تحریم انتخابات و تعداد تحریم کنندگان

پیش‌تر و بر اساس آمار رژیم نوشتم در «سال ۱۳۹۲ حدود ۱۴ میلیون نفر یعنی تقریبا ۲۸ درصد انتخابات را تحریم کردند»، ضمن آنکه اکثریت آن ۱۸ میلیونی که به حسن روحانی رای دادند رایشان به بد بود برای بدتر انتخاب نشدن و رایشان مخالفت با خامنه ای‌ و تندروهای حاکم بود، و نوشتم همانجا که «آن ۱۸ میلیون نیز با ما هستند، وقتی که ما بخود و توان خود ایمان بیاوریم.»

در محکومیت آقای روحانی و حوادث بند 350

پنجشنبه قبل بروبچ سپاه پاسداران خشمگین از بی‌کفایتی ریاست زندان وارد زندان اوین شدند و در جستجوی کسی که از درون زندان با بی‌بی‌سی‌فارسی صحبت کرده بود و یافتن وسیله ارتباطی‌اش، زندانی‌های بند 350 را که ظاهرا در مقابل این تفتیش مقاومت کردند بدجوری کتک زدند و زخمی کردند.

هیچکس از یارانه انصراف نداد

بالاخره آمار انصراف دهندگان از یارانه اعلام شد. طبق خبرهای منتشر شده دو میلیون و چهارصد هزار نفر انصراف دادند. قبلا گفته شده بود که سه میلیون ایرانی خارج نشین یارانه می‌گیرند و از آنجا که جلوی ثبت نام این دسته از ایرانیان را گرفتند، می‌شود نتیجه گرفت که هیچکس انصراف نداده است.

رفراندم یارانه‌ای و محبوبیت دولت تدبیر و امید به تومان

بر اساس آنچه منتشر شده  حدود هفت و نیم درصد از مردم ایران دعوت آقای روحانی را لبیک گفته‌اند، البته نیمی از این تعداد ایرانیان خارج نشینی هستند که هنوز شناسنامه ایرانی دارند و می‌توانند به ایران سفر کنند و البته به اینان اجازه ثبت نام ندادند.

پس حدود سه و نیم درصد انصرافی داریم که از این تعداد بسیاری از ترس جریمه‌ها و تهدیدات دیگر انصراف دادند، و این احتمال نیز وجود دارد که برخی به هر علتی نتوانستند ثبت نام کنند.

آنچه که می‌ماند میزان محبوبت روحانی است یا بهتر بگویم میزان رای مردم است به کارنامه او و میزان اعتماد به برنامه‌های او و و باور پذیری و پذیرش سخنان او.

آنچه که برای دولت و اصلاح‌طلبان حکومتی فضاحت آور است این است که بیش از هفتاد میلیون ایرانی بین آقای روحانی و ۴۵ هزار تومان (که مبلغ بسیار ناچیزی است در این بازار آشفته گرانی و تورم) ۴۵ هزار تومان را انتخاب کردند.

با این حساب ارزش آقای روحانی نزد مردم ایران کمتر از ۴۵ هزار تومان است!
تبریک به مردم ایران!
پاینده ایران!

***

حدود هفده روز پیش و پیش از ثبت نام یارانه‌ها در بالاترین در مورد کارزار «نه به یارانه» آقای روحانی نوشتم:

مردم - منظورم مردمی است که جمهوری اسلامی پرورش داده- به یک چیز دیگر هم شدیدا اعتقاد دارند: «تا وقتی رفیقتم، که شریک پول جیبتم»!

باید دو مورد مهم در همین زمینه بررسی شود:
یک: صدا و سیما تبلیغات گسترده‌ای را برای انصراف مردم از دریافت یارانه فراهم نموده، پرسش اینجاست که چقدر تبلیغات صدا و سیما می‌تواند در این زمینه موثر باشد و مردم ما چقدر به صدا و سیمای رژیم اعتماد دارند؟
دو: تهدید و ارعاب در سراسر فرم منتشر شده ثبت نام به چشم می‌خورد، می‌دانیم پای دولت همیشه لنگ زده است از گرفتن مالیات از مردم و وجود صداقت در این زمینه؛ پرسش اینجاست که اینبار این تهدید‌ها چقدر می‌توانند موثر باشند؟

مورد بعدی این است چقدر دولت شهامت و توان دارد که مردم را مجازات کند یا در برابر آن‌ها بایستد:
یک: در فرم ثبت نام آمده است که بر اساس قانون فقط افراد نیازمند می‌توانند فرم ثبت نام را تکمیل کنند، یعنی اگر کسی نیازمند نباشد که معیار مشخصی در این زمینه ندارد، مرتکب قانون شکنی می‌شود.
در تمامی سطوح تا بیت رهبری آنچه عیان است قانون شکنی است، بر چه اساسی دولت به این دیدگاه رسیده است که عرضه ایستادگی در برابر قانون شکنی را دارد؟
دو: معیار توانمندی خانوارها برای گرفتن یارانه‌ها مجموع حقوق همه افراد است به اضافه درآمدهای دیگر مثل شغل دوم و سود سهام و غیره.
شغل‌های دوم به اعتباری و عموما غیر قانونی هستند و نه حساب و کتابی در آن‌ها وجود دارد، نه کنترلی بر آن‌‌ها اعمال می‌شود مثل مسافر کشی، نصب ماهواره، توزیع سی‌دی و انواع و اقسام دلالی‌ها و غیره؛ و ورود دولت در این نوع حساب و کتاب‌ها تقریبا غیر ممکن است...
سه: موضوع دیگری که در این فرم‌ها دیده می‌شود، ایجاد پنج گروه درآمدی خانوارهاست، از کمتر از ششصدهزار تومان تا بیش از دو نیم میلیون تومان، که ظاهرا در اینجا دست دولت باز است تا بر اساس جیبش و تعداد خانوارهای ثبت نام کرده گروه‌هایی را حذف کند، اما پرسش اینجاست با توجه به تورم و گرانی شدیدی که در انتظار آن بسر می‌بریم تا چه حد این توانایی حذف نیازمندان را دارد؟

هزارمین قسمت مـن و تـو پـلاس

عرض شادباش خدمت بروبچ من و تو پلاس بابت هزار برنامه دیدنی!


این روزها دوباره و از سوی دولت روحانی پارازیت‌ها بیشتر شده و در بسیاری از ساعت‌ها ارتباط ما با من و تو قطع می‌شود. باشد که یک روز تمامی کانال‌های موجود در ایران من و تو باشند و منو تو پلاس!


#منوتوپلاس

ایرانیان خشمگین

«طبق آمار طی ده ماه اول سال 92 حدود 90 هزار نفر به دلیل نزاع به مراکز پزشکی قانونی استان تهران مراجعه کرده‌اند، یعنی  هر روز به طور متوسط 295 نفر در استان تهران ، چنان با یکدیگر دعوا می کنند و همدیگر را مورد ضرب و شتم قرار می دهند که کارشان به پزشکی قانونی می کشد: به طور متوسط ، هر 5 دقیقه یک نفر!

تازه این 90 هزار ، کسانی هستند که با یکدیگر گلاویز شده و سپس به پزشکی قانونی رفته اند؛ بسیاری از افراد، بعد از نزاع ، پیگیری و مراجعه نمی کنند و آمارشان ثبت نمی شود.

دوستی تعریف می کرد: در یکی از کشورهای اروپایی ، شاهد تصادف بسیار شدیدی بین دو خودرو بودم که خسارت زیادی بر هر دو خودرو وارد شد. با خودم فکر کردم که الان راننده ها پیاده می شوند و هر کدام با مقصر خواندن دیگری ، ابتدا جر و بحث و سپس با یکدیگر گلاویز می شوند.
اما تنها کاری که کردند این بود: از خودروهایشان پیاده شدند، با یکدیگر دست دادند و به مبادله مدارک شان پرداختند و سپس به پلیس خبر دادند؛ همین! » به نقل از سایت عصر ایران

هر پنج دقیقه یک دعوای منجر به بیمارستان، احتمالا هر دقیقه یک دعوای خیابانی، آمار طلاق هم نشان می‌دهد که دعواهای دیگری نیز خارج از خیابان‌ها رخ می‌دهد.

چیزی هم که در دعوا مثل نقل و نبات پخش می‌شود، دشنام است و فحش ناموسی، بیچاره کشور ما که روزی در مهمان‌نوازی و فرهنگ زبانزد بود، حالا در تمامی جدول‌های منفی دنیا رتبه‌های بالا را دارد.

