قطع انگشتان به فرمان اسلام وطنی

در ماه مبارک رمضان به دستور قاضی شرع اسلام انگشتان دست دو متهم به سرقت را در شهر مقدس مشهد قطع کردند.

خوشبختانه با این کار هم این دو جوان به کسب و کاری مناسب دست یافتند، هم کشور امن و امان شد و مهم‌تر از همه اینکه در آینده کسی دزد و سارق نخواهد شد!

خبرها همچنان حاکی است که در این ماه مبارک، بزرگان ما در دولت و بیت رهبری و سپاه پاسداران و مجلس و طبقه محترم روحانیت همچنان مجازند تا چهارنعل به رانت‌خواری و سرقت‌های کلان خود ادامه دهند!

بعدالتحریر
داستان دله دزدان ما، همان داستان زندگی ژان والژان است، با این تفاوت که روحانی پاک سرشت آن قصه، اینجا شاه دزد معرکه است.


مهاجرانی، ویکی‌لیکس و دم خروس

آنچه در پی می‌آید ربطی به مرد خاکستری یا روحانی سرخ ندارد، شاید هم داشته باشد، عاقلان دانند!

یک: وبسایت افشاگر ویکی‌لیکس می‌گوید سازمان امنیت ملی آمریکا در فاصله سال ‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ از روسای جمهوری فرانسه، ژاک شیراک، نیکولا سارکوزی، و فرانسوا اولاند، جاسوسی می‌کرده است.

دو: «گزارش‌های منتشر شده از سوی سایت افشاگر ویکی‌لیکس از رابطه نزدیک میان شبکه حقانی و عربستان سعودی خبر ‌می‌دهد.»

سه: «انتشار سندی در سایت ویکی‌لیکس مبنی بر اینکه دولت عربستان سعودی هزینه تحصیل پسر عطاءالله مهاجرانی، وزیر پیشین ارشاد ایران را به عهده گرفته، در رسانه‌های فارسی زبان و شبکه های اجتماعی خبرساز شده است.
این سند که بی‌بی‌سی مستقلاً نمی‌تواند اصالت آن را تأیید کند...»

چرا بی‌بی‌سی فارسی فقط در مورد آقای مهاجرانی به صرافت تایید مستقلانه اصالت سند می‌افتد؟

رادیو فردا نوشته: «به‌نوشته روزنامه وال‌استریت جورنال، بررسی این اسنادنشان می‌دهد که عربستان سعودی قصد عامدانه‌ای برای تداوم دشمنی با ایران و «ریختن روغن بر آتش نارضایی‌های اجتماعی در ایران» داشته‌است.»

و در ادامه خبر: «همچنین در یکی از اسناد افشاء شده ادعا شده‌است که عربستان برای پرداخت هزینه سال‌های تحصیلات علی مهاجرانی، فرزند عطاءالله مهاجرانی...»

صدای آمریکا نیز به استناد روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت نوشته: «مدارک جدید منتشر شده توسط وبسایت ویکی‌لیکس، که اسناد محرمانه زیادی تاکنون منتشر کرده است، حاکیست که دولت عربستان سعودی سالها است که رویدادهای ایران را به دقت تحت نظر گرفته است.»
و در ادامه خبر، کپی همان نوشته رادیو فردا را آورده: «همچنین در یکی از اسناد افشاء شده ادعا شده‌است که عربستان برای پرداخت هزینه سال‌های تحصیلات علی مهاجرانی، فرزند عطاءالله مهاجرانی...»

صدای آمریکا و رادیو فردا خود را ملزم می‌دانند که در ادامه خبر بنویسند که: «عطاءالله مهاجرانی در گفتگویی با بی بی سی گفته‌است در زمان مناسب در این مورد اطلاع‌رسانی خواهد کرد.»!

تفاوت «نشان می‌دهد» و «حاکیست» با «ادعا شده» در این خبرها، برای کسانی که به میان خطوط نیز توجه کنند، جهت‌گیری این رسانه‌ها را به روشنی آشکار می‌کند.

اشارات فوق نقطه کوچکی از دریای جهت‌گیری‌های این خبرگزاری به سمت و سوی اصلاح‌طلبان حافظ نظام مقدس می‌باشد.

کاری به جوجه رسانه‌های صدای آمریکا و رادیو فردا ندارم، اما توصیه دوستانه من به مدیران بنگاه پرسابقه بی‌بی‌سی این است که به بخش فارسی‌شان تذکر دهند محتاط‌‌تر عمل کنند.

به یقین یکی از افتخارات بی‌بی‌سی در سراسر جهان جاانداختن بی‌طرفی‌اش بین مردم می‌باشد که مدت‌هاست این امر توسط کادر فارسی این رسانه مخدوش شده است!

خ‌ن

داعش علیه داعش

در خبرها آمده که دولت تونس در واکنش به حمله تروریستی در شهر سوسه، دستور بستن ۸۰ مسجد را صادر کرد، اما این تنها واکنش نسبت به چند عملیات تروریستی این گروه نیست.

می‌دانیم که داعش علاقه عجیبی دارد تا اعمال وحشیانه و غیر انسانی خود را با سر و صدای بسیار و تبلیغات گسترده به سمع و نظر جهانیان برساند، اما چرا چنین دشمن‌تراشی؟

اولین پاسخی که به ذهن می‌رسد این است که قصد دارند تا بر دل‌ها هراس بیفکنند!

