خمینی و خامنه‌ای و تاج‌زاده

مصطفی تاج‌زاده با نوشتن نامه جدیدش «۱۰ تفاوت امام با آقای خامنه‌ای» نشان داد که هنوز چون دیگر همکاران جنایتکارش شیفته و واله خمینی این سوپر دیکتاتور فاشیست و مرتجع است و با وقاحت این جنایتکار را خادم آئین و میهن و مردم می‌خواند.

البته او با عوامفریبی می‌پذیرد که در «دوران طلایی امامش» اشتباهاتی هم شده است:
« آن چه پس از عملیات مرصاد انجام شد، غیرقانونی بود. پذیرفته نیست برای زندانیانی که محاکمه و محکوم شده اند، بدون ارتکاب جرم جدید حکم جدیدی صادر و اجرا شود. به باور من جمهوری اسلامی یک پوزش خواهی و حلالیت طلبی به خانواده های آنان بدهکار است که گذشت زمان آن را منتفی نمی کند. به عکس برای تثبیت نظام این امر واجب و ضروری است.»
این بی‌شرف می‌خواهد سر و ته جنایت‌های غیر انسانی که به فرمان خمینی معلون داعشی در زندان‌های آن دوران انجام شد را با یک «پوزش خواهی و حلالیت طلبی» هم بیاورد و تازه این را هم برای «تثبیت نظام» جنایتکارش می‌خواهد!

این جنایتکار اصلاح‌طلب و همکارانش زمانی که در قدرت بودند برای سالیان دراز همراه خمینی، یاور و طراح و آمر و عامل بودند در استبداد شیعه و سرکوب و شکنجه و جنایت و قانون‌گریزی و حماقت و حماقت و حماقت، و حالا از درون زندان، دم از حقوق زندانیان و قانون می‌زند.

پایان سخن مصطفی تاج‌زاده بسیار جالب است، او از خامنه‌ای رفع حصر همکارانش را می‌طلبد تا با انجام آن دعای خیر خود را نثار وی نماید.

یاد محمد نوری‌زاد افتادم با این اختتامیه درخشان!

ختم کلام این جماعت
در واقع هیچ تفاوتی بین خمینی و خامنه‌ای نیست، اگر جماعت اصلاح‌طلب رانت و بهره خودشان را داشته باشند در قدرت و غارت!

من به دونالد ترامپ رای می‌دهم - برجام

برجام خواسته و ذلت نظام مذهبی ایران و رهبر آن و سپاه و اصلاح‌طلبان و دولت اعتدال است که گام‌های اولیه آن زیر نظر خامنه‌ای و سپاه و در زمان احمدی‌نژاد برداشته شد و هنوز ادامه دارد.

علت این ذلت تاریخی واضح است، ضعف نظام در اثر تحریم‌ها و انزوای سیاسی از یک‌طرف و نادانی‌های مدیریتی‌اش و بحران‌زایی‌های پی‌در‌پی‌اش از سوی دیگر.

ترامپ - در جلو و دیگر کاندیدهای ریاست جمهوری امریکا در پشت سرش - مخالف دیدگاه‌های حمایتی اوباما از نظام ایران و سیاست‌های سردرگمش در این منطقه و حمایتش از دین اسلام است و قول داده اولین کارش پس از پیروزی سوراخ کردن برجام خواهد بود.

رهبر ایران و نزدیکانش، پیش از شاخه‌های دیگر نظام، دریافته‌اند که از این برجام آبی برایشان گرم نخواهد شد و گیج و سردگم مانده‌اند که چه خاکی بر سرشان بکنند.

باند رفسنجانی و اصلاح‌طلبان و روحانی‌چی‌ها امیدوارند با خایه‌مالی غرب و خودفروشی و میهن‌فروشی و چسبیدن به برجام چند دلاری کسب کنند و چند زمانی مرگ محتوم سیاسی‌شان را به عقب بیاندازند.

برگ برنده اما دست ماست. پس از سی و چند سال نظام مذهبی در ضعیف‌ترین وضعیتش بسر می‌برد. می‌توان، و به آسانی‌هم می‌توان، ما ناراضیان مصمم، با سازماندهی خود و اکثریت ناراضی و شورش‌های فزاینده پیش‌رو و در لحظه مناسب وضعیت را به نفع خودمان و آینده ایران و منطقه تغییر دهیم و به سال‌ها حماقت و جنایت و سرکوب خاتمه دهیم، یا بی‌تفاوت و مایوس به انتظار کمبوزه و خیاری بنشینیم که ممکن است ترامپ برای ما بیاورد!


مطالب مرتبط:
من به دونالد ترامپ رای می‌دهم - مسلمانان
من به دونالد ترامپ رای می‌دهم - صدای آمریکا

جنبش شعار نویسی - اندک اندک جمع مستان می‌رسند

امروز، برای بار چندم، در هنگام تردد در یکی از خیابان‌های تهران برچسبی از شعار نویسان جنبش برانداز یک‌درصدی‌ها ملاحظه کردم.

در این برچسب ضمن معرفی تلویزیون دیدگاه بر علیه نظام مستبد و جنایتکار مذهبی ایران شعار داده شده بود.

می‌دانیم که عوامل و مزدوران و جیره‌خواران و همراهان و همکاران نظام تاب تحمل تبلیغاتی این چنین را ندارند و تمام سعی‌شان را می‌کنند تا این چنین برچسب‌هایی را که حکایت از وجود نیروهایی مصمم و فعال و مبارز و شجاع برای برچیدن عملی این نظام می‌دهد، هر چه سریعتر پنهان کنند تا دیگر ناراضیان را به تحرک و فعالیت و امیدواری نکشاند.

از نظر آماری که نگاه کنیم احتمال اینکه یک از ده میلیون تهرانی برچسبی بزند و بعد من که یکی دیگر از آن ده میلیون نفر باشم آن برچسب را با توجه به حذف و زدودن سریع شعارهای خیابانی ببینم بسیار بسیار بسیار اندک است مگر اینکه گمان را بر این پایه بگذاریم که بسیار بیش‌تر از یک از ده میلیون‌ نفر فعال باشند.

نکته مفید شعار نویسی در کشوری که انبوه ناراضیان دارد سرایت پذیری و تکثیر آن است. هر شعاری که نوشته شود حتی اگر یک نفر دیگر را به شعار نویسی بکشاند، دیری نخواهد شد که شعارهای ضد حکومتی در و دیوار سراسر کشور را خواهد پوشاند، و در پی آن، گام‌های موثر بعدی با شجاعت و امید بیشتری برای سرنگونی این حکومت جنایتکار بر داشته خواهد شد!

مطلب مرتبط:
جنبش شعار نویسی - از من و تو حرکت

جنبش شعار نویسی - از من و تو حرکت

طرف سخن این نوشته کسانی‌ هستند که می‌خواهند آینده بهتری برای خود و ایران رقم بزنند!

چرا باید بر علیه حکومت جنایتکار و مستبد مذهبی ایران شعار نویسی کنیم؟

هدف از شعار نویسی 

شکستن ترس و یاس حاکم بر جامعه
ارتباط با مردم
تبلیغ برای حضور و به صحنه آمدن
تبلیغ برای حزب و هدف‌ها
نشان دهیم در داخل ایران ناراضیان و مخالفانی هستند که فقط حرف نمی‌زنند و دست به کار شده‌اند.
رژیم ناتوان در سرکوب‌هایش است.
هراس از نظام و توان سرکوبش را بکاهیم، و نظام را بهراسانیم.
دیگر ناراضیان را به همراهی با خود تشویق کنیم.
...

چگونه شعارنویسی کنیم

ایمنی
مهم‌ترین کار برای شعار نویسی در شرایط ایران رعایت نکات امنیتی است، بهتر است که دو نفره به شعار نویسی بروید، یکی بنویسد و یکی مراقب باشد. مراقب دوربین‌های نصب شده باشید. اگر لازم می‌دانید از عینک تیره و شال و کلاه برای ناشناس بودن استفاده کنید. قبل از شعار نویسی با منطقه آشنا شوید و راه‌های خروج و فرار را بدانید. ورزش کنید و حداقل روزی نیم ساعت بدوید.

اسپری
شعار نویسی با اسپری‌های رنگ دید بیشتری دارد و پاک کردن آن مشکل‌تر است، بهتر است شعارهای کوتاه را تا حد لازم درشت در فضای مناسب نوشت.

لطفا برای مردم مزاحمت ایجاد نکنید و این نوع شعار نویسی را محدود کنید به دیوارهای عمومی و دولتی، و ایستگاه‌های اتوبوس، و خودروهای انتظامی...!

الگو سازی 
اگر حوصله دارید روی مقوا یا فيلم رادیولژی شعاری بنویسید یا تصویری رسم کنید و به وسیله تیغ موکت بری و قیچی قسمت‌هایی را که باید رنگ بخورد در بیاورید و الگو را روی دیوار بگذارید و روی آن اسپری رنگ بپاشید.

این کار نیاز به کمی تجربه و سلیقه دارد و موقع رنگ پاشیدن بهتر است از دستکش استفاده کنید.

اعلامیه
امروزه با دسترسی آسان به کامپیوتر و پرینتر می‌توان به سرعت متن‌های مناسب را در اندازه‌های متفاوت و به مقدار زیاد تهیه و تکثیر و قیچی کرد و تا زد و در خانه‌ها انداخت.

ماژیک
همیشه یک ماژیک تیره در جیب‌تان بگذارید و در زمان‌های مناسب و بی‌خط داخل مترو و اتوبوس و تاکسی و هر مکان مناسب دیگری شعار بنویسید.

برچسب
برچسب زدن آسان‌ و کم‌خطر و سریع است. شما می‌توانید برچسب‌ها در اندازه‌های مختلف از لوازم تحریرها تهیه کنید و شعارهای مناسب را روی آن‌ها بنویسید و آن‌ها را در هنگام حرکت و پیاده‌روی، داخل اتوبوس و مترو، و مکان‌های مناسب دیگر با رعایت احتیاط بچسبانید.

اسکناس‌نویسی
اسکناس‌ها با سرعت دست به دست می‌شوند و مکان مناسبی هستند برای شعارنویسی. احتیاط را رعایت کنید و اسکناس‌های خود را نزد کسانی که شما را می‌شناسند خرج نکنید.

چه بنویسیم

شعار ویژه این جنبش سه حرف الف با یک سرکش مشترک می‌باشد که نمادی از سه واژه «آگاهی آزادی آبادی» است و معرف تفکر و نگاه این جنبش برانداز :

شعارها عموما باید معرف و مبلغ این جنبش و اهداف آن باشند، اما بسته به زمان و موقعیت و مکان و شعارنویسان می‌تواند متفاوت و مبتکرانه نیز باشد.

بخشی از شعارهای دلاوران جنبش برانداز یک‌درصدی‌ها:



آگاهی آزادی آبادی
هموطن بیدار شو*
ایرانی بیدارشو*
هموطن بپاخیز
مرگ بر جمهوری اسلامی ایران
مرگ بر ج‌ا‌ا
دیدگاه TV
تلویزیون دیدگاه ماهواره یاه‌ست
مرگ بر دیکتاتوری
به حزب ایران آباد بپیوندید
خودسازماندهی کنیم
رهایی از بردگی
بسوی انسان مداری
ما ایران را پس خواهیم گرفت
نه می‌بخشیم نه فراموش می‌کنیم

و شعار سال ۱۳۹۵:
بیکاری تورم، این است شعار مردم


آمادگی

با این آمادگی به جنبش شعارنویسی علیه جهل و جور و جنایت بروید که ممکن است دستگیر شوید.

ترس

در شرایط حاکم طبیعی است که شعار نویسی را با طعم ترس و دلهره آغاز کنید، اما فعالیت شما برعلیه رژیم غیر انسانی و جنایتکار اثبات رشادت و شجاعت شماست.


برای آگاهی بیشتر به تلویزیون دیدگاه و سایت‌های زیر مراجعه نمایید:

تلویزیون دیدگاه
Satellite:Yahsat-1A
Freq: 12073
SR: 27500
POL: Ver
FEC: 7/8

تلویزیون دیدگاه - رسانه ای در خدمت دگرگونی

سازماندهی قدرت اجتماعی

حزب ایران آباد

خودرهاگران


زیرنویس
* به نظر من همه یا اکثریت مردم فکر می‌کنند بیدار و آگاه هستند و از شعاری چون «هموطن بیدار شو» بوی توهین می‌آید، هر جند که عین حقیقت است؛ در مورد استفاده از آن خود دانید!

کارتون ِ بدون تصویر: نسل چهارم

دو پاسدار مسلح قلچماق ریشو دو کودک دو سه ساله دست‌بند بدست را از یقه بلند کرده‌اند و به زندان نامعلومی می‌برند.

کودک اولی به کودک دومی: تو را برا چی گرفتن؟
کودک دومی: تو گهوارم یه عروسک باربی پیدا کردن با ست کامل حمومش، شونه و شامپو و ...

کودک اولی: بدبخت شدی، دستکم ده سال زندون تو کتته!
کودک دومی: جرم تو چیه؟

کودک اولی: داشتم با عروسکای خانواده سمپسون بازی می‌کردم، ریختن تو خونمون...
کودک دومی: عمرن بیچاره‌ای، اعدام که رو شاخته، خوراکت تـ.. و باتومه تا اعتراف کنی جاسوس اسراییلی!

از دور یک کارخانه هرویین سازی با مهر استاندارد به چشم می‌خورد که دود دودکش‌هایش شهر را به‌ آرامی آلوده می‌کند!



منبع: رویداد / سایت خودنویس

نشاید که نامت نهند آدمی

جمهوری اسلامی با تمامی شاخه‌های راست و چپ و نرم و سفت و تندرو و کندرو و اصلاح‌طلب و معتدل و اصولگرایش سه چیز را خوب در مغزهای ایرانیان جا انداخته‌اند:
یک: «انقلاب» اخ و بد است [اصلا حرف انقلاب را نزنید انقلاب کنید می‌شه مثل سوریه، می‌شه جمهوری اسلامی]!
دو: جان من گران‌بهاست و فدای هیچ چیز و کسی نمی‌کنم [گور پدر انسانیت و همه چیز]!
سه: فردگرایی

انقلاب
لطفا از مغزمان استفاده کنیم و مانند طوطی پیام نظام جنایتکار را تکرار نکنیم؛ مطالعه کنیم و ببینیم چرا انقلاب مردم ایران به دیکتاتوری و جهنم مذهب شیعه منجر شد، یا در سوریه چه می‌گذرد، چرا مردم سوریه موفق نشدند، نقش جمهوری اسلامی ایران در سوریه چیست، آمریکا و متحدانش چه نقش و نقشه‌ای در ایران و منطقه داشتند و دارند،...

قرار نیست ما اشتباهات گذشته را تکرار کنیم و قرار است که از تجربیات و اشتباهات گذشتگان بیاموزیم.

نیازی نبود تا دو دهه اصلاح‌طلبی را تجربه کنیم و به این نتیجه برسیم که با اصلاحات آبحوضی جنایتکاران و همکاران همین نظام نمی‌شود بسوی قانون‌مداری و انسان‌مداری و خردگرایی و آزادی و دموکراسی و پیشرفت و رفاه و بهبودی حرکت کرد.

نظام جنایتکار زورگو را باید با زور سرجایش نشاند، اما نکته بسیار مهم‌تر از سرنگونی، آگاهی از چه‌باید کردهایی است که حاصل کار همان‌چیزی شود و بماند که خواستاریم و به انحراف کشیده نشود!

دو و سه: خودخواهی
ریشه بند دو و سه یکی‌است، جنایتکاران حاکم از انسانیت و انسان بودن و همدلی و همراهی و تجمع و کار گروهی نفرت و هراس دارند.

وفتی شما خودخواه و خودپسند و جان‌دوست باشید در برابر ظلم و حماقت و جنایت‌ها و فساد گسترده حاکم بر ایران بی‌تفاوت می‌شوید و هیچ واکنشی انجام نمی‌دهید تا کمترین آسیبی به شمایی نرسد، که خود را برتر و بهتر از همه می‌دانید، و این یعنی دوام جنایت و فساد و حماقت حاکم و حاکمان!

از سوی دیگر، پنج انگشت که جمع شوند می‌شوند یک مشت و مشت قوی‌تر از هر انگشت است، مشت‌ها که جمع شوند دیگر کسی به خود اجازه نمی‌دهد به شما زور بگوید، حقوق‌تان را پایمال کند و مجبور به فرمان‌بری از آن باشید، مشت‌ها که جمع شوند مترادف است با به زیر آوردن جانیان و فاسدان حاکم و دستگیری و محاکمه و از دست دادن جاه و مال و منال همه شاخه‌های نظام جنایتکار و رفقا و شرکا و خانواده‌هایشان.

یک انقلاب [حتی خونین] بسیار کمتر از جان‌هایی که در اثر بی‌خردی و بی‌کفایتی حاکم بیجان می‌شوند مرگ‌آفرین است، نگاهی کنید به مرگ‌های مستقیم و غیر مستقیم ناشی از حماقت و جنایت و حیات و استمرار این حکومت:

  • جنگ ایران و عراق
  • اعزام نیرو به سوریه
  • اعزام نیرو به عراق 
  • اعزام نیرو به افغانستان
  • راهیان نور معروف به کاروان مرگ
  • زیارت کعبه
  • زیارات عراق
  • جنگ‌های محتمل بعدی
  • اعتیاد
  • اعدام‌ها
  • قتل و همنوع‌کشی
  • خودکشی‌ها
  • تصادفات رانندگی
  • حوادث هوایی
  • حوادث کار
  • آلودگی هوا
  • امواج مضر
  • روش زندگی 
  • حوادث طبیعی
  • بیماری‌ها
  • حوادث خانگی
  • مرگ ناشی از سرما و گرما 
  • ...

[با مدیریت خردمند، با آگاهی و دلسوزی، با ایجاد امکانات و آمادگی می‌توان درصد بالایی از مرگ‌ها را کاهش داد]




در حاشیه:

زلزله
تهران در معرض خطر حتمی زلزله و کشته شدن میلیون‌ها نفر است، و حکومت جنایتکار حاکم بی‌خیال این اتفاق مرگبار نشسته که انشاءالله از این ستون تا آن ستون برایش فرج باشد!

انقلاب ناگزیر
انقلاب به معنای تغییر وضعیت نامناسب است، بسیاری از ایرانیان، وضعیت فاسد و غیر انسانی حاکم را نمی‌خواهند، بارها با زبان خوش گفتند و نشان دادند که خواهات تغییرند، تغییری واقعی و زیربنایی و بدون بازگشت؛ اصلاح‌طلبان تا این لحظه موفق شدند که بسیاری از مردم معترض را به بیراهه بکشانند، و آتش خشم‌شان را با فریبکاری و رنگ و روغن برای سال‌ها سرد کنند، اما نخواستند و نتوانستند خواسته مردم ناراضی را برآورده کنند.

مشکلات و نارضایتی‌ها همچنان باقی است، فساد و حماقت و جنایت و سرکوب استمرار دارد و بحران‌های متعددی را بوجود آورده و بوجود می‌آورند که نارضایتی‌ها را به خشم و شورش‌هایی می‌انجامد که سرانجامشان سرنگونی نظام حاکم و سرنوشتی چون معمر قذافی برایشان خواهد بود.

آگاهی در برابر انقلاب ناگزیر
از آنجایی که حاکمان جنایتکار و بی‌خرد ایران نمی‌توانند وضعیت نابسامان موجود را بهبودی بخشند و آتش‌فشان خفته خشم ناراضیان هر لحظه می‌تواند فوران کند بخوانیم، مطالعه کنیم، بیاموزیم، سازماندهی کنیم، آماده شویم، و نگذاریم که انقلاب ناگزیر بدست ضد ایرانیان بیفتد و ایران بیش از این ویران شود!

انقلاب و تغییر پایه‌ای ایران به فرماندهی ایران‌دوستان انسان‌مدار یگانه راهی است که می‌تواند مانع از جنگ و بمباران ایران و تجزیه ایران و ویرانی بیشتر ایران شدند.

انقلاب و تغییر پایه‌ای ایران فقط ایران را نجات نمی‌دهد، این انقلاب ثبات و امنیت و صلح را در خاورمیانه حاکم می‌کند! 

عفریته‌ای به نام معصومه ابتکار - مسدود کردن دسترسی من

بطور اتفاقی چشمم خورد به توییت خانم معصومه ابتکار:
در تنگ شیشه ای کنار رییس جمهور به جای ماهی، نارنج است و ..آب دارد، اما کم است ..  تا ما هم قدر آب و طبیعت را بدانیم. 
 و زیر آن نوشته چند چاپلوس و بادمجان دور قاب چین.

همانجا نوشتم:
در کنار تنگ روحانی بجای هفت‌ سین تصویر دو جنایتکار جای داده‌ شده! جای ابتکار هم درون تنگ است که شریک حماقت‌ها است در کم‌آبی!

خانم ابتکار، حتما از روی هراس و کم آوردن و واکنش‌های آتی، دسترسی مرا به نوشته‌های خودش در توییتر مسدود کرد که البته حق قانونی‌اش است از دنیای آزادی که برای ما فیلترش کردند! ضمن اینکه من هیچ علاقه‌ای به خواندن چرندیات ایشان و تحمل مشاهده چهره‌ کریه‌اش را ندارم.

نکته مهم‌تر اینکه، اگر این عفریته اندکی شرف و شهامت و وجدان و عقل و خبرگی داشت، به چمن‌های اطراف رئیسش اعتراض می‌کرد که در این برهوت کم‌آبی مناسب این سرزمین نیستند و تلف‌کننده آب گران‌بها.

باری، با توجه به انتظاری که از این جنایتکاران می‌توان داشت لابد جنایتکاران دولتش را هم فرستاده برای مسدود کردنم در دنیای واقعی، اگر بتوانند!

 به قول و به یاد ستار بهشتی: جانم فدای ایران!

چه بمانم و چه مرا نیز چون ستار بکشند، روزی بسیار نزدیک این جماعت را حتی اگر به دورترین نقاط گیتی بگریزند و در تاریک‌ترین سوراخ موش پنهان شوند دستگیر و محاکمه و مجازات خواهند کرد.

خانم ابتکار و سایر جنایتکاران،
رسیدگی به کارنامه سیاه شما دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد!



مطلب مرتبط:
بخش اول - یادآوری

عفریته‌ای به نام معصومه ابتکار - یادآوری

بخشی از مردم ایران در سال ۵۶ و ۵۷ تلاش کردند تا یک چیز گنگ اما بهتری را جانشین وضعیت موجودشان کنند، و دمشان گرم، اما موجود خبیث و شجاع و جنایتکار و بیمار روانی به نام آیت‌الله خمینی به دلیل داشتن پایگاه‌های لازم [مساجد را عرض می‌کنم] برای سازماندهی اعتراضات و جهت دادن مردم ناراضی و جمع‌آوری پول و نشر و پخش اعلامیه‌ها و آتش زدن سینماها و مردم داخلشان و غیره، از یک سو، و شانس وجود لولویی بنام شوروی، و کمک آمریکا و متحدانش، شاه را راندند و آب سردی پاشیدند و ماجرا را به خیال خودشان ختم بخیر کردند، و خمینی شد شاه از نوع اسلامی‌اش!

همین جور که خمینی باد می‌کرد و باد می‌شد و از انسانیت دور و دورتر می‌شد، هواداران نزدیکش نیز چون خودش فاسد می‌شدند، اعدام و حبس و شکنجه و سرکوب و فشار بتدریج شروع شد و پایان نیافت.

معصومه ابتکار یکی از دانشجویان مرتجع به قول خودش خط امامی بود که که به کمک هم خطی‌هایش علاوه بر سرکوب آزادی‌ها و آزادیخواهان و قانون‌مندان و استبدادگریزان سفارت آمریکا را اشغال کردند و با این حماقت غیر قانونی و غیر اخلاقی و غیر انسانی‌شان هزینه‌ها و خسارات بسیاری به ایران و مردم ایران وارد کردند که هنوز پایان نیافته است.

معصومه ابتکار و دوستان جنایتکار هم‌خطش بعدها و وقتی سقوط جمهوری اسلامی را نزدیک دیدند شدند اصلاح‌طلب و در چند بزنگاه تاریخی حافظ نظام جنایتکاراشان و استمرار عمر آن شدند.

معصومه ابتکار به یاری بخشی از دوستان دزد و چاپنده سدسازش و نادانی و بی‌کفایتی‌اش سابقه تخریب محیط زیست و ویران کردن ایران و کم‌آبی و خشکسالی را در کارنامه سیاهش دارد.

سانسور و سرکوب دنیای نو
وقتی ماهواره و اینترنت آمد، تمامی شاخه‌های رنگارنگ نظام جهل و جور و جنایت ایران بدلایل امنیتی در یک چیز همراه و همدل بودند، مسدود کردن و ممانعت مردم از دسترسی به دنیای آزاد اطلاعات، از این جهت با انواع و اقسام پارازیت و فیلتر و فشار و سرکوب و حمله به خانه‌های مردم و تخریب و سرقت تلاش کردند، گرفتند، زدند، کشتند، اما نتوانستند، و حریف مردم و دنیای مدرن نشدند.

تن در دادن
در اثر بی‌کفایتی‌ها و بی‌خردی‌هایی مستمر تمامی شاخه‌های نظام جنایتکار و تحریم‌ها و فشارهای جهانی که عموما در جهت منع دسترسی این جماعت به بمب اتم و سیاست‌های خارجی‌اش وضع شده بود، و رسیدن به ته دیگ ثروت‌های ایران، اصلاح‌طلبان کوشش کردند تا با استفاده از ماهواره و فیسبوک و توییتر [منع و فیلتر شده در ایران] چهره‌ای متمدن از خود نشان دهند تا بتوانند مانع از سقوط نظامشان شوند.

در کشور ایران استفاده از سایت‌های فیلتر شده و حضور در آن‌ها جرم است، اما حالا اکثر این جماعت مرتجع دارای حساب توییتر و فیسبوک و غیره شدند و می‌کوشند علاوه بر روزنامه‌ها و رسانه‌ها و کانال‌های متعدد صدا و سیمایشان از این طریق نیز منعکس و مبلغ نظرات ارتجاعی خود باشند.

لازم به ذکر است که اصلاح‌طلبان برای حفظ نظام، به هیچ اصولی مقید نیستند و لازم بدانند، بی‌حجاب و برهنه و خودفروش و سکولار نیز می‌شوند، اما دنیای مدرن فیلتر شده چنان خوشمزه است که اصولگرایان و آخوندهای ته حجره نیز از طریق فیلترشکن و وی‌پی‌ان و راه‌های قانونی ویژه خودشان جذب توییتر و غیره شدند.

مطلب مرتبط
بخش دوم: مسدود کردن دسترسی من

کلمات مرتبط:
سیستر مری
تقلب و کپی‌کاری دانشگاهی
تخریب محیط زیست

قضیه مادر و آپارتمان و آقای دکتر

جون دلم برایتون بگه، چن هفته پیش، مادر ما از پله‌های تیز و درب و داغون طبقه سوم آپارتمان افتاد و خونین و بیهوش رسید به طبقه دوم.

بردیمش بهترین بیمارستان دولتی شهر.

خانم و آقایی که شما باشین، در بیمارستان دولتی، باید صبر ایوب داشته باشین، و مهربان و آرام باشین، و خونسرد و لاک‌پشت، مثل خودشون.

تا هیئت پزشکان تصمیم بگیرن که چه باید بکنن، کلی ما را برای عکس‌برداری و آزمایش شوت کردن این‌ور و اون‌ور و این طبقه و اون طبقه و این ساختمون و اون ساختمون!

پس از یک هفته مادر را با پای گچ گرفته و هوش و حواس پرت، و کلی قرص و آمپول و دوا و درمون، به زور فرستادن خونه.

تا یادم نرفته بگم که حلقه عروسی و گوشواره‌های طلای ۲۴ عیار سنگین وزن مادر در آن حالت نگرانی و دلشوره ما مفقود‌الاثر شد، وقتی به مسئول مربوطه مراجعه کردیم، پیش از آنکه لب به شکوه باز کنیم، فکرخوانی‌مان کرد و ما را اشاره داد به تابلوی بالای سرش که نوشته بود «مسئولیت مراقبت از وسائل شخصی و با ارزش بیمار بر عهده بیمار یا همراه او می‌باشد» و «بیمارستان هیچ‌گونه مسئولیتی در این باره ندارد».*

چند هفته بعد، مادر ما از آن حالت عاشقانه و پرت و پلاگوی ناشی از سقوط و خوردن داروهایش بدر آمد و در یکی از بعد از ظهرهای نزدیک به سال نو با اشاره به سمت راست شکمش، داد و بیدادش رفت هوا.

چون هنوز پایش در گچ بود، و نک و نال بیرون رفتن را نداشت، تصمیم گرفتیم که دکتر بیاریم بالای سرش.

زنگ زدیم به شماره‌ای که داشتیم و با خانم خوش صدایی قرار و مدار گذاشتیم و آدرس دادیم و قرار شد جناب دکتر ساعت هشت، هشت و نیم شب تشریف بیاورند منزل ما.

ساعت نه دکتر آمد و پرس و جو کرد و فشار مادر را گرفت و کمی شکم مادر را تخصصی فشار داد و بعد گفت یا به فلان درد دچار شده یا به بهمان درد، شاید هم پای یک درد دیگری در کار باشد، که تا عکس و آزمایش گرفته نشود نمی‌توان نظر داد.

گفت: «ببریدش بیمارستان»، گفتیم: «ایام عید و تعطیلی نزدیکه و با این گچ و وضعیت مادر و دلخوری ما از لاک‌پشت‌ها، راه حل بهتر چیه؟» گفت: «فردا می‌فرستم بیان خون و ادرارش را بگیرن و دیگر کارها را همین جا انجام بدن. البته جواب آزمایش دو سه هفته‌ای طول می‌کشه!؟»
ما به درماندگی هیچ نگفتیم و دکتر ادامه داد:‌ «برای دردش هم یه چیزی می‌نویسم بخرین و تزریق کنین هرچه درد است فراموش می‌کنه»!

ما گفتیم: «چقدر تقدیم کنیم؟» و او با کم اهمیتی دکترانه‌اش گفت: «صد تومن»! [برای آن‌هایی که در خارجند جان دلم بگوید که صد تومن یعنی یک میلیون ریال] و [یک میلیون ریال آن مبلغی است که پیش از آمدن ملاها می‌توانستی با آن خوشبخت بشوی!] و [صاحب خانه و ماشین و زندگی] و [حالا یک میلیون ریال دستمزد ۵ دقیقه دکترها و مکانیک‌هاست] و [دستمزد سه روز آدمایی چون ما] و [بی‌خاصیت و بی‌ارزش برای ما و دکترها و مکانیک‌ها و لاک‌پشت‌ها]!

قصه ما بسر نرسید، و اصولا این قصه‌های پر غصه، تا اوضاع اینطور است تمام شدنی نیستند، کلاغه هم به خونش نرسید!

بالا رفتیم ماست بود!
قصه ما راست بود!



زیرنویس
* قدما در این‌گونه امور لطیف‌تر و با احساس‌تر و مسئول‌تر بودند، چنانکه برای این دست امور در گرمابه‌های قدیمی شعری بر سردرشان نصب می‌کردند:
هر که دارد امانتی موجود
یه سپارد به بنده وقت ورود،
نسپارد اگر شود مفقود
بنده مسئول آن نخواهم بود!
ظاهرا همیشه این دست‌های ناپاک دست‌اندرکار بودند در ناپاکی و حضور، چه در گرمابه و چه در بیمارستان!

و...
و هر چه پیشینیان گفتند که به جای بیمارستان که بیماری و بیمار بودن و بیمار ماندن را تداعی می‌کند، بگویید شفاخانه یا درمانگاه یا بهگاه یا بهبودستان، کسی گوشش بدهکار نشد، تا این لحظه!

شادترین کشورهای جهان

در رتبه‌بندی جهانی سال ۲۰۱۶ که توسط شبکه راه حل‌های توسعه پایدار «زیر نظر سازمان ملل متحد» و موسسه زمین در دانشگاه کلمبیا آمریکا انجام شده شادترین کشورها عبارتند از:
دانمارک شادترین کشور روی زمین
1. دانمارک (7.526)
2. سوئیس (7.509)
3. ایسلند (7.501)
4. نروژ (7.498)
5. فنلاند (7.413)
6. کانادا (7.404)
7. هلند (7.339)
8. نیوزیلند (7.334)
9. استرالیا (7.313)
10. سوئد (7.291)
11. اسرائیل (7.267)
12. اتریش (7.119)
13. ایالات متحده آمریکا (7.104)
14. کاستاریکا (7.087)
15. پورتوریکو (7.039)
16. آلمان (6.994)
17. برزیل (6.952)
18. بلژیک (6.929)
19. ایرلند (6.907)
20. لوکزامبورگ (6.871)
21. مکزیک (6.778)
22. سنگاپور (6.739)
23. بریتانیا (6.725)
24. شیلی (6.705)
25. پاناما (6.701)
26. آرژانتین (6.650)
27. جمهوری چک (6.596)
28. امارات متحده عربی (6.573)
29. اروگوئه (6.545)
30. مالت (6.488)
31. کلمبیا (6.481)
32. فرانسه (6.478)
33. تایلند (6.474)
34. عربستان سعودی (6.379)
35. تایوان (6.379)
36. قطر (6.375)
37. اسپانیا (6.361)
38. الجزایر (6.355)
39. گواتمالا (6.324)
40. سورینام (6.269)
41. کویت (6.239)
42. بحرین (6.218)
43. ترینیداد و توباگو (6.168)
44. ونزوئلا (6.084)
45. اسلواکی (6.078)
46. ​​السالوادور (6.068)
47. مالزی (6.005)
48. نیکاراگوئه (5.992)
49. ازبکستان (5.987)
50. ایتالیا (5.977)
51. اکوادور (5.976)
52. بلیز (5.956)
53. ژاپن (5.921)
54. قزاقستان (5.919)
55. مولدووا (5.897)
56. روسیه (5.856)
57. لهستان (5.835)
58. کره جنوبی (5.835)
59. بولیوی (5.822)
60. لیتوانی (5.813)
61. بیلوروسی (5.802)
62. قبرس شمالی (5.771)
63. اسلوونی (5.768)
64. پرو (5.743)
65. ترکمنستان (5.658)
66. موریس (5.648)
67. لیبی (5.615)
68. لتونی (5.560)
69. قبرس (5.546)
70. پاراگوئه (5.538)
71. رومانی (5.528)
72. استونی (5.517)
73. جامائیکا (5.510)
74. کرواسی (5.488)
75. هنگ کنگ (5.458)
76. سومالی (5.440)
77. کوزوو (5.401)
78. ترکیه (5.389)
79. اندونزی (5.314)
80. اردن (5.303)
81. جمهوری آذربایجان (5.291)
82. فیلیپین (5.279)
83. چین (5.245)
84. بوتان (5.196)
85. قرقیزستان (5.185)
86. صربستان (5.177)
87. بوسنی و هرزگوین (5.163)
88. مونته نگرو (5.161)
89. جمهوری دومینیکن (5.155)
90. مراکش (5.151)
91. مجارستان (5.145)
92. پاکستان (5.132)
93. لبنان (5.129)
94. پرتغال (5.123)
95. مقدونیه (5.121)
96. ویتنام (5.061)
97. سومالی منطقه (5.057)
98. تونس (5.045)
99. یونان (5.033)
100. تاجیکستان (4.996)
101. مغولستان (4.907)
102. لائوس (4.876)
103. نیجریه (4.875)
104. هندوراس (4.871)
105. ایران (4.813)
106. زامبیا (4.795)
107. نپال (4.793)
108. سرزمین های فلسطینی (4.754)
109. آلبانی (4.655)
110. بنگلادش (4.643)
111. سیرالئون (4.635)
112. عراق (4.575)
113. نامیبیا (4.574)
114. کامرون (4.513)
115. اتیوپی (4.508)
116. آفریقای جنوبی (4.459)
117. سریلانکا (4.415)
118. هند (4.404)
119. میانمار (4.395)
120. مصر (4.362)
121. ارمنستان (4.360)
122. کنیا (4.356)
123. اوکراین (4.324)
124. غنا (4.276)
125. کنگو (کینشاسا) (4.272)
126. گرجستان (4.252)
127. کنگو (برازاویل) (4.236)
128. سنگال (4.219)
129. بلغارستان (4.217)
130. موریتانی (4.201)
131. زیمبابوه (4.193)
132. مالاوی (4.156)
133. سودان (4.139)
134. گابن (4.121)
135. مالی (4.073)
136. هائیتی (4.028)
137. بوتسوانا (3.974)
138. کومور (3.956)
139. ساحل عاج (3.916)
140. کامبوج (3.907)
141. آنگولا (3.866)
142. نیجر (3.856)
143. سودان جنوبی (3.832)
144. چاد (3.763)
145. بورکینافاسو (3.739)
146. اوگاندا (3.739)
147. یمن (3.724)
148. ماداگاسکار (3.695)
149. تانزانیا (3.666)
150. لیبریا (3.622)
151. گینه (3.607)
152. رواندا (3.515)
153. بنین (3.484)
154. افغانستان (3.360)
155. توگو (3.303)
156. سوریه (3.069)
157. بروندی (2.905)

رده بندی کشورها در این لیست بر اساس سرانه تولید ناخالص ملی، تامین اجتماعی، امید به زندگی، آزادی‌های اجتماعی، سخاوت، و میزان فساد صورت گرفته است.

بنظر شما آیا این احتمال وجود دارد که روزی ایران شادترین کشور جهان شود یا در ده کشور نخست شاد قرار گیرد؟

من به دونالد ترامپ رای می‌دهم: صدای آمریکا

برنامه تلویزیونی‌ صدای آمریکا* به همان اندازه برنامه رادیویی‌اش هیچگاه جذاب و حرفه‌ای و موفق نبود و نشد [به جز شاید یکی دو مورد رهگذر].

نمی‌شود گفت که آمریکایی‌ها آدم وارد برای این‌کار را نداشتند، و حتما یکی از مهم‌ترین دلیلش سیاست‌های غلط و سردرگم حاکم بر آمریکا است از همان موقع علم کردن دار و دسته خمینی و راه ندادن شاه به آمریکا تا همین الان!

من به دونالد ترامپ که سیاستمدار متفاوتی است و شاید اصلا سیاستمدار نباشد رای می‌دهم، دلایلش را بعد اگر فرصت شد خواهم گفت، اصلا هم ربطی به انتخاب بد و بدتر ندارد.

به احتمال در حول و حوش حوادث سال ۸۸ بود که صدای آمریکا مجریان جوان و تازه‌اش را رونمایی کرد، چهره‌هایی زشت و بدصدا و بی‌هنر و بی‌سواد و نامناسب، معلوم بود که یک نفر را که دم دست بوده صدا کرده بودند صبح زود برود سر گذر ایرانیان، آنجایی که کارگران جمع می‌شوند برای یافتن کار، و داد بزند چند نا عمله می‌خوام برای کار در صدای آمریکا و جز همین چند نفر کسی آنجا نبود آن روز!

دونالد اگر بیاید، باید یکی از کارهایش آب و جارو کردن صدای آمریکا باشد، نه فقط تغییر مجری‌ها، صدای آمریکا بد جوری شده صدای اصلاح‌طلبان و صدای حافظان نظام جنایتکار مذهبی ایران، و دست‌کم یک مدیر خبره و یک برنامه‌ساز فهیم و یک سیاست‌گذار مجرب و چند مجری و کارگردان و گزارشگر شایسته و آبرومند و وزین لازم دارند، کادر فعلی را می‌توانند بفرستند آب بپاشند به گل‌ها، یا جلوی درها بایستند درها را باز و بسته کنند!

***


*
صدای آمریکا [voa] رادیو و تلویزیون دولتی ایالات متحده آمریکا است. در این نوشته فقط به بخش فارسی آن که ویژه ایرانیان تهیه می‌شود اشاره شده است. یادآوری می‌شود که اولین برنامه رادیویی آن به زبان فارسی در اول آذر ۱۳۵۸و اولین برنامه تلویزیونی‌ فارسی‌اش در ۲۷ مهر ۱۳۷۵ پخش شد.


مطالب مرتبط:
من به دونالد ترامپ رای می‌دهم - مسلمانان
من به دونالد ترامپ رای می‌دهم - برجام

احمدی‌نژاد بدتر از بقیه نبود!

پیشگفتار
لشگر توانمند اصلاح‌طلبان بدلیل ضعف و ناتوانی مدیریتی و فسادها و سرکوب‌ها در زمان خودشان و کارنامه سیاهشان در تندروی و داعشی بودن ذاتشان کوشش کردند تا حداکثر استفاده را از وضعیتی که دولت احمدی‌نژاد خود را درگیر آن کرد بکنند.

این نوشته فقط دعوتی است از دوستان مستقل صاحب‌نظر که به این نکته پر اهمیت که «احمدی‌نژاد هرگز بدتر از بقیه‌شان نبود» بپردازند و مانع سوء‌استفاده بیشتر شاخه اصلاح‌طلب نظام جنایتکار مذهبی ایران شوند.

دلار
قیمت دلار، در جمهوری اسلامی هیچگاه واقعی نبوده و همواره از آن فرصتی بوجود آوردند برای سو‌ء استفاده و رانت‌خواری.

دلار حدود هفت تومان [۷۰ ریال] بود که این جنایتکاران زمام امور را در دست گرفتند [در پرانتز اضافه کنم مدیریت شاهنشاهی کشور ایران با همه اشکالات و ایراداتی که می‌توان از آن گرفت، چنان پایه‌های استوار و ثروتمند و توانمندی را بجای نهاد که این جماعت عقب‌مانده را برای سال‌ها قدرتمند نگاه‌داشت، بی‌شک اگر همین لحظه این جماعت ایران را تصاحب می‌کردند پس از چند هفته یا چند ماه خودبخود سقوط می‌کردند؛ این نکته را از یاد مبرید!]، و دلار در اثر بی‌کفایتی و فسادشان گران شد و گران شد تا چون نوبت رسید به احمدی‌نژاد دلار حدود نهصد تومان بود یعنی حدود ۱۲۰ برابر گرانتر، این نشان دهنده وضعیت و وخامت اوضاع تحت کف بی‌کفایت شاخه‌های مختلف نظام بود، در پایان دوران احمدی‌نژاد دلار حدود سه و نیم برابر شد که آن‌هم بی‌دلیل نبود، و ریشه‌ و علتش بر می‌گردد به دولت‌های پیش از او!

همانطور که اشاره شد قیمت دلار و به تبع آن قیمت بسیاری از کالاها و خدمات در ایران غیر واقعی بود و هنوز هم غیر واقعی است. احمدی‌نژاد خواست کاری را انجام دهد که باید دولت رفسنجانی یا دولت اصلاح‌طلبان انجام می‌دادند: واقعی کردن قیمت‌ها و آزادسازی نرخ‌ها!

برای این حکومت و با گند زدن‌های دولت‌های پیشین، واقعی کردن قیمت دلار و  کالاها و خدمات کار بسیار دشوار و خارج از توانشان است، عملی که می‌تواند به نارضایتی و شورش‌های مردمی بیانجامد و از همین رو بود که احمدی‌نژاد فقط گام اول را برداشت، البته گامی ناقص که مشکلات ناشی از آن، همراه تحریم‌ها و فشارهای خارجی سبب شد که قدرت را به شاخه‌های دیگر واگذار کنند!

تحریم‌ها دلیل دیگر گران شدن دلار و به تبع آن بی‌ارزش شدن پول ملی است، و یادآوری شود فریب‌خوردگی غرب و جامعه جهانی که در برابر ماسک‌های حکومتی واحد عکس‌العمل‌های مختلف نشان می‌دهند.

نرخ تورم
در مورد تورم چیزی نمی‌نویسم چون در تمامی دولت‌ها نرخ تورم ساختگی و بی‌اعتبار است!

اتمی
جاه‌طلبی اتمی و سایر درگیری‌های نظام با غرب مربوط به احمدی‌نژاد نبود، اولین افتضاح سیاسی‌شان با تسخیر سفارت آمریکا شروع شد و اولین افتضاح اتمی‌شان در زمان دولت اصلاح‌طلبان فاش شد.

جاه‌طلبی اتمی خواسته و هدف نظام مذهبی حاکم بر ایران است و دولت‌های وقت، با همه تفاوتی که دارند، در نهایت حافظ منافع این نظام هستند و تدارکچی خواسته‌های آن، و سود و زیان ناشی از این هدف را باید بین تمامی شاخه‌های نظام تقسیم کرد!

سیاست
احمدی‌نژاد جسارت لازم را داشت، اما هوش و زیرکی لازم را نداشت، در چاه و چاله‌های بجا مانده از دولت‌های قبلی فرو رفت و هر چند کوشید که از آن‌ها بدر آید، اما بدلیل آنکه طبقه متوسط را در برابر خود قرار داده بود و رسانه‌های قدرتمند اصلاح‌طلبان در خارج مانع از همراهی غرب با او شدند، شکست‌خورده میدان را ترک گفت.

اجتماعی
اصلاح‌طلبان با رسانه‌های قدرتمند و پر سر و صدایشان همواره شعار می‌دهند که در زمان دولت اصلاحات به وفور آزادی سیاسی و اجتماعی و رسانه‌ای وجود داشته، این موضوع فریبی بیش نیست، این درست است که رسانه‌ها در زمان اصلاحات خط قرمزهای کمتری نسبت به دولت‌های قبل و دولت احمدی‌نژاد داشتند، اما آزادی به معنای واقعی وجود نداشت و هیچ اقدامی ساختاری برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و قانونمندی و کنار زدن ریشه‌ای استبداد انجام نشده، و آنچه بود را به ضرورت و حساب شده و محدود و خودی و با سر و صدای بسیار انجام دادند تا سبب دوام و بقا و استمرار نظام مذهبی‌شان شوند، و یادمان نرود که سرکوب دانشجویان و  آزادیخواهان و قتل‌های سیاه زنجیره‌ای نیز از این دوران به یادگار مانده است، بدون آنکه آمران جنایت‌ها و سرکوب‌ها مجازات شوند [چون چاقو دسته‌اش را نمی‌برد!].

اگر تک تک اصلاح‌طلبان و سپاه به خارج‌رفته‌شان را زیر ذره بگیریم، لشگری از امنیتی‌ها و جنایتکاران و تندروهای نظام جنایتکار را می‌بینیم که فقط در برهه‌های از تاریخ و با لباسی صورتی و شکلاتی دولتی را سرکار می‌آورند تا حکومت را که به سقوط نزدیک شده برهانند. در اصل اصلاحات کارش پاک کردن گه حکومت است و پودر و گلاب زدن به پیکر آن و بعد کنار رفتن تا دوباره حکومت گند بزند و غیر قابل تحمل شود!

عدالت
آنچه که رسانه‌های پر سر و صدای اصلاح‌طلبان مانع از دیدنش می‌شوند آن چیزی است که احمدی‌نژاد را در زمان وزارت کشور اصلاح‌طلبان و پس از هشت سال قدرت سیاسی و مردمی به ریاست رساند و آن شعارهای انتخاباتی احمدی‌نژاد است شعارهایی که به فساد و بی‌عدالتی و دزدی‌های قبلی اشاره می‌کند و سبب پیروزی‌اش می‌شود، اما به دلیل ساختاری حکومت نمی‌تواند حتی به آن نزدیک شود.

تقلب
تقلب و درغگویی و فریبکاری در جمهوری اسلامی نهادینه است، خمینی با همین روش سر کار آمد، اولین همه‌پرسی را با همین روش برپا کردند و همواره پیش و پس از انتخاباتات مسخره‌شان تقلب کردند و می‌کنند. سال ۸۸ اتفاق تازه‌ای نیفتاده بود، نظام دلش با احمدی‌نژاد بود، اما اصلاح‌طلبان بر خلاف ذات اصلاح‌طلبی‌شان مردم را به خیابان کشاندند، و خیلی زود و وقتی مرگ نظامشان را مشاهده کردند پشیمان شدند و عقب نشستند و رهبرانشان تا انتخابات اخیر جز چس ناله‌های سلامتی خودشان هیچ نگفتند و این بار خواستار رای دادن شدند تا قبل از مردن شهادت دهند به صداقت نظامشان در صندوق‌های رایش!

خانواده
موسوی و کروبی و خامنه‌ای و رفسنجانی و خاتمی و احمدی‌نژاد و روحانی هر چند از یکدیگر متفاوت هستند و در حکومت‌داری برنامه‌های کم و بیش متفاوت دارند، اما بدلیل خویشاوندی خونی و عقیدتی و حکومی وقتی پای نظام و حفظ نظام در میان است در جنایت‌ها، سرکوب‌ها، فساد و رانت‌خواری‌ها، و حماقت و زیان‌های ببارآمده همراه و شریک و خاموش هستند، و در این میان احمدی‌نژاد بدتر از بقیه نیست!

آیا دولت روحانی در اعدام‌ها نقشی دارد؟


یک: 
باند سه گوش اصلاح‌طلبان و روحانی و رفسنجانی همیشه می‌گویند به ما رای دهید تا اوضاع بهتر شود [این دفعه: اندکی بهتر شود]، ولی وقتی انتخاب می‌شوند، پاسخ‌گوی هیچ انتقادی نیستند و هوادارانشان بدتر و تندروتر و دلواپس‌تر از خودشان!

می‌پرسیم: «دولت روحانی در اعدام‌ها رکورد زده!؟»، می‌گویند «اینجا تفیک قوا وجود دارد»! و «اعدام‌ها کار قوه قضاییه است»!

می‌ پرسیم: «فساد و تورم و گرانی و اعتیاد و فحشا...؟» می‌گویند: «تقصیر دولت قبلی است»! می‌پرسیم: «اما بیش از دو سال...»، حرفمان را قطع می‌کنند: «سپاه و تندروها هم مقصرند»، می‌پرسیم: «کس دیگری هم مقصر است؟» می‌گویند: «تحریم‌ها، کاهش قیمت نفت، عربستان، سرنوشت و قسمت و نصیب»!

می‌پرسیم: «آلودگی، خشکسالی و کم‌آبی؟» می‌گویند: «امان از تحریم‌ها»! و ادامه می‌دهند: «تحریم‌ها که برداشته شوند باران می‌بارد، هم هوا پاکیزه می‌شود هم مشکل کم‌آبی حل می‌شود»! می‌پرسیم: «اما گفتید تحریم‌ها را برداشتند»، می‌گویند: «تبلیغات پیش انتخاباتی بود»!

