همبرگر کوچولو

  همبرگر کوچولو  
    مراحل  تهیه همبرگر  
  گوشت چرخ کرده  
  سرخ کردن گوشت  
  مخلفات همبرگر  
  چیدن مخلفات همبرگر  
  بفرمایید همبرگر شما آماده است  

از سایت Dailycognition

در چنین روزی - مارک تواین

30 نوامبر

  مارک تواین  

در چنین روزی و در سال 1835 سموئل لنگهورن کلمنس Samuel Langhorne Clemens نویسنده نامدار و شوخ طبع امریکی در فلوریدا Florida میسوری Missouri به دنیا آمد. در دوازده سالگی پدرش را که قاضی بخش بود از دست داد و در سیزده سالگی مجبور شد با ترک مدرسه در چاپخانه‌ ای پادویی کند و پس از دوسال در روزنامه‌ای که برادرش اوریون Orion دایر کرده بود ، حروفچین شود و مقالاتی طنزآمیز بنویسد .

در هجده سالگی به سنت لوئیس St. Louis رفت و به عنوان کارآموز ناخدایی مشغول کار شد . در ۱۸۵9 موفق به کسب پروانه ناخدایی گردید و در این حین با امضاهای مختلف برای مجلات مقاله‌ های طنز می‌نوشت. مارک تواین در سال ۱۸۶۶ با آلتا کالیفرنیا Alta California برجسته ‌ترین روزنامه غرب قراردادی به این مضمون امضا کرد : خبرنگار سیار بدون محدودیت مکان زمان و سمت که دور کره زمین می‌گردد و ضمن سفر گزارش می‌نویسد.تواین

مارک تواین اصطلاحی به معنای ایمن بودن برای کشتی رانی بود و  هنگامی که رودخانه دارای عمق كافی برای عبور کشتی های بخاری بود بکار می رفت و سموئل كلمنس با استفاده از این نام مستعار در مجلات مطلب می ‌نوشت و به عنوان ادای دین دوران دریانوردی اش در تمام کارهای طنزش از این اسم استفاده کرد .

مارک تواین در 21 آوریل سال 1910 درگذشت .

معروف ترین  آثارش :

ماجرا‌های تام سایر

شاهزاده و گدا

ماجراهای هاکلبری فین

زندگی بر روی می سی ‌سی ‌پی

از ویکی‌پدیا

Mark Twain House

Mark Twain Project

Mark Twain Museum

خفه کننده بلوتوث

مردم شهر ما به سه تقسیم می شوند :

اولی ها می گویند : فناوری بلوتوث از جمله فناوری های مفيد و رایگان برای تبادل و ارسال اطلاعات در فواصل نزديك می باشد و باید حداکثر استفاده را از این فناوری برد.

دومی ها می گویند : این شرکت علاوه بر ارائه انواع مسدود کننده های تلفن همراه مفتخر است اعلام نماید به عنوان اولین شرکت در ایران توانایی ارائه مسدود کننده های بلوتوث موبایل را نیز دارد.

دومی ها همچنین با افتخار می گویند : مسدود کننده ها در محيط هايی همچون دانشگاه ها، مدارس، مساجد، سالنهای كنفرانس، اجتماعات، اماكن خصوصی و عمومی، مترو و قطار و خیابان و بیابان قابل استفاده است و حتی می توانند بعلاوه جلوگيری از ارسال و دريافت بلوتوث در كار دوربين های مدار بسته و شبكه های وای – فای و هر گیرنده و فرستنده دیگری نيز اختلال ايجاد كنند.

دومی ها روی افراد منحرف یا دگراندیش زوم کرده اند و آسان ترین روش یعنی خفه خون کردن را در ارتباط با آنها پیش گرفته اند .

اولی ها روی پیشرفت و علم و منطق و تعالی انسانها و فردای بهتر می اندیشند و معتقدند با صبر و مهربانی می توان شیر و ببر و پلنگ را نیز دست آموز کرد .

دومی ها نیز به دستگاه های پیشرفته تر و فردای بهتری می اندیشند که در آن بتوان حتی جلوی ارسال و دریافت و فعالیت مغز آدمی را نیز مسدود کرد .

اما سومی ها منتظرند تا صائدی پیدا شود و ادعای خدایی کند تا آنان دسته دسته با گل و شیرینی گرد او جمع شوند و از مقامش تجليل نمایند و با ادای سجده و بوسيدن دست و پا و خواندن مناجات ‌‌ و رقص و پايكوبی ارادت خود را نشانش دادند .

با ستاره Outbrain

Outbrain-ستاره

حتما بازدید کنندگان متوجه شده اند که میتوانند مطالب این وبلاگ را بر اساس تعداد ستاره ها ارزیابی کنند . این ستاره ها توسط سایت  outbrain  ایجاد شده و به رایگان در اختیار عموم قرار گرفته است . امروز متوجه شدم که زبان این سرویس در حدود یکسال پیش توسط هموطن گرامی جناب محمد خان به فارسی ترجمه شده است ، که بدین وسیله از زحمات ایشان قدردانی می کنم و موفقیت بیشتری برایشان آرزومندم .

از دنیای شیشه ای :

نمی دانم آیا شما سایت http://www.outbrain.com را می شناسید یا نه ، این سایت در حال حاضر معروف ترین سایتی است که می توانید با استفاده از ويجتی که به شما می دهد خوانندگان شما بتوانند مطالبتان  را بر اساس ستاره دادن ارزیابی کنند.

این سایت در اقدام جدید خود قابلیت  چند زبانه ای را به خود اضافه کرده است که به شما این امکان را می دهد تا در صورت نیاز بتواند ویجت را مطابق با زبان خود انتخاب کنید.

از آنجا که من قرار بود به بلاگر بروم این امکان را در بلاگر انتخابمحمد خان کردم و ویجت ارزیابی را در وبلاگ خودم در بلاگر قرار دادم ، وقتی مسئولان سایت http://www.outbrain.com فهمیدم من فارسی زبان هستم از من خواستند که اگر می توانم این ویجت را برایشان به زبان فارسی ترجمه کنم و خلاصه من هم این کار را انجام دادم و این ویجت را به زبان فارسی و همچنین زبان عربی ترجمه کردم .

این سرویس با همه سرویس های وبلاگ سازگار است ، البته برای سرویس های ایرانی نیاز دارید تا به صورت دستی کد را درون قالب وبلاگ خود کپی نمایید ، اما در سرویس بلاگر می توانید با یک کلیک به صورت اتوماتیک این سرویس را به وبلاگ اضافه کنید .

این ویجت امکان اضافه شدن به خروجی فایل شما در سایت www.feedburner.com را نیز دارد و شما می توانید به راحتی و فقط با اعمال چند تنظیم در قسمت تنظیمات اکانت خود در سایت فید برنر امکان نظر خواهی را برای فایل خروجی خود فراهم کنید .

مجله فرهنگی ایجا

ایجا

از مجله دو هفتگی فکری و فرهنگی ایجا :

باور داریم موفق ترین نشریه ، نشریه ایست که خوانندگانش جزو نویسندگانش باشند!

ایجا متعلق به یک فرد یا گروهی از افراد نیست.هیچ وقت هیچ کس برای معروف شدن نمی نویسد که اگر بنویسد به خواسته اش نخواهد رسید.نوشتن هنر منحنی هاست ! یعنی تو باید بدانی که کدام هدف کجا قرار دارد تا به سمتش حرکت کنی اما به آن نرسی ! مثل یک خط منحنی از کنارش تاب برداری و به سوی هدف بعدی بروی . وظیفه روزنامه نگار نتیجه گیری نیست . پرداختن به موضوعات است برای اینکه خوانندگانش به دنبال نتیجه ای در آن باشند . پس تمام حرف ما این است که حرفی می زنیم که حرف دلمان باشد و با چشمهایی نگاه می کنیم که چشم خودمان باشد و  شما با تفکر خودتان نتیجه اش را جویا باشید.

ایجا در زبان گیلکی به معنای یکجا و در کنار هم است.چرا که  ما به بودن شما خوانندگان عزیز عقیده و نیاز داریم . ایجا یک جایگاه الکترونیکی برای تمام کسانی است که فقط بخواهند ! ما از تمام حرف هایتان و نگاه هایتان استقبال می کنیم . اینکه مطلبی را چه کسی نوشته یا تفکری را چه کسی بیان کرده اصلا مهم نیست . یعنی حالا دیگر مهم نیست ، آنچه اهمیت دارد  این است که ما چقدر با تفکری همراه باشیم . همراهی و حمایت هر کسی از یک تفکر نشان دهنده ی مالکیت او بر آن است و این گونه است که ما می پنداریم . ایجا متعلق به تمام افرادی است که حتی گوشه ای از مطالب آن را نوشته ، خوانده و یا پسندیده اند!

دل هایمان به وجود شما گرم است و  همراهمان اگر باشید برای ما هم دلگرمی بیشتری خواهد بود . مطالبتان را و در صورت تمایل اگر عکسی هم در کنار آن از خودتان یا درباره مطلبتان دارید ، می توانید به ایمیل  info@eja.ir  ارسال کنید. مجله ایجا

نشانی : http://eja.ir 

در چنین روزی - لوئیزا می ‌آلکوت

29 نوامبر

  لوئیزا می ‌آلکوت  

در چنین روزی و درسال 1832 لوئیزا می آلکوت Louisa May Alcott داستان نویس امریکایی در جرمنتاون Germantown فیلادلفیا Philadelphia پنسیلوانیا Pennsylvania به دنیا آمد . معروف ترین اثرش زنان کوچک نام دارد که از رویدادهای دوران کودکی همراه سه خواهرش سرچشمه گرفته است .

در سال 1834 یا 1835 خانواده اش به بُستن Boston نقل مکان کردند . پدرش برانسن آلکوت Bronson Alcott فیلسوف و آموزگار و نویسنده بود و لوئیزا و سه خواهرش تقریبا تمام معلومات خود را از پدر آموختند.

اولین کتابش افسانه گل Flower Fables هنگامی که 22 سالگی بود منتشر شد . در زمان جنگ داخلی آمریکا در بیمارستانی پرستار بود و نامه‌ هایی که در آن دوران به خانواده خود می ‌نوشت به نام انگاره های بیمارستان Hospital Sketches را در سال 1863 منتشر نمود . مدتی هم سردبیر یک مجله کودکان بود.

چاپ اول زنان کوچک Little Women در سال ۱۸۶۸ او را به شهرت فوق‌العاده‌ای رساند. در سال ۱۸۷۱ کتاب دیگری به نام مردان کوچک Little Men نوشت که دنباله داستان دختران خانواده مارچ و فرزندان آنهاست. این کتاب نیز در زمان انتشار با استقبال مواجه شد.

  خانه لوئیزا می  آلکوت = خانه زنان کوچک  

بیش از ۶۰۰۰۰ نسخه از کتاب زنان کوچک در سال اول انتشارش به فروش رسید و هنوز هم همچنان به چاپ می‌رسد و خریدار دارد. می‌توان گفت هیچ زن باسوادی در کشورهای انگلیسی زبان وجود ندارد که این کتاب را نخوانده باشد.

لوئیزا می ‌آلکوت بیش از سی کتاب و مجموعه داستان نوشت و در ششم مارس سال 1888 تنها دو روز پس از مرگ پدرش چشم از جهان فرو بست .

از دانشنامه‌ علمی تخیلی و فانتزی

سایت رسمی Louisa May Alcott

برادران خندان

شبیه سازی سه بعدی از برادران خوش خنده بری الیوت Barry Elliot و پال الیوت Paul Elliot دو بازیگر کمدین انگلیسی که بیشتر برای نمایش های تلویزیونی ویژه کودکان شهرت و محبوبیت دارند .

  برادران خندان  

از وبلاگ Conflusions

در چنین روزی - کنفرانس تهران

کنفرانس تهران با رهبران سه كشور متفقين يعنی فرانكلين روزولت رئيس جمهور آمريكا ، وينستون چرچيل نخست ‌وزير انگليس و ژوزف استالين رئيس جمهور شوروی از ۲۸ نوامبر الی اول دسامبر ۱۹۴۳ و در بحبوحه جنگ دوم جهانی به صورت سری در سفارت شوروی در تهران پایتخت ایران برگزار شد . این کنفرانس در پی کنفرانس قاهره و پیش از کنفرانس‌ های پتسدام و یالتا برگزار شد. هدف کلی همه این کنفرانس‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی توافق در مورد چهره جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم و تقسيم ممالك بود.

  کنفرانس تهران  

از ویکی پدیا و موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

خطای دید

می گویند چشم سالم تر ها کمتر فریب می خورند !

  خطای چشم  

از deClubZ

بطری کلاین

بطری کلاین بر خلاف بطری های دیگر فاقد سطح درونی و بیرونی است و به عبارتی داخل و خارج آن یکی است و یک رو بیشتر ندارد. فیلیکس کلاین Felix Klein ریاضیدانی آلمانی این بطری را در سال 1882 توصیف نمود.
انیمیشن ساختمان بطری کلاین از سایت Plus magazine

سنگ قبری برای وبلاگ نویس

پیدا کردن اینکه چند وبلاگ نویس ایرانی داریم کار مشکلیه ، اما میشود برای پائین ترین حد  ، رقم صد هزار را ذکر کرد یا چیزی در این حدود و اگر نشود در ارقام و اعداد سرشماری وبلاگ نویس ها به نتیجه واحدی رسید ، لااقل همه متّفق القول هستیم که هر کدام از این وبلاگ نویس ها سری دارد و سودایی و اگر نشود در هیچ زمینه سیاسی و اجتماعی و هنری این سر ها را در کنار هم و دوستانه صف داد ، لااقل در یک چیز با هم مشترکند : مرگ و همه این دستکم صد هزار نفر بالاخره روزی ، دیر یا زود ، باید کیبوردشان را به زمین بگذارند و از بازدید کنندگانشان حلالیت بطلبند و عازم دیار باقی شوند .

اما بیایید برای این جماعت که بیشک از اصحاب رسانه مدرن هستند و در زنده بودنشان نه احترامی دیدند و نه منفعتی بردند ، در قبرستان ها قطعاتی اختصاص دهیم به آنها و تن رنجورشان را در قطعه های وبلاگ نویسان به خاک بسپاریم .

الفاتحه

در چنین روزی - حمید مصدق

پنجشنبه 7 آذر ماه

  حمید مصدق  

حمید مصدق شاعر و حقوقدان ایرانی در بهمن سال ۱۳۱۸ در شهرضا متولد شد. چند سال بعد به همراه خانواده‌اش به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. در ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و سپس مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. در ۱۳۵۰ در رشته فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانش‌آموخته شد و در دانشکده علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت. حميد مصدق از سال 1353 به بعد با عنوان وكيل دادگستری در تهران مشغول به كار شد و از طرف ديگر در مدارس عالی تهران به تدريس اشتغال ورزيد از آن پس بود كه به عضويت هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی در آمد و در دانشكده حقوق آن دانشگاه به تدريس پرداخت و تا پايان عمر در اين سمت بود و مدتی نیز سردبیری مجله کانون وکلا را به عهده داشت.
وی يك سال پس از اخذ درجه فوق ليسانس يعني در سال 1351 با خانم باله خشكنابی ازدواج كرد . خانم لاله خشكنابی ، فرزند استاد رضا خشكنابی و برادر زاده استاد شهريار – شاعر معاصر هستند . حاصل اين ازدواج دو فرزند به نامهای غزل و ترانه است .

سرانجام در سحرگاه هفتم آذر ماه سال 1377 در اثر سكته قلبی از اين جهان رخت بر بست و در بهشت زهرا در قطعه هنرمندان و دانشمندان به خاك سپرده شد .

از ویکی پدیا و مقالات علمی ایران

 

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست توافتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست
که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت !

چیزبرگر کنسرو شده

   آشپزی آسان چیزبرگر کنسرو شده  
آنرا در آب جوش قرار دهید و کمی صبر کنید چیزبرگر
در آنرا باز نمایید چیز برگر
نوش جان کنید چیز بر گر

فقط 3,95 یورو

عکسها از سایت Cheese-Burger.net

اس ام اس های سرکاری

چند  sms  سرکاری :

سه تا میمون از باغ وحش فرار کردند .

اولی مشغول خواندن روزنامه شد

دومی مشغول سیگار کشیدن

و سومی مشغول خواندن این پیامک

داستانی جنایی بچگانه

پنج دوست در خانه ای زندگی می کردند . نامشان دیوانه و احمق و مغز و یکی و منو بود .

روزی منو بدست یکی کشته میشود . دیوانه به پلیس زنگ می زند :

دیوانه : اونجا اداره پلیسه ؟

پلیس : بله ، چه اتفاقی افتاده ؟

دیوانه : یکی منو کشته !

پلیس : آیا تو دیوانه ای ؟

دیوانه : بله من دیوانه ام .

پلیس : ببینم مغز نداری

دیوانه : مغز توی توالته .

پلیس : تو احمقی ؟

دیوانه : نه ، احمق داره این اس ام اس را میخواند .

سه تا میمون از باغ وحش فرار کردند .

اولی مشغول خواندن روزنامه شد ،

دومی مشغول سیگار کشیدن ،

و سومی مشغو. . .

نه تو را که نمی گم ، سومی مشغول موز خوردن شد ، اما تو چرا فکر می کنی میمونی ؟

آیا میدانید بله و نه معنای متفاوتی ندارند ؟ کافیست در جای خالی جملات زیر بله یا نه بگذار تا متوجه منظورم بشوید :

الف - . . . من مغز ندارم .

ب - . . . من بیشعور هستم .

ج - . . . من خنگ هستم .

دوست من ، بخاطر داشته باش :

بدون خریت فرزانگی مفهومی نداره ،

و بدون زشتی زیبایی .

و برای همین چیز هاست که دنیا به وجودت نیاز دارد .

چه فرقی بین اسپری حشره کش و اسپری خوشبو کننده بدن وجود دارد ؟

اگر حشره کش را به خودت به زنی ، خودت می میری ،

اگر خوشبو کننده را به خودت نزنی ، همه مردم می میرند !

هر چیز مربوط به تو در کمال زیبایی است :

لبهایت

پوستت

چشمانت

اندامت

خیلی خوش شانسی که زیبا بدنیا آمده ای !

نه مثل من ...

که مادرزاد درغگوی بزرگی بوده ام .

میگویند با بزرگان نشست و برخاست کردن آدم را بزرگ می کند .

من هیچ اعتراضی ندارم ،

می توانی با من نشست و برخاست کنی .

یک تحقیق علمی نشان می دهد که همه میمون ها و الاغ ها از انگشت شستشان برای خواندن پیامک ها استفاده می کنند .

انگشتت را عوض نکن برای اینکار خیلی دیر شده !

تهران سبز

بتازگی در کوچه ما سه خانه حدود چهل متری، یکی پس از دیگری بزمین کوبیده شدند و آپارتمان‌های سیمانی و دلگیر چند طبقه بجای آن‌ها در دست ساخت و سازند.

پارک ماشین‌ها در حریم پیاده روی فرسوده و بی‌ریخت کوچه‌مان و دل گرفتگی فضا سبب شد تا این چند خط، به یادگار نوشته شوند، باشد که گوش شنوایی یابد، و مردمانی که در اندیشهٔ کاری کارستانند.

جت پک

جت پک Jet pack که میشود آنرا کوله پشتی پرتابی یا کوله پشتی جهشی ترجمه کرد و به اسامی دیگری چون راکت بلت rocket belt یا کمربند موشکی و راکت پک rocket pack و غیره نیز شناخته می شود و سابقه آن به جنگ جهانی دوم بر می گردد ، وسیله ایست که معمولا به پشت بسته می شود و توسط فشار گاز به پرواز در می آید . دیروز 24 نوامبر در آخرین آزمایش از این دست اریک اسکات Eric Scott خلبان بی باک بوسیله جت پک خود توانست برفرازدره ای به عمق تقریبی سیصد متر و عرض چهارصد متر با سرعت حدود120 کیلومتر در ساعت و به مدت 21 ثانیه و بدون استفاده از چتر نجات به پرواز در آید . این جت پک از نیروی آب اکسیژنه برای حرکت مدد می جست .

  جت پک  

شما می توانید از سایت jetpackinternational جت پک مدل تی 73 را که می تواند نه دقیقه در هوا باشد همراه آموزش های لازم پرواز به مبلغ خرده فروشی دویست هزار دلار خریداری نمایید .

دور نیست که گره کور ترافیک تهران لااقل بوسیله جت پک ها و دیگر ماشین های پرنده باز شود .

فیلم این پرواز از سایت رویترز

در چنین روزی - روز جهانی رفع خشونت علیه زنان

سه شنبه 5 آذر ۲۵ نوامبر

از سال ۱۹۸۱ روز ۲۵ نوامبر به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان برگزیده شده است. این روز برای یادآوری عزم همگانی برای مبارزه با خشونت علیه زنان انتخاب شده است. شورای عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹ نامگذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد. این تاریخ به خاطر قتل وحشیانه سه خواهران میرابال فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن انتخاب شده است.

از ویکی‌پدیا ، دانشنامهٔ آزاد

  خشونت عليه زنان  

همشهری آنلاین - گروه اجتماعی :

خشونت عليه زنان همواره نقض حقوق بشر، جنايت و غيرقابل قبول است.

بان كی مون دبير كل سازمان ملل متحد در پيامی به مناسبت  ۲۵ نوامبر روز بين‌المللی رفع خشونت عليه زنان افزود : خشونت عليه زنان كماكان به‌عنوان زشت ‌ترين نوع نقض نظام‌ مند و گسترده حقوق بشر در جهان باقی مانده است .اين امر تهديد عليه همه زنان و مانعی در برابر تمامی تلاش‌های جهانی برای توسعه ، صلح و برابری جنسيتی در تمامي جوامع به شمار مي‌آيد .

سخن گفتن نوزاد رشتی

به گزارش خبرگزاری ايرنا :

حدود 10 روز است که در سطح شهر رشت در بين اقشار مختلف از جمله در مدارس ، ادارات ، صف نانوايی و ... شايعاتی در ارتباط با نوزادی که در بيمارستان آريا پس از تولد سخن گفته و به دنبال آن از دست پرستار افتاده و فوت کرده است سرزبانهاست . بر اساس اين شايعه ، نوزاد قبل از فوتش گفته است که در اواخر آذر ماه قرار است اتفاقات عجيبی از جمله بارش برف سنگين در استان گيلان رخ دهد.
دکتر علي رضا کريم زاده حق رييس بيمارستان آريا ضمن تکذیب این شایعه فرموده اند : فهرست بيماران بستری در بيمارستان آريا دليل رد اين شايعه است و نشان می دهد که هيچ اتفاق خاصی در اين بيمارستان رخ نداده است .

در این گزارش نیامده که کدام قسمت شایعه تکذیب شده : سخن گفتن کودک یا بزمین افتادنش توسط پرستار یا احتمال بارش برف سنگین در استان گیلان . از طرفی همه می دانند که زایمان یا مصدوم شدن بیمار در بیمارستان که اتفاق خاصی شمرده نمی شود . و اگر هم فرض کنیم این نوزاد نگونبخت پس از تولد سخن گفته که این مطلب در فهرست بیماران بستری نوشته نمی شود . تازه جای بحث دارد چرا رئیس محترم بیمارستان فکر می کند کسی که حرف می زند بیمار است . از طرف دیگر از اقشار مختلفی که در مدارس و ادارات و صف نانوايی ها کل کل می کنند می پرسیم که آیا اعتقاد دارند که این پرستار وظیفه شناس اول تمامی خبر " در اواخر آذر ماه قرار است اتفاقات عجيبی از جمله بارش برف سنگين در استان گيلان رخ دهد " را شنیده و بعد دستپاجه شده و کودک را رها کرده یا کودک با گفتن " در اواخرر ر " رها شده و بقیه خبرش " . . . آذر ماه قرار است اتفاقات عجيبی از جمله بارش برف سنگين در استان گيلان رخ دهد " را در مسافت بین آغوش پرستار تا سطح زمین بیان نموده است ؟  و آیا بزعم ایشان بارش برف در گیلان برای کودکی که پس از تولد سخن می گوید چیز عجیبی است ؟

نتیجه :  هر سخن  جایی و هر نکته مکانی دارد .

شایعه تخم مرغ

خبرگزاری فارس :

قائم مقام معاون امور دام وزارت جهاد كشاورزی برخی شايعات در مورد كاهش توليد تخم ‌مرغ را نادرست خواند و گفت:‌ مردم هيچ گونه نگرانی برای تخم ‌مرغ نداشته باشند و حتی بخشی از تخم ‌مرغ به صورت غير رسمی از كشور خارج مي‌شود.

آخرش  نفهمیدم صدور غیر رسمی تخم مرغ به خارج چطور می تواند مردم را از نگرانی کاهش تخم مرغ در بیاورد ؟

داستان عاشقانه

این داستانی در باره مرد و زنی سالخورده است . پیرمرد سالها بود که همسرش را از دست داده بود ، پیرزن نیز سالها بود که بیوه شده بود . آنها از سالیان خیلی دور همدیگر را می شناختند . شبی در مجلس جشنی آن دو روبروی هم در کنار میز شام قرار گرفتند . در حین صرف شام ، پیرمرد چند لحظه ای با نگاهی تحسین آمیز به زن چشم دوخت و سپس تمام قوای خود را جمع کرد و گفت : « با من ازدواج می کنی ؟ » زن اندکی اندیشید و سپس گفت : « بله ، بله ، با تو ازدواج می کنم . »

  داستان عاشقانه  

فردای آن روز مرد دچار آشفتگی شدیدی شده بود ، زیرا بیاد نمی آورد که زن پاسخ مثبت داده یا منفی .هر چه به مغزش فشار آورد چیزی به خاطرش نیامد . در آخر با ترس و وحشت سمت تلفن رفت و به زن زنگ زد . ابتدا از شب نشینی دلپذیر و فراموش نشدنی دیشب سخن گفت و سپس پرسید : « عزیزم وقتی از تو پرسیدم با من ازدواج می کنی ، گفتی آره یا نه ؟ » پاسخ زن او را بسیار خوشحال کرد : « من گفتم بله ، بله ، با تو ازدواج می کنم ، و این را با تمام قلبم گفتم » و ادامه داد: « و خیلی خوشحالم که به من زنگ زدی چون امروز هر چه فکر کردم بیاد نیاوردم چه کسی از من خواستگاری کرده است . »

در چنین روزی - لاکی لوچیانو

دوشنبه 4 آذر 24 نوامبرلاکی لوچیانو

در چنین روزی و در سال 1897 چارلز لاکی لوچیانو Charles Lucky Luciano تبهکار و یکی از بزرگان مافیای ایتالیا در امریکا در لرکارا فردی Lercara Friddi سیسیلی Sicily ایتالیا چشم به جهان گشود .

خانواده اش در سال 1907 به امید یافتن زندگی بهتری به امریکا مهاجرت کردند . لاکی لوچیانو برای اولین بار در ده سالگی به جرم سرقت از مغازه ها دستگیر شد و در نوزده سالگی رهبری گروه کوچکی از اوباش و گردن کلفت های جوان را در دست داشت . بزودی در راس یکی از پنج خانواده اصلی مافیا در نیویورک قرار گرفت . در اواسط دهه 1930 لوچیانو ساماندهی تمامی فاحشه خانه های نیویورک را در دست گرفت و با تعرفه یکنواخت و ساعات کار طولانی کوشید تا حداکثر منافع را نصیب خود کند ، اما در سال 1936 پس از محاکمه ای کوتاه برای زورگویی به فاحشه ها به سی تا پنجاه سال حبس محکوم شد .

در طی سالهای جنگ جهانی دوم ، دولت امریکا قرارداد پنهانی با لوچیانو منعقد ساخت که به موجب آن از نفوذ و آشنایی و دوستان وی در جهت رخنه و تهاجم برعلیه ایتالیای موسولینی بهره می گرفت . همچنین در طول جنگ جهانی دوم و پس از آن ارتش و سازمان های اطلاعاتی از وی برای ریشه کن کردن نفوذ کمونیست ها در گروه های مقاومت و دستگاه های دولتی بهره جستند .

برای این همکاری ها او اجازه گرفت تا از داخل سلولش فعالیت های تبهکاری خود را دنبال گیرد ، تا در سال 1946 به این شرط که امریکا را برای همیشه به مقصد ایتالیا ترک کند آزاد شد . لوچیانو روی حرفش ماند و هرگز به امریکا باز نگشت گرچه همیشه برای آن دلتنگی می کرد و در آرزوی بازگشت به آنجا بود . و دائما می گفت : اگر میشد یک هفته در نیویورک یا میامی باشم با خوشوقتی می میرم . سرانجام در 26 ژانویه 1962 در سن 64 سالگی در اثر سکته قلبی به دیار باقی شتافت .

  آرامگاه ابدی لوچیانو  

پس از مرگ اجازه یافت تا جسدش به آمریکا بازگردانده شود . اینک در قبرستانی در نیویورک در آرامش ابدی فرو رفته است !

برگردانی گزیده از سایت Lacndb

توازن طبيعی گيلان

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران : پستاندار غيربومی مهاجم ، توازن طبيعی گيلان را تهديد می کند !

  بدون شرح  

در چنین روزی - هارپو مارکس

یکشنبه 3 آبان 23 نوامبر

  هارپو مارکس  

در چنین روزی و در سال 1888 آدلف مارکس Adolph Marx بازیگر کمدی که بیشتر به نام هارپو مارکس Harpo Marx شهرت داشت ، در شهر نیویورک چشم به جهان گشود .

  برادران مارکس  

برادران مارکس پنچ برادر کمدین آمریکایی بودند که از دهه ۱۹۲۰ تا دهه ۱۹۶۰ در نمایشات و سینما و تلویزیون کار می ‌کردند. خانواده برادران مارکس از یهودیان آلمانی ‌تبار ساکن نیویورک بودند . آنان در اصل شش برادر بودند که اولی مانفرد در کودکی درگذشت . از پنج تن باقی‌مانده گروچو و هارپو و چیکو معروف ‌تر بودند و زیپو و گامو چندان مورد توجه تماشاگران نبودند. پدرشان یک خیاط معمولی اهل نیویورک بود و به زحمت خرج این پسران بازیگوش را که با شیطنت ­هایشان محله را جان به لب کرده بودند، درمی‌آورد . با این حال مادرشان دوست داشت پسرانش بازیگر از آب دربیایند و مرتب تشویقشان می­کرد . برادران مارکس از همان دوران کودکی به هنر علاقه‌ فراوانی داشتند ، چیکو پیانیست خوبی بود، هارپو هارپ را خوب می­نواخت و گروچو هم از یازده ‌سالگی آوازه خوان خوبی از آب درآمده بود و در موقعیت‌های مناسب هنرش را در مدرسه نمایش می­داد.

برای این چند نفر ، همه‌چیز شوخی بود. نه قانون سرشان می‌شد و نه حرف‌های جدی . آن‌ها آنارشیست ‌ترین آدم‌های روی كره زمین‌ بودند كه هیچ‌ چیزی نمی‌توانست مانع خراب ‌كاری‌شان بشود. برادران ماركس با هر قاعده و قانونی می‌جنگیدند و با شلوغ كاری ، نظم محیط را برهم می‌زدند. آن‌ها با چهره خاصشان می‌توانستند درباره فاشیسم ، دیكتاتوری ، میهن‌پرستی و… فیلم بسازند .

برادران مارکس با تمام کمدین‌های قبل و بعدشان تفاوت داشتند. آن‌ها نه مانند کمدین‌های سینمای اسلپ‌ استیک حرکات ماشینی داشتند، نه مانند چاپلین احساساتی بودند و نه مانند کیتون حرکات خارق­العاده انجام می­دادند. آن‌ها با ویژگی‌های خاص خودشان - حرافی­های بی­پایان گروچو که همه را خلع سلاح می‌کند با آن سبیل و ابروان پرپشت و سیگار برگ بر لب ، لهجه‌ ایتالیایی چیکو که کلمات را به شیوه‌ خاص خودش ادا می­ کرد و حرکات فیزیکی هارپو که هیچ شباهتی به حرکات یک انسان لال عادی نداشت و بیش‌تر شبیه شخصیت‌های کارتونی بود - تماشاگران را می­خنداندند. در این بین زپو جایی نداشت، و به عنوان بچه‌ مثبت سینما ، نقش مرد خوب خانواده را ایفا کرد ، مردی که عاشق می­شود ، آواز می­خواند و مثل هر آدم معقولی ازدواج می‌کند ، اما به نظر می­رسید سایر برادران اصلاً اهل این دنیا نبودند، به هیچ آرمان و ارزشی وابستگی نداشتند و هیچ چیزی و هیچ کسی هم از دستشان در امان نبود. تنها کسانی که گرفتار گروچو نمی­شوند، به‌ طبع چیکو و هارپو هستند که مغزشان با همان قوانین گروچو کار می­کند.
در ابتدا همه برادران به جز زپو در نمایش‌های مختلف ظاهر شدند، اما قبل از ورودشان به برادوی، گومو بازیگری را کنار گذاشت تا حرفه‌ آبرومندانه ­تری برای خودش دست ‌و ‌پا کند و زپو جای او را پر کرد.

دو فیلم اول آن‌ها بازسازی همان دو نمایش آخرشان ، نارگیلها The Cocoanuts محصول ۱۹۲۹ و بیسکوییت حیوانی Animal Crackers محصول ۱۹۳۰بود.

image image image

هارپو دومین برادر بود و او همانی است که در فیلمها حرف نمی‌زند .  روزی یکی از روزنامه‌های محلی در نقدی می‌نویسد که آدولف مارکس نمایش پانتومیم بسیار زیبایی را اجرا می‌کند اما به محض صحبت کردن نمایشش خراب می‌شود. بنابراین وی به این نتیجه می‌رسد که بهتر است به جای حرف زدن نگاه کند و تصمیم می‌گیرد حتی سر صحنه نیز جز در مواقع مورد نیاز صحبت نکند. هارپو نامش را در خلال جنگ جهانی اول از آدولف به آرتور Arthur تغییر داد چون معتقد بود نامش بیش از حد آلمانی است .

هارپو ماركس‌ احتمالا پیچیده‌ ترین‌ شخصیت‌ گروه‌ است‌. او حرف‌ نمی‌زند، اما مقصودش‌ را با ایما و اشاره‌ به‌ بهترین‌ شكل‌ بیان‌ می‌كند. همچنین‌ حالات‌ او در لحظاتی‌ نشانگر تاثیرپذیری‌ از لال‌بازی‌ها و انعطاف‌ فوق‌العاده‌ چاپلین‌ است‌. اما برخلاف‌ چاپلین‌ ، ترحم‌ كسی‌ را برنمی‌انگیزد و برعكس‌ ، شیطانی‌ دیوانه‌ و شرور به‌ نظر می‌رسد.
هارپو در بین‌ برادران‌ ماركس‌ تنها كسی‌ بود كه‌ شخصیت‌ سینمایی‌اش‌ طی‌ فیلم‌ها تغییر یافت‌ و از بچه‌ ابله‌ به‌ دلقك‌ لال‌ متكامل‌ شد. او همواره‌ با اشاره‌ ، سوت‌ و بوق‌ منظور خود را بیان‌ می‌كرد ، اما شخصیتش‌ بتدریج‌ با نزاكت ‌تر و دوست ‌داشتنی ‌تر شد .

در 28 سپتامبر 1964 بعد از یک عمل قلب باز درگذشت .

منبع :

ویکی پدیا / برادران مارکس

لوح / سینمای جهان / داوود زادمهر / مروری کوتاه بر زندگی برادران مارکس
شهر وند امروز / كریم نیكونظر / نقد فیلم ته دنیا

آفتاب / برادران مارکس کمدین های خانوادگی و هرج و مرج سینمای کمدی

دو صندلی با یک بلیط

خبرگزاری رویترز : دیوان عالی کشور کانادا مقرر کرد که افراد چاق حق دارند تا با خرید یک بلیط از دو صندلی در پرواز های داخلی استفاده کنند .

  امتیاز چاق بودن  

ما را بگو که داشتیم خودمون را می کشتیم تا دو سه کیلو لاغر بشیم !

  خطوط هوایی کانادا  

البته جام جم حکایت دیگری از این داستان ساخته است : جام جم آنلاين: ديوان عالي كانادا اعلام كرد از اين پس مسافران چاق خطوط هوايي اين كشور بايد براي سوار شدن به هواپيما، دو بليط تهيه كنند.

اصل خبر :

OTTAWA (Reuters) - Obese people have the right to two seats for the price of one on flights within Canada, the Supreme Court of Canada ruled on Thursday.

ما که گزینه اول را گزیدیم و میرویم  کانادا ،  هرچی باشه کانادا رفتن از لاغر شدن آسانتره ، مگه نه ؟

آغاز بکار وب سایت تی آرتی در سی زبان

وب سایت TRT : فعالیت رسمی وب سایت بخش فارسی سازمان رادیو و تلویزیون ترکیه به همراه 29 زبان دیگر از 20 نوامبر آغاز شده است و مخاطبان بخش فارسی سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه از تمام جهان می توانند آخرین اخبار و وقایع جهان، منطقه، ترکیه و ایران را از دریچه وبسایت فارسی تی. آر. تی بخوانند و از طریق اینترنت به اخبار و برنامه های بخش فارسی گوش دهند. . . ابراهیم شاهین رئیس سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه این اقدام را به منزله آغازی بر فعالیتهای نوین رسانه ای در ترکیه دانست و از افزوده شدن کانالهای تلویزیونی مختلف و چند زبانه در سال آینده خبر داد . . .

سایت خبری ترکی دیگری نیز وجود دارد که به زبان فارسی اخبار خود را ارائه می دهد :

شبکه خبری تی آر : شبکه خبری تی.آر. خبر، شبکه ای مستقل خبری و جهت انتقال اخبار و دیدگاه ها و اوضاع و رویدادهای مختلف روز ترکیه و با نگاه واقعی آن راه اندازی شد. در شبکه خبری تی.آر. خبر سعی شده است که تمامی جنبه های زندگی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و جامعه کشور ترکیه مورد توجه قرار گرفته و به انعکاس آن به مخاطبان فارسی زبانان  ارائه شود. شبکه خبری تی.آر. خبر، نخستین سایت خبری ترکیه به زبان فارسی است که به زبانهای فارسی و ترکی استانبولی به طور دو زبانه به فعالیت می پردازد.

پدر وبلاگ فارسی

در دنیای مجازی دنبال مطلبی در باره جناب شهریاری می گشتم که به وبلاگ فرنی رسیدم ، نوشته ای داشت با عنوان زنده باد دکتر پرویز شهریاری از شخصی که بدلیل ویژگیهایش بد گرل میخوانمش ، آخرین پستش هجده کلمه داشت : یعنی اگه یه مو از سر این پسر کو نیه کم شد بیاین هر چی خواستین به من بگین!

قصد اهانت ندارم ، اما با دیدن همین هجده کلمه و بنا بر ویژگیهای جناب حسین درخشان متوجه شدم که صحبت از اوست  ، می دانستم که زده بسرش بیاد ایران و این پیام بد گرل یعنی اینکه او اینجاست و نه فقط در تهران که در ادبخانه !

در سایتش روز 29 مهر ماه زیر عنوان من برگشته ام نوشته بود : من حسین درخشان پریشب رسیدم تهران و همان ‌طور که خیلی‌ها و خودم هم حدس می‌زدیم، بر طبق روال عادی و قانونی، پاسپورتم در بدو ورود توقیف شد. حالا قرار است که بروم همین هفته و برای گرفتن آن اقدام کنم که معنی‌اش البته پرس و جویی است که طبیعتا و بر طبق پیش‌بینی منتظرم خواهد بود.

و اضافه کرده بود : ولی به هر حال برخوردشان بسیار دوستانه بود.

سایت جدیدی هم باز کرده بود - بچه قلهک - و در آن نوشته بود : در این وبلاگ می‌خواهم از تجربه‌هایم از این بازگشت بنویسم ، بدون اینکه بی‌مبالاتی‌ها و جوانی‌های قبلی‌ام را که منجر به فیلتر شدن «سردبیر: خودم» شد تکرار کنم. معنی این حرف آن است که قانون مطبوعات ایران را در این وبلاگ تمام و کمال رعایت خواهم کرد.

اما این سایت در یازدهم آبان متوقف شده بود . . .

با کمی گردش بیشتر در یافتم که : به گزارش "جهان" به نقل از منابع معتبر، حسین درخشان وبلاگ نویس مطرح ایرانی که از او به عنوان پدر وبلاگ نویسی نام برده می شود بازداشت شد و هم اکنون در حال بازجویی است . گفته می شود وی در بازجویی های اولیه به جاسوسی برای اسرائیل اعتراف کرده که برخی از اعترافات وی حاوی نکات بسیار پیچیده ای است. . . گفتنی است حسین درخشان به تازگی به کشور بازگشته بود و اخیرا در بسیاری از سایتها از جمله سایتهای اصولگرا مطالب متفاوتی نسبت به عقاید گذشته خویش منتشر کرده بود.

و از خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران : به گفته «حسين .د» از فريب خوردگان جريان موسوم به اصلاحات که سالها پيش از ايران گريخته و عليه مقدسات ملت ايران قلم مي زد، بيشتر اين فريب خورده ها از قرص هاي آرام بخش استفاده مي کنند و بعضي از آنها تا کنون يکي دوبار اقدام به خود کشي کرده اند.

او پیش از سفرش نوشت : . . . درباره‌‌ای اینکه با من چه برخوردی خواهد شد . . . راستش نشر من هم همین است که اتفاق خاصی نخواهد افتاد. اول که من اصولا عددی نیستم با یک وبلاگ و چهار تا خواننده‌ای که این ور و آن ور دارم . دوم، بجز سفری که به اسراییل کرده ‌بودم فکر نمی‌کنم جرم دیگری داشته باشم . . . من قانون مجازات اسلامی را اخیرا خوانده‌ام و آن را مادامی که در محدوده‌ی قانونی ایران هستم با دقت مراعات می‌کنم . . . خلاصه اینکه بعید می‌دانم که برخورد امنیتی خاصی با من بشود و اگر هم چیزی باشد در حد سوال و جواب و در بدترین حالت تشکیل دادگاه برای رسیدگی به سفر اسراییل و مجازات یک تا سه ماه زندان خواهد بود که تصمیم نهایی سیستم قضایی هر چه باشد، پس از دفاع از خودم ، خواهم پذیرفت . من این حکومت و سیستم قضایی را با وجود تمام اشکالاتی که دارد دارای مشروعیت می‌دانم . . . ولی می‌خواهم یک خواهش هم بکنم. دوست ‌ندارم هر برخوردی که سیستم امنیتی یا قضایی ایران بخواهد با من بکند تبدیل به چماقی تازه در دست بیزنس‌من‌های شارلاتان حقوق بشر در آمریکا و اروپا شود، که تنها چیزی که برایشان هم نیست حقوق آدم‌های دیگر است. . . به زودی از محله‌‌ای که در آن بزرگ شدم ، قلهک و دروس تهران ، برای همه سلام‌های گرم خواهم فرستاد. امیدوارم تمام دوستان سابق و غیر سابقم که می‌دانم خیلی دلشان هوای هیجان و انرژی تهران و دیگر جاهای ایران را کرده است با دیدن برخوردی که با من خواهد شد ترس و نگرانی را کنار بگذارند و برگردند به وطنشان و در این جنگ اقتصادی و دیپلماتیک بزرگی که بر ضد ایران شروع شده‌اند در کنار مردمشان بایستند، نه در مقابلشان.

خورشید خانم یه جایی نوشته بود : تعجب نکنین اگه آخرش حسین حال همه اتون رو گرفت و معلوم شد این نمایش یک بامبول جدید بوده. حتی تعجب نکنین اگه آخرش دربیاد که این بشر اصلا ایران نیست و داره از جنوب فرانسه بغل دوست دخترش این نمایش رو اداره می کنه. در عین حال، تعجب نکنین اگه یهویی مرتضوی جنازه اش رو تحویل خانواده اش داد. . . هرچیزی ممکنه.

این هم از ویژگیهای جناب حسین درخشانه . . . و بنا بر همین ویژگیها بعید نیست که او هم دارد خود را برای ایفای نقش جدیدش در سناریوی از قبل نوشته شده ای آماده میکند . . .

در چنین روزی - پرویز شهریاری

پرویز شهریاری

شنبه دوم آذر 22 نوامبر

در چنین روزی و در سال 1305 پرویز شهریاری ریاضیدان و مترجم و روزنامه نگار و فعال سیاسی و چهره‌ ماندگار در عرصه علم و آموزش در شهر کرمان بدنیا آمد .

از ویکی پدیا

…………………………………………………………….

خبرگزاری میراث فرهنگی / گروه فرهنگ ، آرزو رسولی :

دكتر شهرياری در كرمان در خانواده‌ای زردشتی چشم به جهان گشود. او دوره كارشناسی رياضی را در دانشگاه تهران سپری كرد و سالها در مقام معلمی به تدريس رياضيات در مدارس پرداخت.
او تحقيقات زيادي در مورد دانشمندان ايراني در سده‌هاي گذشته و تاريخ علم در ايران انجام داده است . از جمله آثار تأليفی او می‌توان به سرگذشت رياضيات ، غياث‌الدين جمشيد كاشانی رياضيدان ايرانی ، خوارزمی و انفورماتيك ، فلسفه و اخلاق در رياضيات اشاره كرد.
انديشه رياضی ، بازي با بي‌نهايت ، در پي فيثاغورث ، رياضيات در شرق ، قضيه فرما ، تاريخ حساب تعدادی از آثار ترجمه شده اين استاد گرانقدر است كه به زبان روسی تسلط كامل دارد.
از دكتر پرويز شهرياری تا كنون بيش از 250 كتاب و هزار مقاله منتشر شده است.
او نخستين كسی است كه دانش‌آموزان ايرانی را با علم رياضي آشتی داد . به‌ خصوص با كتاب « انديشه رياضی » كه با معماهای ساده آغاز می‌شود و چنان خواننده را در دنيای شيرينی غرق مي‌سازد كه حتی اگر كوچكترين آشنايی با رياضيات نداشته باشد ، به آن دل می ‌بندد و سعی می‌كند از مرحله سرگرمی فراتر رود و از عهده موقعيتهای دشوار كتاب برآيد.
دكتر شهرياری معتقد است كه رياضيات نخستين دانش بشری است و قدمتی 6 هزار ساله در جهان دارد: « رياضی به اندازه هنر براي مردم مفيد است و در همه رشته ها از جمله فيزيك و نجوم و روانشناسي و تاريخ نفوذ دارد. »

دکتر پرویز شهریاری در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار دانشگاهی مهر:

آنچه ارسطو و اقلدیس در سالیان گذشته در رابطه با علم ریاضی مطرح می کردند همچنان صحیح است و تغییری نکرده است. علم ریاضی در مقایسه با علومی مانند فیزیک و شیمی که مرتب در حال تغییر هستند تنها در آسان شدن راه حل ها متغیر است و کلیات تغییرات نمی کند.

وی تصریح کرد: هر فردی که قدرت استدلال داشته باشد توانایی یادگیری ریاضی را دارد. تنها به دلیل دنبال نکردن مرتب آموزش این درس و عدم حضور کافی و مفید در کلاس های درس برخی افراد توانایی فراگیری این درس را ندارند. همچنین در صورتی که معلمین این درس در جریان وضعیت و شرایط شاگردان قرار گیرند، تمام افراد قادر به یادگیری ریاضیات می شوند.

این چهره ماندگار در رشته معلمی ریاضی اظهار داشت : کتب ریاضی در کشور ما تحت تأثیر کنکور نگارش شده اند. خدا لعنت کند کنکور را که به وسیله آن عده ای به منافع مادی می رسند و برخی سردر گم می شوند.

شهریاری در خصوص انگیزه معلمین این درس در مدارس کشور افزود: برخی از معلمین بسیار توانا و علاقه مند به آموزش ریاضی هستند و برخی دیگر نیز تنها برای دریافت حق التدریسی، تدریس می کنند که این دسته در نابسامانی آموزش ریاضیات دخیل هستند.

انجمن ریاضی / منبع روزنامه جام جم / مصاحبه با استاد پرويز شهرياری / عليرضا نادری :

از آن وقت ها بگوييد و اين كه چه شد به تحصيل رشته رياضيات پرداختيد؟

من سال 1305 در كرمان متولد شدم و دوره دبستان و دبيرستان را در كرمان گذراندم. پدرم سال 1317 در 46 سالگي از دنيا رفته بود. مادرم مي خواست به هر قيمتي كه شده است بچه هايش درس بخوانند و به همين دليل با وجود سختی های زندگی وارد دانشسرای مقدماتی كرمان شدم به اين اميد كه حقوقی داشته باشم و زندگی را بگذرانم تا اين كه در سال دوم دانشسرای مقدماتی بخشنامه ای از تهران آمد مبنی بر اين كه شاگرد اول و دوم ها می توانند برای ادامه تحصيل به تهران بيايند و اين شد كه من هم به تهران آمدم . . . ابتدا من مي خواستم رشته ادبی بخوانم  چون برنامه ام اين بود كه فلسفه را دنبال كنم ، البته نا گفته نماند كه به رياضيات هم علاقه داشتم اما از ميان دانش آموزان دختر و پسري كه آن سال آمده بودند نزديك به 350 نفرشان در رشته ادبی اسم نوشتند و با اين كه استادان برجسته ای مثل دكتر معين و دكتر هوشيار داشتيم ، اما من احساس مي كردم نمي توانم هيچ استفاده ای از اين كلاس ها بكنم و پس از يك ماه از آن كلاس بيرون آمدم و در جستجوی كلاسی بودم كه تعداد كمتری شاگرد داشته باشد . فهميدم رشته رياضی 6 شاگرد دارد كه با من تعداد آنها 7 تا شد ، اما وسط سال يك نفر از ما جدا شد و در نهايت 6 نفر مانديم كه همگي هم شاگردهای علاقه مندی بوديم . چون در دانشسرای مقدماتی كلاس ششم را نخوانده بوديم در آن سال ششم دبيرستان را تمام كرديم جای ما هم نزديك بهارستان بود كه دانشكده علوم و دانشكده ادبيات آنجا بود و بعد از اينكه ششم را تمام كردم وارد دانشكده تهران در رشته رياضی شدم . . .

. . . اما از همان موقع در خودم احساس نياز به مطالعه و ترجمه را احساس مي كردم . از وقتي در دانشكده رياضي درس خواندم كتابي را به اسم تاريخ حساب شروع كرده بودم كه پس از گرفتاری من به وسيله مؤسسه انتشارات امير كبير چاپ شد . در زندان هم سعی كردم بيشتر وقتم را صرف مطالعه كنم و با استفاده از يك خود آموز ، زبان روسی را پيش خودم آموختم و از آن به بعد به جز 4 تا 5 كتاب كه از فرانسه ترجمه كرده ام بقيه را تا امروز از زبان روسی ترجمه كرده ام . در 10 سال اخير هم بيشتر گرايش به تاريخ رياضيات بخصوص تاريخ رياضيات در ايران پيدا كرده ام و در اين زمينه كارهای ترجمه ای و تأليفی زيادی انجام داده ام . . .

چرا اسم اين علم را رياضي گذاشته اند ؟

رياضيات به معني علمي است كه با رياضت به آن مي رسند ، در حالي كه خود رياضيات اصلا به معناي رياضت كشيدن نيست ، اگر با دانش آموز درست رفتار شود و بخصوص به كار گروهي توجه شود و معلم سعي كند همه چيز را از زبان خود دانش آموزان بيرون بكشد . رياضيات علمی پيوسته است و اگر دانش آموزي يك مفهوم را متوجه نشد ، نمی تواند بقيه مباحث را بفهمد . معلم ها بايد از همان ابتدا به صورت اصولی و پايه ای رياضيات را آموزش دهند ، اما من فكر مي كنم يكی از موانع اصلی تفكر و انديشه در زمان ما همين مسأله كنكور است ؛ زيرا دانش آموزان از وقتی كه پشت ميز كلاس های راهنمايی می نشينند فقط احتياج دارند با تست كار كنند و اگر هم تصادفا وارد دانشگاه شوند ، مي بينند كه اصلا وضع آن طور كه فكر مي كردند نيست و در نتيجه در تمام دوره دانش آموزی نه كتابی می خوانند و نه به مفاهيم توجهي دارند و هيچ چيزی را عمقی ياد نمی گيرند .

از صحبت شما استنباط مي كنم كه معلم كلاس اول دبستان كه پايه گذار مفاهيم رياضيات است ، بايد بسيار كار آزموده و با تجربه باشد.

رياضيات در همه كلاس ها مهم است و البته دبستان مهم تر؛ چون دبستان است كه بچه ها را می سازد و بايد توجه بيشتری به آن داشت ؛ اما مجموعا از پايه اول تا آخر كه الان به آن پيش دانشگاهی می گويند ، بجز با توجه به مفاهيم نمی توان بچه ها را آماده كرد و چيز آموخت ؛ چيزی كه در زمان ما اصلا به آن توجهی نمی شود فرض كنيد سر كلاس معلمي مي خواهد استدلال كند كه چرا مشتق سينوس x برابر كسينوس x است ؛ اما عده زيادي از دانش آموزان اعتراض می كنند كه اصلا نيازی نيست ما اينها را بدانيم و فقط با ما تست كار كنيد . اين معلم چگونه مي تواند به اين دانش آموزان چيزي ياد بدهد ؟ من الان 8-7 سال است كه تدريس نمی كنم و يكي از دلايل عمده اش همين مسأله تست و كنكور بوده است . . .

رابطه شما با اينترنت چطور است ؟

متاسفانه چشمهايم نمي بيند و هر دو چشمم در حدود 8 درصد بينايی دارد و كتاب را هم با زحمت زياد به كمك عينك و ذره بين مي بينم و راندمان كارم هم به همين مناسبت خيلي كم شده شده است ؛ اما همچنان به كارم ادامه مي دهم . اگر 10 سال پيش در يك روز می توانستم 50 صفحه را ترجمه كنم حالا ديگر بيشتر از 7 تا 8 صفحه ترجمه نمی كنم.

از كی شروع به تدريس كرديد و در چه مقاطعی درس داده ايد؟

من از وقتی خودم سال سوم دبيرستان نظام قديم بودم (يعني سال نهم ) معلم حساب و هندسه  ششم ابتدايی همان دبيرستان هم بودم و بيشتر هم رشته رياضی را درس داده ام . يعني از 15 سالگی معلم بوده ام تا همين حالا و اگر كسی از من بپرسد مجموعا در عمرت چه كرده ای ، مي گويم معلمی كرده ام راضی هم هستم . من در دانشكده فنی هم تدريس كرده ام و نيز در مدرسه عالی پارس كه در آنجا پس از 2 يا 3 ماه تدريس منطق رياضی به من گفتند مجبوريم حقوق تو را به نام كسی بنويسيم كه دكترا يا لا اقل فوق ليسانس داشته باشد . شما درس بدهيد ،  ما حقوق را به نام كس ديگری می نويسيم ؛ اما به شما می دهيم كه من قبول نكردم . گفتم اگر صلاحيت دارم ، به نام خود من بنويسيد و اگر هم صلاحيت ندارم كه می روم كنار و همين طور هم شد و ديگر آنجا تدريس نكردم .

از شاگردانتان خبري هم داريد ؟ ميدانيد الان چه مدارجی دارند؟

چندی پيش شنيدم شاگرد من كه حالا در امريكاست در پلسخ به اين پرسش كه به چه مناسبتی به رشته رياضی و مسائل فنی علاقه مند شدی ، اول از همه اسم من را برده است و يك ساعت صحبت كرده كه اگر فلانی معلم ما نبود ، من هيچ وقت نمی توانستم پيش بروم . اين شاگرد من دكتر فيروز نادری است كه الان مدير يكی از بخش های ناسا و آدم موفقی است . معمولا از اين جور خبر ها دارم ؛ ولی اجازه نمی دهم جلوی خودم از من تعريف كنند. . .

بسياری از كتاب های شما سال پيش چاپ شده است و به سختی پيدا می شوند ، چرا تجديد چاپ نمي شود ؟

اينها دست ناشران است . 6 ماه پيش بنيادی به نام من به ثبت رسيد و من 40 تا 50 هزار جلد كتاب دارم كه به اضافه مقداری وسايل منزل می خواهم به آنجا بدهم و قصد دارم تا جايی كه ميسر باشد ، كتاب هايم را از ناشران مختلف پس بگيرم و به نام آن بنياد به چاپ برسانم تا همه در يك جا متمركز باشند و دسترسي راحت تري داشته باشند. مثلا كتابی كه ترجمه از روسي است و نام آن سرگرمی های هندسه است ، در حدود بيش از 25 سال پيش چاپ شده و ديگر چاپ نشده است و بسيار جالب است . شاگرد می تواند از هر صفحه و هر مطلبش چيز ياد بگيرد . درست است كه با كنكور تستی جور در نمی آيد ؛ اما باز هم هستند دانش آموزانی كه علاقه مند هستند رياضيات را بفهمند . . .

از زندگي خود راضی هستيد؟

آدم گاهي در تخيلاتش خيلي چيز ها مي خواهد كه به آنها نمی رسد ؛ اما من از آنچه به دست آورده ام كاملا راضی هستم و اگر قرار باشد زندگی مجددی داشته باشم همين راه را برميگزينم : رياضيات .

سایت نشریهٔ چیستا و نشریهٔ دانش و مردم به سردبیری پرويز شهرياری

بنياد فرهنگی پرويز شهرياری

جوک : راننده تاکسی

  تاکسی  

مسافر تاکسی به آرامی روی شانه های راننده زد تا از او چیزی بپرسد . راننده وحشت زده جیغ کشید ، کنترل ماشین را از دست داد ، نزدیک بود تا به اتوبوسی برخورد کند ، از پیاده رو گذشت و در چند سانتی پنجره فروشگاهی متوقف شد . دقایقی به سکوت گذشت ، سپس راننده گفت : ببین رفیق ، هرگز این کار را دوباره انجام نده ! نزدیک بود از ترس قالب تهی کنم . مسافر پوزش خواست و گفت : واقعا نمی فهمم چطور ضربه آهسته ای شما را چنین ترساند . راننده پاسخ داد : متاسفم ، واقعا تقصیر شما نبود ، امروز اولین روزی است که مسافرکشی می کنم . من برای بیست و پنج سال راننده ماشین نعش کش بودم .

برگردانی از  Quoteland

چهار ماه زندگی بدون قلب

سیمونز D'Zhana Simmons دختر خانم چهارده ساله ایست که توانست 118 روز را بدون قلب زندگی کند . داستان از ماه ژولای شروع شد و در پی عمل پیوند قلب ناموفق ، دکتر ها تصمیم گرفتند برای نجات جانش و تا دریافت قلب دیگری او را با قلب مصنوعی زنده نگاه دارند . سیمونز میگوید : احساس میکردم آدمی جعلی هستم ، مثل این بود که واقعا زنده نبودم . همه چیز غیر واقعی بود . سیمونز همچنین از صدای مداوم قلب مصنوعی که از درون آزارش می دهد میگوید .

  سیمونز  

اما سرانجام و پس از 118 روزی که چون زمانی بی انتها بنظر می رسید او با پیوند قلب دیگری جان تازه ای می یابد . مادرش تولا اندرسن Twolla Anderson این روز ها را طولانی و سخت و پر دغدغه وصف می کند .

امیدواریم این فرصت ها ، هرچند سخت و پر دغدغه هر چه زود تر شامل تمامی بیماران گردد . و این روز دیر نیست .

منبع CBS News

ملکه زیبایی محجبه ها

سایت العربیة فارسی از این خبر که مربوط به اوائل سال میلادی 2008 می باشد بعنوان پر خواننده ترین مطلبش یاد کرده است . اما شاید جالب تر از خبر نظرات بازدید کننده های این خبر باشند :

كوپنهاگ - دی پی ای / یک دختر عراقی بنام هدى فلاح به عنوان ملکه زیبایی سال 2008 محجبه ها انتخاب شد این مسابقه از سوی رایو دی آر دانمارک برگزار شد .
هدی 18 ساله از میان 46 شرکت کننده در این مسابقه که عمر آنان بالاتر 15 سال است این لقب را به خود اختصاص داد . هلن لطیف یکی از داوران این مسابقه که متخصص لباس می باشد می گوید : روسری آبی رنگی که هدی فلاح انتخاب کرده بود رنگ سبزه پوستش را متمایز تر کرده بود .همچنین اوفی بورچاردت که یکی دیگر از داوران ومتخصصین لباس می باشد می گوید :" حجاب هدی فلاح دارای رنگ زیبا وجذابی است که منعکس کننده ذوق وی وتاثیر ان می باشد ."
از سوی دیگر هدی فلاح که کارمند اداره امور درمانی واجتماعی است گفت :" من از 9 سالگی پس از آنکه مادر و دختر عموهایم را با حجاب دیدم ، حجاب را انتخاب کردم . وی طی مصاحبه با رادیوی دی آر دانمارک گفت :" زن همچون گوهری است که نباید در برابر هر کسی به نمایش گذاشته شود ."

رادیوی دی.آر پیش از این با انتشار دعوتنامه ای در ماه می گذشته روی صفحات اینترنت خواستار مشارکت متقاضیان در مسابقه بهترین لباس بود وقصد انتخاب ملکه زیبایی را نداشته است واز پیروان کلیه ادیان برای مشارکت دعوت بعمل آمده بود .

  هدی فلاح  


1- ملکه زیبائى...... / محبوب از کویت : من نميدانم به چه صورتی ملکه انتخاب شده وچه کسی انتخاب کرده ؟؟؟

2- هنوز خوشگل ها را ندیدند / عرفان : آخه این کجاش قشنگه؟ من نفهمیدم به چی نمره دادند.

3- آفرین / ایمان : مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا درود بر دخترانی که با اراده هستند و در وجود تمامی فشارهای ضد اسلامی به عقیده خود استوار هستند و زیبایی را با بی حجابی نمی بینند

4- لیاقت / داور : خانم هدی اندام بسیار زیبایی دارد سینه های برجسته اناری از جمله محاسنی بود که باعث کسب امتیاز خانم هدی شد

5 - زیبایی معنوی / نیلوفر : زیبایی فقط به ظاهر صورت نیست بلکه عمل شخص مهم است که حجاب را برگزیده

6- نابودی زیبایی شناسی و بحران بشری / نظر دهنده : دیگه ببین اونا بقیشون چی بودن که این ملکه زیبایی شده !!!!

7 - جوک سال / حسن : حتمن همون زیبایی معنوی بوده ؟؟؟!!!!!!!!!! باید از داورا پرسید !!

8 - لباس / علیرضا : فكر مي كنم به لباس اين خانم نمره زيبايي دادن تا چيزهای ديگر

9 - عجب / میسی : شماره 4 شیطون بلا تو آنها را کجادیدی ؟ شماره 6 هم گل گفت.

10 - نظر / رضا : احتمالا ایشان تنها شرکت کننده در این مسابقه بوده است

11- خوشگلتر از او / هدیه : این که چیزی نیست من از هدی خانم خوشگلترم. چون هم سیاهترم هم بینیم گنده تره

12- خاک بر سری / قاضی : روی صحبتم با "داور" است..... خاک بر سرت که ظاهرا در کل عمرت چیزی بیشتر از این قسمتهای یک زن را نشناخته ای...اتفاقا حجاب را برای حفظ امنیت زن در برابر شهوت رانانی چون تو گذاشته اند

13 - حجاب ؟ / محمد : دختر مسلمان در معرض کفار حاضر شود . این چه حجابی است؟ این همان حجاب شهوانی است که مسیحیان اسلام را بدان متهم می دارند. دختری که بی حجاب و ساده و بی آرایش باشد بهتر از این چنین حجاب های نمایشی است.

14 - اين زيباترينه ؟! : خدا شانس بده !!!!!!!

15 - کی به کيه !!/ نادر : .......تفنگ فشنگ نداره .....منم که خوابم !!!!...

16 - Black lady / Soheil :Beri to bahresh hamchin chize badi ham nist sabzeha shahvati tarand emtehan konid rast migam.

17 - خواستگاری / ابو نضال : سلام من حاظرم از وی برای پسرم خواستگاری کنم

18 - شانس / مهناز : چشم بازارو در اوردن این کجاش قشنگه خدا بده شانس

19 - حجاب / عباس : چون امر خدا را اطاعت کرده واقعا زیباست

20 - عقیده / سارا : به نظر من هر کسی ازاده ولی حجاب دلیل پاکی ادما نیست

21 - زشت / جعفر : شماره 6 گل گفت اگر من چادر سر می کردم زیباتر بودم

22 - ملکه زشتی / طوفان : این چه شعار مزخرفیه که زن با حجاب زیباتر است !! اگه این طور بود که اصلن حجاب رو واجب نمی کردن. یه ذره فکر کنید بعد بنویسید . در ضمن اینجا فقط زیبایی ظاهری مهمه نه چیز دیگه . بیخودی شعار ندید

23- آخر زمان / نوید : آخه اگه این خوشگله که خوشگلا برن خودشونو بکشن

24- نو انديش باشيد / محمود : در دنيای كنونی مهم سينه و پايين تنه دختر است نه صورت . چون صورت را می شه رنگ زد ، تغيير داد و ... . خلاصه اين هدی هم معلومه كه دارای سينه و پايين تنه جذابی هست و گرنه انتخاب نمی شد .

مسابقه ملکه حجاب

این گفته هدی خانم :‌ زن همچون گوهری است که نباید در برابر هر کسی به نمایش گذاشته شود و شرکت و نمایش خود در برابر دیگران یه جورایی تناقص داره و می طلبه  امثال نظراتی که داده شده ، اینطور فکر نمی کنید ؟

در چنین روزی - آذر جشن

جمعه اول آذر ماهآتش

روز برگزاری آذر جشن یکی از جشن‌های فراموش شده در پیوند با آتش و برافروختن نخستین شعله زمستانی .

اس ام اس های دوستی

برای یافتن بهترین دوست باید همواره یک چشم بسته باشد همینطور برای نگهداشتنش .

بهترین دوستان ، دوستان بدون قید و شرط هستند .

دوستی مانند پول است ، بدست آوردنش همیشه آسان تراز نگهداشتنش می باشد .

دوستی ، روحی است که در دو بدن زندگی کند .

دوستی بین دو نفر ادامه نمی یابد ، اگر آنها نتوانند عیب یکدیگر را نادیده بگیرند .

دوستی یافتن مشابهات نیست ، پذیرفتن اختلافهاست .

دوستان جدید، ای بسا چون اشعار باشند ، اما دوستان قدیمی مانند الفبا هستند ؛ برای شعر خواندن الفبا را فراموش نکن !
میگویند برای زندگی پول لازم است ، میگویند برای زندگی سلامتی لازم است ، اما برای زندگی من ، تو لازمی و بس .

                                          sms

یک پیشنهاد : دانشگاههای ماهواره ای

این پیشنهادیست ، برای زنان و مردان عمل گرا و آنان که به علم و پیشرفت و آینده بهتر می اندیشند .

باید بکوشیم تا با زمان حرکت کنیم و بجای ترس و بدبینی نسبت به ابزار جدید ، باید آنها را در خدمت خود بگیریم . دانشگاههای ماهواره ای نمودی از تلفیق گذشته و حال و آینده هستند . دانشگاههای ماهواره ای ابزاری هستند ارزان تر و در دسترس تر در بسط علم و دانش برای همه و در همه جا .

کلاس های درس از طریق شبکه های ماهواره ای کارتی در دسترس دانشجویان قرار میگیرد . ارائه تمامی درسها باید همراه با تصاویر ، فیلمها ، نمودارها ، نقشه ها ، . . . باشد . دانشجویان می توانند از طریق اس ام اس با کلاس ها ارتباط برقرار کنند و به هر درس و استاد و نحوه اجرای او نمره و ستاره دهند . جزوات و تست ها از طریق اینترنت در اختیار دانشجویان قرار می گیرد . امتحان آخر ترم را میشود در مکان های عمومی چون پارک ها یا مساجد برگزار کرد یا چاره ای بهتر اندیشید . برای دروس عملی و آزمایشگاهی که حضور استاد یا استاد یار الزامی است میتوان حداقل کلاسهای لازم را برپا نمود . با عملی ساختن دانشگاههای ماهواره ای از اتلاف وقت و هزینه های رفت و آمد و خوابگاه و غیره کاست . دانشگاههای ماهواره ای باید بگونه اجرا و مدیریت شوند که ارزش علمی و مدارک آنها برتر و بالاتر از دانشگاههای دولتی باشد . بیایید از امروز در فردا زندگی کنیم !

در چنین روزی - نادین گوردیمر

پنجشنبه 30 آبان 20 نوامبر

  نادین گوردیمر  

در چنین روزی و در سال 1923 نادین گوردیمر Nadine Gordimer نویسنده برنده جایزه نوبل در اسپرینگز Springs ژوهانسبورگ Johannesburg افریقای جنوبی به دنیا آمد .

رمان ها :

روزهای فریبنده The Lying Days

سرزمین بیگانگان A World of Strangers

فرصتی برای دوست داشتن Occasion for Loving

آخرین دنیای بورژوازی The Late Bourgeois World

محافظه کار The Conservationist

دختر برگر Burger's Daughter

خانواده جولای July's People

یک ورزش طبیعی A Sport of Nature

سرگذشت پسرم My Son's Story

هیچ کس همراهم نیست None to Accompany Me

کار بهتری انجام بده Get a Life

مجموعه داستان های کوتاه :

رو در رو Face to Face

شش فوت از دهکده Six feet of the Country

جا پاهای جمعه Friday's Footprint

داستان برگزیده Selected Stories

تاراج : و دیگر داستانها Loot: And Other Stories

بتهوون یك شانزدهم سیاهپوست بود Beethoven Was One-Sixteenth Black

از ویکی پدیا

                                                  . . .

آفتاب / گفت وگو با نادین گوردیمر / اكسپرس - فوریه ۲۰۰۴ / روزنامه شرق :

نادین گوردیمر برنده جایزه نوبل ۱۹۹۱ هرگز دست از دفاع از سیاهان آفریقای جنوبی برنداشته است و همه آثارش به عنوان مثال آخرین مجموعه داستانش تاراج كالبد شكافی بی نظیری از شرایط انسانی است.
• باید چه معنایی به عنوان اثر شما، تاراج داد؟
این عنوان كنایه ای است از دستاورد نویسندگی من، از تمام چیزهایی كه توانسته ام برای بازگو كردن تنوع و پیچیدگی تجربه انسانی جمع آوری كنم. نوشتن به پرده برداری از حقایق پنهان می پردازد. روزنامه ها و تلویزیون فقط سطح رویدادها را لمس می كنند. اما رمان نویس باید بیشتر ریسك كند. تخیل او نوعی شهود است كه به او اجازه می دهد زمانه اش را عمیقاً درك كند، بدون نادیده گرفتن تمام آنچه می تواند شخصاً در آن داشته باشد، چیزهای فردی و سری.
• احساسات شخصیت های شما اغلب متضاد و سوءتفاهم برانگیزند. چرا؟
فكر می كنم وقتی انسان ها خود را از هم گسسته نشان می دهند، به روشی یكپارچه رفتار می كنند. این موضوع همیشه مجذوبم كرده است.
• شما داستان های بسیار زیادی نوشته اید. آیا داستان نسبت به رمان ژانر خاص تری است؟
بله، داستان شبیه یك تخم مرغ است. به محض اینكه ابتدایش را پیدا می كنم ، دقیقاً می دانم پایانش چه خواهد بود. رمان برعكس به چنین ایجازی تن نمی دهد. تم هایی را وارد بازی می كند كه در سطوح مختلف كاوش شده اند. وقتی رمان را شروع می كنم، فقط كافی است به صدایی گوش دهم كه می داند چطور آن را تعریف كند و در جریان نوشتن درمی یابم چطور رمان طرح ریزی می شود.
• شما اغلب خودتان را آفریقایی سفیدپوست توصیف می كنید. این موضوع را چطور باید درك كنیم؟
من در آفریقای جنوبی به دنیا آمده ام و همیشه آنجا به عنوان شهروند آفریقایی زندگی كرده ام. در طول مبارزه علیه حكومت اقلیت سفید، به ANC ملحق شدم. در دل این جنبش سیاه بسیار قوی مبارزه كردم و به همین دلیل است كه مرا به عنوان آفریقایی می پذیرند. بدون آنكه رنگ پوستم مشكلی به وجود بیاورد . . . 
متن کامل

و حالا FOX SERIES

اینترنت و کانال های ماهواره ای ، دیروز را به فردا پیوند می زنند . امروز ، اما فرصتی است تا خود را برای فردا آماده سازیم ، و نیز بکوشیم تا بجای سد سازی ناممکن در برابر این فرصت بدست آمده ، حداکثر استفاده و بهره و لذت را از آن ببریم .

بعد از کانال های ماهواری 24 ساعته رایگان MBC 2 و MBC 3 و MBC4 و MBC Action و MBC Max که به پخش فیلم و سریال های متنوع با زبان اصلی و زیر نویس عربی اختصاص یافته اند و کانال ماهواره ای MBC Persia که فیلمهای سینمایی را با زیر نویس فارسی پخش می کند ، رقیب تازه نفس ام بی سی یعنی Fox Movies که مدتی است کار خود را با پخش فیلمهای سینمایی 24 ساعته شروع کرده ، قرار است از اول دسامبر با نام Fox Series سریالهای تلویزیونی با زبان اصلی و زیر نویس عربی پخش نماید .

فرصت خوبی است تا ضمن دیدن این فیلمها و سریالهای رایگان بکوشیم تا زبان انگلیسی خود را تقویت کنیم ، که برای فردا به آن شدیدا نیاز داریم ،‌ گرچه فردا از همین حالا آغاز گشته است .

Fox Series

Nilesat
Freq:12130
SR: 27500
POL: Ver
FEC: 3/4

Badr - Arabsat
Freq:11842
SR: 27500
POL: Hor
FEC: 3/4

سرقت كشتی تجاری حامل گندم ايران

بنظرم جالب ترین خبر امروز سرقت كشتی تجاری حامل گندم ايران توسط  دزدان دريایی سوماليایی می باشد ، انگار که در غرب وحشی وحشی زندگی می کنیم ،‌ نه قانونی ، نه کلانتری :

خبرگزاری فارس : نيروي دريایی آمريكا اعلام كرد ، دزدان دريایی سومالی در تازه ترين حملات خود به كشتی های عبوری از خليج عدن ، يك كشتي تجاری با پرچم هنگ كنگ كه براي خطوط كشتيراني ايران كار مي كرد و بار گندم داشت را ربودند ، اين كشتی تجاری 36 هزار تنی در خليج عدن مورد حمله دزدان دريایی واقع شده است . . .

اما ادامه این خبر جالب تر است ، یعنی پذیرش وضع و به رسمیت شناختن دزدان و معامله با آنان از سوی مقامات ایرانی :

خبرگزاری فارس : پيش از اين نيز يك فروند كشتی ايرانی توسط دزدان دريایی سوماليایی ربوده شده بود كه پس از ماهها تلاش مسئولان ايرانی و با پرداخت مبلغی خدمه ايرانی كشتی آزاد شدند !

  دزدان دريایی  

در چنین روزی - اينديرا گاندی

چهارشنبه 29 آبان 19 نوامبر

در چنین روزی و در سال 1917 اينديرا پرایادارشینی گاندى Indira Priyadarshini Gandhi در شهر الله آباد هندوستان به دنیا آمد .

  اينديرا گاندى  

اينديرا به ترتيب در هند و سوئيس به تحصيل پرداخت، در سال 1937 بعد از فوت مادرش  وارد كالج آكسفورد شد، در 1941 به وطن خويش بازگشت و در سال 1942 با فيروز گاندی روزنامه نگار الله آبادی ازدواج كرد . شوهرش كه فقط تشابه اسمى با مهاتما گاندى داشت نيز از فعالان حزب كنگره محسوب مى شد . مدتى بعد ، زن و شوهر توسط انگليسى ها دستگير شده و 13 ماه را در زندان سپرى مى كنند. در سال 1960 شوهرش چشم از جهان فرو بست.
در سال 1947 ميلادى ، هند استقلالش را كسب مى كند و اينديرا كه پدرش جواهر لعل نهرو نخست وزير هند شده بود ، نقشى رسمى را در كنار پدر ايفا مى نمايد .در سال 1964 ميلادى پس از درگذشت جواهر لعل نهرو ، وی در دولت لعل بهادر شسترى به عنوان وزير اطلاع رسانى و راديو و تلويزيون منصوب مى گردد . هنگامى كه شسترى در سال 1966 ميلادى به طور ناگهانى فوت مى كند ، اينديرا جانشين او در مقام نخست وزيرى هند مى شود.

اينديرا می‏نويسد: يكي از امتيازات من اين بود كه پدرم به من آموخته بود، چگونه با سياستمداران و بزرگمردان روبرو بشوم و با آنها به بحث و گفتگو و تبادل نظر بپردازم، از آن گذشته مهارت و تجربه فراواني در ملاقات و مذاكره با هنرمندان و نويسندگان و طبقات ديگر اجتماع پيدا كرده بودم، اما تنها اشكالي كه برايم پيش مي‏آمد اين بود كه بايد به سياست بازان حالی مي‏كردم ، كه به من به چشم دختر نهرو نگاه نكنند و برای شخص خودم حقی قائل باشند.
در سال بعد ، نمايندگان حزب كنگره در پارلمان هند اينديرا گاندى را براى يك دوره پنج ساله به مقام نخست وزيرى انتخاب مى كنند . حزب كنگره به رهبرى اين زن پولادين در انتخابات سال 1971 ميلادى به پيروزى خردكننده اى دست مى يابد.

در سال 1975 ميلادى اينديرا گاندى به تخلف در جريان انتخابات سال 1971 ميلادى متهم مى شود.او در بيگناهى خود پافشارى كرده و مى گويد اين اتهامات براى دور كردن او از مسووليت هاى سياسى عنوان شده اند .اينديرا به جاى استعفا در روز 26 ژوئن سال 1975 ميلادى اعلام وضعيت فوق العاده مى كند و با قدرت به حكومت خود ادامه مى دهد.
در سال 1977 ميلادى به اميد كسب حمايت عمومى از سياستش ، انتخابات عمومى را برگزار مى كند اما در جريان انتخابات كرسى نمايندگى اش در پارلمان را از دست مى دهد و حزب كنگره شكست مى خورد.

مخالفان بعد از اين شكست، او را از قدرت خلع كردند و با ايراد تهمتهايی به زندان انداختند و براي اعضاء خانواده‏اش هم مزاحمتهايي فراهم كردند، اما طرفدارانش مبارزه كردند، حزب جديدي تشكيل دادند .
در انتخابات ژانويه سال 1980 ميلادى ، اينديرا گاندى به طور چشمگيرى پيروز شده و قدرتمندانه به صحنه بازمى گردد. در ماه هاى مه و ژوئن سال 1984 ميلادى ، جنبش استقلال طلبى سيك ها در ايالت پنجاب بالا مى گيرد و بيش از 1000 نفر از آنها به معبد زرين آمريتسار ، معبد مقدس فرقه سيك پناه مى برند.ارتش دستور حمله به معبد را دريافت مى كند. نيروهاى ارتش به معبد زرين حمله كرده و در جريان تصرف آن 90 سرباز و 712 استقلال طلب سيك كشته مى شوند. از آن پس جامعه سيك ها در جستجوى موقعيتى براى انتقام جويى از اينديرا گاندى بودند. به اين ترتيب ، در روز 31 اكتبر سال 1984 ميلادى نخست وزير هند به ضرب گلوله هاى دو گارد محافظش كه از فرقه سيك ها بودند به قتل مى رسد.

  تمبر یادبود  اينديرا گاندى  


آخرين جمله اى كه توسط اينديرا گاندى قبل از مرگ در يك جمع عمومى بيان شده بود اين جمله بود: اگر امروز بميرم ، هر قطره خون من كشور و ملت را مستحكمتر خواهد كرد. در واقع روح اينديرا گاندى با روح هند عجين شده است.

منبع :

جام جم آنلاين / بهرام افتخاری

گوناگون / احمد صادقي اردستانی

بع ع ع ع ع

خبرگزاری رویترز / 13 نوامبر : چوپان های فرانسوی گله های گوسفند خود را برای چرا و اعتراض به وضع نابسامان موجود به نزدیکی برج ایفل بردند .

  تجمع بره‌ها پيرامون برج ايفل  

بع ع ع ع ع . . . بهانه هر چه باشد : سقوط قیمت ها ، بحران جهانی ، کاهش درآمد ها ، کمک کردن یا نکردن بیشتر دولت فرانسه به دامداران ، آخرش این سر ماست که بریده میشود ، پس بگذارید دلمان خوش باشد که ما تنها بره های جهان هستیم که برج ایفل را از نزدیک زیارت کردیم . . . بع ع ع ع ع

وفور بنزين و گازوئيل قاچاق ايرانی در پاكستان

نه ! خبر تازه ای نیست !

سایت تابناک :

روزنامه پاکستانی ديلی تايمز در روز 21 آبان از قول دلالان نفت گزارش داد ، به دليل ارزاني نسبی ، عرضه بنزين و گازوئيل قاچاق از ايران به ويژه در شهرهای سيند و بلوچستان دوباره افزايش پيدا کرده که به شهر پنجاب نيز نفوذ کرده است.
با توجه به اينکه ايران 40 درصد بنزين مورد نياز خود را وارد مي‌کند و مقدار قابل توجهی از آن هم از شرکت هندی ريلايانس اينداستريز تأمين مي‌شود ، مردم ايران در حال تقديم ميلياردها دلار يارانه به پاکستانی‌ها هستند که از لطف دست و دل بازی مسئولان ايران از کاهش قيمت بنزين و گازوئيل بهره می ‌برند.
با توجه به حجم زياد قاچاق اين سوخت‌ها، بسيار بعيد به نظر می‌رسد که آنها توسط چند جيپ يا تانکر از ايران به پاکستان حمل شوند و اين قاچاق آشکار احتمالا با استفاده از کشتی صورت می ‌گيرد که بنزين و گازوئيل خريداری شده را پيش از وارد شدن به ايران تغيير مسير داده و به پاکستان حمل می‌کنند. حال پرسش اين است که اين کار در چه بندرگاه‌ هایی انجام می‌شود و چگونه امکان دارد که کسی چيزی در مورد آن نداند؟!

در مصرف گاز صرفه جویی کنید !

اعتماد ملی / گروه اقتصاد / ريحانه مظاهری :‌

از پارس جنوبی ديگر نمی‌توان به عنوان ميدانی مشترك ميان ايران و قطر ياد كرد چرا كه برداشت‌های قطر از اين ميدان آنقدر بيش از ايران بوده كه اكنون به صراحت می‌توان گفت وعده كارشناسان در خصوص برداشت قطر از منابع ايران در اين ميدان مشترك كه همواره از سوی مقامات نفتی مورد تكذيب قرار گرفته در معرض تحقق يافتن است .

قطر با صدور اولين محموله ال‌ان‌جی خود به انگليس طي ماه جاری و با برنامه ‌های بلند مدتی كه برای توليد و صادرات ال‌ان‌جی در نظر گرفته از هم‌اكنون نام خود را به عنوان بزرگترين توليدكننده ال‌ان‌جی در جهان براي سال 2012 ميلا‌دی ثبت كرده است و اين بار مقامات نفتی ايران نيز نتوانستند اين پيشی گرفتن را از سوی قطر نسبت به برداشت از ذخاير گازی مشترك تكذيب كنند . . .

. . . اما در همين حال و با وجود اينكه ايران برای تامين نياز داخلی كشور به گاز در زمستان حاضر شده گاز مورد نياز خود را با قيمت شناور از تركمستان تامين كند، وزير نفت به تركيه قول مساعد می‌دهد كه تمام گاز مورد نياز اين كشور را در زمستان تامين خواهد كرد كه البته بخشی از اين نياز را احتمالا از طريق گاز وارداتی از تركمنستان تامين خواهند كرد . . .

شعبده بازی : اول نفت بادآورده را استخراج می کنیم ، بعد آن را به خارجی ها میفروشیم دلار میگیریم ، بعد دلارها را میدهیم ترکمنستان گاز می گیریم ، بعد گاز وارداتی را می دهیم به ترکیه تا تركيه در زمستان امسال مشكل و نگرانی برای تامين گاز نداشته باشد !

مردم خودمان اگر در تابستان باور کردند که نباریدن باران سبب اصلی کمبود برق در کشورمان بود ، در زمستان هم باور میکنند که بارش برف و باران موجب کمبود گاز است ! پس در مصرف گاز صرفه جویی کنید !