در حاشیه ادعاهای مطرح شده پیرامون فرودگاه جده

این روزها رژیم ایران به دلایل مختلف دنبال بهانه‌ای برای برخورد خشن با عربستان است و از حادثه‌ای که با روایت‌های متفاوت از بازرسی دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده شرح داده شده می‌خواهد پیراهن عثمانی بسازد برای پیشبرد اهدافش.

من که هر چه گشتم یک منبع مستقل و معتبر ندیدم که در مورد موضوع فرودگاه جده بطور مستقیم گزارش تهیه کرده باشد، هر چه بود یا از خبرگزاری‌های رژیم بود یا نقل قول از آن‌ها!

به علاوه شیوه اطلاع رسانی در این مورد مشکوک و خبرها ضد و نقیض می‌باشند. اول از تجاوز می‌گویند، بعد تکذیب تجاوز، «برخورد بی ادبانه»، «شبه تحاوز»، «تجاوز وحشیانه»، «قصد تجاوز، نه عمل تجاوز»، «قصد آزار و اذیت جنسی»، «تعرض»، «تعرض ناکام»، «بازرسی توام با خشونت»، «یک پسر، یک دختر»، «دو پسر»، «خودکشی»، «تکذیب خودکشی»...

احتمالا واقعیت قضیه همان داستان رایج «بازرسی خشن نسبت به مسافر مشکوک یا لوس» می‌باشد، و هر چند عملی غیر انسانی، اما در آمریکا و اروپا نیز اینکار شایع است، و ایران که مهد خشونت و توهین و رفتارهای غیر انسانی‌ است.

 نباید فریب این بازی رژیم را بخوریم، بازی حساسی که می‌تواند تا یک جنگ نظامی پیش رود!

اگر من خدا بودم: اینترنت

اگر من الله بودم، توسط جبرئیل برای محمد پیام می‌فرستادم که بخوان، و قتی که محمد می‌گفت خواندن نمی‌دانم، از الف تا یای کامپیوتر را برایش شرح می‌دادم، سپس دو هزار تن از جنیان مقرب خود را می‌فرستادم تا به مسلمانان آموزش ساخت کامپیوتر و خط تلفن و اینترنت را بدهند.

دستور می‌دادم خانه کعبه را بشکل پرنده آبی تویتر بسازند، و بر مسلمانان واجب می‌کردم که سالی یکبار سوت زنان دور این پرنده بچرخند و روزانه تویت کنند تا رستگار شوند.

اندیشه بنا نهادن فیسبوک را بر ابوبکر الهام می‌کردم، و بر عمر گوگل را، و بر عثمان یاهو را.

بر دل علی تاسیس مایکروسافت را می‌نشاندم تا شیعیان با سواد و دارا باشند و پاور پوینت  کنند برای آمرزش رفتگانشان، و زمین و زمینیان در آرامش باشند.


#اگرمن‌خدابودم
#اگر_من‌_خدا_بودم

مطلب مرتبط:
بازی وبلاگی: اگر من خدا بودم

خانه تاریک لوزان

این نوشته طنز نیست، اما هم ظریف است، هم عاشقانه، پایان خوشی هم دارد، در ضمن تمامی شخصیت‌های آن تخیلی هستند و هرگونه شباهتی اتفاقی است.
پرده اول
خانم ظریف با ظرافت و صبر و حوصله انقلابی تک تک ریش‌های سفیدش را با موچین کند، ناخن‌های دستش را با لاک بنفش رنگ کرد و با سیاستی که فقط از او می‌توان انتظار داشت، یک خال سبز رنگ کنار لبش نشاند، از آن خال‌هایی که اگر امام راحل زنده‌ بود و می‌دید، یک غزل صد بیتی در مدحش می‌سرود.

سایت بالاترین و مثلث اِررررر...

از وقتی که بسیاری از کاربران هوادار اصلاحات حکومتی و آقای روحانی و دولت تدبیر و امیدش مایوس از این جماعت گشتند و سایت بالاترین را ترک گفتند، کفه سنگین بالاترین به سمت لینک‌های سلطنت‌طلبان، ایران دوستان، مجاهدین، منتقدان اصلاحات حکومتی و مخالفان اصل نظام در کنار لینک‌های زرد و سکسی چرخید.

اینجا بود که دلواپسان بالایی مثلث (اصلاح‌طلبان، رفسنجانی، روحانی) دست به قیچی شدند و شروع به حذف و سانسور نمودند، کاری که در این سایت چندان بی‌سابقه نیز نبوده است.