دو:
اگر اعدام‌ها از زاویه‌ای به قوه قضاییه و مقننه مربوط می‌شوند، اجرای امور دست دولت است.

چرا دولت می‌تواند قاچاق‌چیان خرده‌پا و خرده سارقین را دستگیر و تحویل قوه قضاییه دهد و بعد هم طناب دار را بگردنشان ببندند و تنگش کند، اما نسبت به دانه درشت‌ها و سپاهیان فاسد قاچاقچی واکنش لازم را نشان نمی‌دهد؟

اصولا چرا باید وضعیت به آنجایی کشانده شود که جرم و مجرمان رشد کنند؟

از این گذشته اگر دولت کاری را نادرست می‌داند و یا ناتوان است در مقابله با آن، چرا نمی‌گوید و موضع خود را روشن نمی‌کند. تا آنجا که اعیان است دولت مخالفت یا نگرش مخالفی نسبت به اعدام و اعدام‌هایش ندارد، و در عمل هیچگونه اعتراض و واکنشی نسبت به فعالیت مجرمانه سپاه یا دیگر مقامات فاسد رده بالا نشان نداده است.

از ما بپرسید می‌گوییم این نظام فاسد است، ساختار فاسد است و به تبع آن دولت نیز فاسد است و رئیس دولت نیز فاسد است و رفیق دزدان و جنایتکاران!

سخن حکیمانه:
در نظام فاسد فرد نمی‌تواند منشا خیری ریشه‌ای شود، نکو آنست که فاصله بگیرد از نظام، و نکوتر آنست که در برابر نظام فاسد قیام کند!

سه:
بحران‌های فزاینده‌ای چون بیکاری، گرانی، تورم، رکود، فساد، فحشا، اعتیاد، انزوای جهانی و سوء رابطه بین‌المللی، محیط زیست، آلودگی، ترافیک، خشکسالی، کم‌آبی و غیره و غیره را فقط با تغییر ساختار نظام و روی کار آمدن نظامی شایسته‌سالار و قانومند و انسان‌مدار می‌توان چاره کرد.

همت باند سه گوش اصلاح‌طلبان و روحانی و رفسنجانی مثل دیگر شاخه‌های نظام سهم خودشان از سفره‌ای است که روز بروز در اثر بی‌کفایتی همه‌شان تهی‌تر می‌شود.

برای این لحظه، برای فردا، برای خودمان، برای نسل‌های آینده بپاخیزیم و این دشمنان انسانیت و آزادی را بیرون کنیم، پیش از آنکه ایران را سراسر ویران کنند!

پرسش:
آیا دولت روحانی در اعدام‌ها نقشی دارد؟ حتما نقش دارد! 

داستان فانتزی: «هی داک!»

موبایل دکتر شهیر شهر، هنگام جراحی، مدام در تماس بود، معامله بسیار بزرگی در کار بود و نیاز به راضی کردن چند شریک داشت.

بالاخره، هم جراحی با موفقیت انجام شد، هم معامله بسیار بزرگ!

دکتر از همکارانش تشکر کرد، اما هنوز از اتاق عمل خارج نشده بود که متوجه شد موبایلش همراهش نیست، برگشت و چون عقاب همه‌جا را بررسی کرد، موبایل نبود!

با سوءظن نیم‌نگاهی به تک تک کادر جراحی انداخت، احتمال داد که کار ناصری باشد، دکتری که تازگی استخدام شده بود، شاید هم کار احمدزاده باشد یا محمدی اون زنکه جنده؛ اشاره کرد در را ببندند.

با مهربانی و صدایی نرم و دوستانه گفت: «همه شما افراد تحصیل‌کرده‌ و قابل اعتمادی هستین و در مکانی مقدس کار می‌کنین، کاری که نیازمند داشتن اخلاقی شایسته است.»

صدایش را آهسته‌تر کرد و رفت سر اصل مطلب: «موبایل من پنج میلیون برای من آب خورده، من هیچکس را متهم نمی‌کنم، اما هر کسی اونا برداشته بی‌سر و صدا و همین الان بذارتش در دفتر کارم، قبل از اینکه اون روی سگم بالا بیاد، روشن شد؟

در این لحظه صدای زنگ موبایلش شنیده شد که آهنگ  I Love My Money را می‌نواخت!

دکتر با خودش گفت: «احمق‌ها حتی خاموشش هم نکردن، یه پدری ازشون در بیارم که تو کتابا بنویسن...» و با صدای بلند گفت: «پیش کیه؟»

پاسخس نشنید، اما نگاه شیطنت آمیز کادر جراحی به بیمار اشاره می‌کرد، به شکم بیمار، جایی‌که موبایلش را جا گذاشته بود، لبخند سردی زد.

***
جند هفته بعد، بیمار مرخص شد، اما هرگز نفهمید آن دو میلیونی که بابت «اسمارت فون» در صورتحسابش آمده مربوط به چه نوع جراحی است!

یک شهر و سه مرد

در محله الف شهر ما پیرمرد خیری وجود دارد که بعد از ظهرها تا پاسی از شب مردم مستمند و نیازمند جلوی خانه‌اش صف می‌گیرند. او هیچ‌کس را ناامید از خانه‌اش نمی‌راند، جهیزیه‌ای آبرومند، خرج تحصیل بچه‌های یتیم، پول پیش برای اجاره خانه، یاری و خرج سفر به مکه و کربلا و مشهد، یافتن کار برای پسرها و دخترهای جوان، ضامن شدن و نجات کسانی که بدلیل مادی زندانی شده‌اند و هر خدمت انسان دوستانه دیگری که بتواند، دریغی ندارد از انجامشان.

پیرمرد محله الف همه این کارها را فقط و فقط برای رضای خدا انجام می‌دهد و اعتقاد به امامان.

پیرمرد محله الف بساز و بفروش است، بهتر شرح دهیم بساز و انداز است، تضمین کارش تا لحظه‌ای است که خریدار سندش را امضا می‌کند. آپارتمان‌ها را با آب دهن و رشوه بالا می‌آورد و تخصص تام دارد در بکارگیری ارزان‌ترین و مزخرف‌ترین مصالح!

او رشوه را امر خداپسندانه‌ای می‌داند که می‌تواند گره‌ای از مشکل خلق‌الله باز کند!

***

در محله ب مردی زندگی می‌کند که رونوشت پیرمرد محله الف است، البته فقط در بساز و بفروشی و تقلب و احجاف، و تسبیح گردانی و ذکر خدا و ائمه اطهار؛ و خیرش به کسی نمی‌رسد.

مرد محله ب مانند پیرمرد محله الف سالی یکبار می‌رود حج و دوستان نزدیکی دارد در بین دولتمردان.

مرد محله ب در مورد مردم و انجام کارهای نیک و خداپسندانه یک شعار طلایی دارد: «گور پدر مردم»!

***

در محله جیم مهندس جوانی زندگی می‌کند که او نیز بساز و بفروش است، با این فرق که مانند دو مرد محله‌های دیگر خانه‌های قوطی کبریتی و بد ریخت و بی‌کیفیت بنا نمی‌کند.

زیباترین آپارتمان‌ها، با بالاترین کیفیت، با بیشترین امکانات مدرن و رفاهی، و تجهیزات فوق استاندارد، و مناسب‌ترین قیمت، بخشی از کار و تخصص و ایمان اوست.

درآمدش از کارش آنقدر است که زندگی متوسطی داشته باشد.

مهندس جوان محله جیم در مورد کمک به مستمدان معتقد است «گداپروری نکنیم» و می‌پندارد «مشکلات مردم باید اصولی و ریشه‌ای حل و رفع شود» و «کار دولت‌ها رسیدگی به مشکلات و نگهداشت حقوق و احترام مردم است»!

***

طبق یک نظر سنجی که بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا و رادیو فردا و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران همزمان آن را منتشر کردند، اکثریت مردم شهر ما پیرمرد محله الف را به عنوان شخصیت محبوب سال انتخاب کردند!

مهندسی انتخابات دو مجلس ۹۴

قصد داشتم و دارم که در مورد انتخابات اخیر و نتایج آن چیزکی بنویسم، اما ترجیحم آنست که کمی صبر کنم و چند صباحی پس از تشکیل این دو مجلس و نتایج عینی و عملی آن درباره‌اش بنویسم.

در حال حاضر اکتفا می‌کنم به باز نشر نوشته‌ای از سایت انقلاب اسلامی که در بسیاری موارد با آن اشتراک نظر دارم.

از جمله تفاوت‌های دیدگاه ما در ترکیب مجلس شورای اسلامی آینده است، در نوشته مذکور آمده است:
«در مورد مجلس «شوراي اسلامی» درست است كه كانديداهای مجلس از تهران همه از گروه به اصطلاح اصلاح طلب هستند، اما از نوع اصلاح طلبان مدل ۹۴، هستند.  يعنی اصلاح طلبان دست چندم. ولی در مابقی شهرها و شهرستان ها، "انتخابات" مانند تهران نبود و نتیجه، در بهترين حالت، حدود ۵۰ – ۵۰ خواهد بود. يعني ۵۰ درصد اصولگرايان و مستقلين نزديك به آنها، و ۵۰ درصد اصلاح طلبان و مستقلين نزديك به آنها. و اين يعنی مجلسی كه هيچ طيفی اکثریت ندارد و در طول ۴ سال، هربار بخواهد تصمیم بگیرد، تنها به دستور «رهبر» می‌ تواند تصمیم بگیرد.»
گمان من این است که هم مستقلین و هم بسیاری از کسانی که به اسم اصلاح‌طلب وارد این مجلس شدند، اصولگرا و مطیع و چاکر و گوش به فرمان خامنه‌ای و سپاه هستند و مجلس، مجلسی با اکثریت اصولگرا خواهد بود و آینده، واقعیت را روشن خواهد کرد.

متن کامل مقاله «گزارش از ایران: مهندسي «انتخابات» ۷ اسفند سال ۹۴ و حاصل آن؟» را می‌توانید با کلیک روی آن مطالعه کنید یا به ادامه مطلب مراجعه نمایید...

جنایتکاران مملکت ساز!

ایام انتخابات نمایشی رژیم، بی‌بی‌سی‌ فارسی همت تام داشت در داغ کردن و تبلیغ برای شرکت در انتخابات مسخره و نمایشی و توهین آمیز نظام جنایتکار مذهبی ایران.

یکی از پیام‌هایی که بطور مکرر و از زبان افراد گوناگون از این رسانه بطور مستقیم و میان خطوط پخش می‌شد این بود که:
« برای ایرانیان [بویژه جوانان] مهم نیست که جنایتکارانی چون رفسنجانی و ری‌شهری و نجف‌آبادی و فلاحیان و روحانی وارد مجلس شوند، مهم این است که آرامش و امید و رونق اقتصادی فراهم شود، گذشته را هم فراموش کنید!»
ما نه جنایت‌ها و حماقت‌ها را می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم، اما بسیار خشنود می‌شوم که بدانم در ایران فعلی، بطور دقیق چه تعداد افراد احمق و بی‌شرفی وجود دارند که امید بهبودی دارند از دستان ناپاک و خونین و دزد جنایتکارانی که همیشه رفیق و همراه و همکار و خویش و قوم سایر جنایتکاران و دزدان حاکم بودند و هستند و تنها هدفشان حفظ خود و منافع شخصی خود و باند خودشان است و نوکرانشان!

پرسش‌های دیگر:
داشتن رفاه به چه قیمتی؟ حماقت تا چه وقت؟ تکرار حماقت تا چه وقت؟ برای آلزایمر درمانی کشف نشده؟ ذلت تا کی و تا کجا؟

شادی:
بسیار خشنودم که بسیاری از ایرانیان [به اعتباری اکثریت‌شان] انتخابات مسخره رژیم را تحریم کردند، باشد که اقلیتی از این اکثریت ناراضی همت کنند و سازماندهی‌شده این نظام متعفن جنایتکار را سرنگون کنند و نگذارند بار دیگر استبداد حاکم شود!

سخن حکیمانه:
مشکل بزرگ ما سرنگونی این نظام جهنمی نیست، مشکل بزرگ ما پرورش این اندیشه است که انسانیت و انسان بودن مترادف است با کار و تلاش، و دفاع از حق خود و دیگران، و داشتن وجدان و پندار نیک و قلب مهربان، و مهرورزی و نیکوکاری و عشق!

لخت و برهنه بخوابید، به نفع شماست!

رادیو فردا به نقل از هافینگتون پست آورده است که «پوشیدگی پیوسته بخش خاصی از بدن سبب رطوبت و ایجاد محیط مناسب برای رشد باکتری‌ها می‌شود که می‌تواند منجر به عفونت پوست شود.»

در این نوشته «به زنانی که در ناحیه پایین بدن خود احساس خارش و التهاب می‌کنند، توصیه می‌شود لباس زیر را کنار گذاشته و اجازه دهند بدنشان نفس بکشد.»

«در مورد مردان نیز پژوهشگران می‌گویند برهنه خوابیدن بهتر است، وقتی مردان با شورت به رختخواب می‌روند، بیضه‌ها بسیار گرم شده و می‌تواند بر کیفیت اسپرم تاثیر بگذارد.»
برهنه بخوابید

سخن حکیمانه:
خداوند و الله الرحمن و الرحیم اگر لازم می‌دید انسان‌ها را مانند خرس مجهز به لباس پشمی تولید می‌کرد و نه لخت مادرزاد!

برهنگی مصلحت و خواسته خداوند است. برای احترام به خداوند برهنه شوید و برهنه بمانید تا رستگار شوید!



بخوانید:

محمد خاتمی از جمله جنایتکاران نظام ولایی

با آلزایمری که ملت ایران دارند بد نیست گاهی رویدادهای تلخ گذشته یادآوری شوند.

خمینی بدلیل جاه‌طلبی مذهبی‌اش و عقده‌های سرکوب شده‌اش و ذهن بیمارش و قدرت نامحدودی که بدست آورده بود رویای تصاحب عراق و سایر کشورهای مسلمان نشین را در سر داشت.

در مورد عراق، با اعزام مبلغین و تروریست‌ها و خرابکاران و تبلیغات ضد صدام، رئیس جمهور کشور عراق، کارش را آغاز کرد و تا بمباران شهرهای مرزی و تهاجم‌های مرزی پیش رفت تا آتش جنگ ضد میهنی بین دو کشور با داشتن بیشترین شیعیان را دامن زد و به همراه همکاران جنایتکارش یک میلیون نفر تلفات و میلیاردها دلار زیان ببار آورد.

طنز ماجرا و اثبات گوسفند صفتی امتش، در زمان کشتن و کشته شدن سربازان مسلمان، سر دادن شعار جنگ تا نابودی اسرائیل(!) و «راه قدس از کربلا می‌گذرد»(!) بود که با همکاری و یاری پنهانی آمریکا و اسرائیل همراه شد تا به رسوایی آن‌ها کشیده گشت.

سیدمحمد خاتمی
از جمله کارهای جنایتکارانه سیدمحمد خاتمی که باعث اعتماد نظام به او شد، ذهن شویی کودکان و نوجوانان و جوانان میهن بود برای اعزام به جبهه، و آرزوی کشتن و کشته شدن.

آخوند محمد خاتمی هنوز در مورد این جنگ ضد میهنی و غیر انسانی با آن همه خسارات انسانی و مادی و مالی معتقد است: «اوج عظمت انقلاب ما در دفاع مقدس آشکار شد»!

یادآوری: 
محمد خاتمی به جز فعالیت فرهنگی جنگ‌طلبانه‌اش، در لوای گفتگوی تمدن‌هایش همکاری در قتل‌های زنجیره‌ای و ترور آزادیخواهان و دگراندیشان ایرانی و نیز سرکوب دانشجویان را دارد، و البته همکاری در جهت دسترسی و ساخت بمب اتمی که باعث شد هزینه‌های بسیاری به ایرانیان تحمیل شود و هنوز هزینه‌های آن پایان نیافته است.

یادآوری جایگاه عقیدتی محمد خاتمی:
سید اسدالله لاجوردی رئیس زندان اوین و دادستان انقلاب در دههٔ شصت و از جمله چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی و عامل سرکوب‌ها و اعدام‌های آن دوران است. محمد خاتمی او را شهید سرافراز و سرباز سختکوش انقلاب و خدمتگزار مردم و نظام خواند!


نمی‌بخشیم و فراموش نمی‌کنیم!




پس نوشت:
نیک‌اهنگ کوثر در ۲۴ اسفند یادی کرده از همین سید محمد خاتمی در سایت خودنویس که بریده‌هایی از آن را می‌توانید در ادامه بخوانید:
سید محمد خاتمی کسی است که در سال ۱۳۷۷، دری نجف‌آبادی را برکنار کرد.  خاتمی، قول داد پرونده قتل‌های زنجیره‌ای را تا آخر دنبال کند و با مردم کشور در میان بگذارد.  
سید محمد خاتمی، اما، چنین نکرد. حالا او حضور دری نجف‌آبادی را در لیست «یاران اعتدال» تایید می‌کند...
خاتمی اما، شاید همین موجودی بوده که امروز می‌بینیم؛ بزدل، ترسو، متملق قدرت، محافظه‌کار، ساکت در برابر ظلم به حقوق مردم و جنایت‌های تحت امر خمینی و ساختار جمهوری اسلامی.  
خاتمی، کسی که مسوول ستاد تبلیغات جنگ بود، به هر شکل باید مسوول بخشی از جان‌های از دست رفته در سال‌های جنگی شناخته شود که می‌بایستی همان سال‌های اول پایان می‌یافت، اما جماعت خواهان تداومش بودند.  
خاتمی، نماینده‌ای تندرو در مجلس بود. او کسی است که وزارتش، مهر سانسور بر کتاب‌های بسیاری زد. خاتمی در دو دولت موسوی و دولت اول هاشمی رفسنجانی وزیر بود. خاتمی دو دوره رئیس جمهوری این نظام بوده است و عملا جز در این ساختار نمی‌تواند زندگی کند.

بابک زنجانی و همکارانش

سید محسن نوربخش وزیر اقتصاد و دارایی در دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی و رییس کل بانک مرکزی در دولت رفسنجانی، محمد علی رجایی، میر حسین موسوی و محمد خاتمی بود.

نوربخش کسی است که محموله‌های میلیون‌ دلاری ارز دولتی را در اختیار بابک زنجانی قرار می‌داده تا در بازار آزاد بفروشد. بابک می‌گوید از این‌کار روزانه ۱۷ میلیون تومان درآمد داشته است!

هاشمی رفسنجانی و روسای جمهوری اسلامی پس از او همواره از امثال بابک زنجانی بابت همکاری در فساد و همیاری مالی تقدیر کرده‌اند.

لوح تقدیر گرفتن بابک زنجانی از حسن روحانی

پرسشی که نیاز به پاسخ ندارد این است که چرا بابک زنجانی محکوم به اعدام می‌شود، اما با کسانی که در ساختار فساد و رانت‌خواری در این حکومت مذهبی آمرند و رده بالا را داشته و دارند، برخوردی نمی‌شود؟

ما و انقلاب اسلامی و فرصت تغییر

سیاست‌های غلط شاه، کار را به آنجا رساند که ماندنش در ایران غیر ممکن شد، و سرکوب و مدارا و عقب‌نشینی و آوردن دولت اصلاحات چاره گشایش نشد.

وقتی دار و دسته خمینی، با کمک آمریکا و رادیو بی‌بی‌سی، قدرت را بدست گرفتند، بجز اعدام‌های سریع و غیر قانونی و ضد بشری نخستین‌شان، اولین کارشان آرام کردن مردم و خواباندن شور و نشاط تغییر و مطالبات آزادی‌خواهانه‌ بود.

اصلاح‌طلبان امروز، که داعشی‌ها و افراطی‌ها و تندروها و جنایتکارهای دیروز بودند، در کنار و به فرمان و بی‌فرمان خمینی شدید‌ترین سرکوب‌ها را شکل دادند، زدن زنان و حجاب بر سرشان کردن، بستن روزنامه‌ها و حمله به آزادیخواهان و دانشگاه‌ها و تجمعاتی که بدنبال آزادی و دموکراسی و آگاهی‌دادن، و جدایی دین از حکومت بودند.

با انقلاب وحشیانه و خونین فرهنگی‌شان، در کنار شرایط حکومت نظامی ناشی از جنگ ضد میهنی‌شان توانستند تا حد بسیاری ایرانیانی که سر سرخ داشتند و هنوز نکشته بودند را آرام و رام و مطیع کنند.

دار و بند و شکنجه و قتل و ترور این حکومت مذهبی هیچگاه تعطیل نشد!

فرصتی که نبود
وقتی که اکثریت، راضی و رام و خاموش باشند، و حکومت مستبد و سرکوبگر و جنایتکار و تمامیت‌خواه باشد، هیچ فرصتی برای تغییر نیست؛ اما بتدریح مردم از این حکومت بریدند و ناراضیان فزونی گزیدند، زمان مناسبی برای تغییر و عدالت رسید.

اما داعشی‌های دیروز که تحصیلات دانشگاهی و تجربه حکومت‌داری کسب کردند و امکانات مادی و مالی بسیاری را بابت جنایت‌ها و همکاری‌هایشان بدست آوردند، متوجه کمیت ناراضیان و وضعیت متزلزل حکومت و به تبع آن، از دست دادن منافع و موقعیت خود شدند، و  جامه اصلاح‌طلبی بر تن کردند تا با کمی دوغاب و رنگ و بتونه کاری و صافکاری جلوی رشد نارضایتی را بگیرند.

و سال‌ها گذشت و حکومت فاسد جنایتکار با داشتن ثروت افسانه‌ای و کمک آمریکا و متحدانش و یاری اصلاح‌طلبان زیرک باقی ماند.

فرصتی که هست
و رسیدم به زمان حال، زمانی که نارضایتی به اوج خود رسیده، جنگ قدرت بین شاخه‌های نظام اوج می‌گیرد و اصلاح‌طلبان بدلیل پرونده سیاهشان دیگر نمی‌توانند مانند گذشته سد راه تغییر ساختاری شوند و تغییرات خارج از ایران نیز چندان به نفع این حکومت نیست.

اینک که بحران‌های ناشی از جهل و جنایت رژیم روز برور بیشتر و گسترده‌تر می‌شود و هر از چندی شاهد اعتصابات و اعتراضات و شورش‌های مردمی هستیم، زمان مناسبی است برای برانداختن این اقلیت فاسد و جنایتکار.

امروز نوشتن یک شعار بر در و دیوار شهر حکم شلیک توپی بر قلب حکومت را دارد، باید نشان دهیم که مصمم و با اراده قصد سرنگونی این جنایتکاران را داریم.

نیازی به اتحاد همگانی و حضور همگان نیست، فعالیت اقلیتی مصمم کافی است. اقلیتی سازماندهی شده که در فرصت‌های بی‌شمار آینده می‌تواند شورش‌ها و اعتراضاتی کور مردمی هدایت کند و حرکت بسوی ساخت ایرانی نو را رقم بزند.

امروز روزی است که یک نفرها قدرت سرنگونی این رژیم پوسیده را دارند، امروز فرصتی است که سی و هفت سال وجود نداشته است.

به پیش!
آگاه شویم!
آگاهی دهیم!
سازماندهی کنیم و کاخ ظلم را فرو ریزیم!

نظام استبدادی و تمامیت‌خواه و جنایتکار اسلامی ایران را، نه با پند و اندرز، نه با اصلاحات آبکی، نه با انتخابات نمایشی، که فقط با پس‌گردنی و زور می‌شود تغییر داد!

جنبش شعارنویسی علیه این حکومت جنایتکار را پرتوان سازیم!

پیش بسوی سازماندهی و نبرد مسلحانه! 

پیروزِ انتخابات: نظام و رهبری

انتخاب بین بد و بدتر
آقای نوری‌زاد تحلیلی دارد در مورد نمایش انتخاباتی اخیر که شباهت تام دارد با داستان هویج و شلاق برای حرکت دادن الاغ!

«"اتاق فکرِ" آقایان رگِ خواب مردمِ متنفر را نیک در دست دارد. مصباح یزدی و جنتی و یزدی و حداد عادل را که تاریخ مصرفشان تمام شده، می‌کشانند و می‌آورند به معرکه‌ی نفرت مردم تا همان هیجان فرو مرده‌ی مردم را به صحنه آورند وگرنه شما بگو مصباح یزدی اگر مختصری درایت داشت، از همان قم کاندید می‌شد و نه از تهرانِ متنفر. یا همین حداد نیک می‌داند که در تهران جایگاهی ندارد. می‌توانست به راحتی از شهری دیگر به داخل مجلس راه یابد. یا جناب جنتی. و یا یزدی حتی. اما اتاق فکر که از میزان و تنوعِ تنفر مردم تهران خبر داشت، این چهار قربانی را در همین تهران به مسلخ آورد تا هیجان تهران به دوردست‌ها نیز سرایت کند.
از آنسوی بگویم: همین اتاق فکر، در انتخابات ریاست جمهوری، ناگهان لنکرانی را که گزینشِ مصباح یزدی بود کنار نهاد و جلیلی را بجایش نشاند و همو را به معرکه ی نفرتِ مردمان راهی کرد تا با جناب قالیباف - که هر دو تاریخ مصرفشان سپری شده بود – پیشِ پای هیجانِ فرو مرده ی مردم قربانی شوند تا مگر در دلِ مردمِ دلمرده غوغا بیفکنند. 
اگر یادتان باشد، در مناظره‌های انتخاباتی، برای نخستین بار اسرارِ مگوی هسته ای از زبان روحانی و جلیلی و ولایتی جاری شد تا پیروزِ این میدان روحانی باشد، و داستانِ "حمله‌ی گازانبریِ" قالیباف در حمله به کوی دانشگاه بهانه‌ای شد که روحانی خیز بردارد به این سخن که: من سرهنگ نیستم یک حقوقدانم. بی آنکه اشاره‌ای به شخصیت اطلاعاتی و امنیتیِ خویش بکند در آن شانزده سالی که رییس شورایعالی امنیت ملی بود.» 

نظام بقدر کافی از حوادث ۸۸ درس گرفته که آن را تکرار نکند، و انتخاباتش را آنطور که می‌خواهد مهندسی می‌کند و با مهارتی بی‌نظیر به اصلاح‌طلبان و هواداران داخل و خارجشان القا و حقنه می‌کند که در نتیجه انتخابات تغییری داده نشده است!

علاوه بر مهندسی خوش‌دست نظام، همانطور که این بار نیز شاهد بودیم، تعداد آرا را بدون آنکه درصدش را تغییری دهند چند برابر کردند تا دل همه شاخه‌های نظام و رسانه‌های خارج‌نشینشان خوش شود از حضور اکثریت مردم در بازی انتخابات!

نکته جالب این است که اکبر گنجی دقیقا همان کاری را کرد که نظام نقشه‌اش را کشیده بود، به حرکت در آوردن مردم مایوس و ناراضی، با وحشت از جنتی و یزدی‌ها!

تعداد اصلاح‌طلبان تهرانی و ایرانی

هر چند که آمارهای ارائه شده در جمهوری اسلامی قابل اعتماد نیستند، اما از آنجا که خودشان به این آمارها اعتقاد دارند بد نیست با مقایسه بین دو انتخابات سال ۹۰ و ۹۴  که اولی را اصلاح‌طلبان [بجز محمد خاتمی] تحریم کردند و دومی را با شور و اشتیاق در آن شرکت کردند، ببینم هواداران این جماعت چند نفرند و چند مرده حلاج.

طبق آمار در هر دوره حدود نیمی از واجدین شرایط تهرانی در انتخابات شرکت کردند، با این حساب تعداد اصلاح‌طلبان و هوادارانشان در تهران صفر است!

در سطح کشور در سال ۹۰ حدود ۶۴ درصد از واجدین در انتخابات شرایط کردند و در ۹۴ حدود ۶۲ درصد واجدین شرایط شرکت کردند، با این حساب، اصلاح‌طلبان در سطح کشور به دو درصد زیر صفر تنزل کرده‌اند!

اگر ملاک را تعداد بگیریم و بی‌توجه شویم به ازدیاد جمعیت در این چهار سال، تعداد اصلاح‌طلبان بالغ و عاقل در سطح کشور حدود ۳ میلیون نفر و در تهران ۱ میلیون و ۶۵۰ هزار نفر است.


در هر صورت و به استناد آمارهای نظام‌ مورد علاقه‌شان نه بی‌شمارند و نه زیاد، اما قبول که سروصدای زیادی دارند و رسانه‌های متعددی را کنترل می‌کنند، و بخش‌ فارسی بی‌بی‌سی و صدای آمریکا و رادیو فردا و یورونیوز نیز بازتاب صدایشان هستند و یاور این جماعت و نظام‌شان!

تحریمی‌ها و سرنگونی
بطور حتم و بر اساس مشاهدات عینی، تعداد تحریم کنندگان انتخابات نمایشی اخیر بسیار بیشتر از آمار ارائه شده است، اما بر اساس همان آمار نیز می‌شود گفت که تحریم کنندگان انتخابات نمایشی رژیم، یا کسانی که در انتخابات شرکت نکرده‌اند بسیارند و البته خطرناک!

سرنگونی این رژیم حتمی و نزدیک است، با سازماندهی و آگاهی بکوشیم که انرژی فوق‌العاده انبوه ناراضیان را در جهت روی کار آوردن نظامی قانون‌مند و انسان‌مدار، و حفظ و تقویت آن هدایت کنیم!




انتخاب بین احمق بودن و بی‌شرف بودن

چند بار و چند جا نوشتم و گفتم که «جز جنایتکاران و شرکا و اعوان و انصارشان فقط دو دسته در انتخابات نمایشی و غیر دموکراتیک حکومت شرکت می‌کنند: بی‌شرف‌ها و احمق‌ها»، چندنفر از دوستان و خویش و قوم ما [که در اصل نه دوست ما هستند و نه خون و خلق و خوی مشترک داریم] می‌گویند که: «ما می‌دانیم چه رژیم گندی داریم، اما مجبوریم برای از دست ندادن موقعیت تحصیلی و مادی و مالی مهر آغا بخورد بر شناسنامه ما ، و یک دسته چهارم هم اضافه کن به دسته‌بندی شرکت کنندگان در نمایش مشروعیت بخش نظام: دسته مجبوری‌ها، و یا حتی اگر می‌خواهی دسته ترسوها»!

نه عزیزان دل مادر، بهانه‌‌تان هرچه باشد، با یک نگاه عمیق به درونتان درخواهید یافت، که در یکی از دو دسته بی‌شرف‌ها و احمق‌ها جای می‌گیرید، و سعی کنید که نه خودتان را گول بزنید، و نه آن چیزی جلوه کنید که نیستید!

لازم به تاکید است که دسته‌بندی جانی‌ها و بی‌شرف‌ها و احمق‌ها بسیار لغزنده است و طیف، و قرار گرفتن در یکی می‌تواند به آسانی شما را به آن‌سو و این‌سوی آن نیز بکشاند!

باز کنید شامپاین برای بچه‌های بی‌بی‌سی و...

در این دو سه هفته، کارکنان بخش فارسی بی‌بی‌سی و صدای آمریکا و رادیو فردا همت عالی کردند برای داغ کردن تنور انتخابات نمایشی مقام معظم و خوش خدمتی به نفع اصلاح‌طلبان.

عشق‌ این جماعت به این نظام و کشور ایران، عشق دوری و دوستی است، و کلاه و کلاه گیس‌شان را باد هم بیاورد اینجا، محال است که بیایند دنبالش، از بس که می‌دانند به سهم خودشان چه گندی زده‌اند به ایران، و چه خدمتی‌کرده‌اند در جهت استمرار عمر نظام جنایتکار و مستبد مذهبی آن.

حالا همه‌شان منتظرند که ببینند نتیجه کارشان چه می‌شود و لیست انگلیسی‌ها می‌رود مجلس یا لیست روسی‌ها و چینی‌ها، یا تلفیقی دوستانه از هر دو، و این زمان، یعنی همین لحظات بلاتکلیفی، زمان مناسب باز کردن شامپاین است، که بعد سرشان خیلی شلوغ خواهد شد.

دیروز به ویژه، و نیز دو سه روز پیش‌تر از آن، مشکل اساسی داشتیم با استفاده از اینترنت زغالی ایران و گرنه زودتر سفارش می‌دادم که برای این جماعت شامپاین باز کنند! 

روز پس از انتخابات نمایشی: افزایش نرخ کرایه تاکسی، اتوبوس و مترو در تهران

دولت بنفش تصمیم گرفت که نرخ کرایه تاکسی ۱۵ درصد افزایش یابد و نرخ کرایه مترو و اتوبوس متوسط ۱۲ درصد افزایش یابد.

مثال
فرض کنید کرایه تاکسی در مسیری کوتاه هزار تومان است، با ۱۵ درصد اضافه می‌شود هزار و صد و پنجاه، پس از چند روز درگیری بین رانندگان و مسافران برای نداشتن پول خرد، کرایه این مسیر رسما می‌شود هزار و پانصد تومان، یعنی ۵۰ درصد گرانی!

مثال دوم
فرض کنید کرایه تاکسی در مسیری کوتاه پانصد تومان است، با ۱۵ درصد اضافه می‌شود ۵۷۵ تومان، پس از چند روز درگیری بین رانندگان و مسافران برای نداشتن پول خرد، کرایه این مسیر رسما می‌شود هزار تومان، یعنی ۱۰۰ درصد گرانی!

ظاهرا مشکل گران شدن این چنینی خارج از دسترس دولت بنفش است، اما اینطور نیست، این دولت نیز تا توانسته پول بدون پشتوانه چاپ کرده و می‌کند که به معنای بی‌ارزش شدن بیشتر پول رایج است و وقتی پول چنان بی‌ارزش می‌شود که مبالغ کمتر از هزار تومان، فقط بار سنگین کردن جیب و کیف است، این‌گونه اضافه نرخ‌ها تعارف اصفهانی است!

و 
یادمان باشد که افزایش نرخ بنزین و کرایه همیشه برابر است با افزایش بهای تمامی کالاها و خدمات!

از جمله رای دهندگان به انتخابات نمایشی

برای ثبت در تاریخچه این وبلاگ
ظاهرا جناب میرحسین موسوی و مهدی کروبی به اتفاق خانم بچه‌ها در انتخابات سال ۹۴ شرکت کردند و رای دادند، چرا؟ حتما به این علت نبوده که مغز خر خوردند یا برای رای دادن تحت فشار حکومتی بودند یا آلزایمر گرفتند نسبت به تقلب و مهندسی در انتخابات ۸۸ و حصر!

هنرمندان حکومتی زیر نیز در این انتخابات پشت به منافع ملی و ملت کردند:
«احمد مسجد جامعی، محمد بهشتی، سید محمود دعایی، خشایار دیهمی، افشین علا، سهیل محمودی، ساعد باقری، احمد پورنجاتی، عبدالجبار کاکایی، محمدعلی نجفی، حسین پاکدل، عبدالحسین مختاباد، رضا کیانیان، پرویز پرستویی، داریوش کاردان، همایون اسعدیان، حسام الدین سراج، کیومرث پور احمد، ضیاء الدین دری، پیمان معادی، شهاب حسینی، حمید فرخ نژاد، حبیب رضایی، مازیار میری، سجاد افشاریان، افشین هاشمی، حسن معجونی، فرهاد اصلانی، مجید مظفری، محسن امیریوسفی، فرزاد موتمن، حسین دهباشی، بزرگمهر حسین پور، امیرجعفری، نوید محمدزاده، رضا داودنژاد، بهرام رادان، صابر ابر، مهدی پاکدل، بهتاش صناعی‌ها، مصطفی کیایی، محسن کیایی، پوریا عالمی، تورج اصلانی، ابراهیم نبوی، پرویز جاهد، پیمان قاسم‌خانی، مهراب قاسم‌خانی، محسن تنابنده، امیرمهدی ژوله، علی وفایی، علی قربان‌زاده، امیرحسین رستمی، حسین زمان، بیژن بنفشه خواه، مهرداد صدیقیان، سام نوری، ساعد سهیلی، برزو ارجمند، حمید کاویانی، مهرداد فرید، محمود فرجامی، کوروش نریمانی، محمد نادری، رضامولایی، حامد داراب، مسعود مرعشی، آیدین سیارسریع ، احسان گنجی، سید علی صالحی، پیروز ارجمند، ایرج تقی پور، هادی رحمتی، رضا مولایی، احمدرضا کاظمی، علی شادمان، محمود رحمانی، علی آهنگر، علی لهراسبی، مازیار فلاحی

خانم ها:
فاطمه معتمدآریا، مرضیه برومند، رخشان بنی اعتماد، نیکی کریمی، فرشته طائرپور، منیژه حکمت، پریوش نظریه، ترانه علیدوستی، باران کوثری، پانته آ پناهی‌ها، مهناز افشار ، فاطمه راکعی، هنگامه قاضیانی، هیلا صدیقی، سیده نرگس موسوی خامنه، بهاره رهنما، ستاره اسکندری، الهام کردا، پرستو گلستانی، لیلی رشدی، الهام پاوه نژاد، مینا ساداتی، آزاده صمدی، عاطفه رضوی، ریما رامین فر، مهتاب کرامتی، باران جعفری، روشنک عجیمیان، نیلوفر لاری پور، غزل شاکری، پریناز ایزدبار، بهنوش بختیاری، تهمینه میلانی»

آیا رای این جماعت و همه کسانی‌که که در انتخابات شرکت کردند باعث تغییری در ساختار کشور و حتی بقول خودشان یه خیلی خیلی کم بهبود می‌شود و حکومت از دست خامنه‌ای و امثال جنتی و مصباح و یزدی خارج می‌شود؟ لازم نیست صبر کنیم تا پاسخ را بیابیم، نگاهی به گذشته و تجربه‌های تلخ گذشته و ساختارهای موجود کافی است.

باری! جز جنایتکاران و شرکا و اعوان و انصارشان فقط دو دسته در انتخابات نمایشی و غیر دموکراتیک حکومت شرکت کردند: بی‌شرف‌ها و احمق‌ها؛ بنظر شما جماعت فوق به کدام یک از این سه دسته تعلق دارند؟

مزه
با ذکر این نکته که جماعت فوق به لیست اصلاح‌طلبان و روحانی و رفسنجانی و جنایتکاران درون آن و با آگاهی نسبت به شرایط حاکم بر مجلس حکومتی و شیوه و راه و رسم حکومت رای دادند، دو سه نظر بامزه ختم کلام است:

رخشان بنی‌اعتماد‌‌: «ما رای می‌د‌‌هیم چون هستیم، با شرکت د‌‌ر انتخابات مانع می‌شویم نمایند‌‌گان غیرواقعی به مجلس شورای اسلامی راه پید‌‌ا کنند‌‌ رای د‌‌اد‌‌ن ما نه گفتن به انحصارطلبی است و از نمایند‌‌گان واقعی زنان حمایت می‌کنیم»!

کیومرث‌ پوراحمد‌‌: «برای اینکه روز و روزگار بهتری د‌‌اشته باشیم، یک بار راه خشونت را رفتیم، به ترکستان بود‌‌، الان هم که سوریه و لیبی و… پیش چشمان‌مان است به گمانم فقط یک راه می‌ماند‌‌ همین، صند‌‌وق رای»!

آزاده صمدی: «من با اعتماد رای می دهم»!

فاسد کردن اخلاق توسط اصلاح‌طلبان

زیر یک لینک فیسبوکی که مربوط می‌شد به رای دادن به ری‌شهری جنایتکار، چند تن از فارسی‌زبان آگاه[!] چنین ابراز عقیدت فرمودند:

امید معمار: «مردم [جنایات ری شهری را] فراموش نكردن، ولى ما براى گذار به دموكراسى بايد اين مسير رو طى كرد» [هشتگ دموکراسی با طعم جنایت و جرم]

فیروزه گلسرخی: «احساس نكبت باري دارم ولي براي هر گونه پيشرفت ولو جزيي راهي جز اين نميبينم كه با چشم بسته و با دستكش و اكراه راي بدهم» [هشتگ همکاری با جنایتکاران با طعم عذاب وجدان]

حسین محسن زاده: «بعضي وقت ها آدم مجبور ميشه براي دفع شر بزرگتر به شر كوچكتري پناه ببره» [هشتگ توجیه و مغلطه و انحطاط]

فرزین پاک نیا: «کارمان به جایی رسیده است که برای اینکه آقای جنتی و ... رای نیاورند باید به ری‌شهری و درّی نجف‌آبادی جنایتکار و ... رای بدهیم» [#انحطاط]

امیر ایمان پرست: «در اینجا ما به ری شهری رای نمیدیم بلکه به جنتی نه میگوییم تا بدین وسیله مخالفت خودمان را با نظارت استصوابی نشان دهیم» [هشتگ توجیه و مغلطه و انحطاط]

مجتبی داودی: «نباید مبنای ما عملکرد [یعنی جنایت و رفتار ضد بشری] سی سال قبل آنها باشد» [هشتگ توجیه و مغلطه و انحطاط]

جلال سجادی: «واقعیت اینه که در حال حاضر، وضعیت امروز ما بیشتر از اینکه متاثر از اعمال ری شهری باشه متاثر از اعمال جنتی هست» [#آلزایمر]

محمد نصیری: «رای دادن به ریشهری تایید ایشون نیست و نه گفتن به جنتیه» [هشتگ توجیه و مغلطه و انحطاط]

فرهاد کیان: [با رای دادن به ری‌شهری جنایتکار] «قدمی حتی کوچک جهت بهبود آینده این کشور و جوانان برداریم» [هشتگ بهبودی وطن با طعم جنایت]

بهرام مستوفی: «ری شهری از کثیف ترین چهره های نظامه از لحاظ اخلاقی، ولی میتونه الان برای ما مفید باشه» [هشتگ از فواید جنایتکاران]


[نوشته‌های درون [] جهت توضیح واضحات اضافه شده است]


سخن حکیمانه:
انتخابات نمایشی نظام چند روز دیگر تمام می‌شود، اما این رسوایی و روسیاهی اصلاح‌طلبان برای همیشه باقی می‌ماند!

هشتگ‌های مرتبط:
#ماله‌کشی #ماست‌مالی #فساد #سقوط #بی‌اخلاقی #انتخابات #انتصابات #اصلاح‌طلبان #اصلاح‌_طلبان‌ #ایران #خودفروشی #فاحشه‌گری #لاپوشانی #رسوایی #فاحشه_سیاسی #انحطاط #ری‌شهری


«مثلث جیم»، و «جنتی بهتر است یا ری‌شهری»!

جنتی بهتر است یا ری‌شهری

همگان دانند که جنایات محمد محمدی ری‌شهری بیشتر از احمد جنتی است و کارهای ضد فرهنگی جنتی بیشتر از ری‌شهری، از این دو مقوله که بگذریم، به استناد تمامی فعالیت‌های این دو در این ۳۷ سال و حتی به استناد قوانین و شرایط نمایندگی هر دو التزام عملی به خامنه‌ای دارند و هیچ سند و مدرکی وجود ندارد که یکی از این دو فعالیتی به نفع زنان یا دموکراسی یا آزادی‌خواهی یا مبارزه با فساد و جنایت برداشته باشد، اما...

اما رد صلاحیت بسیاری از اصلاح‌طلبان و حسن خمینی به پای احمد جنتی گذاشته شده، و این به اعتقاد اصلاح‌طلبان و مزدوران خارج‌نشینشان یعنی که ری‌شهری بهتر از جنتی است!

ملاک وضعیت فعلی
اصلاح‌طلبان و همفکرانشان در مورد جنایتکاران نظام معتقدند که ملاک وضعیت فعلی آن‌هاست و جنایت‌ها و ندانم‌کاری‌های پرهزینه گذشته را باید فراموش کرد.

محمد محمدی ری‌شهری٬ وزير پيشين اطلاعات، همین ۲۶ خرداد فرموده‌اند:
«وظيفه روحانيت حفظ «خط رهبر» است و روحانيت بايد فراتر از جريان‌های سياسی حرکت کند، جريان‌های سياسی نيز وظيفه دارند از «خط رهبر» حمايت کنند و در اين ميان روحانيت بايد تلاش کند تا در اين خط «تحريفی» صورت نگيرد»
به علاوه عاقلانه نیست وقتی کسی در قدرت نیست یا در حال حاضر امکان کشتن و شکنجه افراد را ندارد، ملاک آدم بودنش به حساب آید!

مثلث جیم

معادل کم و بیش یکسان محمد یزدی و محمد‌تقی‌ مصباح یزدی،  اکبر هاشمی رفسنجانی و قربانعلی دری نجف‌آبادی هستند. در جنایت و حماقت و فساد و دزدی، همه‌شان مجرم و همکار، و همه نوکران و یاوران نظام فاسد جنایتکار مذهبی هستند!

به علاوه مگر آلزایمر می‌گذارد بیاد آوریم که همین رفسنجانی تروریست و دزد و فاسد و جنایتکار، در مدتی که در ریاست مجلس خبرگان جیب خود و همپالکی‌هایش را پر می‌کرد، بقدر کافی التزام عملی خود را نسبت به آغایش نشان داد، و آلزایمر چه بد دردی است!

فرق مثلث جیم [جنتی و یزدی و مصباح] و مثلث ماق [محمد و اکبر و قربانعلی] چپاول بیشتر توسط این شاخه نظام و آن شاخه نظام است و این وسط چیزی نصیب مردم نمی‌‌شود، مگر بی‌شرفی و حماقت رای به بزرگ جنایتکاران!

مشق شب
بروید تحقیق کنید که «مجمع تشخیص مصلحت نظام» چیست و کارش چیست و اعضایش را چه کسی انتخاب می‌کند و فعالیت مفید اکبر هاشمی رفسنجانی که همیشه ریاست این مجمع را بر عهده داشته چه بوده یا نبوده [منظور مفید به حال مردم و مملکت و بهبود امور این دو است، نه وضعیت مالی خودش و شرکایش]!

وقاحت از نوع اصلاح‌طلبان

یک عده می‌گند: «رای ندادن شما چه تاثیری در سرنوشت ما در این ۳۷ ساله داشته است؟»

این مغلطه است، در این ۳۷ سال اکثریت با تحریمی‌ها نبوده و هر آنچه که بر سر همه رفته ناشی از رای دادن‌های اکثریت است، که نخستینش همان رفرندام کذایی جمهوری اسلامی است!

حتی قرار نیست با تحریم اکثریت مردم، همه چیز اصلاح شود، تحریم فقط یک گام است در مبارزه با انتخابات دروغین و نبود آزادی انتخابات و تلاش برای حق انتخابات!

باز هم وقاحت اصلاح‌طلبان
یک عده می‌گند: «شرکت در انتخابات، جنبش سبز را بوجود آورد و رعشه به اندام این حکومت انداخت»!

بروید مطالعه کنید، کار اصلاح‌طلبان اعتراض‌های خیابانی و سنگر بستن و جنگ و شورش و جنبش راه انداختن نیست، اما به یقین کارشان سرکوب و خواباندن جنبش سبز بود!

آن‌هایی که رعشه بر اندام حکومت و به تبع آن بر اندام اصلاح‌طلبان که بخشی از حکومت‌اند انداختند، مردم ناراضی بودند، چه کسانی که رای ندادند، و چه کسانی که فهمیدند رای‌دادنشان در این نظام و انتخابات نمایشی آن، وقتی به مصلحت نظام نیست، شمرده نمی‌شود.

بر عکس فریبکاری مغلطه گران، انتخابات نمایشی سال ۸۸ نشان داد که رای دادن و شرکت در نمایش انتخاباتی رژیم کار عاقلانه‌ و انسانی نیست!

رفراندم از نوع اصلاحات

یک عده می‌گند: «با شرکت در انتخابات و رای ندادن به نمایندگان خامنه‌ای در حقیقت خود خامنه‌ای را رد صلاحیت کنیم و یک نه بزرگ و ملی به خامنه‌ای بگوییم و این انتخابات را به یک رفراندوم تبدیل کنیم»!

در انتخاباتی که خامنه‌ای برایشان چیده، با داوطلبانی که همه‌شان نماینده خامنه‌ای هستند و مطیع و منقاد نظام جنایتکار مذهبی، و فرقشان، فرق جیب‌شان است، و شرکت در انتخابات نمایشی رژیم به معنای حمایت از خامنه‌ای و نظام جنایتکار ایران و مشروعیت بخشیدن به آن است، شرکت در این نمایش هر چه باشد «نه به خامنه‌ای» نمی‌تواند باشد.

اگر منظور از رفرندام این است که مثلا بین جیب رفسنجانی‌چی‌ها و جیب یزدی یکی را انتخاب کنیم، بله می‌شود گفت این رفرندام پر کردن جیب‌هاست، اما اگر منظور نه گفتن به خامنه‌ای است، فقط تحریم گسترده انتخابات به معنای نه به خامنه‌ای و تمامی جنایتکاران دزد و فاسد همکارش می‌باشد!

رای سلبی و رای اعتراضی

بازی انتخاباتی اصلاح‌طلبان

یک عده می‌گند: «ما کور و کر و خر نیستیم، می‌دونیم این‌ها همه‌شون دزد و بی کفایت و جنایتکارند، اما ما رای سلبی می‌دیم تا «اونا» انتخاب نشن، و «اینا» انتخاب بشن تا وضعیت مملکت یه خورده بهتر بشه»!

«اونا» کیستند؟ 
«اونا» همکار و رقبای «اینا» هستند، و «اینا» به همان اندازه «اونا» در ویرانی ایران و فساد و جنایت‌ها و حماقت‌ها و تندروی‌ها و استبداد شریک‌ جرمند، دعوایشان هم سر صندلی مجلس است که برای خودشان و فرزندان و شرکایشان نان و آب دارد؛ اما اگر بتوانند کاری بکنند، وضعیت جیب خودشان را یک خورده‌ای بهترتر می‌کنند!

و
اما آن‌هایی که فریب بازی «اینا» را خوردند، حتما کور و کر و خر هستند!

نجاست اصلاح‌طلبان و باقی قضایا

اصلاح‌طلبان برای نشستن سر سفره غنی چ‍‍پاول و جنایت نظام جنایتکار مذهبی ایران در انتخابات پیش روی مجلس خبرگان تعدادی از نماینده‌های علی خامنه‌ای را مورد حمایت خود قرار داده‌اند، از جمله :
  • یوسف طباطبایی‌نژاد٬ نماینده علی خامنه‌ای در اصفهان  
  • مرتضی مقتدایی٬ قاضی دادگاه‌های انقلاب 
  • هاشم حسینی بوشهری٬ مجری سیاست‌های علی خامنه‌ای در حوزه‌های علمیه
  • محمدعلی موسوی جزایری٬ نماینده علی خامنه‌ای در استان خوزستان
  • غلامعلی نعیم‌آبادی٬ نماینده علی خامنه‌ای در استان هرمزگان
  • علی رازینی٬ رئیس سابق دادگاه ویژه روحانیت
  • غیاث‌الدین طه‌محمدی٬ نماینده علی خامنه‌ای در همدان ...


آیت‌الله بی‌بی‌سی
بی‌بی‌سی فارسی چنان آشش را شور کرده که صدای اصولگرایان را در آورده و صبحت از لیست بی‌بی‌سی و لیست انگلیسی و برائت از آن می‌شود، موضوعی که به یقین به آسانی از کنار آن نمی‌گذرند، و باید منتظر عواقب آن برای جماعتی شد که مورد حمایت آشکار بی‌بی‌سی در جهت طرد همکاران سابقشان قرار گرفته‌اند.

تا کنون تنی چند از داوطلبان از بودن در لیست اصلاح‌طلبان برائت جسته‌اند:

محمد بهرامی خوشکار و امان‌الله علیمرادی بردسیری دو نامزد مجلس خبرگان رهبری از حوزه انتخابیه کرمان هستند که با انتشار اطلاعیه‌ای از اصلاح‌طبان اعلام برائت کرده‌اند.

محمدعلی موحدی کرمانی یکی دیگر از نامزد‌های محافظه‌کاران هم اعلام کرده که «یاران اعتدال بی‌اجازه نام من» را در فهرست انتخاباتی خود گنجانده‌اند.

سید هاشم حسینی بوشهری٬ هم گفته «بزرگواران و آقایان حاضر در لیستی که انگلیسی‌ها از آن حمایت می‌کنند، نباید سکوت کنند.»

محمدعلی تسخیری و هاشم بطحایی نیز از فهرست هاشمی رفسنجانی اعلام برائت کردند.

سرلشکر سیدحسن آقایی فیروزآبادی نیز گفته کسانی که آمریکا و انگلیس از آنها حمایت کردند، اگر اعلام برائت نکنند، مجرم بوده و در این توهین شریکند.

آخوند روحانی
این وسط، حسن روحانی، با حساب اینکه اکثر ایرانیان از حکومت ناراضی‌اند و اکثریت کسانی که رای‌می‌دهند نیز از جمله ناراضیان هستند، و کسب رای اینان نان و آبی برای خودش و دیگر یاران و خویشان دزد و جنایتکارش می‌شود، بیشتر با اصلاح‌طلبان و رفسنجانی‌چی‌ها لاس می‌زند و می‌پرد، بدون آن‌که بداند این لاس زدن‌ها می‌تواند به بهای جان و جیبش تمام شود!

انتخاباتی متفاوت
فراموش نکنید همانطور که با رد صلاحیت‌های گسترده اصلاح‌طلبان شروع کردند، مانند دوره‌های قبل برنامه گسترده نیز دارند برای مهندسی انتخابات پس از رای دادن‌ها.
این انتخابات، اگر مانعی سر راهشان قرار نگیرد، برنامه مهندسی حذف اصلاح‌طلبان و رفسنجانی‌چی‌هاست، اگر اجازه دهند کسی از این دو باند به دو مجلس برود مطمئن باشید از پیش اخته‌اش کردند!

سخن حکیمانه
عاقل باشید و فریب بازی‌های شاخه‌های نظام و بی‌بی‌سی فارسی را نخورید. این نظام جهنمی پوسیده است و زمان آن فرارسیده که با پس گردنی آن را روانه زبانه دادن تاریخ کنیم، و عاقلان دانند راست و دروغ ماجرا را!

تحریم انتخابات حکومت و توییت‌های من

در انتخابات نمایشی ِ مشروعیت بخش رژیم ایران، به جز جنایتکاران حاکم و همکاران و نوکرانشان، فقط دو دسته شرکت می‌کنند: بی‌شرف‌ها و احمق‌ها!


آن‌هایی که با #حصر و #یادآر و جلوگیری از حضور تندرو ها، نمایش انتخابات را داغ می‌کنند، بخوبی می‌دانند در ایران آلزایمر رواج عام دارد!


کارشان به اینجا رسیده که می‌گند: «به داعشی بی‌ریش رای بدهید تا داعشی ریشو انتخاب نشود»! (هشتگ اصلاح‌طلبی داعشی و ریش و پشم انتخابات)


اصلاح‌طلب: «من به جنایتکاران هم‌خطم رای می‌دهم تا جنایتکاران رقیب‌مان انتخاب نشوند»!


علیرضا رضائی: «خوبی لیست‌های انتخاباتی اصلاح‌طلب‌ها اینه که غیر از اصلاح طلبا، اینترپل هم دنبال خیلیاشون می‌گرده.»!


قبلا در انتخابات جمهوری اسلامی، انتخاب بین بد و بدتر بود، امسال انتخاب بین بدتر و بدتر است و دفعه بد مردم فقط می‌توانند به بدتر رای بدهند!


کار اصلاحات در ایران به آنجا رسیده که با اینترپل لیست مشترک و مشابه می‌دهند!


اصلاح‌طلب: «جنایتکار ما حالا بچه خوبی شده، گذشته‌اش را فراموش کنین و بهش رای بدین»!


هشت سالی که دولت و مجلس دست ‫‏اصلاح‌طلبان‬ بود و اکثریت مردم پشتشان، زمان حذف تندروها در ساختار رژیم و پایه‌گذاری و استحکام قانون‌مندی و ‫‏دموکراسی‬ بود، در شرایط فعلی امکان ‫‏اصلاحات‬ وجود ندارد و اینک زمان ‫‏سرنگونی‬ حکومت فساد و دزدی و حماقت و جنایت است! (هشتگ اصلاحات دروغین و اصلاح‌طلبان فریبکار)


اگر ‫‏اصلاح‌طلبان‬ نتوانستند یا نخواستند نظام فاسد حاکم را اصلاح کنند، همراهی با جنایتکارانی چون ‫‏رفسنجانی‬ و ‫‏ری‌شهری‬ و دری نجف‌آبادی در ‫‏انتخابات‬ نمایشی رژیم نشان می‌دهد که نظام این‌ها را خوب اصلاح کرده است! (هشتگ بی‌شرمی و حیا سیری چند؟)


آن‌هایی که به بهانه عدم حضور ‫‏تندرو‬ ها مردم را به شرکت در ‫‏انتخابات‬ نمایشی حکومت اسلامی ‫‏ایران‬ دعوت می‌کنند بخوبی می‌دانند که اولین تندروهای این رژیم خودشان بودند، و دولت‌های خودشان در به قدرت رساندن تندروها همراه و همکار و همفکر بودند! (هشتگ آلزایمر امت همیشه در صحنه) (هشتگ خمینی، بزرگ تندرو و بزرگ اقتدارگرا و امام همیشگی اصلاح‌طلبان)

آینده ایران از چشم دکتر رنانی: شورش پابرهنگان

جناب محسن رنـانی اقتصاددان و استاد دانشگاه اصفهان در روز ۱۲ بهمن ماه ۱۳۹۴ نامه‌ای به شورای نگهبان نوشت و برای نجات نظام مورد علاقه‌اش آنان را نصیحت نمود به حذف نکردن اصلاح‌طبان و آشتی ملی با آنان!

البته، ایشان اولین کسی نیست که فکر می‌کند با نامه نوشتن و پند و اندرز دادن می‌تواند در استبداد حاکم موثر شود، و عاقلان دانند که آنچه که در دیکتاتور و دیکتاتوری موثر است پس گردنی است، نه نصیحت!

طبعا شورای نگهبان به سخنان این دلسوز نظام جمهوری اسلامی گوش نداد و مطیع فرمان‌هایی شد که به آنان رسیده بود.

اصلاح‌طلبان نا محترم هم بی‌تفاوت نسبت به آنچه پیش‌بینی جناب اقتصاد دان است، ترجیح‌ دادند نمایش انتخاباتی رهبر معظم‌شان را داغ کنند تا ببیند که بعد چه بلایی بر سرشان خواهد آمد.

پیش بینی جناب دکتر:
«با تداوم رکود ما شاهد امواج ورشکستگی و تعطیلی بنگاههایی خواهیم بود که چند سال است به امید گشایشی در اقتصاد ایران، و علی‌رغم زیان ده بودن، خود را سرپا نگه‌داشته اند... نظام بیمه و تامین اجتماعی ما که هم اکنون با کسری گسترده منابع رو به روست... وارد مرحله بحران خواهد شد چرا که نه تنها نمی‌تواند از بیکاران جدید حمایت کند بلکه در تامین حقوق چندین میلیون بازنشسته کنونی نیز به بن بست بر می‌خورد.  
این را بیفزایم که تشدید فشاری که بواسطه بر خانواده ها خواهد رفت و آنان را از تامین نیاز هشت تا ده میلیون بیکاری که سربار زندگی آنها هستند عاجز خواهد کرد، در کنار یازده میلیون‌ حاشیه نشینی که سهم‌شان از این کشور جز فقر و بیکاری و آوارگی نبوده است، شرایطی را به‌وجود خواهد آورد که یک جرقه، یک حادثه، یک مرگ ناگهانی، یک اعتراض پیش‌بینی نشده، یک انفجار، یک اعتراض، یک تحصن، یک سخن نابه‌جا و یک حرکت نامعقول می‌تواند امواجی از بحران اجتماعی نظیر اعتراضات فقرا و حاشیه‌نشینان و پابرهنگان را برانگیزاند. 
اگر ما با شورش پابرهنگان روبه رو شویم دو راه داریم. یا سکوت کنیم و شاهد درهم ریزی باشیم یا دست به سرکوب خشونت‌بار بزنیم... 
وقتی فقرا و حاشیه نشینان و پابرهنگان که وضعیتشان محصول ناکارایی مدیریتی ما در چهار دهه گذشته است اعتراض و شورش می‌کنند، رهبری پذیر و مدیریت‌بردار نیستند. آنان وقتی شورش خود را آغاز کردند یا تا دستیابی به نتیجه ادامه می‌دهند یا وارد فرایندی خسارت بار می‌شوند. یعنی فرایند گفت‌و‌گویی شکل نمی‌گیرد.
اگر پلیس آنان را بزند آنان نیز سنگ و چوب برمی‌دارند و اگر به آنان شلیک شود آنان نیز سلاح های سرد و گرم بیرون می‌آورند... خسارتهای فیزیکی و اقتصادی هر یک از این شورش های محدود (نظیر شکستن و آتش زدن اماکن دولتی و عمومی) بسیار فراتر از خسارتهای کل اعتراضات مدنی سال ۸۸ بود... 
اگر میلیون ها بیکار، حاشیه نشین و فقیر دست به اعتراض بزنند و شورش پابرهنگان شکل بگیرد... آنان فقط وضع موجود را نمی‌خواهند و تا در‌هم ریزی وضع موجود به شورش خویش ادامه می‌دهند... 
اکنون اگر با تعمیق بحران اقتصادی در تمام مناطق کشور با شورش پابرهنگان روبه‌رو شویم نظام چه خواهد کرد؟ اگر عقب نشینی کند انتظام ملی فرو می‌ریزد و حتی می‌تواند به فروپاشی ملی بینجامد. و اگر سرکوب کند بی گمان به خشونتی خونبار و گسترده گرفتار خواهد شد که حتی اگر موفق شود، برای دو دهه کشور را وارد فاز امنیتی و نظامی‌گری خواهد کرد و می‌دانیم که در قرن بیست و یکم کشوری که در مدیریت داخلی اش به نظامی گری روی بیاورد کشور ورشکسته‌ای تلقی می شود و از طرف دنیا نیز با فشارهای عظیم روبه‌رو خواهد شد که می‌تواند به شکست و فروپاشی جمهوری اسلامی بیانجامد. »

در حاشیه خنگی اقتصاددان قصه ما
استاد علاوه بر اعتقاد به دموکراتیک بودن حکومت اسلامی ایران، و اعتقاد به موثر بود مجلسش با وجود عدم تغییر در ساختار نظام، و اعتقاد به اعتدال، تدبیر و امید دولت حسن روحانی، باور دارد [یا داشت؟] که:
«وقتی مقام معظم رهبری از همه ملت حتی کسانی که نظام را قبول ندارند برای حفظ کشور دعوت به مشارکت درانتخابات می‌کنند به منزله این است که این عزیز به دشواری شرایط در پیش روی کشور آگاه است»! 
می‌دانیم که مقام معظم، این عزیز دل استاد، چندان آگاه نیست و اندکی بعد سخنش را تکمیل کرد که منظورش از مشارکت همگی، رای دادن بوده و نه کاندید شدن!

باری، یکی از مشکلات ما ایرانیان این است که بسیاری از باسوادان رده بالای ما، خیلی جاها، بی‌سواد هستند و خنگ، و این می‌تواند ناشی از سیستم آموزشی ما باشد!

فقط باید شکر گزار باشیم که این استاد می‌تواند بحران‌های فزاینده‌ای ناشی از عملکرد رژیم را ببیند و آینده سیاه نظامش را پیش‌بینی کند!

کاش استاد روزی به این آگاهی برسد که اصلاح‌طلبان به همان اندازه رقبایشان در پیدایش و رشد بحران‌ها و تباهی ایران مقصرند و چاره کار تداوم همکاری و تحمل شاخه‌های مختلف نظام نیست!

سخن آخر استاد
«اما سخن آخرم با مردم خوب کشورم: هموطنان عزیز، دستان لرزان پیران و بزرگان شورای نگهبان دیگر به خوبی کار نمی‌دهد. ما خود باید مراقب آینده این کشور که در دستان این بزرگان است باشیم و نگذاریم نقش بر زمین شود. پس ما نه در مقابل، بلکه باید درکنار شورای نگهبان بایستیم و هر کجا احساس کردیم آن بزرگان به علت کهولت سن در حفاظت از منافع ملی ما ناتوانند ما پا پیش نهیم و نگذاریم منافع ملی ما و آینده فرزندان‌مان بر زمین بی‌ثباتی و ناامیدی و سرخوردگی فروافتد.» 
و
«صمیمانه و ملتمسانه عرض می‌کنم مبادا رد صلاحیت گسترده باعث شود شما با انتخابات قهر کنید. هیچ دموکراسی کامل و مطلوبی وجود ندارد، همه دموکراسی ها در حال تکامل هستند. آمریکا پس از ۲۴۰ سال تمرین دموکراسی تازه اولین رئیس جمهور رنگین پوست را پذیرفته است.»

سخن آخر و پیام استاد برای مردم ۲۴۰ سال دیگر تحمل و همراهی با این جنایتکاران فاسد و دزد و نادان است، بدبختی اینجاست که اینطور که پیش می‌رویم آن موقع نه ایرانی وجود خواهد داشت نه ایرانی ساکن ایران!

گوسفندان در راه‍‍پیمایی حکومتی ۲۲ بهمن

هر چه فکر می‌کنم شرکت ده‌ها هزار نفر [کودکان را استثنا ‌کنیم] در کارناوال حکومت جنایتکار برای سالگرد تباهی‌ها، جنگ، پس‌رفت، ووو را چگونه تعریف کنم، چیزی جز تشبیه این جماعت به گوسفندان به ذهنم نمی‌رسد!

فرقی نمی‌کند که چه توجیه و دلیل و بهانه‌ای برای شرکت‌شان در راهپیمایی رژیم دارند، با میل و رغبت آمده‌اند یا با زور و تهدید و تطمیع، حوصله‌شان سر رفته، یا رفتند برای دختربازی یا پسربازی، یا تماس از نوع نزدیک در ازدحام، یا به هر دلیل کوفت و زهرمار دیگر، بهانه هر چه باشد، حضورشان در این سیرک، گوسفند صفتی است.

برای گوسفند خواندنشان، توضیح بیشتری لازم نیست وقتی سی و چند سال دلیل و برهان را نمی‌بینند یا نمی‌فهمند!

بع بع بع...

***

یکی از وظایف اساسی ما، پس از سرنگون کردن این رژیم، آگاه کردن و آگاهی دادن به این گوسفندان است و این مشکل‌ترین کار آن دوران است، خدا به ما صبر دهد!

وزیر و دانشگاه فیلترباف و ماتحت دنیای مجازی

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفته: «۱۱ دانشگاه در زمینه فیلترینگ هوشمند شبکه‌های اجتماعی در حال فعالیت هستند و به نتایج مطلوبی نیز دست یافته‌اند تا بتوان این طرح را به خوبی اجرا کرد»!

مردم دنیا، وزیر ارتباطات و فناوری دارند، ما هم وزیر ارتباطات و فناوری داریم، دانشگاه اون‌ها دنبال علم و دانش و پیشرفت است، دانشگاه ما دنبال فیلترینگ است!

فیلترینگ هوشمند یعنی چه؟

فیلترینگ هوشمند به زبان آدم یعنی دسترسی به سایت‌ها یا بخش‌هایی از سایت‌های خودی‌ها، همراه‌ها، همفکرها، خودسانسورها، بی‌آزارها، بی‌صداها، زبون‌بسته‌ها، کس‌خل‌ها، گوسفندصفت‌ها آزاد باشد، بقیه‌اش بطور خودکار فیلتر شود!

تا این لحظه، چند صد میلیارد تومان حیف و میل کردند و هنوز معلوم نیست سرانجام کارشان چه خواهد شد.

فیلترینگ هوشمند خوشایند اصلاح‌طلب‌های نظام است تا بتوانند در جهان آزاد تبلیغ کنند که در ایران فیبسوک و توییتر و تلگرام و یوتیوب و غیره آزاد و باز است، و فقط برخی صفحات غیر اخلاقی مسدود می‌شود [این «فقط برخی...» را اگر لازم شد، یواشکی، و با لبخند ظریفانه و با فونت ریز می‌گویند].

اصولگراها در این امور رو راست و صادق و حسینی هستند، اهل دلقک‌بازی‌ از نوع فیلترینگ مودبانه و دموکراتیک نیستند و رک و راست، و خشک و خشن، شمشیر دو لبه و زنگ زده حضرت علی را فرو می‌کنند تو ماتحت دنیای مجازی!

بازی گرشاد

گرشاد
آنگونه که در سایت گِرشاد آمده «اپلیکیشن اندروید گرشاد راه حلی است برای شهروندان ایران تا بدون روبرو شدن با گشت ارشاد در شهر تردد کنند.»

سایت گِرشاد توضیح می‌دهد:
«گرشاد یک نقشه از شهرهای مختلف ایران است‌، به همراه اطلاعات به‌روز از آخرین نقاطی که گشت ارشاد در آنجا حضور دارد. شما با نگاه کردن به نقشه شهری که در آن زندگی می‌کنید می‌توانید مسیر‌هایی را انتحاب کنید که احتمال برخورد با گشت در آن‌ها کمتر باشد. همزمان وقتی به یک گشت ارشاد در نقطه‌ای از شهر برمی‌خورید، می‌توانید با صرفاً چند ثانیه و به راحتی، مکان آن را در گرشاد نشانه‌گذاری کنید و دیگر شهروندان را از گرفتار شدن در دام نجات دهید.»
من بر اساس تجربه به چیزی که سایت کلمه و بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا مبلّغ آن باشند اعتماد ندارم، به علاوه معلوم نیست چه کسی [یا کسانی] این اپلیکیشن را ساخته‌اند و امنیت کاربرانش را چه کسی تامین می‌کند.

گرشاد بیشتر شبیه یک بازی اجتماعی است، همانطور که مردمی که از گشت ارشاد گریزانند می‌تواند با آن بازی کنند و گزارش دهند، گشت ارشاد و سربازان امام زمان هم می‌توانند مکان‌های انحرافی گزارش کنند، و چه بسا گشت ارشاد با گرشاد ارشاد[!] کند!

امنیت
می‌دانیم که می‌توانند مکان دارندگان موبایل را مشخص کنند، به گفتگوها گوش دهند و پرونده‌ای از مسیرها و رفت و آمدها و تماس‌های هر فرد بایگانی کنند، اما پرسش این است که اپلیکیشن‌های اجتماعی چقدر امن است و امنیتی‌ها تا چه حد می‌توانند در این زمینه کنجاوی خود را ارضا کنند!

گرشاد و گشت یواشکی
اصلاح‌طلبان دوست ندارند چیزی را اصلاح‌کنند، اما دوست دارند همه چیز یواشکی و بدون آزردن نظام انجام شود، مردم آزادی یواشکی داشته باشند، یواشکی بی‌حجاب شوند، یواشکی گشت ارشاد را دور زنند، یواشکی ساز بزنند و یواشکی آواز بخوانند، و در پایان روز هر دو سوی مردم و حکومت، خوش و خندان بروند خانه‌شان، خواب خوش ببینند و باور کنند که چقدر همه چیز آرومه و چقدر خوشبختند.

سخن حکیمانه: 
دلخوشی‌های کودکانه‌ای چون گرشاد مفت چنگ خودشان!

آزادی و حقوق شهروندی را فقط می‌توان با پس‌گردنی و زور پس گرفت، و حفظ کرد!

نگذاریم بجای مبارزه برای رسیدن به مطالبات بر حق‌مان، با بازی‌ و دودوزه‌بازی سرگرممان کنند!

اکبر گنجی و تبلیغ شرکت در انتخابات مهندسی شده

اکبر پونز مهره امنیتی نظام جنایتکار ایران مردم را به شرکت در انتخابات فرمایشی نمایشی و مهندسی شده خبرگان تشویق می‌کند.

مخلص کلامش این است که وقتی یک نظام سیاسی «دموکراتیک نباشد» و «حقوق بشر را رعایت نکند» مشروعیت نخواهد داشت، پس معنی ندارد انتخاباتش را تحریم کرد، چون وقتی نظامی مشروعیت ندارد، شرکت گسترده مردم در انتخابات به این نظام مشروعیت نمی‌دهد، پس باید در انتخابات شرکت کرد!

ظاهرا ایشان منظور مخالفان جمهوری اسلامی را از واژه «مشروعیت» درنیافته‌اند یا عوامفریبی می‌کنند.

مشروعیت‌ [Legitimacy] از دیدگاه ما رابطه مستقیمی با حقوق بشر و دموکراسی [و یا شرع اسلام] ندارد، «مشروعیت» به معنای باور کردن عمومی و قبول داشتن یک نظام است، یعنی این نظام از دید عامه مردم یا اکثریتشان قانونی پنداشته شود، هر چند نظامی مستبد و جنایتکار چون عربستان باشد. بحث سر قدرت است و توانایی در قدرت ماندن، و باور به این توانایی یعنی مشروعیت!

شرکت اکثریت مردم در انتخابات از دید غربی‌ها‌ [و برای بسیاری در داخل] به این معناست که فعلا رژیم ماندنی است و بر امور تسلط دارد و اکثریت ایرانیان هنوز خواهان این نظام هستند، این موضوع به ویژه پس از اعتراضات مردمی سال ۸۸ که تا نزدیکی سقوط نظام پیش رفت حائز اهمیت است.

موضوع فقط آبرو و حقوق بشر نیست، بحث بر سر یک مشت دلار است، دنیا مایل نیست در کشوری سرمایه‌گذاری کند که پایه‌هایش سست باشد و با حکومتی داد و ستد کند که هر آن ممکن است کله پا شود.

دشمنی و رقابت با خامنه‌ای
مشکل آقای اکبر گنجی و رفسنجانی و اصلاح‌طلبان دموکراسی و حقوق بشر نیست، مشکل این‌ جماعت باند خامنه‌ای است و سپاه و اعوان و انصارشان، برای همین اکبر پونز در مورد شرکت در انتخابات می‌گوید:
«محل نزاع، مشروعیت بخشی به جمهوری اسلامی نیست، محل نزاع حذف نمادهای اصلی خامنه‌ای و بنیادگرایی دینی از طریق انتخابات است.»
ایشان از مردم می‌خواهد به امثال رفسنجانی جنایتکار و تروریست و دزد و دیگر امنیتی‌های هم‌شاخه‌شان رای دهند تا بر شاخه رقیب فائق شوند [تا این وسط لقمه چرب‌تری هم بیندازند جلوی اکبر گنجی].

اکبر یادش نباشد ما یادمان هست که همین اکبر هاشمی رفسنجانی سال‌ها رئیس همین مجلس خبرگان رهبری بوده و نگاه چپ هم به رهبر نینداخت، اصلا خودش رهبر را رهبر کرد، اما اکبر پونز این چیزها را بیاد ندارد، و حتما یادش هم نیست چرا به او می‌گویند اکبر پونز!

اکبر پونز می‌گوید:
«در فرایندهای گذار از دیکتاتوری به دموکراسی، همیشه دموکراسی خواهان از شکاف‌های درون رژیم استفاده کرده و از بخش میانه رو/اصلاح طلب رژیم علیه بخش افراطی آن برای گذار استفاده کرده‌اند.»
این جانوران قبلا برای رسیدن به دموکراسی خیالی‌شان فقط روی شاخه اصلاح‌طلب نظام شرط‌بندی می‌کردند، حالا بیچاره‌ها باید پای مهره‌های امنیتی و جنایتکاری چون حسن روحانی و دار و دسته‌اش و جنایتکار دزد و بی‌آبرو و دیکتاتور صفتی چون رفسنجانی را به میان بکشند، احتمالا کمی بعد و با به چنگ آوردن کل قدرت توسط سپاه، اکبر گنجی برای انتخابات بعدی تبلیغ خواهد کرد که باید با همخوابگی با «آیت الله جنتی، آیت الله محمد یزدی و آیت الله مصباح یزدی» به دموکراسی رسید!

اکبر ادامه می‌دهد:‌
«این رویکرد حاصل تجربه‌های موفق گذار به دموکراسی است، نه تجربه‌های سرنگونی ای که نظام دیکتاتوری جدیدی را جایگزین دیکتاتوری سابق می‌سازد، یا کشور را به مرداب جنگ داخلی سوق می‌دهد».
نظام دیکتاتوری تمامیت خواهی چون نظام جنایتکار مذهبی ایران را فقط با زور و پس گردنی می‌توان پایین کشید، اگر هر تلاش آزادیخواه و دموکراسی‌طلبی به دیکتاتوری ختم شده، دلایل خاص خود را دارد و از جمله یک دلیلش می‌تواند وجود امثال اکبر گنجی و یاران واپسگرای حزب‌اللهی خط امامی‌ فعلا اصلاح‌طلبش باشد!

مطلب مرتبط:
مهندسی مجلس خبرگان

یاران نظام در غربت خوش آب و هوا؟

پرسش: چرا حامیان جمهوری اسلامی به ایران باز نمی‌گردند؟

پاسخ: آن‌ها به این دلیل بر نمی‌گردند که از هر جهت خارج بهتر از ایران  ِ جمهوری اسلامی است، آن‌ها به این دلیل بر نمی‌گردند که فرستاده شدند تا ماموریت‌شان را انجام دهند!

انتخاب بد و بدتر اصلاح‌طلبان

پرسش: چرا اصلاح‌طلبان بعد از کلاهی که در انتخابات مهندسی شده سال ۸۸ بر سرشان گذاشته شد و بلاهایی که همان‌موقع بر سرشان آوردند، همچنان دنبال شرکت در انتخابات فرمایشی و نمایشی نظام هستند، حتی اگر هیچ‌کدام از کاندیدهایشان به مجلس راه نیابد؟

پاسخ: چون شرکت گسترده مردم در انتخابات، برای نظام، در داخل و خارج، مشروعیت می‌آورد، و به دوام و بقای آن کمک می‌کند؛ تحریم گسترده انتخابات مساوی است با ضربه به ستون نظام و آغازی برای پایان نظام که مساوی است با دستگیری و محاکمه و مجازات واقعی همه کسانی که همکار و همراه نظام بودند و این چیزی است که اصلاح‌طلبان نمی‌خواهند و از آن در هراسند!

مهندسی مجلس خبرگان

سایت انقلاب اسلامی پس از توضیحاتی در مورد مهندسی حساب شده ردصلاحیت‌ها، افشا می‌کند:
«در حوزه‌های زیر تنها یک نامزد تأیید صلاحیت شده‌است:
۱- حوزه انتخابیه آذربایجان غربی: هر سه کاندیدای مورد تایید این استان، اگر خودشان بخود رأی بدهند، نماینده مجلس خبرگان می‌شوند!...»
سایت انقلاب اسلامی توضیحات مبسوط در مورد حوزه‌ها و کاندیدها را ادامه می‌دهد تا می‌رسد به تهران:
«حوزه انتخابیه تهران یکی از حوزه های بسیار مهم در این دوره از انتخابات است. در این حوزه هم مهندسی چنان انجام گرفته‌است که اکثریت از دسته خامنه‌ای – اگر نه نزدیک به تمام – از صندوقها بیرون خواهند آمد... 
جز هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی،  حتی اگر تنها ۹ تن از «خودی‌های» خامنه‌ای «انتخاب» شوند، حد اقل، ۹۰ «نماینده» مجلس خبرگان، از دسته خامنه‌ای خواهند شد. دقیق بخواهیم، هرگاه بگذارند اسامی روحانی و هاشمی رفسنجانی از صندوق بیرون آید، مجلس خبرگان، نزدیک به صد در صدی از آن خامنه‌ای است. مهندسی او خالی از نقص است. 
تنها عاملی که مهندسی خامنه‌ای صد درصد نقص می‌کند، تحریم هرچه گسترده‌تر انتخاباتی چنین رسوا است
حالا یک عده مزدور و یک عده احمق شعار دهند که باید در انتخابات نمایشی فرمایشی نظام شرکت کرد تا تندروها وارد مجلس نشوند.

ماندگاری در دنیای مجازی

یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌های کشف شده، سنی درحدود دو هزار و پانصد سال دارد، بنظر شما نوشته‌های منتشر شده در دنیای مجازی چقدر عمر خواهند کرد؟

ابتدا کمی در مورد سازوکارهای انتشار و حفظ منتشر شده‌ها در دنیای مجازی بگوییم.

دنیای مجازی حرفه‌ای
برای داشتن یک وبسایت حرفه‌ای به سه چیز نیاز است، دامنه، فضای مجازی و برنامه‌ای برای مدیریت مطالب. ارزان‌ترین دامنه را در ایران می‌توان برای مدت یکسال به کمتر از ۵ هزار تومان اجاره کرد، کمترین هزینه برای داشتن فضای مجازی ۲۹ هزار تومان در سال است و برای مدیریت مطالب‌ هم می‌توان از سیستم‌های رایگان استفاده کرد، اگر چه با افزایش مطالب و افزایش بازدید باید بیشتر پرداخت،  اما اگر کسی نتوانست همین هزینه اندک را بپردازد، یا امکان پرداخت را نداشت، بطور مثال بیمار شد، به زندان افتاد، یا مرد، چه بر سر مطالب و سایتش خواهد آمد؟

همانطور که اجاره‌نشین‌ها را، وقتی بدحسابی کنند، می‌اندازند توی خیابان، و برای صاحب‌خانه‌ها مهم نیست مستاجرشان نویسنده یا عکاس یا شاعر خوبی باشد، در دنیای مجازی نیز وقتی زمان قرارداد به پایان رسید و به هر علتی کسی نتوانست آن را تمدید کنید، تمامی مطالبش دود می‌شود می‌رود هوا.

علاوه بر این ممکن است بدلایل فنی از سوی میزبان سایت یا حتی مستاجرش همه چیز به فنا رود.

دنیای مجازی رایگان
دنیای مجازی امکانات بسیاری را بطور رایگان در اختیار کاربران قرار می‌دهد و هزینه‌های این کار را از انتشار آگهی و غیره تامین می‌کنند. سرویس‌های وبلاگ نویسی مثل بلاگر و وردپرس و شبکه‌های اجتماعی چون فیسبوک و تویتر و فرندفید از این دستند یا بودند!

عشق آسان نمود اول
مشکل سایت‌های رایگان این است که پول و سود و زیان حرف اول را می‌زند و حرف آخر را، که البته کاملا منطقی است، از این رو دلخوش نباید بود که نوشته یا عکسی تا ابد در آنجا پاسداری شود.

چندی پیش سرویس ایرانی خدمات وبلاگ‌دهی بلاگفا و برای بار چندم، دچار مشکل فنی شد و این مشکل باعث از بین رفتن بسیاری از مطالب منتشر شده در وبلاگ‌های ناس شد،  اما فقط سایت‌های خدمات دهی رایگان ایرانی نیستند که نمی‌شود بطور دائم به خدمات آن‌ها اعتماد کرد، فرندفید نیز با کاهش کاربرانش در خود را بست و نوشته‌های کاربران که از برخی جهات ارزش تاریخی داشتند از دسترس خارج شدند.

گوگل نیز بسیاری از خدمات رایگان خود را بدلایل گوناگون از دور خارج کرد بی‌آنکه اهمیتی برای نوشته‌ها و مطالب به اشتراک گذاشته کاربرانش قائل شود.

مشکل‌ها
فراتر از مشکلات فنی و تامین هزینه‌ها، و سودآوری و زیان‌دهی، فیلترینگ نیز همیشه بالای سر کاربران می‌چرخد، اما مشکل مهم‌تر از فیلترشدن، حذف مطالب است به دستور یا سفارش بالایی‌ها!

شاید عجیب باشد که با این همه امکانات مدرن، هیچ تضمینی وجود ندارد که نوشته‌ای در دنیای مجازی عمری چند صد ساله یابد، چه برسد به دو هزار و پانصد سال!