آیا نمی‌دانند که هر کنش‌شان می‌تواند واکنش‌ بزرگتری را در پی داشته باشد، واکنشی بیش از بسته شده شدن چند مسجد یا کنترل و زیر ذره‌بین قرار گرفتن مسلمانان، و حفاظت بیشتر از شهرها؟

 آیا به فکرشان نمی‌رسد که سلاح‌ و بسیاری از ابزار مورد نیازشان ساخته خودشان نیست و تبلیغات‌شان به کمک ابزاری ارسال و پخش می‌شود که در ساخت آن نقشی ندارند؟

دین بهائی با صلح و آرامش و دوستی و بی‌سروصدا به چهار گوشه جهان پراکنده شد، چه نیازی هست به خونریزی، وقتی در عصر حاضر،  به کمک چند آگهی تبلییغاتی می‌توان همه را مسحور کرد؟

اینجاست که پاسخ‌های دیگر به پرسش فوق منطقی‌تر می‌نمایند:
-: داعش و داعشی‌ها -بی‌آنکه حتی خودشان بدانند- بازیچه‌ای هستند در دست قدرت‌های منطقه یا غیره برای پیش بردن سیاست‌هایشان با اسم رمز «کلک مرغابی»! 
-: داعش و داعشی‌ها -بی‌آنکه حتی خودشان بدانند- بازیچه‌ای هستند برای ایجاد بهانه‌ای پر قدرت در جهت نابودی دین اسلام و مسلمانان و تغییر ساختاری در کشورهایی با این نوع جمعیت! 
-: فقط کسانی به دین اسلام می‌گروند و مسلمان باقی می‌مانند که یا بیمار روانی هستند یا احمق و کودن، یا ترکیبی از هر دو، پس باید با شناخت کامل نسبت به اسلام رفتار این گروه و چند و چون کارهایشان را بررسی کرد! 
-: می‌دانیم که سیاست‌های کثیف دو کشور ایران و آمریکا در شکل‌گیری گروه‌های مسلمان و افراطی و تروریست نقش مستقیم داشته، این گروه‌ها که از بیمارترین و ارتجاعی‌ترین و خنگ‌ترین و کثیف‌ترین افراد روی زمین و برای چند سکه و اسکناس آلوده متشکل شده‌اند، امیدی به فردا ندارند، و با این منطق باید کارهایشان را سنجید! 

بحران اتمی، مذاکره برای مذاکره، و گزینه‌های پیش‌رو

اصلاح‌طلبان حکومتی و همفکرانشان می‌گویند و به وسیله رسانه‌های گوناگونشان جا می‌اندازند که در بحران اتمی بیش از دو گزینه وجود ندارد:
گزینه اول: عدم توافق با غرب و در نتیجه آن بمباران و جنگ و نابودی ایران!
گزینه دوم: پذیرش توافق، حتی اگر ننگین و ذلت آور باشد، و در نتیجه آن ورود دلارهای فراوان، و آغوش باز سرمایه‌داران جهانی برای آبادی و عمران ایران و در ادامه داستان برپایی دموکراسی و آزادی و رفاه!!! 

صرفنظر از اینکه این میان، گزینه سوم و چهارمی هم هست که می‌کوشند نادیده گرفته شود و در پایان به آن‌ها اشاره خواهیم کرد، بد نیست نگاهی اجمالی به دو گزینه مورد اشاره این جماعت بیندازیم.

مذاکره برای مذکره
گزینه اول: آنچه که رفت این است که غرب تمایلی به راه انداختن جنگی دیگر ندارد، و هر دو طرف نوعی بازی موش و گربه‌ای نیمه دوستانه را ترجیح می‌دهند.

کش دادن مذاکره‌ها، و برقرار بودن دیپلماسی گفتگو، آرامش بخش اعصاب هر دو طرف است، مهم نیست که هر دو پشت دیوار این نشست و برخاست‌ها حداکثر تلاش‌ غیر دیپلماتیک‌شان را برای پیش‌بردن خواست و هدف‌هایشان انجام می‌دهند.

اگر روزی غرب مجبور شود یکی دو بمبی صدقه سر ما کند، احتمالا و همچنان هیچ‌یک دست از مذاکره نخواهند کشید!

ظاهرا نهایت تلاش غرب این است که گاو شیرده ایران را تا حد ممکن سالم نگه‌دارد، برای روزی که گوشت و پستانش بطور کامل دست خودشان بیفتد!

گزینه دوم: در صورت پذیرش شروط غرب از سوی خامنه‌ای و شرکا، که وخامت حال اقتصادی و انزوای سیاسی در کنار هراسشان از فزونی شورش‌های مردمی، این را محتمل می‌کند، همانطور که باعث شده، تا همین جا بسیاری از خطوط قرمز عقیدتی‌شان را کنار بگذارند، به چند دلیل واضح نباید دلخوش پدیدار شدن شرایطی شد که جماعت اصلاح طلب و جیره‌خواران و فریب‌خوردگانشان وعده‌اش را می‌دهند.

در (بحران اتمی، بحران اقتصادی، بحران اجتماعی، بحران فرهنگی، فساد گسترده مالی و رانت‌خواری، بحران آلودگی هوا، بحران کم‌آبی، بحران ناشی از ساماندهی تروریسم خارجی و دخالت فاجعه‌آمیز در عراق و افغانستان و عربستان و بحرین و یمن و سوریه و لبنان و غیره با هزینه‌ و خسارات مالی و مادی بسیار برای کشور ایران، انزوای سیاسی متاثر از هماویزی اندیشه‌های حزب توده و اسلام ناب  محمدی) همه کسانی که در این سی و چند ساله نقشی در اداره کشور داشتند مقصرند، کلهم بالاجمعین.

تنها با تغییر این نظام متعفن و جایگزینی آن با نظامی خردگرا و قانونمند و شایسته‌سالار و دموکراتیک می‌توان امید به بهبودی وضعیت ایران داشت.

باز شدن موقت درها، بدون تغییرات بنیادین در نظام نمی‌تواند چندان مشکل گشا باشد، ضمن اینکه بسیار زود، روشن خواهد شد که طرف ایرانی به هیچ وجه قابل اعتماد نبوده و همه این‌کارها بازی و وقت خریدنی بوده برای پشت سر گذاشتن بحران موجود و رسیدن به بمب اتمی!

از سوی دیگر، گرگ‌ها و خون‌آشامانی که به وضعیت انگلی خود و بدست آوردن ثروت‌ و مکنت آسان و میلیونی عادت کرده و همگی جای پای محکمی در قدرت دارند، حتی در صورت روی کار آمدن دولتی کارآمد نخواهند گذاشت بهبودی در وضعیت اقتصادی و اجتماعی حاصل شود.

مورد عربستان دلیل و برهان محکمی است بر رد این ادعا که باز شدن درها و برقرار شدن روابط دوستانه نمی‌تواند آزادی و دموکراسی و بهبود وضعیت اجتماعی و فرهنگی را به ارمغان آورد.

گزینه‌های دیگر
گزینه سوم: اصلاحات واقعی که در این شرایط فقط با کودتا و گردن زدن خامنه‌ای و سران سپاه و بسیاری دیگر و به زندان افکندن بسیاری دیگرتر از سوی اصلاح‌طلبان کمتر حکومتی مجال می‌یابد، می‌تواند با تغییر کامل نگرش نظام نسبت به سیاست خارجی‌اش، انهدام کامل تاسیسات اتمی، و بدون نیاز به هیچ توافقی، کشور ایران را از انزوای سیاسی و بحران تحریم‌ها بطور کامل و سریع خارج سازد، اینکه این‌ها پس از این اصلاحات خونین چقدر بتوانند وضعیت اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی را بهبود بخشند، موضوعی است که باید در آن روز و در روند بهبود رویش بحث کرد.

گزینه چهارم: بهترین گزینه همانا به خیابان آمدن مردم ناراضی و عملگرا و براندازی این رژیم و نظام مستبد و مذهبی و جنایتکار و فاسد می‌باشد.

خاتمی، احمدی‌نژاد و باقی قضایا

در سال ۸۸ دیدیم که اصولگرایان و همه آن دست‌های دیگر بر بسیاری از اصلاح‌طلبان یورش بردند، به زندانشان افکندند، و هرگونه بلا و توهین و خفتی که خواستند بر سرشان آوردند و هنوز این داستان ادامه دارد.

پرسش بسیار مهمی که همواره باید از اصلاح‌طلبان پرسید این است که در زمان ریاست جمهوری خاتمی، با داشتن پشتوانه بیست میلیونی مردمی و مجلس خودی چرا اصولگرایان و قانون‌گریزان را از دور خارج نکردند، چرا مطابق وعده و وعیدهایشان ترتیبی ندادند تا قدرت در دستان مردم جای گیرد و بی‌قانونی و استبداد و فساد و رانت‌خواری ریشه کن شود و قانونمداری حرف اول را بزند؟

با هوش و درایت سرشاری که این دسته بر خلاف اصولگرایان دارند، یقینا «اهمال و نداشتن دوراندیشی» پاسخ اینان نیست، به یقین همدستی و ناپاکی دست‌هایشان از یک سو، و ایمانشان به اسلام و خمینی و تقدس نظام سبب شد تا دولت احمدی‌نژاد را از شکم خود بزایند.

خاتمی و یارانش باید بدانند که در فساد‌ها و جنایت‌ها و حماقت‌های دوران احمدی‌نژاد و ادامه این کلاف سردرگم و متعفن قدرت شریک هستند.

قدرت دست کیست

اگر بخواهید رابطه سیاسی یا اقتصادی یا فرهنگی با کشوری برقرار کنید، قبل از هر چیز باید بدانید قدرت در آن کشور دست کیست.

اگر در کشوری دنبال تغییر هستید، از درون یا بیرون، یا به سرنگونی حکومتی می‌اندیشید، باز باید بدانید قدرت در آن کشور دست کیست.

حتی وقتی بخواهید در مورد خبرها و رخدادهایی که در یک کشور می‌گذرد مطلب بنویسید، دستکم باید بدانید در آنجا قدرت دست کیست!

این کار در کشوری استبدادی یا دموکراتیک آسان هست، اما در ایران موضوع به این آسانی نیست.

ظاهرا قدرت اجرایی دست دولت است، خامنه‌ای را هم آن بالاتر به عنوان ریش سفید داریم، اما فراز و نشیب وقایع و رخدادها را که پی‌بگیرید درمی‌یابید که داستان به این سادگی و به این شکل و شمایل نیست، بعلاوه کسان دیگری نیز هستند که جسته و گریخته در قدرت نقش دارند و می‌توانند معادلات را برهم می‌زنند: سپاه پاسداران، وزارت امنیت، آخوندها، بازاریان، گروه‌های فشار، اصلاح‌طلبان، اصولگرایان، رفسنجانی، مجلس، شخصیت‌های پیش و پشت پرده و...

شناسایی و تعیین حدود و مرزبندی این نیروها از یکدیگر کار آسانی نیست، حتی تعیین اینکه توان هر یک چیست و چه میزان می‌توانند بر دیگری یا تصمیمات گرفته شده تاثیر بگذارند، بسیار دشوار است.

حتی هیچ‌کدامشان نمی‌توانند تضمینی دهند برای اجرا و عملی شدن وعده و وعیدی که اجرایش کار شاقی نباشد، خواه این وعده آزادی یا منع حضور زنان در سالن‌های ورشی باشد، یا اجرای کنسرت، یا جلوگیری از فساد و رانت‌خواری!

مهم‌ترین علت سردرگمی این کلاف، دست داشتن و شراکت همه‌شان در جنایت و غارت و حماقت‌ها است، اینجاست که حتی مهم‌ترین و حیاتی‌ترین موضوعات با یک چشمک زدن یا بالا‌انداختن معنا دار ابرو از سوی یکی دیگر ممنوع‌الورود و بایگانی می‌شود، چون هیچ‌کس نمی‌خواهد رازهای مخوفش برملا شود.

وقتی بالایی‌ها در قید و بند قانون نباشند، و وقتی ترتیبی داده نشده تا قید و بندهای قانونی مانع از استبداد و زورگویی شود، هر کدام از نیروهای یاد شده با استفاده از چماقی که در دست دارد «قانون تعیین می‌کند» و «توی سر این دولت و ملت می‌زند»!

خوشی داستان در این است که حرص و طمع و شک و بداندیشی‌شان باعث می‌شود تا مثل سگ و گرگ به جان هم بیفتند، و تلخی داستان آنجاست که وقتی پای حفظ نظام به میان کشیده شود، دمشان را می‌گذارند لای پایشان و تن می‌دهند به همراهی‌های موقت، با هر خفت و توسری و توهینی که همراهش باشد!

داستان این جماعت رو به پایان است، نه اینکه ما قرار است سرشان را به سنگ بکوبیم، که شاید هم کوبیدیم، موضوع این است که اگر توافقی به آنگونه که آمریکا و اسرائیل و بگیر تا برسید به عربستان و غیره مد نظرشان است منعقد و سپس اجرا نشود، با این بحران آب و هوا و وخامت اوضاع اقتصادی و مدیریت ناکارآمد دیری نخواهد پایید که ایران چنان ویران شود که همه‌شان بگذارند و بروند، اگر پیش از آن دق مرگ نشده باشند، و اگر توافقی حاصل شود و بتوانند تا آخر پایبندش بمانند، باز این امر، با توجه به وخامت امور، چاره گشای کارشان نخواهد شد، فقط، شاید، مرگ یا فرارشان را اندکی به تاخیر بیندازد.

حالا یک بار دیگر:
قدرت در ایران در دست کیست؟
قدرت در دست خامنه‌ای و شرکایش است! 
این شرکا کیستند؟
دولت، سپاه پاسداران، وزارت امنیت، آخوندها، بازاریان، گروه‌های فشار، اصلاح‌طلبان، اصولگرایان، رفسنجانی، مجلس، شخصیت‌های پیش و پشت پرده و...
[در این تقسیم بندی،  هر فرد یا گروهی می‌تواند در چند دسته دیگر نیز جای‌ گیرد، یا در زمان‌ها و موضوعات و منافع خاصی تغییر شکل یا تغییر گروه دهد مثل قورباغه]!

چرا مردها عاشق پستان زن‌ها هستند

ماه مبارک رمضان است و بر مردان مسلمان هیز روزه‌دار واجب است که چشمشان را درویش کنند و از رصد پستی و بلندی اندام خانم‌ها پرهیز کنند، اما مگر می‌شود؟!

جان دلم برایتان بگوید که چشم مردان همیشه مسحور سینه و باسن زنان بوده و است و خواهد بود، و این موضوع رابطه مستقیمی دارد با بزرگی و کوچکی این بخش‌های نرم و گرم و نیز حرکت و تب و تابشان.

درست‌تر بخواهیم بگوییم، نباید بگوییم همیشه، و باید بگوییم از حدود دو میلیون سال پیش بود که برای حفظ نسل انسان‌ها این نیروی جاذبه در مردان نهادینه یا سرشته شد!

غریزه
یکی از غریزه‌هایی که مادر طبیعت [یا هرچیز دیگری که شما به آن اعتقاد دارید] در بدن انسان سرشته است مجموعه رفتاری است که به قصد تولید مثل و بقای نسل برنامه‌ریزی شده‌اند، و از جمله این رفتارهای ناخودآگاه، کشش جنسی مرد و زن به همدیگر است، همراه شاخ و برگ بسیار، که بدلیل احترام به ماه مبارک و دیگر محذورات، مطلب هرس شده خدمتتان عرض می‌شود.

بقا
دو نکته مهم و مرتبط در جهت حفظ بقا، تولید مثل است و تغذیه. موجودی مناسب زاد و ولد خواهد بود که تندرست باشد، و موجودی تندرست خواهد بود که تغذیه مناسب و کافی داشته باشد.

از همین رو، مادر طبیعت همه جانداران را آنگونه برنامه‌ریزی کرده که در تولید مثل و یافتن زوج مناسب، سلامت و چابکی و زیبایی را خواستار باشند تا جانداران ناقص یا ضعیف یا زشت یا بیمار از چرخه تولید مثل کنار مانند و نسل‌های آینده قوی‌تر، تندرست‌تر و زیباتر گردند و شانس باوری و ماندگاری کودکان بیشتر شود.

پستان‌های درشت و برجسته و آبدار نشان از تندرستی و آمادگی باروری زنان دارد و مادر طبیعت کشش و جذب به آن را در مغز مرادن نهادینه نموده است.

از آن‌سوی، زنان نیز، به کمک بخش‌های برجسته و لرزانشان این شانس را خواهند داشت تا مردان قوی‌تر و تندرست‌تر و زیباتر را بسوی خود جذب کنند و این دو مورد، هم بقا را ممکن می‌ساخت و هم در ارتقای و بهبود نسل‌های بعدی موثر است.

دوران شیرخوارگی
مردان و بسیاری از زنان عاشق لیسیدن و بازی کردن با پستان‌ها هستند، این شیدایی ریشه در دوران کودکی دارد، و پستان‌های گرم و پر شیر مادر، مکانی امن و مطمئن برای زندگی و زنده ماندن و برطرف کردن نیازهای نخستین بشر می‌باشد.

بهترین دوران همه کودکان مربوط می‌شود به ماندن در کنار آن دو منبع گرم و گوارای حیات بخش، و این کشش بصورت پنهان با انسان‌ها می‌ماند و بخشی از راز داستان نیروی جاذبه پستان‌ها خواهد بود.

پوشندگی و حدیث موثق
و جدم از جدش شنید و جدش از جدش شنید و جدش از جدش شنید، و... تا برسد به یک جدی که در پشت تخته سنگی پنهان بود و از زبان جبرئیل شنید که برای محمد می‌گفت که:
«به زنان خود بگویید که پستان‌هایشان را بپوشانند، که در پوشیدگی جذابیتی نهفته است که در برهنگی نباشد»!



این مطلب ویژه ماه مبارک رمضان نگاشته شد!
-------------------------------------------------------------------------

الله هیچوقت به قطب سفر نکرد

دکتر اسامه حسن ساکن لندن و از اعضای سازمان اسلامی کویلیام با اشاره به دشواری ۱۹ ساعت روزه داری برای مسلمانان انگلیس، کاهش این زمان را عادلانه‌تر دانسته است، اما بسیاری از مسلمانان بریتانیایی با این نظر مخالفت کرده و ترجیح می‌دهند دستورات الله را به روز نکنند!

پیش از این نیز این دکتور کراواتی اظهار فیض کرده بود که «نظریه داروین درباره تکامل موجودات با آموزه های اسلامی در تضاد نیست»، اما بعد به ضرب چماق مسلمانان عقیده خود را پس گرفت و کوتاه آمد:‌ «در این اظهار نظر خود که آدم دارای والدینی از جنس انسان بوده زیاده روی کرده»!

فتواهای مشابه 
می‌دانیم که در برخی نقاط این کره خاکی شش ماه از سال روز است، و هیچ مسلمانی در آنجا قادر نخواهد بود سی روزه روزه بگیرد، اما شیعیان گرامی که بر خلاف سنت رسولشان نماز را به سه وقت می‌خوانند نگران روزه گرفتن در قطب و آنجاها نباشند، رهبر معظم ما فکر همه چیز را کرده:
«مکلف باید در مورد اوقات نمازهای یومیه و روزه، همان افق محل سکونت خود را رعایت کند. ولی اگر روزه گرفتن بر اثر طولانی بودن روز، غیر مقدور یا حرجی باشد، ادای آن ساقط و قضای آن واجب است.»

اگر در شش ماه سراسر تاریک یا روشن، مغز مسلمانان در مورد حساب و کتاب طلوع و غروب آفتاب و ساعات نماز هنگ کرد فتوای بهترش را از  آیت الله العظمی صافی گلپایگانی داشته باشید:
«در مناطقی که شب و روز مثلاً هر یک شش ماه است ظاهراً عمل طبق اوقات نزدیکترین بلاد کفایت می کند و چنانچه مقدورتان باشد لازم است به بلادی که معمول است مهاجرت نمایید.»

البته مسلمانان کشورهای‌ پادشاهی مغز خر نخورده‌اند، که امکانات عظیمه بلاد کفر را رها کنند و مهاجرت کنند به مثلا ایران و شام و عراق!



مطلب مرتبط:
نا آگاهی الله از علم جغرافیا مسلمانان اروپا را با ۱۹ تا ۲۱ ساعت روزه روبرو می کند. 

ماه مبارک و مسلمانان نا مبارک

اینکه مسلمانان گرامی دوست دارند یا بر آن‌ها واجب است که در ماه رمضان روزه بگیرند به خودشان مربوط است، اما اینکه در ساعات امساک‌شان خوردن و آشامیدن را بر دیگران منع کنند، دلالت بر استبداد زورگویی و تجاوز به حقوق ما و دیگر دگراندیشان دارد.

در این هوای داغ گاه بیش از چهل درجه که ندانم‌کاری‌های این رژیم و امتش در گرم‌تر شدن هوای شهرها چندان بی‌تاثیر نبوده، منع نوشیدن چند جرعه آب خنک و گوارا نهایت بی‌انصافی و ستمگری مسلمانان می‌باشد، وقتی که مجبوری برای داشتن حداقل‌های معیشت، ساعات طولانی روز را  بیرون از منزل بگذرانی!

ما که دستمان بسته است، فقط می‌توانیم در این ماه مبارک دست بسوی الله دراز کنیم و از او خواهش کنیم که هر چه سریعتر مسلمانانش را به بهشت و جهنمی که وعده‌اش را به آنان داده اعزام بگرداند!


گیاهخواری و آب مصرفی روزانه

آیا بین گیاهخواری و آب و کم‌آبی و آینده مردم جهان رابطه‌ای وجود دارد؟
اگر چند دهه پیش نابودی زمین و حیات روی آن متاثر از جنگ‌های اتمی انگاشته می‌شد، امروزه کم‌آبی و خشکسالی را عامل از بین رفتن حیات در آینده‌ای نه چندان دور می‌دانند.

رشد روزافزون جمعیت، محدویت منابع آبی در کنار ندانم‌کاری‌های بشر در اسراف و آلودگی و تباهی آب‌، کار را به روزی می‌کشاند که آنچه که زمانی بیش از هر چیزی وجود داشت، به چنان جواهر گرانبهایی تبدیل شود که مردم برای نوشیدن قطره‌ای از آن به جان یکدیگر بیفتند!

میزان آب مصرفی کشور ایران 
مثل هر چیز دیگر، اینجا نیز، آمار دقیقی وجود ندارد، یکی می‌گوید: «۹۵ درصد آب کل کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود»، دیگری می‌گوید: «۹۴ درصد در بخش کشاورزی، ۴ درصد در حوزه شهری و ۲ درصد نیز در صنایع مورد استفاده قرار می‌گیرد»، و دیگری می‌گوید: «۹۲ درصد آب کشور در بخش کشاورزی، ۶ درصد در بخش شرب و ۲ درصد در بخش صنعت مصرف می شود».

با این حساب شهروندان ایرانی بطور متوسط پنج یا شش درصد از  آب  موجود را مصرف می‌کنند و این ۵ یا ۶ درصد به این معناست که «به طور متوسط در هر شبانه روز هر ایرانی ۱۹۷ تا ۲۰۰ لیتر آب مصرف می‌کند»، در حالی‌که «متوسط سرانه مصرف آب در بخش خانگی در دنیا ۱۳۵ تا ۱۴۰ لیتر در روز به ازای هر نفر است»، اما آیا واقعا میزان مصرف روزانه آب هر فرد روی زمین در این حدود است؟