آیا بیانیه لوزان توافق خوبی است؟

آنچه در پی مذاکرات بدست آمد توافقی رسمی و الزام آور نیست، فقط تفاهمی کلی و چهارچوبی است برای مذاکرات بعدی، چهارچوبی که سخنان ظریف و اوباما پس از آن و واکنش‌های بعدی نشان داد که حتی تفاهمی هم بدست نیامده است، و هنوز بسیار فاصله است تا به توافق رسیدن بر سر آنچه باید داد و آنچه باید گرفت.

اما آیا آنچه که طرف آمریکایی دستاورد مذاکرات لوزان می‌خواند، برای یکایک طرفین دعوا در صورت حصول یک قراردادی رسمی، توافق خوبی است؟
پاسخ خیر است!

سه گزینه اوباما و بچه خوب!

جناب اوباما می‌فرمایند:
واقعیت این است که ما تنها سه گزینه برای حل و فصل برنامه هسته ای ایران داریم.
نخست اینکه بتوانیم به توافقی قوی و قابل راستی آزمایی مانند این دست پیدا کنیم که به طور صلح آمیز از دستیابی ایران از سلاح هسته ای جلوگیری کند.
 دومین گزینه این است که ما می توانیم تأسیسات هسته ای ایران را بمباران کنیم و بدین ترتیب، جنگ دیگری را در خاورمیانه  راه بیاندازیم و برنامه ایران را برای چند سال به عقب برانیم. به عبارت دیگر، برنامه هسته ای ایران را فقط به اندازه کسری از زمانی که این توافق آن را به عقب خواهد راند، به عقب برانیم. به طور همزمان ما اطمینان حاصل خواهیم کرد که ایران  به سوی تولید بمب حرکت نخواهد کرد.
سومین (گزینه) این است که ما می توانیم خود را از مذاکرات بیرون بکشیم و تلاش کنیم کشورهای دیگر را متقاعد سازیم که به همکاری با ما برای اِعمال تحریم های گذشته و تحریم های جدید، همچنان ادامه دهند و صرفاً امیدوار باشیم که بهترین اتفاق ها (که به نفع ما باشد) بیافتد.
این در حالی است که ما هر بار که این کار را کردیم (از مذاکرات بیرون آمدیم) ایران سر تسلیم فرود نیاورد، بلکه در مقابل، برنامه (هسته ای) خود را پیش برد. اگر چنین شود، در مدتی کوتاه، زمان لازم که ایران برای تولید بمب هسته ای به آن نیاز خواهد داشت، از بین خواهد رفت و به علت همین بی اطمینانی، رقابت تسلیحات هسته ای در منطقه راه خواهد افتاد.
به عبارت دیگر سومین گزینه، ما را به سرعت به سمتی هدایت خواهد کرد که تصمیم بگیریم آیا عملیات نظامی (علیه ایران) انجام بدهیم یا نه، زیرا ما هیچ ایده ای نخواهیم داشت که در داخل ایران چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.

نه به اعدام

در جمهوری اسلامی به سه دلیل کلی اعدام می‌کنند:
قتل عمد
مذهب شیعه و قوانین آن
امنیت نظام 

آمارها نشان می‌دهد که مجازات اعدام در مورد قتل عمد نه بازدارنده‌ است نه سازنده، نه فقط مشکلی را برای بازماندگان حل نمی‌کند، که آن‌ها را نیز در ردیف قاتلان قرار می‌دهد و این چرخه را گسترش می‌دهد.

بعلاوه وجود کشورهای غیر مسلمان و سکولار که در آنها جرم و جنایت بسیار ناچیزی رخ می‌دهد دال بر آن است که چاره کار چیز دیگری است.

قوانین شرعی حکم اعدام غیر انسانی و وحشیانه و احمقانه و ارتجاعی و ضد حقوق بشری هستند، بعلاوه قانون‌گذاران و مجریان قوانین مذهبی این رژیم فاسد و جنایتکار و نادان و مستبد هستند.

امنیت رژیم سرکوبگر جنایتکار تمامیت‌خواهی که بر اساس ظلم و فریب و دروغ و فساد و جنایت و ترور و صدور تروریسم بنا شده هیچ ارزش و اعتباری ندارد.

برای متوقف شدن اعدام‌ها و برچیدن دارها یگانه راه حل سرنگونی این رژیم است و جدایی اسلام از اداره کشور!

آن‌هایی که از «کارزار لغو گام به گام اعدام-لگام» سخن می‌گویند یا نادانند یا فریبکار، قوانین اسلام اصلاح‌شدنی نیستند، آن‌ها را باید کنار زد، یکبار و برای همیشه!