تا روزی به از این

به اعتراض به حرمت شکنی در روز عاشورا

این وبلاگ

تا استعفای کامل جناب احمدی نژاد و همفکران و یاران و حامیانش

تعطیل می‌باشد.



پیروز باشید
!

این همان سنگست

گلستان - باب اول - در سیرت پادشاهان - حکایت بیست و یکم:
مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد، درویش را مجال انتقام نبود، سنگ را نگاه همی داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت.
    گفتا: «تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟»
    گفت: «من فلانم و این همان سنگست که در فلان تاریخ بر سر من زدی.»
    گفت: «چندین روزگار کجا بودی؟»
    گفت: «از جاهت اندیشه همی کردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم.»
ناسزایی را که بینی بخت یار         عاقلان  تسلیم  کردند اختیار
چون نداری ناخن درنده تیز           با ددان آن به که کم گیری ستیز
هر که با پولاد بازو  پنجه کرد       ساعد مسکین خود را رنجه کرد
باش تا دستش ببندد روزگار           پس به کام دوستان مغزش بر آر
این حکایت از گلستان سعدی گلچین و روایت شد، به یاد سرداران نظام از چپ ترینشان جناب احمد رضا رادان بگیر تا راست ترینشان جناب محسن رضایی دامت افاضاتهم
والسلام

آيت‌الله منتظری در گذشت

 آیت‌الله العظمي حسینعلی منتظری در هشتاد و هفتمين سال عمرش دار فانی را وداع گفت.
قرار است مراسم تشييع پيكر ایشان ۹ صبح روز دوشنبه از مقابل بيت وی به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) برگزار ‌شود.
روز يكشنبه شخصيت‌هايی مانند آيات عظام صافی گلپايگانی، موسوی اردبيلی و صانعی و همچنين آيت‌الله گرامی، آيت‌الله شبيری زنجانی، آيت‌الله موسوی تبريزی، آيت‌الله امينی و آيت‌الله طاهری خرم‌آبادی برای عرض تسليت به بيت آيت‌الله منتظری رفتند.
روحش شاد
منبع: خبرگزاری ایسنا

تصویر سوخته

در این مقاله از ادبیات صدا و سیمایی استفاده شده که بدینوسیله از خوانندگان گرامی پوزش می‌طلبیم




چندان مهم نیست که تصویر را که پاره کرد، ذوب شدگان ولایت یا دوستداران برادر موسوی، چندان هم مهم نیست که دیروز در سراسر ایران، پس از ده روز برنامه های گستردهٔ تبلیغی صدا و سیمایی در ترغیب مردم، برای به خیابان آمدن و نکوهش پاره کردن تصویر و با وجود تمام امکانات و مصاریف دولتی (البته از جیب ملت) نتوانستند جز چند ده هزار اشخاص معلوم الحال و فریب ‌خورده و دنیا دوست و وابسته و جیره خوار عناصر قدرتمدار به خیابان بکشانند.
در این میان آنچه مهم است و تاسف برانگیز، بی اهمیتی و کم توجهی مردم است بر راه سوخته.

ایجاد افکت‌های بامزه و تصاویر متحرک روی تصویر شما


مطمئنا به کمک فتوشاپ می‌توانید تغییرات بسیاری را در تصاویر خود ایجاد کنید و با ترکیب دو یا چند تصویر، تصاویر بی نظیری را بیافرینید، اما اگر حوصلهٔ اینکار را ندانید، ولی مثلا مایلید تصویری از خودتان روی دیوار خیابان‌ها یا روی پیراهن سوپر استاری زیبا یا در صفحه ای از روزنامه یا تمبر یا صد دلاری مشاهده کنید، سایت‌هایی هستند که در سه شماره، این کار را برایگان برایتان انجام می‌دهند:
  • یکی از دهها نوع افکت موجود در این سایت‌ها را انتخاب کنید
  • تصویر خود را آپلود کنید
  • تصویرتان را در زمینه و بافتی تازه و بامزه مشاهده کنید.

سایت فتو فونیا photofunia.com
آنطور که در سایت فارسی شدهٔ فتو فونیا آمده، شما می‌توانید تصاویری را که از دو مگابایت (‌در نسخهٔ انگلیسی آمده هشت مگابایت) بزرگتر نباشند و در فرمتهای استاندارد JPEG یا GIF یا PNG در رایانه تان ذخیره نموده اید انتخاب و آپلود کنید تا با افکت انتخابی‌تان آمیخته شود و نتیجهٔ کار را در کامپیوترتان ذخیره کنید.
می‌توانید بجای استفاده از تصویر موجود در رایانه تان از تصاویر و مناظر و صورت‌های بیشماری که در این سایت موجود است، بهره برید. 
همچنین می‌توانید با استفاده از زبانهٔ Lab جلوه های ویژه ای را روی تصویرتان ایجاد کنید.

سایت‌های مشابه:
سایت picjoke.com
سایت .funphotobox.com
سایت dumpr.net
سایت imagechef.com
سایت pizap.com
سایت faceinhole.com/us
سایت loonapix.com
  سایت بهتری می‌شناسید

باز این چه شورش است


محرم
سر برآورد، باز
با روزهایی ناساز
و شب‌هایی ناسازتر.

خیابان‌ها آذین بسته ‌اند
لشکریان
در هر سوی
چشم براه.

اسبان سفید، این سو، بی‌تاب.
اسبان سیاه، آن سو، بی‌تاب‌تر.

محرم
سر برآورد
حکایت تازه ای
اما نیست
قصه ایست
بس بارها گفته شده‌.
همگان راوی
زانچه رخ داد و زانچه رخ خواهد داد.

لیک،
باز دلهره است
که می‌پیچد در شهر.

صدای جویبار

دکتر ناصرالدین صاحب زمانی کتاب زبان دوم را اینگونه آغاز می‌کند:
اِنَّما الحَیاتُ: اَلعَقیدَة، وَالجَهاد!
زندگی: داشتن آرمان، و جهاد بخاطر تحقق آنست
او در این کتاب در ستایش اسپرانتو نوشته است:
اسپرانتو بی تردید برترین است. زیباترین، رساترین، منطقی ترین، و ساده ترین دستاورد بشر در قلمرو زبان است. کامیابی بزرگ در ایجاد رابطهٔ مستقیم میان انسانها است. انقلاب سترگ در عرصهٔ پرتکاپوی فرضیه و عمل در جهان رسانه ها است.
اسپرانتو بی هیچ گزافه تا این زمان بالغ‌ترین است، زایاترین، شیواترین، صلح جویانه ترین، نوید بخش ترین، شورانگیز‌ترین و مهر‌آمیز‌ترین کاربرد علم در جهاد مقدس بخاطر گسترش و پرورش توحید فرهنگ انسانی است.
در درس اول این کتاب آمده است:
در اسپرانتو هرچه نوشته شود عینا همان خوانده می‌شود هیچ حرف اضافهٔ ناخوانا مانند (خواب = خاب) در اسپرانتو وجود ندارد.

آفرینش زبان اسپرانتو را کاری تحسین برانگیز می‌دانم و آرمان من نیز دیدن روزی است که مردم روی زمین را تحت کشوری واحد، با مدیریتی عادل و دادگستر، و زبانی واحد مشاهده کنم.
در مورد زبان فارسی (و نه پارسی) آنچه این استاد گرامی و بسیاری دیگران برابری خوا و خا و ذ و ز و ظ و ض و س و ص و ث و ه و ح و ع و ا و غ و ق می‌خوانند ناشی از اشتباهی است که آموزگاران و برنامه نویسان و مجریان فرهنگی در روشی غلط به آنان آموخته اند.
اگر این دوستان ز و ظ را در نظر و نذر یک گونه ادا می‌کنند و خوار و خار را مشابه تلفظ می‌کنند، اشتباه از خود آنانست و آموزشی که دیده‌اند، یا بهتر بگوییم آموزشی که ندیده اند و تلفظ درستی که نیاموختندشان.
با خط فارسی (یا بهتر بگوییم خط عربی) درست مانند تمامی خطوط زبانهای دیگر و مانند اسپرانتو قادر نیستیم دقیقا آنچه را که می‌شنویم بنویسیم.
چرا افراد ساکن شهرهای متفاوت و اقوام مختلف نمی‌توانند متن واحد مثلا روزنامه ‌ای را بصورت و صوت واحدی تلفظ کنند و بخوانند، یک علت می‌تواند وجود مدرسینی باشد که خودشان هم نمی‌توانند لهجهٔ خودشان را در خواندن مطلبی رسمی دخالت ندهند که یعنی آموزش درستی ندیده اند که درست بیاموزانند، اما علت مهمتر عدم وجود خطی است که با آن هر صدایی را بشود نوشت و هر کسی در هر گوشهٔ جهان بتواند آن نوشته را بگونه ای واحد بخواند و تلفظ کند، خواه این صدا آوازی گیلکی باشد یا صدای جویبار یا رعد و برق.
شاید این وظیفهٔ ماست که این خط را بیافرینیم؟

در چنین روزی - زامنهوف

در چنین روزی ۱۵ دسامبر سال ۱۸۵۹ دکتر لودویک لازاروس زامنهوف (Ludwig Lazarus Zamenhof)  در شهر بیالیستوک در لهستان فعلی چشم به جهان گشود.
زامنهوف آفریننده زبان اسپرانتو Esperanto است زبانی که با قواعدی بسیار آسان خلق شد تا همگان بتوانند با زبانی واحد با هم گفتگو کنند.
سال ۱۸۷۸  زامنهوف نوزد‌‌ه ‌ساله پیش از این که برای تحصیل د‌‌ر رشته‌ٔ پزشکی راهی مسکو و سپس ورشو شود‌‌، طرح اولیه‌ٔ زبان اختراعی‌اش را به پد‌‌رش سپرد‌‌. پد‌‌ر لویی که مأمور اد‌‌اره‌ٔ سانسور مطبوعات بود‌‌، از ترس اینکه انتشار این طرح برای پسرش خطرناک باشد‌‌، همه‌ٔ د‌‌ست‌نوشته ‌‌ها را د‌‌ر آتش سوزاند‌‌ و از بین برد‌‌.
لویی د‌‌ر سال ۱۸۸۶ تخصص خود‌‌ را د‌‌ر چشم‌ پزشکی گرفت و یک سال بعد‌‌ د‌‌ر بیست ‌و هشت ‌سالگی کتاب خود ‌‌آموز زبان اختراعی خود‌‌ را به نام زبان بین‌المللی به زبان روسی، لهستانی، آلمانی و انگلیسی و با نام مستعار د‌‌کتر اسپرانتو منتشر کرد‌‌. اسپرانتو از ریشه‌ٔ Esper` به معنی امید‌‌ و پسوند‌‌ فاعل ‌ساز ant ساخته شد‌‌ه است که روی هم می‌شود‌‌: امید‌‌وار.
او امیدوار بود اسپرانتو زبانی دوم برای همگان باشد و همزبانی همگان، همدلی را همراه بیاورد و همدلی، صلح و آرامش را.
اسپرانتو به علت ساختار علمی و آسان خود مورد توجه متفکران و دانشمندان با ملیت‌های گوناگون قرار گرفته و به خاطر ویژگی‌های منحصر به فرد آن، سازمان علمی فرهنگی و تربیتی سازمان ملل متحد «یونسکو» در سال ۱۹۵۴ به اتفاق آرا آن را به عنوان زبان بین المللی و بی‌طرف به رسمیت شناخت و آموزش اسپرانتو را به تمامی کشورهای عضو خود توصیه کرد. همچنین یونسکو در استقبال از صدمین سالگرد انتشار زبان اسپرانتو در سال ۱۹۸۶ در قطعنامه‌ای دیگر ضمن تأکید بر تصمیم قبلی خود، مراتب پشتیبانی خود را از آموزش و گسترش زبان بین‌المللی اسپرانتو در سراسر جهان ابراز داشت و سال ۱۹۸۶ را به پاس خدمات زامنهوف به بشریت، و به خاطر ابداع زبان اسپرانتو، سال زامنهوف نام‌ نهاد.
منبع:
ویکی پدیا
ویکی پدیا - اسپرانتو
جشن کتاب - فرمهر امیر خاوری
چند سایت‌ مرتبط با اسپرانتو:
!lernu سایت چند زبانه آموزش اسپرانتو
تلفظ اعداد و کلمات رایج به فارسی و اسپرانتو
یکی دو درس اسپرانتو
انجمن اسپرانتوی ایران
 Universal Esperanto Portal

مریخی‌ها می‌تازند

 نمی‌دانم چرا از دیروز (۱۶ آذر) تا حالا یاد فیلم مریخی‌ها می‌تازند Mars Attacks افتاده ام.
در این فیلم ژنرال‌ها به عنوان آخرین تیر در ترکش در سرکوب مریخی‌ها به بمب اتمی پناه می‌برند، اما مریخی‌ها بمب هسته ای را لقمهٔ چپشان می‌کنند.

چیز دیگری هم یادم آمد:
مریخی‌ها را می‌شود با موسیقی سرکوب کرد!

اما اگر روزی به قدرت موسیقی ایمان آوردید، آن روز می‌شود با مریخی‌ها سر یک سفره هم  نشست؛
و از عشق سخن گفت،
و از جویبار‌ها،
و از جنگل‌ها،
و از فردایی برای همه.


اسبهای وارداتی چوبین وطنی

بدلیل کندی سرعت اینترنت وطنی، وقتی در فضای مجازی دنبال چیزی می‌گردم هفت هشت سایت را همزمان باز می‌کنم و بسته به اینکه کدام زودتر گشوده شوند، کار را از آنجا آغاز می‌کنم.
چند روز پیش، به روال همیشگی و در جستجوی مطلبی ورزشی، از صفحهٔ پیوند‌های سایت عصر ایران، چند سایت ورزشی وطنی را همزمان در زبانه های جداگانه باز کردم.
روز بد نبینید، داد آنتی ویروسم رفت هوا، از کاشت ویروس تروا در کامپیوترم، توسط یکی از این دوستان بیمار هموطن.
آنتی ویروس رایگانم  avast خبر داد که بهترین راه مقابله، خاموش کردن کامپیوتر و جستجو و نابودی ویروس پیش از روشن شدن دوباره اش است، موافقت کردم.
سایت ورزشی وطنی که نفهمیدم کدام یکی‌شان بود، ویروسش را با بسیاری از برنامه ها و نرم افزارهایم عجین کرده بود، نفوذی سرطانی. آنتی ویروسم با کشف هر لانه جاسوسی، می‌پرسید چه کند و می‌گفتم نابودش کن و می‌کرد.
وقتی سرطان در وجودتان ریشه می‌دواند، قسمتهای آلوده را می‌کنید و بدور می‌ریزید، اما چه چیزی از شما و تندرستی تان باقی می‌ماند.
 کامپیوتر روشن شد. با ظاهری مثل همیشه، اما بسیاری از قسمتهایش از کار افتاده بود و اجازه نصب برنامه های از کار افتاده را هم نمی‌داد.
خوبی دکتر ها هم به همین است، پایت که به مطب شان باز شد، خانه‌شان را آباد می‌کنید، اما هیچگاه به آنی که پیشتر بوده ای بر نخواهند گردانت.
کامپیوتر را هم اگر چه می‌توان با کمی وقت و هزینه و سی دی‌، به روز اولش برگرداند، اما خوب، خواهید دید این میان خیلی چیزها را از دست داده اید.