پاسخ منفی است و ما برای زنده ماندن و بطور غیر مستقیم، بسیار بیش از این مقدار آب را مصرف می‌کنیم. بدنیست نگاهی به حجم آب مورد نیاز برای تولید چند ماده غذایی به نقل از IME بیندازیم:
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم شکلات : ۱۷۱۹۶ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم گوشت گاو : ۱۵۴۱۵ لیتر
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم گوشت گوسفند : ۱۰۴۱۲ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم گوشت خوک : ۵۹۸۸ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم کره : ۵۵۵۳ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم گوشت مرغ  : ۴۳۲۵ لیتر  
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم پنیر : ۳۱۷۸ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم زیتون : ۳۰۲۵ لیتر  
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم برنج : ۲۴۹۷ لیتر  
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم ماکارونی (خشک) : ۱۸۴۹ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم نان : ۱۶۰۸ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک واحد پیتزا : ۱۲۳۹ لیتر  
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم سیب : ۸۲۲ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم موز : ۷۹۰ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم سیب زمینی : ۲۸۷ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم کلم : ۲۳۷ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک کیلو گرم گوجه فرنگی : ۲۱۴ لیتر    
آب مورد نیاز برای تولید یک دانه تخم مرغ : ۱۹۶ لیتر

کاش این محصولات در همه کشورها بطور استاندارد و بهینه تهیه می‌شد، متاسفانه در این مورد نیز وضعیت ایران تاسف بار است، بنا بر آمارهای منتشر شده، یکی می‌گوید: «میزان هدر‌رفت آب بخش کشاورزی در ایران ۷۰ درصد است»، دیگری می‌گوید: « ۶۰ درصد از همه آبی که در بخش کشاورزی ما مصرف می‌شود هدر می‌رود.»، و دیگری: «امروزه ۴۰ درصد آب در بخش کشاورزی هدر می‌رود».

ختم کلام
اگر در مصرف آب اسراف نکنیم و آب را هدر ندهیم و از آخرین و بهترین روش چه در بخش شهری و چه صنعتی و کشاورزی استفاده کنیم، و بهترین آب و هوا و بارندگی را داشته باشیم، باز عقل حکم می‌کند که بجای استفاده از مثلا گوشت گاو که تولید هر کیلویش بیش از پانزده هزار لیتر آب نیاز دارد، از سیب‌زمینی و کلم و گوجه فرنگی تغذیه کنیم!

در مذمت کشتن حیوانات و مزیت گیاهخواری و خامگیاهخواری حرف و حدیث بسیاری گفته شده، بجاست که با استفاده از گیاهخواری نیز بکوشیم آب را کمتر هدر دهیم!

طرح جدید ترافیک در خدمت پول‌دارها

به گزارش عصر ایران در طرح جدید، خودروها به صورت مجازی به ۴ گروه تقسیم می‌شوند:
  • گروه اول که گروه خودروهای آبی است شامل خودروهای برقی و هیبرید می‌شود. 
  • گروه دوم خودروهای سبز است که این خودروها استاندار های یورو ۲ که کف استاندار داخلی است را پاس کرده و دارای معاینه فنی معتبر هستند. 
  • گروه زرد شامل خودروهایی است که معاینه فنی معتبر دارند ولی از استاندارد های یورو ۲ برخوردار نیستند.
  • گروه قرمز شامل خودروهایی است که استانداردها را پاس نمی‌کنند و در سن فرسودگی هستند.

مطابق طرح جدید که کلیات آن در شورای عالی ترافیک نیز به تصویب رسید در زمان آلودگی هوا با توجه به قرار گیری هر خودرو در گروه تعریف شده اعمال محدودیت انجام می شود به طوری که خودروهای گروه قرمز اجازه تردد در تهران را ندارند، خودروهای گروه زرد در زمانی که آلودگی هوا به حدی برسد که مخاطراتی برای شهروندان ایجاد کند با محدودیت مواجه شده و برای خودروهای گروه آبی نیز در زمان آلودگی هوا محدودیت کمتری در نظر گرفته می شود.

و...
هر چند معاون حمل و نقل ترافیک شهرداری تهران به روال معمول هم‌پالکی‌هایش دروغ می‌گوید و هدف طرح زوج و فرد در گذشته را کاهش حجم آلودگی هوا را اعلام می‌کند و نه کاستن حجم ترافیک، و در قالب فریبکارانه مشفق مردم و جان و سلامت‌شان می‌فرماید: «آلودگی هوا می‌تواند منجر به تلفات جانی زیادی برای شهروندان کلانشهرها شود.»، اما توضیح نمی‌دهد که اگر هدف کاهش آلودگی بود چرا جلوی تولید و تردد آلوده‌کننده‌ها در تمام شهر گرفته نشد، و اگر برای جان مردم ارزش قائلند چرا مجوز تردد می‌فروشند!

طرح‌های قدیمی ترافیک و دولتی‌ها
محدودیت موقت تردد خودروهای شخصی در تهران بر‌می‌گردد به سال ۵۸، و طرح زوج‌ و فرد به سال ۸۴، قرار بود که که تا اندیشیدن و چاره‌ورزی، تردد خودروها در آن بخش بیشتر دولتی شهر روان‌تر باشد، و پس از بی‌کفایتی مسئولان و طرحشان، با ایجاد مسیرهای ویژه بی‌آر‌تی ترتیبی دادند تا مقامات حکومتی در سایه ایحاد خطوط سریع اتوبوسرانی، سریع و با کمتر در گیرترافیک شدن به سر کارشان برسند، نیروهای سرکوب نیز!

طرح‌های قدیمی ترافیک و بچه‌پولدارها
برای تردد بچه‌پولدارهایشان سه راه مشخص کردند، خرید دو خودرو با دو شماره زوج و فرد برای روزهای مختلف هفته، البته از جیب ملت، فروش مجوز سالانه و ماهانه و ویژه و دولتی و حکومتی و ارگانی و آخوندی و غیره، و بی‌خیال ِ رد شدن از طرح و چراغ و مامور، وقتی مملکت مال باباته و قانون پشمشه و پشمته!

طرح جدید
برنامه‌ای قطعی و همه‌جانبه و آینده‌نگری نریختند برای بهینه‌سازی خودروها و برقی‌کردن عمومی خوروها و ساماندهی تردد در شهر، که بی‌شک کاری کارستان خواهد بود و خارج از توان اینان، فقط یک چیزکی تصویب کردند تا دولتی‌ها و بچه‌پولدارهایی که می‌توانند لوکس‌ترین و استانداردترین خودروهای وارداتی را زیر پا داشته باشند در محدوده زوج و فرد راحت‌تر و سریع‌تر تردد کنند.

فواید طرح
بی‌شک تردد خودروهای سبز و غیرآلاینده برقی بشرطی که فقط اینگونه خودروها در تمام شهر تهران و دیگر شهرها تردد کنند کار مفید و لازمی است، بقیه‌اش هم کشک است و آزار و اذیت و درآمدزایی و سرقت از جیب مردم!

مطلب مرتبط:
هوای سالم، کاهش ترافیک 
تهران سبز

مناقشات اتمی، گزینه نظامی و باقی قضایا

جنگ و رقابت گرگ‌های داخلی بر سر چپاول بیشتر سبب شده تا مذاکرات اتمی بیش از پیش دشوار شود.

توافق بر سر چگونگی کاهش تحریم‌ها و اقدامات نظارتی و راستی آزمایی رژیم ایران مسایلی بحث‌انگیز هستند و بخش‌هایی از طرف‌ ایرانی به آسانی به تسلیمی که نتیجه آن کاهش یا حذفشان از قدرت باشد تن در نمی‌دهد.

فعالیت‌های جنگی سپاه پاسداران و استمرار عملیات تروریستی نظام و مداخله و تداوم ارسال کمک‌های مالی و مادی و نیروی انسانی در مناقشات داخلی عراق، لبنان، سوریه و یمن از یک سو و شعارها و سخنانی که تمایل جناح‌های از قدرت در ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، آمریکا ستیزی، و نابودی اسرائیل را نمایان می‌سازد، طرف‌ غربی و پااندازهای نفوذی رژیم در جهت ایجاد رابطه با جمهوری اسلامی را در وضعیت بدی قرار می‌دهد.

مذاکرات را نمی‌شود تا ابد به تعویق انداخت و وقتی موش و گربه بازی به به تهوع‌ترین حالتش می‌رسد، رویارویی نظامی یگانه راه حل ممکن خواهد شد.

گزینه نظامی، شکل و هدف‌هایش

اهداف:
  • تغییر روش نظام: گرینه نظامی در اینجا فقط تا آنجا پیش می‌رود که پایگاه‌های هسته‌ای را نابود و پایگاه‌های نظامی را ضعیف سازد، سپس با زد و بندهای پشت پرده، قدرت را در دست کسانی قرار می‌دهد که احترام به اسرائیل و فرمانبری از سیاست‌های غرب را پذیرا باشند.
  • تضعیف نظام: در این حالت با استفاده از روش‌های گوناگون ضمن نابودی تاسیسات اتمی، کشور و مردم ایران به فقیرترین مکان و مردم جهان تبدیل می‌کنند، تجزیه ایران و جنگ‌های داخلی و بمب‌گذاری و قتل و غارت تا ابد ادامه خواهد داشت.
  • تغییر نظام: تغییر نظام و منسوب کردن دولتی دست نشانده، دستکم خیال آمریکا و اسرائیل را از موضوع اتمی و دست‌درازی‌ و نقشه‌ها و جاه‌طلبی‌های جنگی نظام در منطقه آسوده می‌کند، هر چند که اگر این هدف بدرستی برنامه‌ریزی و اجرا نشود، ممکن است به جنگ‌های داخلی در ایران و تجزیه آن بینجامد.


چگونگی رویارویی نظامی
  • یک: به احتمال ابتدا با یک فریبکاری سیاسی و اشاعه شایعه‌ای قوای نظامی ایران را از حالت آماده باش خارج می‌کنند.
  • دو: به احتمال زیاد در حمله‌ای سریع و گسترده تمامی تاسیسات هسته‌ای و مهم‌ترین پایگاه‌های نظامی را بمباران و با خاک یکسان می‌کنند.
  • سه: به احتمال در این مرحله، شاهد یک کودتای نظامی در داخل خواهیم بود، و جناح دلواپس و جنگ‌طلب و سرداران سپاه یک‌شبه دستگیر و تیرباران خواهند شد و پیام دوستی و چاکر منشی برای غرب ارسال می‌شد و جنگ یک روزه به پایان می‌رسد و عروس مسلمان نظام برای باقی زد و بندها به حجله آمریکا ارسال می‌شود.
  • چهار: کودتا نمی‌شود، یا کودتاچیان شکست می‌خورند و ایران و جامعه جهانی درگیر جنگی نفر به نفر می‌شوند، که چندان به طول نخواهد انجامید و با اخته و نفله کردن جنگ‌طلبان نظام و به قدرت رسیدن سازشکاران نظام همه چیز به خوبی و خوشی به پایان می‌رسد، علی الظاهر!
  • پنج: ترفند متفاوت این است که سرنگونی نظام یا تندروهای نظام را بسپارند بر عهده عربستان و داعش و غیره، در این صورت به احتمال جنگ طولانی خواهد شد، مگر تسلیم نظام و بسته شدن قرارداد پشت پرده و انهدام کامل تاسیسات اتمی بدست باقیمانده نظام!


بهترین کار و یگانه راه عاقلانه
با سازماندهی ناراضیان فعال، آماده هدایت شورش‌های پراکنده و آتشفشان خشم مردم در جهت به زیر کشاندن نظام فاسد و جنایتکار و مستبد نظام اسلامی، تشکیل دولت موقت و پاسداری از آزادی‌های بدست آمده و ممانعت از بازگشت استبداد شویم.

ما نیازی به تاسیسات اتمی و انرژی هسته‌ای نداریم، و استفاده از روش‌های ارزان‌تر و بی‌خطر‌تر و بسیار کم‌هزینه‌تر را شرط عقل می‌دانیم.

پرهیز از جنگ‌طلبی، دخالت در کشورهای همسایه، دوستی و رابطه با تمامی کشورها بر اساس حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی نیز شرط عقل در کشورداری است.

مذهب هم برای همیشه باید از سیاست و دولت و حکومت و قانون جدا شود و برود در کنج دل باورمدارانش و همانجا بماند و مزاحمتی برای کسی ایجاد نکند!

شایسته سالاری، ضابطه بجای رابطه، قانون‌مداری و مهم‌تر از همه اجرای مستمر روش‌های ضد جمع شدن قدرت انحصاری در دست مدیران و دولتمردان!

برنامه نظام استبدادی ایران برای واپسین روزها

اگر قدرتمداران رژیم اسلامی بتوانند با همه دشواری‌های سر راه به توافق اتمی با غرب دست یابند، اوضاع سوریه ختم بخیر شود، گربه شیر شده عربستان را رام کنند، نقشه تغییر خاورمیانه و تجزیه ایران را خنثی سازند، و مهم‌تر از همه به تفاهم و توافقی بر سر تقسیم باقیمانده ثروت ملی بین همه جناح‌ها و اصحاب قدرت در ایران برسند، می‌توانند خوش‌بین باشند که برای چند سال دیگر نیز در قدرت خواهند بود، اگر از فسادهایشان بکاهند و روی مدیریت و قانون‌مداری و عقلانیت اندکشان تمرکز کنند.

اگر چنین نشود چه خواهد شد، یعنی اگر سوریه را از دست بدهند و بعد عراق را، و درمانی برای حیثیت برباد رفته‌شان نسبت به یمن و ترک‌تازی‌های عربستان نیابند و پای داعش به ایران باز شود، و اسرائیل چند بمب یواشکی روی سر ما رها کند و بخش‌های از شمال و جنوب و شرق و غرب ایران جدا شوند و نتوانند در داخل و خارج به تفاهمی برسند تا بعد به توافقی برسند و بعدتر آن توافق را نشکنند، و ادامه وضعیت خراب اقتصادی‌، و تحریم‌ها و انزوای سیاسی و قیمت نفت و شورش‌های رو به فزون مردم، و جنگ گرگ‌های گرسنه بر سر چپاول آنچه از ایران فرسوده و ناتوان و زخم‌خورده باقی مانده...؟

افزایش جمعیت و اخراج ۴۷ هزار مامان کارمند

مشکلات اقتصادی کمر دولت را شکسته، همین چند هفته پیش بود که اعلام شد ۴۷ هزار خانم که از مرخصی زایمان استفاده کردند از شغل خود اخراج شدند، گناه را مثل همیشه انداختند گردن دولت قبلی، اما یافتن دلیل چنین کاری ساده است، با این وضعیت بی‌پولی استفاده از این جور خانم‌های نیمه وقت و نازنازی توجیه اقتصادی ندارد!

چاپگرهای سه بعدی: هوای تازه

چاپگرهای سه بعدی یکی از مهم‌ترین و تازه‌ترین دستاوردهای بشر است که بسرعت در حال تکمیل و بهینه شدن و کاربردی‌تر شدن در همه زمینه‌ها هستند.

امروز می‌خواهم همراه شما لحظاتی چشممان را ببندیم و مجسم کنیم که وجود این چاپگر چگونه می‌تواند از ترافیک و آلودگی هوا و گرم شدن زمین جلوگیری کند.

اما پیش از آن باید فریاد زنیم که ای‌کاش زعمای نادان جمهوری اسلامی بجای این همه هزینه و خسارت مستقیم و غیرمستقیمی که به ما بابت تلاش برای دسترسی به بمب اتمی تحمل کردند، ثروت بادآورده ایران را صرف چاپگرهای سه بعدی و دیگر دانش‌های نوین می‌کردند، تا هم خودشان از سود آن بهره‌مند می‌شدند، هم مردم جهان، و هم نامشان تا ابد به نیکی می‌ماند!

یکی از کوچکترین کاری که جمهوری اسلامی باید می‌کرد، نصب سلول‌های آفتابی در تمامی خانه‌ها و ساختمان‌ها جهت تولید برق سبز و رایگان است، که نکردند و لعنت بر آن‌ها.

هوای سالم، کاهش ترافیک

برای داشتن هوای سالم و کاهش ترافیک آنچه که نیاز داریم همت عالی است و مدیران توانا، اگر این دو مورد را داشتیم اجرای پیشنهادهای تکراری زیر می‌تواند شهرهای ایران را دگرگون کند و زندگی سالم‌تری برایمان به ارمغان آورد.

آمریکا سرزمین سیندرلاها

فیلم دانش عجیب Weird Science را دیده‌اید، محصول سال ۱۹۸۵؟

 در صحنه‌هایی کوتاه از این فیلم رابرت داونی جونیور بیست ساله نقشی منفی دارد، بازیگری ناشناس و آسمان جل برای آن موقع!

دانش عجیب اولین فیلم حرفه‌ای این بازیگر است، ولی پیش از آن نیز در سن پنج سالگی در فیلم پوند ساخته پدرش رابرت داونی بازی کرده بود.

پنج سالگی یا بیست سالگی، برای فرد کم سوادی که از کودکی معتاد بود و بارها به زندان افتاد، فقط در رویا و خواب و خیال می‌تواند روزی را تصور کند که یکی از ستارگان محبوب و ثروتمند سینما با بالاترین دسنمزد دریافتی خواهد شد.


آدم فقیر و معتاد و بیجاره باشد، ولی در ایران جمهوری اسلامی نباشد، چون اینجا حتی با وجود داشتن پشتکار و دانش و تحصیلات بالا شانس بسیار اندکی برای رسیدن به حداقل موفقیت‌ها در انتظار شماست!


در آمریکا مهم نیست که شانس شاهزاده شدن نصیب بسیاری از افراد نمی‌شود، مهم این است که همیشه این امید و امکان وجود دارد که بتوانید با تلاش و پشتکار به بالاترین نقاط برسید!