در محکومیت حمله آمریکا و متحدانش به سوریه

ما، موافق هرچه سریعتر سرنگونی رژیم سوریه و متحدانش هستیم، اما حمله نظامی احتمالی امریکا و متحدان ایشان را نیز شدیدا محکوم می‌کنیم.

توصیه ما برای آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان این است که تا می‌توانند به رشدفرهنگ و دانش در کشورهای مسلمان یاری کنند، و بجای فروش و ارسال اسلحه تا می‌توانند کتاب و کامپیوتر و ماهواره، با قیمت‌های ارزان و تخفیف ویژه صادر نمایند، که این هم به نفع اینان است و هم به نفع آنان.

در مذمت خط شورت خانم‌های چادری

یا ایها الخواهرم، حجاب تو سنگر توست، اما یک فکری هم برای خط شورتت، زیر چادر سیاهت بنما، که با حرکت پا و باسنت، یا وزش باد، این خط شورت‌ها لشکر شیطان را قدرتمند می‌سازد در کوچه و خیابان‌های شهر ما.

آری خواهرم، بدان که هرچه زنان پوشیده تر باشند، آتش وسوسه را در مردان شعله ور تر می‌نمایند، و خدا می‌داند که این چادر سیاه چقدر سکسی است و شهوت افکن... اوه... و این خط شورت زیر چادر سیاه!

در حاشیه:
این پست مزین به چند تصویر ویژه از پشت سر خانم‌های چادری تهران بود، که بدلیل حفظ حریم خصوصی و عدم مجوز از سوی مالکان خطوط حذف شدند و خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید!

در حاشیه دوم:
 لطفا خواهران چادری ایمیل نزنند که «چه باید کرد، یعنی شورت نپوشیم یا چه خاکی بر سرمان کنیم»، پاسخ ما این است که اول برهنگی، دوم  برهنگی، سوم هم سقوط جمهوری اسلامی، یا برعکس!

Iran's Got Talent

شاید قسمتتان شده باشد برنامه دیدنی «America's Got Talent» را دیده باشید، پرسشی که با شما مطرح می‌کنم این است که چقدر احتمال یا امکان دارد برنامه‌ای در همان حد و اندازه و قیاس و میزان با نام «ایرانی‌ها استعداد دارند» در ایران آخوندی ساخته شود؟
ایران کم ندارد از استعدادهای درخشان و داوطلبان و بینندگان پر شور برای دیدن چنین برنامه‌ای، اما به چند دلیل امکان ساخت و پخش چنین برنامه‌ای در این زمان در ایران وجود ندارد:

نکته اول: نکته مهم در ایجاد موجی است که چنین برنامه‌ای اگر در همان استاندارد آمریکایی یا عربی‌اش ساخته شود براه می‌افتد. حرف و حدیث داغ وبلاگ‌ها و تویتر و انجمن‌ها و فیسبوک و پیامک و کوچه و بازار می‌شود. موجی از شادی و بگو مگو فضای ایران را تا دوردست ترین نقاطش پر می‌کند و اینها چیزی نیست باب دل آقایان!

نکته دوم: بدتر از نکته اول این است که چنین برنامه‌ای گره می‌خورد با انبوه جمعیت، جمعیت زیاد داوطلب و جمعیت زیاد تماشاگر، و بدتر از آن زنده بودن قسمت‌های پایانی این مجموعه است و اتفاقات ناخواسته بسیاری که می‌تواند از کنترل برنامه سازان و امنیتی‌ها خارج و ورد زبان‌ها شود.

نکته سوم: حتی اگر امنیتی‌ها بند تنبانشان را سفت کنند و بتوانند چنین برنامه‌ عظیمی را کنترل کنند، باز نتیجه کار چندان رضایت بخش نخواهد بود، منظورم انعکاس این موضوع که ایران اسلامی مملو است از خواننده و رقاص و بندباز و نوازنده و نقاش... و عاشقان سینه چاکشان.

اما شاید بشود چند برنامه ضبط و سانسور شده «استعدادهای درخشان قرآنی» یا «استعدادهای درخشان آخوندی» یا «استعدادهای درخشان نوحه خوانی» ساخت، و چه زمانی بهتر از حالا که یک روحانی آخوند رئیس جمهور شده است!

پرسشی دارم از شما...

در این پسین روزهای ماه مبارک رمضان، ماه دعا و نیایش، ماه نزدیکی به خدا، یک پرسش اصلی و چند پرسش فرعی از قاطبه مسلمانان شیعه دارم:
دلیل اعتماد شما به چوپانی بیابانگرد و بدوی در هزار و چهار صد سال پیش [و به تبع آن پذیرش اینکه الله پرورگار جهان است و او رسولش] چیست؟

***
مردی را می‌شناسم بسیار پاک دل و پاک سرشت، راستگوی و راست کردار و راست اندیش، مهربان و بخشنده، و خوش خلق و خوش صحبت، دانشمند و عالم و تحصیل کرده، آشنا به هفت یا هشت زبان در صحبت به لهجه مادری‌شان و در نگارش بی هیچ کاستی، هنرمند و ورزشکار و آشتی‌جوی.

این مرد چندی است که با خدای یگانه ارتباط مستقیم دارد، خدایی متفاوت از الله شما.
از قول پروردگارش برای جمعی از نزدیکانش نقل کرده است که الله جز بتی حقیر و محمد جز یاوه گویی بیمار نبوده و نیست و چه اندوهبار است که در قرن بیست و یکم بسیاری از انسان‌ها اسیر چنین خرافاتی هستند.

چرا سرخ شدید و برآشفتید، برایتان دشوار است پذیرفتن ارتباط این نیکو انسان حی و حاضر و هم عصر و زمان شما در ارتباط مستقیم با پرورگار، و خوش دارید پذیرش قصه‌های سست پایه هزار سال پیش را؟

اما این مرد قصه من تنها کسی نیست که مدعی است خدا با او سخن می‌گوید، آن‌ها بسیارند و این علمای شما هستند که اجازه نمی‌دهند تا خدا با کسی سخن بگوید! و هرجا که کسی را یافتند که نور خدا با اوست کمر به قتل و شکنجه و حبسش می‌بندند، یا دیوانه‌اش می‌خوانند و زندگی را بر او تباه می‌سازند... و می‌کوشند تا حقایق بر شما مکتوم ماند.

 آیا محمد شما سند و مدرکی بیش از پیامبر قصه من عرضه کرد؟ یا از هنر و اعتباری فزون‌تر برخوردار بود؟ یا شخصیتی والاتر داشت؟

زندگی شخصی محمد، پر از نکات شرم آوری است که اگر چشم دلتان را نبسته بودید و عقلتان را تباه نساخته بودید، آنگاه به پای من می‌افتادید و التماس می‌کردید که «بیشتر بگو از مرد قصه‌ات!».

***
ختم کلام
هر سخن و هر گام و هر نوشته مرد قصه من معجزه‌ای است که معجزه شما پیش آن بازیچه‌ای بیش نیست.
 اگر هشیار شوید و اگر به جای رفتار از روی عادات، و تکرار پیش فرو کرده‌ها در شما، به چون و چرا بپردازید و اندیشیدن و شک کردن، این به یقین برای شما بهتر است و برای جهان نیز!

***
پانوشت:
می‌گویید و چون به تکرار در گوش شما چنین خوانده‌اند، محمد ما معجزه داشت و آن قرآن است، و شاید ندانید که قرآن [آن چیزی که به این اسم می‌شناسید] تا لحظه مرگ محمد وجود نداشته است و حدود بیست سال پس از مرگش در زمان حکومت عثمانی که منفور شماست با نقل و حدیث و کم و زیادهای بسیاری جمع آوری شد و  شد قران عثمانی، آن‌ هم بدون علامت‌گذاری، اعراب و نقطه!

پس از آن سال‌های بسیاری باید بگذرد تا بدست حکام زورگوی دیگری این قرآن آن قرآنی شود که در دسترس شماست. و نمی‌دانید، چون نمی‌خواهند بدانید که در صحت و سقم و کم و بیش این قرآن نیز حرف و حدیث بسیار است.

معتقدید که قرآن کلام آسمانی است و کسی را یارای آن نیست که کلامی چون آن آورد، و نمی‌دانید، چون نمی‌خواهند بدانید که بسیاری بودند که چون آن آوردند و بدست علمای شما گردن زده شدند.

شما قرآن را با عقل نمی‌نگرید زیرا چشمان شما را بسته‌اند و مغزتان را شسته‌اند، که گر چنین نبود، در میان انبوهی از شعر و قصه و فیلم و مجسمه و ساختمان و صنعت، بسیاری می‌یافتید که قرآن دربرابرشان پشیزی بیش نیست و اندرزتان می‌دهم به خواندن قرآن و به خواندن قرآن و به خواندن قرآن، تا از آن روی برگردانید.