چی‌بگم من؟ بیچاره ایران!
یا
بیچاره ما که در زمان منحوسی بدنیا آمدیم!
یا
بدا بحال قسمت و نصیب ما که در باید در چنین زمانه‌ای در ایران بدنیا بیاییم و در ایران زندگی کنیم!
یعنی چه می‌شد سی چهل سال دیرتر می‌آمدیم یا سیصد چهارصد کیلومتر آنطرف‌تر؟

نه اینکه بخواهم از مسئولیت فرار کنم، اما چیزهایی هست فراتر از توانایی فرد.
همانگونه که فقر و تورم و گرانی و ترافیک و آلودگی هوا ناشی از مدیریت نادرست رژیم است، فساد و یاس و خشم نیز تابعی است از آن.

باشد که باشیم و این‌ها نباشند!

شکست دولت روحانی در انصراف از یارانه‌ها

دولت تدبیر و امید اصلاح‌طلبان در انصراف دادن مردم از یارانه‌ها با وجود لبخند و خوش سخنی‌اش و تبلیغات وسیع و پر خرج صدا و سیمای آغا و دیگر رسانه‌های وابسته و تهدیدهای بسیار و شاخ و شانه کشیدن‌های فراوان فقط توانست چند درصدی از مردم داخل کشور را قانع کند که از یارانه گرفتن انصراف دهند.

این شکست فضاحت بار شکست روحانی و دولتش از بابت نداشتن پایگاه مردمی، شکست صدا و سیما در عدم جذب و باور پذیری‌ مردم نسبت به آن و نیز شکست اصلاح‌طلبانی است که مثل گوسفند دنبال این دولت ناتوان در همه زمینه‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی موس موس می‌کنند.

آغای رهبر و زنان

دیروز
البته چندان عجیب نیست که این روضه خوان دو زاری به زنان به چشم کنیزی ویژه زاد و ولد بنگرد و آن‌ها را نه برابر با مردان بداند و نه بخواهد که زنان تحصیل‌کرده و فهیم ما خارج از خانه و خانه‌داری فعالیت کنند، مشکل از الله جان و تعلیماتش است.

«مقام معظم» اینبار نیز «الله» را هم به کمک گرفته و فرموده «با کدام منطق باید زنان، که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه ای از زندگی آفریده است»، که لابد این منطقه ویژه همان جایگاه ارضای شهوت و تولید مثل و خدمت به شوهران است، «در عرصه هایی وارد کنیم که آنها را دچار رنج و سختی می کند»!

لابد زنان ما هم فرامین مقام معظم را لبیک می‌گویند و از همین ثانیه می‌روند کنج خانه‌ها، تا ببینم چه بشود!

امروز
نخیر زنان ما یا گوششان به حرف رهبر گرامی بدهکار نبود یا فکر می‌کنند این رهبر و اسلامش و الله‌اش یک دنده کم دارند که هنوز خود را دچار رنج و سختی می‌کنند و به آن منطقه ویژه نمی‌روند!

 دو کلمه حرف حساب با آغا
رهبر جان
یه چیزی بگو که این‌جوری خیط و بور نشی، درسته که در گاله معظم بازه، اما می‌شود بستش، نمی‌شود؟!

روحانی سنج

«ما برآنیم تا در طول صد روز نخست ریاست جمهوری حسن روحانی و پس از آن٬ بر نحوه اجرای وعده‌های وی نظارت کنیم و کیفیت پیگیری و تحقق آنها را بازتاب دهیم.» سایت روحانی سنج

بد نیست نگاهی کنیم به تنها پنج وعده‌‌ تحقق یافته از میان ۷۳ وعده، تا این لحظه و از دید سایت روحانی سنج:
بازگشایی خانه سینما در ماه اول
بازگرداندن اساتید کنار گذاشته شده به دانشگاه
مخالفت با ستاره دار کردن دانشجویان
مهار تورم
ادامه پرداخت یارانه ها به میزان 45 هزار تومان و عدم کاهش آن

لازم به بحث زیادی نیست، مشخص است که تحقق همین پنج مورد ادعایی گزاف بیش نیست و نمایشگر فلاکت دولت و اصلاح‌طلبان حامی آن‌ها هستند.

بد نیست نگاهی هم بیندازیم به سخنان سراسر دروغ و فریب روحانی در سیستان و بلوچستان:
«بین پیروان اقوام و مذاهب تفاوتی وجود ندارد.»
 «ما همه تابع قانون اساسی هستیم و در این قانون اساسی بین پیروان اقوام و مذاهب تفاوتی وجود ندارد و تمام مردم ایران‌زمین تحت لوای قانون اساسی از حقوق شهروندی برابر برخوردارند.»
«ما در این کشور شهروند درجه دو نداریم.»
«ما هیچ تفاوتی میان مذاهب، اقوام و جنسیت طبق قانون اساسی قائل نیستیم»
«در این کشور شایسته‌سالاری حاکم است.»
اگر آقای روحانی یا هر کدام از کسانی که در این رژیم همیار و همکار بودند یا هستند پینوکیو بودند، دماغشان دو دور دور زمین زده بود!

تحریم انتخابات و آرمانگرایی و عملگرایی

موقع انتخابات که می‌شود اصلاح‌طلبان حافظ نظام جنایتکار و مستبد کسانی‌ را که خواهان انتخابات آزاد بر اساس قوانین بین‌المللی هستند آرمانگرا و زیادی‌خواه لقب می‌دهند و خود را عملگرا می‌خواهند. در این نوشته می‌خواهیم با زبانی ساده بحث کنیم که:
آیا آرمانگرایی بد است؟
آیا ما آرمانگرا هستیم؟
آیا عملگرایی و واقع‌گرایی اصلاح‌طلبان ارزشی دارد؟

ابوطالبی اون مرد کوچک

با آهنگ علی کوچولو، تقدیم به سید علی یه دست و شرکا

لی‌لی‌لی‌لی‌لی
لی‌لی لی‌حوضک
ابو طالبی
اون مرد کوچک
نه قهرمانه
نه خیلی پر زور
گروگان‌گیره
یه تروریسه
توی آمریکا
راهش ندادن
لی‌لی به لالاش
اونجا نذاشتن
گفتن جای تو
 اینجا نباشه
گفتن جای تو
 اینجا نباشه
...
لی‌لی لی‌حوضک
لی‌لی‌لی‌
مردم ایران
بهش خندیدن
هه هه هه هه هه
فه قه قه قه قه
....
ابوطالبی
خیط و بور شد
سکه پول شد
سکه پول شد
....
ابو طالبی
اون مرد کوچک
نه قهرمانه
نه خیلی پرزور
یه مفت خوره او
تو این ولایت
...
یه روز منو تو
اون و باباشو
علی یه دسو
دس به دس هم
بیرون مین‌دازیم
این کشورو ما
باهم می‌سازیم
...
این کشورو ما
باهم می‌سازیم

---

حمید ابوطلبی از بروبچ دولت حسن روحانی بدلیل سابقه گرونگانگیری اجازه ورود به آمریکا را نگرفت!

چنگ و گاز دانشجویان دانشجویان اصولگرا و اصلاح‌طلب

در خبرها آمده که دانشجویان اصولگرا و اصلاح‌طلب دانشگاه  امیرکبیر هنگام سخنرانی جانوری بنام جلیلی همدیگر را چنگ زدند و گاز گرفتند!

اولی [در حالیکه تسبیح می‌دازد]: می‌خوام اسم این پسره رو توی این دانشگاه بنویسین!
دومی [در حالیکه تسبیح می‌دازد]: تو کنکور قبول شده؟
اولی: نچ!
دومی: دیپلم که داره؟
اولی: نچ!
دومی: سواد چی؟
اولی: نچ!
دومی: هر و از بر تشخیص می‌ده؟
اولی: نچ، اما...
دومی: اما چی؟
اولی: باباش خودیه!
دومی: خب این را از اول می‌گفتی برادر من!
‌***
یه اولی دیگه [در حالیکه تسبیح می‌دازد]:  بسم الله الرحمن الرحیم‌ [با ح ته گلو]، می‌خوام اوسای این دانشگاه بشم!
یه دومی دیگه [در حالیکه تسبیح می‌دازد]:  بسم الله الرحمن الرحیم [با ح ته گلو تر]، تحصیلات و سوابق لطفا!
یه اولی دیگه: تحصیلات حسابی ندارم، اما سه چار سالی مستراب شور آقا امام راحل بودم.
یه دومی دیگه: همین کافیه، چه موقع می‌تونین درس بدین؟
یه اولی دیگه: والله، امسال وقت اینکارو ندارم، فعلا استخدامم کنین و حقوقم را بفرستین در خونه، تا ببینیم سال آینده کی وقت بکنم این جوونای مردم را آدم کنم!
یه دومی دیگه: انشاءالله!

بحث: نقش شخصیت‌ها در سرنوشت ایران

این مطلب را به بحث می‌گذارم، اگر دوست داشتید لطف کنید در این بحث شرکت کنید:
شخصیت‌ها چقدر می‌توانند در سرنوشت و تاریخ یک ملت موثر باشند؟

لطفا به این پرسش‌ها پاسخ دهید:
  • اگر خمینی بدنیا نمی‌آمد، آیا جمهوری اسلامی ایران وجود داشت؟
  • اگر بجای احمدی‌نژاد یکی دیگر از اصولگرایان رئیس جمهور می‌شد، آیا وضعیت اقتصادی و سیاسی رژیم تا این درجه سقوط می‌کرد؟
  • آیا فرق می‌کند که خاتمی اصلاح‌طلب رئیس جمهور باشد یا یکی دیگر از همفکران و همقطارانش؟

تحریم انتخابات و ادامه سانسور و پارازیت

همانطور که پیش از انتخابات از سوی ما گفته می‌شد « تا جمهوری اسلامی هست سانسور و سرکوب هم هست»؛ و آن‌هایی که به هر طریقی و به هر انگیزه‌ای برای حفظ رژیم تلاش می‌کنند شریک جرم هستند.

تازگی‌ها و در دولت تدبیر و امید سایت ساز گوگل همراه همه سایت‌های ساخته شده با آن فیلتر شده و اگر s را از جلوی https  نشانی آن‌ها برداری، ورود به سایت‌هایی که با این سرویس ساخته شده پیام Secure Connection Failed را نشان می‌دهد.

این اولین باری نیست که جمهوری اسلامی با امکانات مفید گوگل سر لج گذاشته است و نیز اولین باری نیست که ورود به این سرویس را بر روی ایرانیان بسته است و نیز این اولین سایتی نیست که توسط دولت روحانی بسته می‌شود.

بدبختی ما ایرانیان داخل این است که بسیاری از خدمات اینترنتی و از جمله برخی سرویس‌های گوگل نیز از سوی آمریکایی‌ها مسدود شده است و از دو سو چوب اعمال پلید حاکمیت ایران و حماقت آمریکا را می‌خوریم.

اما بعد
در اوائل انتصاب آقای روحانی و دولت امید و تدبیرش صحبت‌هایی بود از برداشته شدن فیلتر فیسبوک و تویتر، که کم کم مثل شعله شمع خاموش شد و معلوم شد ژست تبلیغاتی حسن و ظریف و چند تای دیگر از برادران است جلوی خارجی‌ها که مثلا این‌ها تافته جدا بافته‌اند.

در کنار فیسبوک و تویتر هیچ صحبتی نشد یا من ندیدیم که درباره برداشتن فیلترینگ از دو سرویس بی‌نظیر بلاگر و وردپرس نیز گفتگویی شود، ظاهرا موضوع فیلترینگ این سرویس‌های محبوب با درآمدهایی که بروبچ سپاه از خدمات سرویس‌دهی‌هایشان بدست می‌اورند چندان بی‌ارتباط نیست، علاوه بر اینکه با کمترین هزینه می‌توانند وبلاگ‌هایی که از خط قرمز عبور می‌کنند را سر به نیست کنند.

و بعدتر
هرگاه از سوی جامعه جهانی و با فشار و همیاری ایرانیان خارج از کشور به این‌گونه حرکات ضد حقوق بشری اعتراض شود، رژیم همیشه هراسان از سرنگونی کوتاه می‌آید.

رژیم جمهوری اسلامی سگ هاری است که تا آنجا عربده می‌کشد و پاچه می‌گیرد که ساکت به تماشایش بنشیند و چون دست‌ها بالا رود فرار را برقرار ترجیح می‌دهد.

کلام آخر
این اصلاح‌طلبان حکومتی که از حالا در فکر شرکت در انتخابات بعدی هستند، پرسشم از مردم است که چه بهره‌ای بردید از همراهی با آن‌هایی که عمری است در خدمت و حفظ نظام فاسد و جنایتکارند، جز وعده‌های توخالی و فریب‌کاری؟

آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی و بهاییان

آنگونه که در خبرها آمده آقای عبدالحمید معصومی تهرانی به قصد دلجویی هدیه‌ای به جامعه بهاییان تقدیم نموده است.

به نقل از خودنویس:
 آیت‌الله عبدالحمید معصومی تهرانی در سایت خود می‌نویسد که نیّت او از تهیّه و تقدیم خطّاطی این آیه از آثار بهائی «تذکّر و یادآوری بر ارج نهادن به انسانیّت انسان، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، هم‌یاری و هم‌دلی و پرهیز از کینه‌ورزی، عصبیّت و تعصّبات کور مذهبی» بوده است.
قبلا هم در جایی دیگر این جناب آخوند اظهار امیدواری کرده‌اند که «روزی در ایران شعیه، سنی، زرتشتی، مسیحی، یهودی، بهایی و حتی خداناباوران از حقوقی یکسان و کرامتی هم‌سطح برخودار باشند»!

در بالاترین در واکنش به این اقدام نوشتم:
البته قبول ندارم که می‌شود برداشتی منطقی یا سکولار یا دموکراسی‌خواهانه از اسلام داشت، اما می‌پذیرم که منطقی‌ترهایشان می‌توانند بخش عظیمی از قرآن و اسلام را نادیده بگیرند، همانگونه که اکثریت ملت ما مسلمان یک در میان هستند!
اگر از بدهایشان انتقاد می‌کنم، خوب‌هایشان را نیز باید که قدردان باشیم:
درود بر آقایان عبدالحمید معصومی تهرانی و سید محمدحسین کاظمینی بروجردی، و کم و نیست باد مخالفانشان!

فقط ما می‌دانیم

مجری صدا و سیمای آغا عصبی بود که چرا مردم بی‌سواد غیر متخصص در کوچه و خیابان و تاکسی و اتوبوس از آقای ظریف و دولت تدبیر و امید انتقاد می‌کنند و در کاری که تخصص‌اش را ندارند اظهار فضل می‌کنند و احترامی برای آقایان قائل نیستند.

البته این سخنان مجری آغا سخن جدیدی نیست، ملایان هم دوست ندارند که غیر ملایان در مورد دین و قرآن و شخصیت نورانی آن‌ها سخن بگویند، یا انتقاد کنند.
پزشکان ما هم در همین مایه‌ها هستند.

آیا تا بحال شده که در صف نانوایی یا درون تاکسی و مترو و اتوبوس شنیده باشید که مردم درباره انتگرال یا فیزیک کوانتمی یا جدول مندلیف بحث کنند.

مردم در مورد چیزهایی بحث می‌کنند که دستکم تجربه‌اش را دارند، دکتر‌های ما که فقط باندازه کافی وقت برای خرید و فروش پاساژ و خانه ویلایی دارند، نسخه‌‌های کلیشه‌ای‌شان را مردم از حفظند، و هر بز چرانی هم می‌داند چطور  سر امام حسین را تشنه لب قطع کند تا اشک صغری و کبری خانم را در آورد و مردم کوچه و بازار ما هم یاد گرفته‌اند که چگونه قرآن را به نفع خودشان تفسیر کنند.

در مورد دولت مردم آنقدر چوب تورم و گرانی و بی‌تدبیری و دروغ و وعده و فریبکاری را خورده‌اند که بتوانند در مورد اصحاب دولت نظر بدهند.

مشکل ما، مردم ما نیستند، مشکل ما بی‌سوادی و بی‌فرهنگی دولت‌مردان و ملایان ما هستند که با نابخردی‌های مکررشان ارزش خود و کارشان را پایین آورده‌اند.

طرح افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت

این روزها غم آخوندها و مجلس نشینان ما «طرح افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت» است و تصویب طرحی برای جرم شناختن «تمامی اقدامات به سقط جنین، عقیم سازی مانند وازکتومی، توزکتومی و هرگونه تبلیغات راجع به تحدید موالید و کاهش فرزندآوری»، البته چیز جدیدی نیست در مملکتی که مشتی گوساله رئیس و قانونگذار و مجلس نشین آن هستند و آنچه که خوب بلدند زور گفتن است و به زندان انداختن و سانسور و پارازیت و سرکوب، تا هر غلطی می‌خواهند بکنند و بیچاره ایران و آینده‌اش.

پیش‌تر در مورد «افزایش جمعیت، بیضه اسلام و خمینی (ل‌ع)» چیزکی نوشتیم، هدف این عمامه بسران فقط افزایش جمعیت مسلمانان است، بی آنکه در تدبیر امکانات و زندگی بهتر برای آنان باشند.
برخلاف شعارهایی که می‌دهند در نگرانی از پیر شدن جمعیت ایران، هدف اصلی شان تولید مثل سربازانی است برای روی مین رفتن و تروریسم و جنگ و تباهی.

اگر در ایران دارای وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نسبتا قابل قبولی بودیم و یا شاهد تلاش برای بهینه کردن مدیریت کشور می‌بودیم، و به اندازه کافی برای جمعیت فعلی و مثلا بیست سال بعد دارای کار و مسکن ومدرسه و دانشگاه و بیمارستان و پارکینگ و غذا و پوشاک و ورزش و تفریح و هنر و کشاورزی و صنعت و غیره بودیم، و دارای برنامه‌ای مدون برای بهبود و پیشرفت و نوسازی در همه زمینه‌ها بودیم، و دارای برنامه‌ای مناسب برای بهبود زندگی سالمندان فعلی و آینده بودیم و در عمل نشان می‌دادیم که این توانمندی را داریم که این برنامه‌ها را اجرا کنیم، آن موقع می‌توانستیم بحث کنیم که آیا «زندگی بهتر، بچه کمتر» منطقی‌تر است یا «زرت و زرت بچه بساز و بینداز بیرون»، آیا واقعا باید نگران کاهش جمعیت جوان باشیم یا نه!

حتی در صورتی‌که کارشناسان گوناگون و مورد اعتماد ما به این اجماع می‌رسیدند که باید جمعیت را افزایش داد، راه حل چماق قانون نیست.

***

بد نیست بدانیم:
در حال حاضر ایران جمعیتی بیش از هفتاد و هفت میلیون نفردارد، که ۲۳ درصد آن زیر ۱۵ سال و ۳۱/۵ درصد بین شانزده تا بیست و نه سال و ۳۹/۵ درصد بین سی تا ۶۴ و ۱۵/۷ درصد بالای ۶۴ سال سن دارند.

برسد بدست روحانی دستمال بدست و اوباشش

آقای حسن روحانی پنج بار برایم پیامک فرستاده و «نوروزی سرشار از شادی و امید را» برایم آرزو کرده است، البته همه این پیامک‌ها را روز سیزدهم ارسال کرده یا شاید هم آن‌ها را داده دست لاک‌پشت‌ها که در این روز رسیده است.

بحرحال ما از اون دسته هالو‌ها نیستیم که با این دستمال‌ بدست گرفتن‌هایتان موضع‌مان عوض بشود.

نوروزی برای ما سرشار از شادی و امید است که شما و بالادست‌هایتان گورتان را گم کرده باشید یا شرتان را از سرمان کوتاه کرده باشیم!

مخلص مردم ایران - الف تهرونی

در سوگ سیزده بدر

نوروز را با در سوگ نوروز آغاز کردیم و با در سوگ سیزده بدر بپایان می‌بریم.

آخوندک احمد خاتمی «گره زدن سبزه» و «نحس دانستن عدد ۱۳» را «خرافات» دانسته و فرمودند که این مسائل «درشان ملت ایران نیست.» و «مردم ما شادی و غم خود را با شادی اهل بیت تنظیم می‌کنند» و «ضمن اینکه ایام نوروز را با سنت‌های خوب نوروزی می‌گذرانید انشاءالله حریم اهل بیت را به خصوص در روز ۱۳ فروردین که یک روز قبل از شهادت صدیقه طاهره است را حفظ کنید.»

اولا مرده شور این مردم شما را ببرند که غم و شادی خود را با اجانب ایران ستیز تنظیم می‌کنند.

به هر رو این نخستین باری نیست که این کاست نجس بطور علنی دشمنی خود را با آداب و رسوم و فرهنگ ایرانی‌ها ابراز می‌کنند.

سال‌ها پیش سیزده بدر را روز طبیعت نام نهادند تا بنوعی آن روز و اصرار مردم در برپایی شادی و شادی در طبیعت را به نفع خود مصادره کنند، و زهی خیال باطل.

نحسی این روز دیدن نیروهای نظامی رژیم است در طبیعت که بدر می‌شوند، و دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد!