در محکومیت حملات تروریستی استشهادی به فرانسه

دیو سرکشی که به یاری آمریکا و متحدانش قدرت گرفت و رشد کرد بار دیگر قربانی گرفت و این پایان کارش نیست.

اولین گام اساسی برای رهایی از دست این دیو مسلمان سرنگونی جمهوری اسلامی ایران است و همزمان تغییر حکومت عراق و افغانستان و جایگزینی مدیریت سکولار دموکراسی بر این سه کشور.

اسلام نباید سیاسی شود و اسلام سیاسی نباید در قدرت باشد؛ اسلام باید محدود شود به دل‌های معتقدانشان!

بیش از این نباید بشار اسد را در قدرت نگاه داشت، روسیه را باید سرجایش نشاند و ترکیه را از دست مسلمانان خارج کرد، و مهم‌تر از همه تغییر افرادی است که در آمریکا و کشورهای متحدش تصمیم‌گیرند یا تغییر دیدگاه‌های خانمان‌سوز این جماعت!

اسم شب: نفوذ

آنچه گذشت
احمدی‌نژاد در کنار پاسداران همراهش در زمانی که در ریاست دولت بود کوشید که به غرب نزدیک شود و از گره مخوف تحریم‌های فزاینده رهایی یابد، اما موفق نشد.

غرب با حماقتی آشکار پیام داد که فقط در صورتی‌که اصلاح‌طلبان در قدرت باشند حاضر به مذاکره و برچیدن تحریم‌ها خواهد بود، بی‌آنکه بداند که این‌ها شاخه‌های یک درخت هستند.

خامنه‌ای و شرکا، در سراشیب سقوط، به مهندسی انتخابات پرداختند و شیخ حسن روحانی را بزک کرده و به عنوان کاندید مقابل اصولگرایان جا انداختند و گذاشتند تا با رای مردمی که دنبال تغییرات نرم و نازک و بدون خون دماغ هستند انتخاب شود.

سپاه و تندروها آرام و ساکت، و با تبسمی مرموز، نظاره‌گر بی‌طرف شدند و بر خلاف دوره قبل بازی را برهم نزدند.

طرف غربی ساده‌دل باورشان شد که بار دیگر توپ در زمین اصلاح‌طلبان افتاده است و حامیان اصلاح‌طلبان حکومتی هوار زدند که بزودی یَک دموکراسی و حقوق بشر و ارزانی و رفاه اقتصادی می‌شود که نگو و نپرس!

غرب با خوشحالی وارد گفتگو با وزیر خندان جمهوری اسلامی شد که اجازه داشت هم بخندد، هم برقصد، هم با آن‌ها قدم بزند و هم دست بدهد!

دوختند و دوختند و دوختند و دست دادند و امضا کردند، تا رسیدند به روز اجرا.

امروز
اصلاح‌طلبان حکومتی که باورشان شده بود که یک‌جورایی به قدرت برگشتند، و قند در دلشان آب می‌شد که با اجرای برجام و دوستی با غرب و باز شدن درها و برچیدن تحریم و ورود سرمایه‌گذاران خارجی، طرف مقابلشان یعنی تندروها و پاسداران و آغای اعظم را اندکی به حاشیه بکشانند، با تحرکات جدید سپاه و اصولگرایان که با اسم شب نفوذ آغاز شد، با لبخندی ماسیده متوجه شدند که بدجوری رو دست خورده‌اند!

اینک که غرب با ساده لوحی اوباما قرار و مدارش را بسته، سپاه با ریش و پشمش پیام می‌دهد که «همخوابی با اصلاح‌طلبان تمام شده و از این به بعد فقط با عمویتان سروکار دارید»!

سخن حکیمانه:
در سیاست آن چیزی که بدتر از آلزایمر است پخمگی است!

پیش‌بینی
با این حساب مجلس بعدی دست اصولگرایان است، مهم هم نیست مردم در انتخابات شرکت کنند و به چه کسانی رای دهند، آنچه از صندوق‌ها بیرون می‌آید از پیش نوشته شده است.

رهبر بعدی و رئیس جمهور بعدی هم یک پاسدار خواهد بود یا چیزی شبیه به آن!

آینده برجام؟ 
اگر غرب، کج‌دار و مریز، تن به بازی و پذیرش شیطنت‌های پاسدارها بدهد، می‌شود امیدوار بود که تحریم‌ها برای مدتی برچیده شوند و بقیه گشایش درها و زد و بندها مطابق بازی پاسداران اجرا شود.

اما این مسلمان جماعت مثل بمب ساعتی هستند، بهترین راه و رفتار با ایشان دوری گزیدن، در انزوا و تحریم و فقر نگهداشتنشان است و از قدرت انداختنشان؛ راه بد، منفجر کردنشان است؛ و راه بدتر همانی است که هم اکنون غرب گزیده است!

همراهان داخلی‌شان؟
به احتمال روزهای نسبتا بدی در انتظار رفسنجانی و اصلاح‌طلبان خواهد بود، شاید اگر اوضاع اقتصادی و اجتماعی‌ نظام بهبودی یافت، این دو شاخه را از بن قطع کنند.

البته هیچ‌وقت همه چیز مطابق پیش‌بینی‌ها پیش نمی‌رود، اما آنچه که قطعی است این است که با بحران‌های فزاینده و شورش‌های رو به گسترش مردمی، آنچه امیدی به آن نمی‌توان داشت، ماندگاری این رژیم نکبت جور و جهل و جنایت است!

فتیله‌ آذربایجان

بدلیل بحران‌های فزاینده‌ای که حکومت مذهبی مسبب آن است، روز به روز اعتراض‌ها بیشتر و گسترده‌تر خواهند شد.

مهم‌ نیست مردم به چه علت یا بهانه‌ای به خیابان خواهند آمد، بدلیل نبود شرایط دموکراتیک و واهمه رژیم از گسترده شدن تجمعات و سقوط نظام، هر اعتراضی را خواهند کوشید ابتدا با وعده و وعید و نیرنگ، و سپس با تهدید و سرکوب بخوابانند.

همانگونه که تا کنون دیدیم، حکومت هر تجمع اعتراضی را، چه برای اعتراض به دستمزدهای پرداخت نشده، کمی حقوق و مزایا، تورم لجام گسیخته، تقلب انتخاباتی، فساد و سرقت‌ها و سوءاستفاده‌های مالی، و یا اعتراض به یک جمله سخیف یک برنامه تلویزیونی باشد، ابتدا مجبور به پوشش خبری می‌شود، گاه با مردم ناراضی همدلی و همخوانی می‌کند، ولی در نهایت تمام تلاشش این است که هر طور شده و ابتدا با وعده و وعید و پوزش و تفرقه انداختن، و سپس با تهدید و اتهام‌های واهی و دشنام و فشار و سرکوب آن را بخواباند.

اما از هر راهی که وارد شود، دور جدیدی از تجمعات را بوجود می‌آورد، این بار تندتر و رادیکال‌تر که نوک تیز آن حاکمیت جهل و جور و جنایت را نشانه می‌رود و این دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد.

طبعا حکومت سرکوب را شدیدتر می‌کند، اما فقط تا آن‌جا می‌تواند پیش رود که تجمعات پراکنده باشند و معترضان اراده مصممی برای رسیدن به حقوق خود نداشته باشند.

سی و چند سال است که صدا و سیمای رژیم مملو از دروغ و فریب و اهانت و سخاوت و ندانم‌کاری و لاپوشانی‌ها است، سی و چند سال است که فساد و جنایت و حماقت بر این کشور حکم‌می‌راند، زندگی بسیاری تباه شده و بسیاری دلخوش به حداقل‌های زندگی در کشور ثروتمندی هستند که می‌توانست دستکم پیش‌تر از کره و سنگاپور و ژاپن باشد، اما این آرامش و سکوت نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد، و اعتراضات مردم خشمگین ترک زبان آذربایجان فورانی از این دست خشم فروخورده است.

حکومت و مزدوران چاق و چله آن همواره می‌کوشند در کنار سرکوب، هر حرکت بر حق و اعتراضی مردم را به انحراف بکشاند، نفاق بیفکنند و بر آن برچسب‌های دروغین بزنند، این بار نیز با انگ‌های تجزیه طلبی، و بازی با واژه‌ای ترک و تورک و پان‌ترک و آذری و آزری همین قصد را دارند.

آگاه باشیم و در دام رژیم نیفتم، آنچه بهانه اعتراضی آذربایجان مردم شد، در ارتباط با جزیی از فرهنگ منحط این رژیم است، بجاست که این فتیله‌ای که روشن شده قلب رژیم و بالایی‌های آن را نشانه رود و تمامی ایرانیان با آن همراه و همدل شوند!

در هر صورت، بدلیل فساد و نادانی و ناتوانی نظام مقدس، شاهد روشن شدن این دست فتیله‌ها، بیش از پیش خواهیم بود!




کلمات کلیدی: توهین، شورش، اعتراض، حق، حقوق، فتیله، فیتیله، آذری، آذربایجان، ترک، تورک، ترک زبان، بابک، جمهوری اسلامی