تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته!

بر پایه نظریهٔ نسبیت، با افزایش سرعت یک جسم، زمان برای آن جسم کندتر می‌گذرد، بطور مثال اگر یک هفته با سرعت نزدیک به نور  حرکت کنیم، روی زمین ۱۰۰ سال گذشته است!

فرض کنید یک قطار فضایی داریم که سرعتی نزدیک به سرعت نور دارد و برای اولین سفرش اسم‌نویسی می‌کند، بنظر شما چه کسانی بیشترین مسافر این قطار خواهند بود؟ احتمالا ایرانیان!

بسیاری از ایرانیان کودکی، نوجوانی، جوانی خود را تباه شده می‌دانند از برکت حضور حکومت اسلامی، فرصت‌هایی که بدست نمی‌آیند و زمانی که با کمترین بازدهی تباه می‌شود.

اگر این فرصت فراهم شود که ایرانیان از ابتدای سال ۵۷ تا کنون سوار این قطار شوند و در همان سن و سال به صد سال بعد و زمانی بروند که هیچ اثر و نشانه‌ای از این جنایتکاران مذهبی نباشد، صف‌های درازی تشکیل خواهد شد برای این فرصت!

اما آیا صد سال بعد زمان مناسبی برای زندگی کردن در ایران است؟ فقر، فساد، ناامنی، فحشا، آلودگی و تباهی محیط زیست، بحران آب، جنگ داخلی، تجزیه، آدم‌خواری، زلزله، و هزاران بلای دیگر ایران را به چنان ویرانه‌ای تبدیل خواهد کرد که صد سال نمی‌تواند پالاینده نکبت بجامانده این رژیم باشد، و بهتر است که در این سفر رویایی چند هفته بیشتر در قطار بمانیم!

تصور کن
در واقعیت، داشتن یک زندگی محترم و شاد، کار و مسکن و بهداشت و تحصیل و تفریح و رفاه برای همه، در ایران ثروتمند چندان دست‌نیافتنی نیست، البته بلایی که دولت‌های رفسنجانی و خاتمی و احمدی‌نژاد با چاه زدن‌های بی‌شمار و سدسازی‌های احمقانه بر سر آب و زمین آوردند شاید جبران ناپذیر باشد، اما با چند سال تلاش و کوشش جمعی و مدیریت خردورز و انسان‌مدار می‌شود ایران را به سی و چند سال قبل برگرداند، و پس از آن با سرعت بیشتری به پیش رفت.

چاره کار یقینا ماشین زمان نیست، اصلاح‌طلبان آبحوضی هم نیست، دولت امنیتی هم نیست، رفسنجانی دزد و تروریست و جنایتکار هم نیست، چاره کار همت اقلیتی ناراضی است برای سازماندهی خودشان، به میدان آمدن و به میدان آوردن فقرا و برچیدن این نظام متعفن و جنایتکار اسلامی.

فرصت را از دست ندهیم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر