ما و انقلاب اسلامی و فرصت تغییر

سیاست‌های غلط شاه، کار را به آنجا رساند که ماندنش در ایران غیر ممکن شد، و سرکوب و مدارا و عقب‌نشینی و آوردن دولت اصلاحات چاره گشایش نشد.

وقتی دار و دسته خمینی، با کمک آمریکا و رادیو بی‌بی‌سی، قدرت را بدست گرفتند، بجز اعدام‌های سریع و غیر قانونی و ضد بشری نخستین‌شان، اولین کارشان آرام کردن مردم و خواباندن شور و نشاط تغییر و مطالبات آزادی‌خواهانه‌ بود.

اصلاح‌طلبان امروز، که داعشی‌ها و افراطی‌ها و تندروها و جنایتکارهای دیروز بودند، در کنار و به فرمان و بی‌فرمان خمینی شدید‌ترین سرکوب‌ها را شکل دادند، زدن زنان و حجاب بر سرشان کردن، بستن روزنامه‌ها و حمله به آزادیخواهان و دانشگاه‌ها و تجمعاتی که بدنبال آزادی و دموکراسی و آگاهی‌دادن، و جدایی دین از حکومت بودند.

با انقلاب وحشیانه و خونین فرهنگی‌شان، در کنار شرایط حکومت نظامی ناشی از جنگ ضد میهنی‌شان توانستند تا حد بسیاری ایرانیانی که سر سرخ داشتند و هنوز نکشته بودند را آرام و رام و مطیع کنند.

دار و بند و شکنجه و قتل و ترور این حکومت مذهبی هیچگاه تعطیل نشد!

فرصتی که نبود
وقتی که اکثریت، راضی و رام و خاموش باشند، و حکومت مستبد و سرکوبگر و جنایتکار و تمامیت‌خواه باشد، هیچ فرصتی برای تغییر نیست؛ اما بتدریح مردم از این حکومت بریدند و ناراضیان فزونی گزیدند، زمان مناسبی برای تغییر و عدالت رسید.

اما داعشی‌های دیروز که تحصیلات دانشگاهی و تجربه حکومت‌داری کسب کردند و امکانات مادی و مالی بسیاری را بابت جنایت‌ها و همکاری‌هایشان بدست آوردند، متوجه کمیت ناراضیان و وضعیت متزلزل حکومت و به تبع آن، از دست دادن منافع و موقعیت خود شدند، و  جامه اصلاح‌طلبی بر تن کردند تا با کمی دوغاب و رنگ و بتونه کاری و صافکاری جلوی رشد نارضایتی را بگیرند.

و سال‌ها گذشت و حکومت فاسد جنایتکار با داشتن ثروت افسانه‌ای و کمک آمریکا و متحدانش و یاری اصلاح‌طلبان زیرک باقی ماند.

فرصتی که هست
و رسیدم به زمان حال، زمانی که نارضایتی به اوج خود رسیده، جنگ قدرت بین شاخه‌های نظام اوج می‌گیرد و اصلاح‌طلبان بدلیل پرونده سیاهشان دیگر نمی‌توانند مانند گذشته سد راه تغییر ساختاری شوند و تغییرات خارج از ایران نیز چندان به نفع این حکومت نیست.

اینک که بحران‌های ناشی از جهل و جنایت رژیم روز برور بیشتر و گسترده‌تر می‌شود و هر از چندی شاهد اعتصابات و اعتراضات و شورش‌های مردمی هستیم، زمان مناسبی است برای برانداختن این اقلیت فاسد و جنایتکار.

امروز نوشتن یک شعار بر در و دیوار شهر حکم شلیک توپی بر قلب حکومت را دارد، باید نشان دهیم که مصمم و با اراده قصد سرنگونی این جنایتکاران را داریم.

نیازی به اتحاد همگانی و حضور همگان نیست، فعالیت اقلیتی مصمم کافی است. اقلیتی سازماندهی شده که در فرصت‌های بی‌شمار آینده می‌تواند شورش‌ها و اعتراضاتی کور مردمی هدایت کند و حرکت بسوی ساخت ایرانی نو را رقم بزند.

امروز روزی است که یک نفرها قدرت سرنگونی این رژیم پوسیده را دارند، امروز فرصتی است که سی و هفت سال وجود نداشته است.

به پیش!
آگاه شویم!
آگاهی دهیم!
سازماندهی کنیم و کاخ ظلم را فرو ریزیم!

نظام استبدادی و تمامیت‌خواه و جنایتکار اسلامی ایران را، نه با پند و اندرز، نه با اصلاحات آبکی، نه با انتخابات نمایشی، که فقط با پس‌گردنی و زور می‌شود تغییر داد!

جنبش شعارنویسی علیه این حکومت جنایتکار را پرتوان سازیم!

پیش بسوی سازماندهی و نبرد مسلحانه! 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر