشگامان و مبارزان اصيل در كشور خواهد بود. اهميت اين گام اول بصورت عملى راهگشاى شناسايى اپوزيسيون توسط جامعه و مردم ايران و جامعه جهانى است و داراى اهميت استراتژيك بسيارى است.»
در شرایطی که نظام مقدس ایشان مرگبارترین لحظات خود را می‌گذارند و در باتلاقی عمیق از بحران‌های فزاینده فرو رفته و اعتصابات و اعتراضات و شورش‌های مردمی می‌رود تا پرونده ننگین این رژیم و حامیان اصلاح‌طلبش را به گور اندازند این جماعت کشف کرده‌اند که مردم خنگ هستند، و راه مبارزه با رژیم گوش فرمانی از نظام و هماغوشی با اوست!

خوب شد که فهمیدم فاز اول مبارزه اپوزیسیون ِ پیشگام ِ دموکراسی طلب و حقوق بشری و سکولار شرکت در انتخابات نمایشی رژیم با قبول دو شرط ولایتمداری و ... است!

لابد فاز دوم این نوع مبارزه حقوق بشری دستبوسی آقاست و خایه‌مالی سپاه!

باری شاید هم بد نباشد که این پیرانه سران با فرو رفتن در لجن و گه کشف کنند که لجن و گه چیز بدی است!



در حاشیه
در مورد محاکمه و مجازات بابت سابقه ننگین و جنایتکارانه‌ حشمت‌الله طبرزدی که همراه همکاران و همفکران و دوستان قدیمی‌اش خسارات بسیاری را برای ایران و ایرانیان به بار آورده و هنوز این مشکلات و تباهی‌ها به پایان نرسیده، ایشان حتی حاضر نیست عذرخواهی کند و می‌گوید:
«من به سهم خودم در مورد کارهایی که انجام دادم در واقع مثل حمایت از جمهوری اسلامی، این را یک تجربه و یک هزینه ای است که خودم دادم»!
ایشان ادامه می‌دهد:
«ممکن است برخی به صورت ظاهری و سطحی بگویند ما اشتباه کردیم و عذر می خواهیم، این به نظر من خیلی مهم نیست، مهمترین مساله اینست که با اعمال خودت و با طرفداری از دمکراسی و حقوق بشر نشان بدهی که از اشتباهاتت درس گرفته ای، از دیدگاه من این مهمتر است»!

من مخالف اعدام هستم، اما مخالف مجازات نیستم و مسخره است که به طور مثال به یک دزد یا قاتل یا متجاوز یا مقام عظما و تمامی همکارانش بگوییم: «مسئله مهم این است که از امروز با طرفداری از دمکراسی و حقوق بشر نشان بدهید که از اشتباهاتتان درس گرفته‌اید!» و «هر چه هم کسب کردید مال خودتان!»، «بروید خوش باشید»!

پند
سخنم با جانورانی چون طبرزدی است نه فقط شخص ایشان: دیر یا زود این رژیم سرنگون خواهد شد و محاکمه شما فرا خواهد رسید، تا آن روز، بهتر است بروید دنبال یک لقمه نان حلال، و از سیاست و حماقت‌های بیشتر پرهیز کنید تا بار گناهان‌تان سبک‌تر شود!

سخن حکیمانه:
ما رفتار جنایتکاران و همکاران و همفکران و حامیان این رژیم جهنمی را نه فراموش می‌کنیم، نه می‌بخشیم!


مطلب مرتبط: حشمت‌الله طبرزدی از رذالت تا دلقکی نظام