توافق‌نامه ذلت‌بار اتمی رژیم

به تازگی، و به لطف یکی از دوستان، عضو بالاترین شده‌ام، دلیل عضویت فقط یک چیز بود: اعتراض از تریبونی که قدرتمندتر از این وبلاگ است.
اما این وبلاگ هم ویژگی‌هایی دارد که بالاترین ندارد، و به همین دلیل نظرات منعکس شده خود را در بالاترین درباره توافق ژنو در اینجا بازنشر می‌دهم:

مذاکرات اتمی ژنو به نتيجه رسيد
یک شکست تاریخی برای ایران، پس از هزینه‌های بسیار مالی و سیاسی، برگشتیم به هشت سال پیش، البته هنوز نه، شاید شش ماه دیگر برگردیم به هشت سال پیش.
حتی برای آقای خامنه‌ای و شرکا این یک پیروزی شیرین نیست، قراردادی ذلت‌بار است، پذیرش غلط‌‌های جاه طلبی‌های اتمی گذشته!

ظریف: مهم‌ترین بخش تفاهم به رسمیت شناختن غنی‌سازی ایران است!
مطابق این به اصلاح تفاهم، باید ششماه صبر کنیم، و ببینیم ایران به آنچه گفته در عمل پایبند است یا نه، پس از آن تازه برمی‌گردیم به هشت سال پیش، با این فرق که در طول این هشت سال، میلیاردها دلار را بر اثر لجبازی جاه طلبانه خامنه‌ای و مدیریت احمقانه احمدی نژاد بباد داده‌ایم!

ظریف در کنفرانس خبری، دستاوردهای اجلاس ژنو را تشریح کرد 
ظریف: نتوانستند با دروغ و فریب جلوی موفقیت مردم ایران را بگیرند.
چه موفقیتی؟ جز اینکه به فضاحت‌ترین شکل تسلیم شدید؟ و در نهایت چه بدست می‌آوردید؟ هیچ!
پیش از مدیریت بیخردانه کشور، نه تحریمی داشتیم نه اموالی مصادره شده بود، و در نهایت ذلتی که بخرج دهید برمی‌گردیم به نقطه صفر!
البته اگر زیان‌های بسیاری که در اثر این جاه طلبی اتمی دچارش کنیم را بحساب آوریم، به زیر صفر می‌رسیم.
فقط احمق‌ها شادی می کنند و کسانی که دانسته و ندانسته در تداوم عمر این رژیم سفاک دستشان آلوده است!

 توافق تاریخی ایران و شش قدرت جهانی در ژنو 
توافق تاریخی!
زکی!
پنج + یک موفق شد این بچه تخس را سرجایش بنشاند، تازه اگر در ششماه پیش رو دوباره بازی در نیاورد!

دروغگویی شگفت انگیز جواد ظریف
مثل اینکه تازه رسیدیم سر جای اول!
آمریکا و غرب شاید رسیده باشند سر جای اول، یعنی باز گشت به یک دهه قبل، چرا که همان موقع هم می‌گفتند، حقوق اتمی ایران محفوظ، اما زیر نظر آژانس و شیطنت بازی ممنوع!
اما ایران جای اولش هم نیست، تصور کنید اگر جمهوری اسلامی بجای این همه لاپوشانی و دودوزه بازی‌ها، از روز اول با صداقت با جامعه جهانی همکاری کرده بود، هر تعداد که می‌خواستیم تا بحال نیروگاه فعال داشتیم، بعلاوه سرمایه گذار خارجی، وام‌های بین‌الملی، رشد اقتصادی، دستکم حتی اگر به کره نرسیده بودیم، از امارات و ترکیه جلوتر بودیم.
حالا این‌ها را که نداریم، ضرر و زیان ناشی از روابط احمقانه با غرب، انزوای سیاسی و تحریم‌ها شده یک کوه اسکناس، یعنی حتی اگر تحریم‌ها برچیده شود، اموال مصادره شده خودمان به خودمان برگردد، باز چیزی بدست نیاوردیم، جز اینکه در سطح جهانی به غلط کردن و تحمل قرارداد ذلت بار رسیدیم!
متن کامل توافق‌نامه ایران و ۵+۱ در ژنو
توقف هرگونه غنی سازی اورانیوم بالای ۵ درصد و برچیدن تجهیزات غنی سازی تا این درصد خاص
-ایران نباید هیچ گونه سانتریفیوژ جدیدی از هیچ نوعی را نصب کند
ایران نباید تاسیسات غنی سازی جدید احداث کند
ایران تعهد می‌دهد تا ذخیره اورانیوم ۳.۵ درصدی خود را افزایش ندهد
راکتور اراک را از فعالیت خارج کند

روحانی : به غنی سازی اورانیوم مانند سابق ادامه خواهیم داد
اگر راست می‌گویید به غنی سازی اورنیوم مانند سابق ادامه دهید!
از میان متن توافق نامه:
توقف هرگونه غنی سازی اورانیوم بالای ۵ درصد و برچیدن تجهیزات غنی سازی تا این درصد خاص.
ایران تعهد می‌دهد تا ذخیره اورانیوم ۳.۵ درصدی خود را افزایش ندهد
ایران نباید تاسیسات غنی سازی جدید احداث کند

به کوری چشم مجاهدین نتانیاهو آل سعود شریعتمداری و تجزیه طلبها ایران و آمریکا به توافق نامه هسته ای دست یافتند!
تا جمهوری اسلامی است گزینه نظامی و خطر جنگ وجود دارد، مسبب این کار فقط رژیم فاسد و دیکتاتوری اسلامی است.
بروید متن توافق را بخوانید، ذلت آشکار برای رژیم است.
هنوز حتی برنگشتیم به دوره قبل از تحریم‌ها.
چه کسی پاسخگوی خسارت و ضرر و زیان‌های ناشی از لجاجت و جاه طلبی اتمی جمهوری اسلامی در این سال‌ها است؟

آغاز به کار کمپین رسانه ای تخریب دست آورد مذاکرات ژنو و کاسه داغ تر از آش شدن مخالفان برنامه اتمی ایران!
قصد تخریب در کار نیست، فقط شفاف سازی است، انتقاد و افشاگری دغلبازی و پنهان‌کاری رژیم حق همه افرادی است که به حال و آینده ایران علاقمند هستند.
متن توافق به فارسی هم ترجمه شده و در دسترس است، ما که در آن پیروزی ندیدیم، ذلت چرا!
اگر جمهوری اسلامی به صراحت بگوید که این همه سال به اشتباه دنبال ساخت بمب اتم بوده، و در اثر آن هزینه‌های گزاف به ایران زمین و مردمانش وارد ساخته، و اکنون پوزش می‌خواهد و مسببین این سیاست را برکنار و تنبیه می‌کند و از اکنون با شفافیت تام دست دوستی و تعامل بسوی جهان دراز می‌کند، زندانیان سیاسی را آزاد، رقابت آزاد در اقتصاد، آزادی مطبوعات و احزاب و تجمعات، برچیدن رانت خواری و دلال بازی... آن‌موقع ما که رسما حرفی برای گفتن نداریم، برایش دست می‌زنیم و دستش را هم می‌بوسیم!

توافق ژنو؛ پیروزی تاریخی یا بازگشت به عقب؟ 
توافقنامه ژنو را نمی‌توان بازگشت به عقب خواند... زیرا... این توافقنامه به دولتمردان ما آموخت که راه تقابل همه جانبه با تمام دنیا راهی نیست که به سرانجامی مناسب ختم شود...
پرسش از دوست نویسنده این تحلیل این است: آیا براستی آموختند؟
ظاهرشان که چنین نشان نمی‌دهد، اگر آموخته بودند، به جای تبریک گفتن، حداقل کاری که می‌کردند پوزش خواستن از ملت بابت باید تحمیل این همه ضر و زیان‌ وارده است و بعد پیش گرفتن راه و روشی منطقی و شفاف و راست!
آقای اوباما روز اولی که به ریاست رسید روی خوش و دست دوستی به این‌ها دراز کرد، فرصت تاریخی و پیروزی برای رژیم، استفاده از امکانات آن روز بود، اما رژیم دنبال ساخت بمب اتمی است، چیزی نیاموخته، کمی ضعیف شده است، بگذارید دلار‌ها بدستش برسند، بعد قضاوت کنیم.

برندگان پرشمار توافق هسته‌ای  
من با بند بند تفسیر آقای جمشید فاروقی مخالف نیستم، بعضی جاها حرفش منطقی است:
توافق بر سر برنامه اتمی به سود صاحبان قدرت در ایران نیز هست و "بیمه عمر" معتبرتری برای آنان است
البته با حذف نیز.

اما در کل متاسفم که ایشان رئیس بخش فارسی دویچه‌وله هستند، خبرگزاری‌ها باید تلاش کنند تا جای ممکن بی‌طرف باشند.
بی‌بی‌سی را نگاه کنید، زمانی افراد با دیدگاه‌های مختلف و متضاد شنونده آن بودند، اما از وقتی که بطور مستقیم مدافع و سخنگوی اصلاح‌طلبان حکومتی و بطور غیر مستقیم از رژیم حمایت می‌کند، منفور و غیر قابل اعتماد و مبدل به یک رسانه حزبی شده است.

معاهده ترکمانچای نوین بالاخره امضاء شد!
برای چندصباحی بیمه کرد و عمرش را درازتر نمود.
البته به خیال خودش، شب دراز است و قلندر بیدار!

چهار خطای راهبردی مصالحه اتمی با جمهوری اسلامی 
تداوم تحریم‌ها... از قدرت آتش افروزی و سرکوبش کاسته می‌شود...
حکومتی که نان مردم را نمی‌تواند تامین کند یا در پرداخت حقوق‌ها مشکل دارد نمی‌تواند مثل دوران احمدی نژاد هر روز دهها هزار نیرو را برای سرکوب به خیابان‌ها گسیل دارد. ماشین سرکوب جمهوری اسلامی مثل ماشین ترور آن در خارج کشور با درآمدهای نفتی اداره می‌شود.
برچیدن تحریم‌ها، فربه کردن جیب رژیم و باز کردن دست آن در سرکوب داخلی و ترور خارجی است.
واقعا متاسفم برای کسانی که در جشن استمرار رژیم سفاک پایکوبی می‌کنند.

اصلاح طلبان نوین

روز بروز بیشتر آشکار می‌شود که دسته جدیدی از اصلاح طلبان در ایران ظهور کرده‌اند، که آنان را اصلاح طلبان نوین یا نو اصلاح طلب نام می‌نهیم.

اصلاح طلبان نوین
تعجب نکنید، اصلاح طلبان نوین عبارتند از خامنه‌ای و گروهی از پاسداران و اصولگرایانی که متوجه شدند که دیگر نمی‌توانند به شیوه گذشته بر قدرت تکیه بزنند، و اصلاحات را به مثابه برنامه‌ای ناگزیر برای نجات و استمرار حکومتشان پذیرفته‌اند.

طبعا این تغییر روش باعث می‌شود تا اینان از متحدان دیروزشان روز بروز فاصله بگیرند و به اصلاح طلبان نزدیک شوند، اما مانع بزرگ سر راهشان رفتار و سخنان و عقاید و موضع‌گیری‌روزها و سال‌های پیش خودشان است که در تضاد با رفتار و برنامه جدیدشان است.

آسان‌ترین روش برای رهایی از این دست موانع این است که اصلاح طلبان نوین از کردار و رفتار گذشته‌ خودشان برائت جویند و از مردم پوزش بطلند و تلاش کنند تا حداقل تنبیهی را برای خودشان قائل شوند، اما حتی این آسان‌ترین روش چندان آسان نخواهد بود.

 اولا دیکتاتورها اهل پوزش و عذرخواهی نیستند، زیرا تقدسشان زیر سوال می‌رود و از ابهت و قدرتشان کاسته می‌شود، بعلاوه این موضوع به معنای محاربه با دوستان و متحدان و نوکران دیروزشان است که در سایه همکاری و نیاز، بسیار متمول و قدرتمند شده‌اند، از سوی دیگر اینان به دلیل سابقه جنایتکارانه خود به مردم اعتماد ندارند و از مردم که می‌توانند پشتوانه‌ای نیرومندی برایشان باشند می‌هراسند، از همین روست که سردرگمی و به چپ و راست زدن‌ها و آشفتگی و هراس و بیماری در سخنان خامنه‌ای بشدت آشکار است.

راه دوم برای اصلاح‌طلبان نوین کودتایی خونین است، که این بار اصولگرایان مخالف را نشانه می‌رود، دستگیری و اعدام‌های گسترده و سریع اینان می‌تواند پایه‌های قدرت را برای پذیرش برنامه‌های جدید محکم کند. مشکل این روش چگونگی توازن قدرت بین این متحدان سابق است و این احتمال که در چنین جنگی هر دو طرف بشدت آسیب ببینند و به آنجا رسد که نه علی ماند و نه حوضش.

راه سومی هم وجود دارد: دودوزه بازی و ترور مخالفان.

انتخابات خرداد ۱۳۹۲
پس از رسوایی انتخابات سال ۸۸، آنچه رژیم تحملش را نداشت، به خیابان آمدن مردم و پیدایش جنبشی دیگر بود، از این رو پس از آرامش نسبی، وزارت امنیت رژیم با صرف روزها و ماه‌ها تلاش و تماس با همتایان روسی و چینی خود موفق شدند، برنامه‌ای تضمین شده را طراحی و خدمت آن خامنه‌ای عرضه کنند که این‌بار عبای اصلاح‌طلبی را پرو می‌کرد.
 با این حساب مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ شاهکار اصلاح‌طلبان نوین بود، با برنامه ریزی‌های حساب شده و خردمندانه موفق شدند تا برای گریز از وقایع ۸۸ و پیش بردن برنامه جدیدشان، حسن روحانی مهره مطیع رهبر را با چهره‌ای خندان و عاقل، با مخالف خوانی و دفاع از حداقل‌های خواست مردم آنگونه به مردم قالب کنند، که بسیاری بپندارند این انتخاب خودشان است، در این وسط حتی اصلاح طلبان نیز فریب این بازی را خوردند و سعی کردند تا تنور انتخابات را در حمایت از روحانی داغ کنند و ندانسته خامنه‌ای را در اجرای برنامه جدیدش یاری دادند.

اصلاح‌طلبان نوین و اصلاح طلبان
پذیرفتن اصلاحات توسط خامنه‌ای به معنای پذیرفتن یا دوستی با اصلاح طلبان نیست، این موضوع در ادامه حصر موسوی و کروبی آشکار است، بعلاوه خامنه‌ای و شرکا عمیقا از  اصلاح طلبان نفرت دارند و آنان را دشمن می‌پندارند، اما همانطور که گفته شد این پذیرش می‌تواند به نزدیکی بین این دو دسته، لااقل در برخی سطوح بینجامد، خامنه‌ای تا آنجا که نیاز دارد اینان را بکار خواهد گرفت، اما هرگز اجازه نخواهد داد تا قدرت گیرند، ضمن اینکه کسانی که در لیست سیاه او قرار دارند هرگز از این فهرست خارج نخواهند شد.

 بگذارید اصلاح طلبان و دوستانشان را ناامید نکنیم، هنوز مسائل و مشکلات فراوانی سر راه نقشه جدید خامنه‌ای وجود دارد، که می‌تواند با استفاده از اصلاح طلبان گشایش حاصل شود.
خامنه‌ای ناگزیر خواهد بود، همانگونه که با آمریکا رفتار می‌کند با اینان نیز بده و بستان‌هایی انجام دهد. مهم‌تر از این مسئله این است که چندان تا پایان عمر خامنه‌ای نمانده و رفتن او فرصت‌های جدیدی را در اختیار اصلاح طلبان و متحدان غربی‌شان قرار خواهد داد.

اصلاح‌طلبان نوین و بی‌بی‌سی فارسی
بی‌بی‌سی فارسی سنگ تمام را گذاشت برای داغ کردن انتخابات ۹۲ و پشتیبانی از روحانی و تیم او، قبل و پس از انتخابات.
 برعکس اصلاح‌طلبان، بی‌بی‌سی فارسی با آگاهی تام از نقشه اصلاح‌طلبان نوین، از آن‌ها حمایت کرده و می‌کند و بازگشایی سفارت فخیفه و به تبع آن منافع سرشان پشت آن اولین ثمره‌های این رفتار خواهد بود.

اصلاح‌طلبان نوین و ما
همانگونه که ما نفعی از اصلاح‌طلبان نبردیم و به آزادی و دموکراسی و عدالت و مدیریت بهینه کشور نزدیک نشدیم از
اصلاح‌طلبان نوین نیز چیزی عاید ما نخواهد شد، یادآوری می‌کنم قتل‌های زنجیری و استمرار سرکوب و اعدام‌ در زمان خاتمی و قرار گرفتن سازمان مجاهدین خلق در فهرست تروریستی اروپا و آمریکا، که این مورد آخری را دست کم نگیرید در مقایسه با زمان احمدی نژاد و تاخت و تاز اصولگرایان و قرار گرفتن پاسداران در این فهرست و خارج شدن مجاهدین از این فهرست.
اصلاحات برای ما یعنی دوستی غرب با حکومت و دشمنی یا پشت کردن غرب به ما برای بدست آوردن منافع اقتصادی و سیاسی.

و
طبعا نادرست خواهد بود که همه چیز را سیاه ببینیم، اصلاح‌طلبان نوین موفق خواهند شد مانند اسلافشان وضعیت بیمار و فلاکت زده اقتصادی را بهبودی نیم‌بندی بخشند، آزادی سیاسی بطور مشروط و با موانع و محدویت‌های بسیار اجازه خواهد یافت کمی فراتر از دایره بسته خودی‌ها جولان دهد.
احتمالا نسبت به ماهواره و فیلترینگ کمتر سخت بگیرند، اما به یقین بر سرکوب غیرخودی‌ها افزوده خواهد شد، به ویژه با تعامل بیشتر با غرب و خرید سکوت و همکاری آن‌ها.

***

پس نوشت:
خبر درز کرده زیر می‌تواند شاهدی بر درستی تحلیل فوق باشد:
مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا پیش از انتخابات
«خبرگزاری آسوشیتدپرس بنقل از منابعی که نامشان ذکر نشده، گزارش داده است که ایران و آمریکا از ماه مارس، اسفند ماه گذشته، در سطوح عالی درباره برنامه هسته ای ایران مذاکرات محرمانه ای داشته اند.»

این همه لشکر آمده برای قیمه و قرمه

ما از آنجایی که ذاتمان آزادخواهی است و آزادگی، این حق را برای شیعیان گرامی محترم می‌شماریم که در خانه‌ها و اماکن شخصی‌شان بدون مزاحمت برای دیگران عزاداری کنند و قرمه و قیمه و کباب و پیتزا و چای و شربت و هر چیز دیگری را نذر و بین عاشقان حسین پخش کنند.

ما مخالف زدن پرچم و بیرق و چادر و راهپیمایی‌های دهه محرم هم نیستیم، بشرط آنکه این حق برای ما نیز محترم شمرده شود که پرچم و بیرق و علم خود را در خیابان‌های شهرمان به اهتزاز در آوریم و دسته‌ و کارناوال‌های شادی یا سیاسی یا انتقادی خودمان را راه بیندازیم.


ما، اما مخالف کسانی‌هستیم که با بلندگوهای گوشخراش و طبل و دمام و سنج و ضرب، تا پاسی از شب در خیابان‌ها آسایش مردم را بهم می‌زنند، هرچند این موضوع در این بیغوله آباد می‌تواند برای عده‌ای تفریح بحساب آید، اما غیرقابل قبول و شدیدا محکوم است.

 به باور ما هر دین و آیین و سلوکی که موجب آزار و مزاحمت دیگران شود غیر انسانی و محکوم است، به عقیده ما فقط اوباشانی صحنه گردان این مردم آزار‌ی‌ها هستند که قصدشان فقط کسب درآمد است و حسین و دین برای آنها وسیله‌ای برای ارتزاق است.

ما مخالف سینه و زنجیر و قمه زدن و دیگر رفتارهای بیمارگونه خودآزاری هستیم، چنین اعمال قرون وسطایی را حتی حیوانات انجام نمی‌دهند.

 به عنوان وبلاگنویس کار ما فقط تقبیح چنین رفتار زشتی است، اما امیدوارم روزی مردم بساط چنین کسب و کارهای ننگینی را برای همیشه جمع کنند.

روحانی: آخوند حیله گر یا حیله آخوندهای دربار

پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ در وبلاگ دوست نازنینی زیر نوشته‌ای با عنوان «چرا رای می‌دهم» نظرم را در باره تحریم انتخابات و مخالفت با وی ارسال کردم که می‌توانید در پایان همین نوشته آن را مطالعه کنید.

امروز بیش از پیش معتقدم که همانند انتخابات ۸۸ آن چیزی که ولایت می‌خواست از صندوق‌ها بیرون آمد، اینبار با مهندسی دقیق و حساب شده و فریب جمع بسیاری از مردم از جمله این دوست و همفکرانش.

این دوست در آن نوشته پرخاشگرانه نوشته بود: «حتی در صورت پیروز نشدن هم، حداقل با وجدانی آسوده همچنان می‌توانم آنهایی را که با بی‌تفاوتی‌شان موجب بروز وضعی بدتر شدند را در کنار اقتدارگرایان بعنوان خائنین به وطن به فرزندانم معرفی کنم!»

من مردم عادی را که مسبب تمامی ناگواری‌های از بهمن ۵۷ تا کنون بوده‌ای سرزنش نمی‌کنم، چرا نادان مسئول افکارش نیست، اما افرادی که با آگاهی و دانش، بطور مستقیم و غیر مستقیم در خدمت و کنار «اقتدارگرایان» قرار دارند «بعنوان خائنین به وطن به فرزندانم معرفی کنم!»!
امیدوارم این دوست، اینک «حداقل با وجدانی آسوده» خشنود باشد که دچار وضعی بدتر نشده است!

سایه جنگ
اصلاح‌طلبان حکومتی و لابی آنان در خارج و داخل کشور اینگونه وانمود می‌کنند که حمایت مستمر و بی‌دریغشان از دولت روحانی به این دلیل است که از جنگی ناخواسته پیشگیری کنند، اینان یادشان می‌رود که در سایه امام بزرگوارشان و عقده‌های فروخورده‌اش که باعث درگیر جنگ شدن با براداران شیعه و مسلمانمان در عراق شد حتی با اسرائیل بده و بستان داشتیم و اصلا چرا اسرائیل و آمریکا باید از وضعیت کنونی ناراضی باشد و وارد جنگ با کشوری شوند که برایشان منافع بیشماری داشته و دارد.

روحانی و دولتش

روحانی یک وظیفه دارد، نجات ولایت فقیه از سقوط نزدیک، این دوست و دوستان این دوست و همکفرانشان دانسته و نادانسته با حمایت از این دولت، در خط یکی از فاسدترین دیکتاتوری های قرن گام برمی‌دارند.
ما از نادانی مردم عادی می‌گذریم، اگرچه آن را فراموش نمی‌کنیم، اما حماقت قلم بدستان و روشنفکران، جایی که با جان و حیات انسان‌ها گره خورده است به هیچوجه قابل بخشش نیست.

آخوند درباری
این موضوع اگر میلیون‌ها بار تکرار شود کم است، ما و خودشان به اندازه کافی تجربه کردیم که رژیم مذهبی حتی مذهب را هم نابود می‌کند، و آخوند دولتی، روباه مکار و طماع و فریبکاری است که از لباس دین سوء استفاده می‌کند برای منافع مادی دنیا، چقدر حماقت لازم است تا پس از سی و اند سال تجربه، مردم نادان ما باز فریب لبخند و صدای خوش آخوندهای حکومتی را بخورند، واقعا شرم آور است!



***
نظرم در رد «چرا رای می‌دهم»:

«با دیدگاه شما مخالفم و می‌گویم چرا.
یک:
 «کمی حواس‌مان را جمع کنیم تا حداقل گروهی بر سر کار بیایند که مدیریت عقلانی‌تری اعمال کنند» این عبارت منطق اصلاح طلبان حکومتی است جایی که حریف گفتگویشان پخمه نیست.
بهترین و مستندترین پاسخ به آن انتخابات ۸۸ است که با همین نوع منطق، آن‌هایی که دلخوشی از وضعیت موجود نداشتند به پای صندوق‌ها فراخوانده شدند ولی همانطور که دیدید آن چیزی که ولایت می‌خواست از صندوق‌ها بیرون آمد، در انتخابات پیش از آن نیز دستکم معین، هاشمی رفسنجانی و کروبی معتقد بودند که نتایجش دستکاری شده است.
دو:
چرا معتقدید: «من همچنان بر این عقیده‌ام که وضع امروزمان نتیجه‌ی بی‌تفاوتی و قهر ۸ سال پیش‌ است.» و «خب در ۸ سال پیش، به گفته شما انتخاب نکردیم و نتیجه‌اش را حالا می‌بینیم.»
آمار ها نشان می‌دهد که تفاوت چندانی بین رای دهندگان دو دوره پیروزی خاتمی و ۸ سال پیش وجود ندارد، تحریم کنندگان همیشه در اقلیت ناچیز بوده‌اند. مشارکت در سال هشتاد ۶۷ درصد و در سال هشتاد و چهار ۶۲ درصد بود و نکته جالب که در رد دیدگاه شماست مشارکت ۸۵ درصدی مردم در انتخابات ۸۸ است که نتیجه‌اش را دیدیم.
بی‌تفاوتی و قهر مردم هم نتیجه هشت سال حکومت اصلاح‌طلبان بود.
سه:
 «ما چه رای بدهیم و چه رای ندهیم، کسی رئیس جمهور خواهد شد، و شرایط امروز به هیچ وجه نشان از اتفاقی خارق‌العاده و خارج از برنامه ندارد.» اصلا چنین نیست، آیا اگر فقط چند صد هزار نفر در انتخابات شرکت کنند، رئیس جمهور خواهیم داشت، یا خواهد ماند؟ و شرایط امروز بشدت وخیم و آبستن حوادث بسیاری است.
چهار:
«حتی در صورت پیروز نشدن هم، حداقل با وجدانی آسوده همچنان می‌توانم آنهایی را که با بی‌تفاوتی‌شان موجب بروز وضعی بدتر شدند را در کنار اقتدارگرایان بعنوان خائنین به وطن به فرزندانم معرفی کنم!
حال شمایی که مرا تمسخر کرده و به بی تفاوتی دعوت می‌کنید، بیایید بگویید که با رای ندادن چه چیز عایدمان خواهد شد؟!»
شکی نیست که بسیاری افسرده و بی‌تفاوت شده‌اند، اما من نشنیدم که کسی را به بی‌تفاوتی تشویق کنند، اگر منظورتان از بی‌تفاوتی تحریم انتخابات است و در اینجا وجدان خود و همفکرانتان را آسوده می‌کنید که با رای دادن در انتخابات فرمایشی رژیم که به قول رهبر گرانقدر «رای به هر نامزدی در انتخابات، رای به جمهوری اسلامی است. رای اعتماد به نظام و ساز و کار انتخابات است» برای حفظ منافع ایران می‌کوشید، باش تا فرزندانتان قاضی اعمالتان باشند، اما اینکه تحریم کنندگان را خائن بنامید این دیگر …!
رای ندادن اکثریت اولین گام در برچیده شدن حکومت استبداد است، و قدرت گرفتن قانون است، چیزی که که برای بهبود وضعیت اقتصادی و اخلاقی بدان نیاز داریم.
پنج:
 «کاش می‌گفتید که اگر انتخاب نکنیم چه اتفاقی قرار است بیافتد!»
اگر اکثریتی از مردم به این بینش و آگاهی برسند که انتخابات رژیم فرمایشی و ضد آزادی و توهین به آن‌هاست، فردای آن روز خامنه‌ای و همکارانش را پشت میله‌های زندان در انتظار دادگاهی عادلانه و شفاف خواهید یافت.
شش: ما تحریم نمی‌کنیم تا دو ساعت دیگر ایران بشود آزادترین و دموکرات ترین کشور دنیا، ما تحریم می‌کنیم برای بهبود وضعیت اقتصادی در درجه اول، برای اینکه ایران سوریه یا لیبی یا عراق و فلسطین نشود. ما تحریم می‌کنیم چون این نوع انتخابات را که نیمی از مردم ایران یعنی زنان را شایسته انتخاب شدن نمی‌دانند اهانت به شعورمان تلقی می‌کنیم ووو.
هفت: ما تحریم کنندگان مردم را دعوت به حضور پر شور در خیابان و غنیمت شمردن هر فرصتی می‌کنیم، نه اعتکاف، خانه نشستن و راهپیمایی‌های سکوت.
رای ما نیز بشمار می‌آید، اتفاقا بیش از رای کسانی که رای می‌دهند، فقط اصول‌گرایان نیستند که از آرای ما می‌هراسند، اصلاح‌طلبان نیز با بیم و هراس همیشه آرای ما را زیر نظر می‌گیرند و برای آن اهمیتی بسزا قائلند.
سخن آخر:
 اگر بخواهم امثال شما را تمسخر کنم، امید بستن شما به هاشمی و روحانی را به سخره می‌گیریم، اما پیش از ان به حال خود و هم میهمنانم و ایران و آینده ایران افسوس می‌خورم که امثال شما چه وقت می‌خواهند از تاریخ بیاموزند و ما باید تا چه زمانی چوب اشتباهات شما را بخوریم.»