رابطه با آمریکا آری، اما با چه کسی

ما طرفدار دوستی با آمریکا هستیم، ما طرفدار دوستی با انگلیس و فرانسه هم هستیم، ما حتی طرفدار دوستی با اسرائیل نیز هستیم.

«ما» یعنی مردم ایران، دستکم مردمی که من می‌شناسم، و این «ما» طرفدار صلح و دوستی و احترام متقابل است، در همه جا و برای همه.

جمهوری اسلامی که از «ما» نیست، در زیر فشارهای تحریم از یکسو و از سوی دیگر مدیریت غلط و بیخردانه‌اش که اقتصاد ایران را فلج کرده، با زیرکی قصد دارد تا برای رسیدن به دلارهای نفتی از دست داده شده و برای بقای بیشتر با آمریکا رابطه‌ برقرار کند، رابطه‌ای که توسط خودشان بدون هیچ منطقی سال‌هاست که قطع شده است.

«ما» یعنی کسانی که می‌پندارند با جمهوری اسلامی نه می‌توان به دموکراسی رسید نه آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، نه شکوفایی اقتصاد، نه شادی و رفاه، معتقدیم، براساس تجربه معتقدیم، که در این لحظات حساس دوستی آمریکا با رژیم ولایت فقیه نه به نفع ایران و ایرانی است و نه به نفع غرب.

ما طرفدار رابطه با آمریکا هستیم، و نه رابطه آمریکا با جمهوری اسلامی.

جمهوری اسلامی برای رهایی از تنگنایی که در آن گرفتار آمده، و برای حفظ عمر و بقای خود حاضر است و ابایی ندارد که خاک و منافع ایران را دو دستی تحویل غرب کند.

ما معتقدیم، براساس تجربه معتقدیم که غرب در این لحظات تاریخی برای رسیدن به منافع بیشتر حاضر است که چشم بر جنایت‌های رژیم و سرکوب و فیلتر و خفقان آن ببندد و حتی در همین زمینه‌ها رژیم را یاری کند.

ما معتقدیم همانطور که دود حمایت و دوستی آمریکا با طالبان و بن‌لادن و امثالهم در چشمش رفت و می‌رود، دوستی و حمایت با جمهوری اسلامی به نفع آن‌ها نیست.

بهوش باشیم!

لحظه تاریخی گفتگوی تلفنی اوباما و روحانی

پس از این مکالمه، و با این حساب « منظورم شور و شعف خبرگزاری‌هاست» تاریخ معاصر ایران دو بخش می‌شود: قبل از مکالمه تلفنی روسای جمهور دو کشور ایران و آمریکا، و پس از مکالمه تلفنی روسای جمهور دو کشور ایران و آمریکا.

قبل از این نرمش دیپلوماتیک، آمریکا، جنایکار و دشمن و شیطان بزرگ بود و بعد از این؟ هنوز زود است در این باره چیزی بگوییم، اما این ماجرا، ماجرای دیگری را بیادم می‌آورم، پس از بجا نهادن هزاران کشته و معلول و تباهی سال‌هایی که می‌توانست سال‌های سازندگی و شیرین باشد، توسط خمینی جنایتکار و نوچه‌هایش تبدیل شد به ۸ سال جنگ برادرکشی بین دو ملت مسلمان با حداکثر شیعه، و چه شعارهایی که در آن سال‌ها برعلیه صدام حسین داده نشد، و بعد در یک چشم بهم زدن، و بقول کروبی شب خوابیدیم و صبح بلند شدیم دیدیم که ای دل غافل صدام حسین کافر شده دوست و برادر گرامی، و شعارهای انقلابی قدیم پاک شده و شعارهای جدید خیابان‌های تهران را رنگین کرده‌اند، «در پرانتز عرض شود فقط قسمت خواب و بیدار شدنش از شیخ ما بود».

خوب حالا که می‌شود با اوباما خوش و بش کرد و روابط برقرار کرد، پس یک نگاهی هم بیندازیم به عقب و گفته و کردارهایمان، -خودمان را نمی‌گویم، علی‌اقا و نوچه‌هایش را می‌گویم-، و ببینم چه غلط‌های زیادی که در همین رابطه نکرده‌ایم و چه بیگناهانی را که در همین رابطه به زندان نیفکنده و اعدام ننموده‌ایم.

این ماجرا مرا بیاد ماجرای دیگری می‌اندازد، یک وقتی دولت احمدی‌نژاد، دولت امام زمان شده بود و انتقاد از آن کفر بود و محاربه با خدا، حالا، پس از این همه تباهی و فساد بجای گذاشته، محمود خل و چل ما اخ شده!

یعنی یکی نیست «منظورم از یکی، ریز نوچه هاست» که این چیزها  را ببیند و در دلش بگوید: «بابا اینا که خیلی احمقند و پس از ریدن به همه چیز دوزاری‌شان افتاده، یعنی باید دستشان را بگیرند روی آتش تا بفهمند آتش سوزان است، خدا پدر منتقدان و نق نقوها را بیامرزد که هرچه گفتند راست گفتند!»

***
حالا در این لحظه تاریکی، ببخشید، لحظه تاریخی، همه دست به کمر، آماده قر دادن، بریزین تو خیابون، آهان، یک دو سه چهار، بیا، آهان...شعار یادت نره:

اوباما دوستت داریم، اوباما دوستت داریم!

آمریکا، آمریکا این است شعار مردم!

رابطه با آمریکا حق مسلم ماست!

آمریکا عشقی منی!

آمریکا و بس!

بعد از آمریکا نوبت اسرائیل!

***
یعنی اگر از مشنگی مثل سردار نقدی در همین‌جا یاد نکنم این مطلب ناقص می‌شود، این سردار کس‌خل زر زده که «نرمش قهرمانانه یعنی مذاکره با آمریکا به قصد محو اسرائیل»، آدم مات و مبهوت می‌ماند یعنی حتی پهن هم توی مغز این جک و جونورها وجود ندارد، یا فکر می‌کنند ملت مغز خر خورده‌اند.

هی نقدی، هر کی گفت پنیر، تو یکی سرت را بذار و بمیر، فعلا اربابت می‌خواد روابط زیر زمینی را بیاره روی میز، برای اینکه این فشارها را رد کنند، آمریکا که چیزی نیست، زن و دختر تو و خودشان را می‌دند به اسرائیل! پس یه مدتی خفه خون بگبر این موج بگذرد! داری منا؟

ببخشید! با فرهنگ خودشان حرف زدم که شیر فهم بشوند و بدانند که ما هم می‌دانیم!

این ملا حسن چسک روحانی گوگوری مگوری

به نقل از yookabet   از بخش نظرات سایت بالاترین: « دولت روحانی به پروژه «اینترانت ملی» سرعت می‌بخشد »:

 « آخه ه ه ه ه. کلثوم ننه و فاطی کوماندو و شاباجی خانومای گشت ثارالله و گله ارتش سایبری بمیرند واسه این ملا حسن چسک روحانی گوگوری مگوری!

حیوونکی چقدر دموکراته؟ دست باقرزاده را هم در دموکراسی بازی و گزگزهای گنده گنده از پشت بسته!!!!

گاگول کودن‌های دردانه‌های بی بی سی, یعنی ملی مذهبی ها و اصلاح طلبان آفتابه دار بارگاه ولایت تبهکار در ماتحتشان حسابی عروسی شده!

می‌بیند، باقرزاده آنزمانی که به شهر مشرف شده بود، پیش بینی کردد که این ملا حسن چسک خیلی خیلی دموکراتیک ترشح خواهد نمود!

ملا حسن چسکی که دوران طولانی دبیر شورای امنیت ملی (بخوان دبیر شورای جنایت و فحشا و فقر سیاه) بود و در زیر چشمان مزورش قتل و کشتار انقلابیون 1388 و بگیر و ببند فعالین کارگری و کهریزک و تجاوز و گسترش فقر و کودکان کار و فحشا و فحشای کودک دخترکان و غارت و تاراج بی امان ثروت ملی ایران و و و ..... انجام پذیرفته است، حالا می‌خواهد، منت بگذارد که مثلا به اینترنت که اساسا بیخ ریش اسلام سیاسی تبهکار چسبیده است، سرعت ببخشد!

پارازیت بر روی مدیای روشنگر و تبعات بیماری زایی‌اش فعلا پیشکش ملا حسن چسک و چکمه لیسان ملی مذهبی و اصلاح طلب دردانه بی بی سی باشد، تا برسیم به اینترنت!

جک و جانوران متلون اسلام سیاسی اهداف تبهکارانه یکسانی دارن، آنکه ضمن به یغما بردن انحصاری و باندی ثروت ملی توسط عده‌ای تفاله‌های اسلام سیاسی، این پدیده شوم و نکبت و دستساز کنفرانس گوادالوپ، بقای رژیم انباشته از چرک و خون و کثافات مومنان اسلام سیاسی را "تضمین؟؟؟!!!" می‌کنند! زهی خیال باطل!

اسلام سیاسی یکی از گونه‌های بی همتای توحش استثمار طبقاتی است! بربریت اسلام سیاسی بیانگر آنست که کاپیتالیسم اواخر قرن بیستم سیستمی به غایت محتضر و میرنده است و بر خلاف ابتدای ظهورش در اوان قرن هیجدهم که بارقه‌هایی از ترقیخواهی با خود داشت، به ارتجاع محض دگردیسی یافته و گند و کثافات اسلام سیاسی را برای حکومت کردن به باور آورده است!
یادمان باشد که این کنفرانس گوادالوپ بود که نکبت اسلام سیاسی را برای بقای سرمایه داری و تضمین سود آن به منطقه تحمیل نمود!

باشد که گله‌های ارتش سایبری امام زمان و چکمه لیسان و آفتابه داران بارگاه ولایت، یعنی گله گوری های ملی مذهبی و اصلاح طلبان تفاله اسلام سیاسی تبهکار به چنین مضحکه های ملایی رای مثبت دهن، به هر حال پول‌های یامفت تاراج شده از ثروت ملی برکات زیادی برای چنین تفاله هایی دارد!

متحدا علیه گنداب مهوع وجود شوم جک و جانوران ارتش سایبری امام زمان و چکمه لیسان نستوه اشان یعنی شارلاتان‌های ملی مذهبی و اصلاح طلبان تفاله حکومت مومنان تبهکار اسلام سیاسی در همه جا موضع بگیریم و چهره انباشته از چرک و کثافت و ریاکاریشان را افشا نماییم!
موفق باشید! »
 ---
 فعلا حساب کاربری نویسنده فوق «مزدا» بدلیل نقض قوانین بالاترین بسته شده است.
همه با هم: «خدایا همه درها و حساب‌های بسته را باز کن! آمیــــــــــــــــــــــن
هر کس با خداست بگه یا خدا!

روحانی و خاتمی و نرم‌مداری آغا خامنه‌ای

خاتمی نوکر شکلاتی دربار
خاتمی و بروبچش وقتی آمدند سر کار، نه این همه تحریم‌ها را سر سفره‌شان داشتند، نه بدنامی و بی‌اعتمادی جهانی را ، نه مشکلات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی لجام گسیخته داخلی را، اما هرچه بود آن‌ سال‌ها مردم دنبال تغییر بودند و بهبود، در اقتصاد و سیاست و کسب آزادی‌های بیشتر.

آیا دولت خاتمی موفق بود، و چقدر و تا چه حد، و در کجا و تا کجا، این بماند، اما شکی نیست که در یک ماموریت موفق بود، کسب اعتماد جهانی و حفظ و بقای رژیم برای سال‌های بیشتر.

آن‌هایی که دم از این می‌زنند که حکومت اصلاح‌طلب باعث رشد و شکوفایی آزادی و دموکراسی می‌شود، بروند گم شوند، همان هشت سال کافی نبود برای رد ادعایشان؟

 تنها ماموریت روحانی
آقای روحانی یک ماموریت دارد: «حفظ و بقای رژیم»! آقای خامنه‌ای، و آن‌هایی که دست بالا را دارند در اداره امور، بخوبی می‌دانند که دولت و مجلس اصول‌گرا چه گندی زدند در این هشت‌سال، اول از همه به مقام عظما و بعد به خودشان و بعد به مملکت و مردم و اسلام، و کار آسانی نیست تمیز کردن این گه‌‌زدن‌ها را، لذا قدرت تام دارد روحانی و توی دهن شرکا زده شده تا با هرگونه خودفروشی و باج‌دادن و عقب نشینی و قربون صدقه‌رفتن و غلط‌ کردن‌ها که شده، زمان را برگردانند به پیش از انتصاب آقای محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری.
یعنی اگر خودشان را پاره هم بکنند برسند به آنجا، که تازه چه بشود؟

من واقعا مانده‌ام چگونه است که پس از اینکه بالا و پایین این‌ها دیده شد، باز عده‌ای از جوانان و افراد تحصیل‌کرده‌ امید دموکراسی و پیشرفت و جهان‌بینی و درک و فهم عدالت و اقتصاد و مدیریت از این‌ها را دارند، پیرهایشان را بی‌خیال، که خرفت کرده‌اند سلول‌های خاکستری‌شان را!

 خامنه‌ای بازی کثیف دیگری را برای تداوم جمهوری اسلامی تدارک دیده است که پیش از هر کس اصلاح‌طلبان در دام آن افتاده‌اند و ستون پنجمشان در خارج و حال نوبت بازی با قدرت‌های بزرگ است.

اوباما روز اولی که سرکار آمد با روی خوش و بدون پیش شرط و پذیرش اشتباهات گذشته کشورش دست دوستی را بطرف ملاها دراز کرد، و بی‌نتیجه، آیا این همه سال برای اوباما درس عبرتی نشد؟
 آیا از دندان‌های درنده بن لادن و طالبان چیزی نیاموخت؟
آیا فشار می‌تواند از یک جنایتکار یک انسان بسازد؟
 آیا وقت آن نرسیده که امثال اوباما دست دوستی به سوی دختران و پسران فهمیده ایران زمین و مصر و سوریه دراز کنند؟

روزگار سخت و تیره‌ای در کمین ماست، هرچه که هست، امید ما باید به خودمان باشد، ما باید به یاری خودمان طومار سیاه این حکومت را برچینیم.

کلام آخر:
با جمهوری اسلامی نمی‌شود به دموکراسی رسید!

صیغه

مرد طاس شکم گنده تسبیح بدستی همراه زن جوانی وارد دفتر شدند، سلام کردند و  روی صندلی‌ای که بهشان تعارف شده بود نشستند.
مرد طاس گفت: خدمتتان عرض کنم حاج آقا که، آقای مرادی که معرف حضورتان هستن..
حاج آقا سرش را به نشان تایید تکان داد.
مرد طاس ادامه داد: ... ایشون سلام رسوندند و گفتن شما در امر خیر ید بالایی دارین، الغرض ما خیال صیغه یکماهه داریم به امید خدا.
حاج آقا با خوشرویی گفت: «امر حلال اوجب واجبات است» و با نگاهی سریع زن را برانداز کرد. زن بیست و چند سالی داشت، خوش بر و رو بود و خوش اندام  و سرخ و سفید.

حاج آقا دو سه کاغذ از لای دفتری که روی میز بود بیرون کشید و به مرد طاس داد: «یه زحمت بکش، تا من صیغه‌نامه را می‌نویسم، از سر کوچه پایینی، دو تا کپی  از هر کدوم از اینا  بگیر و بیار!»

مرد طاس که بیرون رفت، حاج آقا داد زد: «اکبری، دو استکان چای، از اون خارجیه!» و رو کرد به زن: «همشیره، انشاء‌الله این یکماه که تموم شد، یه سر بیا اینجا، من مرد خدا و کتابم، خودم صیغت می‌کنم برا چن ماه، و بعد از اون، آدمای مومن و معتقد زیادی می‌شناسم که برا صواب هم شده شما را صیغه می‌کنن.. بفرمایین چای تا سرد نشده... لا اله الا الله!».

در محکومیت کشتار مجاهدین خلق توسط ایادی جمهوری اسلامی

هر انسانی، با هر عقیده و موضع گیری نسبت به مجاهدین، از به قتل رسیدن جمعی بی‌دفاع آزرده خاطر می‌شود و این عمل وحشیانه را محکوم می‌کند، حساب آنان که انسان نیستند از این مسئله جداست.

آقای روحانی و کسانی که به او رای دادند بدانند که اینبار در مقامی که هستند بیش از گذشته شریک این نوع جنایت‌ها هستند.

در همین جا مساعدت جمهوری اسلامی و روسیه را در حمایت مستمر از رژیم جنایکار بشار اسد و عواقب آن محکوم می‌کنم و مانند گذشته معتقدیم که دنیا بدون جمهوری اسلامی و مافیای روسیه مکانی امن‌تر خواهد بود.